uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

یادداشت‌های رهایی من

یادداشت‌های رهایی من

Kanalga Telegram’da o‘tish

می‌نویسم که یادم بمونه. #مغزیه #معشوق #book #movie #series #تیچرتیچر! مرمر هستم: https://t.me/HarfinoBot?start=7b303f1072fbf7df-761

Ko'proq ko'rsatish
239
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+130 kun

Ma'lumotlar yuklanmoqda

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '25
Iyul '25
+1
0 kanalda
Iyun '25
+3
1 kanalda
Get PRO
May '25
+6
1 kanalda
Get PRO
Aprel '250
0 kanalda
Get PRO
Mart '250
1 kanalda
Get PRO
Fevral '250
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '250
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '240
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '240
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '240
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '240
1 kanalda
Get PRO
Avgust '240
0 kanalda
Get PRO
Iyul '240
0 kanalda
Get PRO
Iyun '240
1 kanalda
Get PRO
May '240
0 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+15
0 kanalda
Get PRO
Mart '24
+8
0 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+9
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+25
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+46
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+35
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+217
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
02 Iyul0
01 Iyul+1
Kanal postlari
2
فقط وسط جنگ و تو بزنگاهِ از دست دادنه که آدم قدرِ داشته‌هاشو می‌دونه؛ خونه، عشق، آدم‌ها، سلامتی، آرامش، کتاب خوندن، و حتی خداحافظی‌ای که تهش می‌گی به امید دیدار.
134
3
ما شاید سلاح گرم و سرد دستمون نباشه که مستقیم با دشمن درگیر شیم اما اما اما همینکه حواسمون به روحیات خودمون و اطرافیانمون باشه کمک خیلی بزرگیه! حفظ کردن امید و قوی موندن تو این شرایط و دعااااا مهمترین کاریه که الان از دستمون برمیاد🩵
136
4
حالا من چرا اینا رو تعریف کردم؟! خواستم بگم الان تو شرایطی هستیم که اضطراب و خشم سریعتر بروز پیدا میکنه، گاهی اون وسطا ناامیدی دستشو می‌ذاره روی گلومون و می‌گه بزودی همه‌مون به فنا می‌ریم! می‌خوام یاد همه‌مون بیارم که بنی اسرائیل (که با شیطان پیمان بسته کمکش کنه) نه تنها جنگ فیزیکی، بلکه از خیلی وقت پیش جنگ روحی معنوی رو آغاز کرده و خیلیم روش حساب باز کرده. جادوگرای یهود معروفن به همکاری با اجنه‌ی شیطانی. یعنی همونایی که رو سینه‌مون آوار شدن و غم و ناامیدی رو تزریق می‌کنن به تمام وجودمون.
133
5
حالا که معلوم شد شخصیت واقعی‌ش چطور بوده؛ از ملکوت رانده شد؛ و شروع کرد به دشمنی با گونه‌ی انسان تا شاید شانس دوباره برای حکومت روی زمین رو داشته باشه. اما تنهایی که نمیشه جنگید! از جن و انس لشگر جمع کرد و هنوزم که هنوزه تمام تلاششو می‌کنه تا نسلمون منقرض بشه و هدف اصلی خلق شدنمونو نفهمیم و ارزش زندگی و انسان بودنو درک نکنیم. ( منابع: دوره فوق‌العاده «روایت انسان»، کتاب ۷ جن، سخنرانی‌های آقای رائفی پور که در نوجوانی گوش دادم و چیزهایی ازش یادم مونده بود و اندکی تفکر در قرآن کریم)
125
6
عزازیل تو فکر فرو می‌ره: موجود جدید؟ چرا من نه؟ مگه من چی کم داشتم؟ مگه چی کم گذاشتم؟! خدا جواب سوالاشو می‌دونست. عزازیل از اول که اومد ملکوت، نقشه‌ی رسیدن به قدرت داشت. روی زمین از شیاطین بود اما خدا بهش اجازه‌ی ورود به ملکوت داد تا دستش برا خودش و بقیه رو بشه. رو زمین نشد با جنگ به قدرت برسه، پس رفت تا تو آسمون با ایمان الکی صاحب قدرت بشه.
117
7
ماجرا می‌رسه به جایی که خدا می‌خواد خلیفه‌ی خودش روی زمین رو مشخص کنه. عزازیل با خودش فکر می‌کنه هزاران سالِ زمینی خدا رو عبادت کردم و همه رو دعوت کردم به بندگی. پس حتماً منم. اما خب، خدا یه موجود جدید می‌آفرینه: انسان! ( از یه سری توضیحات اضافه گذشتم که طولانی نشه و برسم به اصل مطلب)
115
8
حارث وقتی وارد ملکوت میشه با تمام وجود شروع می‌کنه به پرستش خدا. اصلا عاشق خدا میشه. یه لحظه هم از فکر خدا بیرون نمیاد و به درجه‌ای از ایمان می‌رسه که تو ملکوت بهش منبر جداگانه می‌دن و می‌شینن پای حرفاش و در عشق خدا می‌سوزن. خلاصه کلی معروف میشه اون بالابالاها و بهش لقب «عزازیل» میدن، یعنی عزیزِ خدا!
105
9
خلاصه کشت و کشتار شروع میشه نسناس و اجنه‌ی قدرت طلب میفتن به جون بقیه. زمین پر میشه از فساد و خونریزی. تا جایی که فرشته‌های قدرتمند از ملکوت به زمین میان تا جلوی اجنه رو بگیرن و موفق هم میشن. اما همه‌شون که ظالم نبودن؛ یه سری جوجه‌جن و جن مهربون هم بینشون زندگی میکردن و در مقابل ظلم ایستادگی کردن و درنهایت با ملائکه به ملکوت رفتن؛ یکی از اینا اسمشون بوده «حارث».
110
10
یه روز اجنه مدعی میشن که زمین واس ماس! ما از همه‌ی شما برتریم و می‌خوایم اینجا حکومت کنیم! جمع کنید برید یه سیاره‌ی دیگه وگرنه کوشته میشید! باقی موجودات اینطوری بودن که: what da hell bruh! خب داریم زندگیمونو می‌کنیم دیگه! دردت چیه؟
110
11
قضیه مربوط میشه به سال‌ها پیش. روزی روزگاری روی زمین، هزاران هزار موجود زندگی می‌کردن، اما انسان نبودن. جن بود، پری‌ بود، نسناس بود و احتمالاً نئاندرتال‌ها و موجوداتی که ممکنه بهشون بگیم «افسانه‌ای.» جونم براتون بگه که اینا به خوبی و خوشی داشتن با هم زندگیشونو می‌کردن، دوستِ خوبِ هم بودن و حتی با ملائکه هم رفت و آمد داشتن. تا اینکه...
112
12
به جن اعتقاد دارین؟! گروهی از موجوداتن که ویژگی‌های فیزیکی و روانی متفاوتی از انسان دارن. معنای جن در لغت یعنی پوشیده، چیزی که به چشم دیده نمیشه(گویا کلمات جنت و جنین هم از همین ریشه‌س) تعداد زیادی‌ از اجنه اصلاً از آدما خوششون نمیاد؛ بهشون میگن شیاطین جنی و هدفشون از بین بردن انسان‌هاست. اما چرا؟!
116
13
148896903.mp3
129
14
از اولین روز جنگ (هنوز به این کلمه عادت ندارم) یک آیه و یک سوره افتاده به جونِ استرسم و سعی داره سلول‌های کوچولوی مغزمو آروم کنه: «إنّا فتحنا لک فتح مبینا» و ادامه‌ش که می‌گه خدا به قلب اونایی که ایمان دارن آرامشی نازل میکنه که ایمانشون بیشتر هم بشه🩵 آرامش قلبی و ایمان قوی می‌خوام برای همه‌مون، ایمان به اینکه رها نشدیم و محکم‌تر از همیشه در آغوش خداییم.
131
15
خدایا! تو گفتی هیچکس رو جز به اندازه وُسعش تکلیف نمی‌کنی. حق گفتی، هرچی از تو بهم رسیده رشدم داده؛ هر طرف که منو بردی آباد شدم. اما چرا آدمات شبیه خودت نیستن؟ چرا این شیاطین انسان‌نما اینقدر رنج به جهان تحمیل می‌کنن؟ چرا هیچوقت از خودشون نمی‌پرسن «چرا؟»
132
16
حالا همه‌مون اینجاییم. وسط جنگ. یعنی اتفاقی که باید واکنش درستی بهش داشته باشیم. راستش من هنوز تو شوکم، وقتی به اندازه‌ای بزرگ بشم که جنگ رو باور کنم، اشک‌هام سیلاب راه می‌ندازن. اما الان نه، هنوز وقتش نرسیده؛ تا جایی که ممکنه می‌خوام چشمامو باز نگه دارم و حواسم باشه کیه که داره از وطنم با چنگ و دندون و با تمام وجود دفاع می‌کنه و کدوم احمق پست‌فطرتی از آب گل‌آلود ماهی می‌گیره. الان باید تماشا کنم، دعا کنم، امید داشته باشم، قرآن رو مرور کنم که وعده‌ی نابودی اسرائیل رو داده و انتظار بکشم.
123
17
خیلی سعی کردم به بچه‌ها یاد بدم که سختی و رنج، عضو ثابت زندگیه و فقط مدلش فرق می‌کنه؛ و تنها چیزی که می‌تونی کنترلش کنی «واکنشت نسبت به اتفاقات» و «رفتارت با دیگرانه.»
119
18
ما آدما گاهی خیلی راحت از کنار معجزات کوچیک و بزرگ زندگی‌مون رد می‌شیم، انگار که اتفاقی نیفتاده. اصلاً خود زندگی یه معجزه‌ست،+1
ما آدما گاهی خیلی راحت از کنار معجزات کوچیک و بزرگ زندگی‌مون رد می‌شیم، انگار که اتفاقی نیفتاده. اصلاً خود زندگی یه معجزه‌ست، اگه باور کنی که تا ابد ادامه داری.
260
19
وای چه قابلیت جالبی! درود بر تلگرام! (اگه صحبتی داشتین سمت چپ رو بزنید بیاید دایرکت🤝)
وای چه قابلیت جالبی! درود بر تلگرام! (اگه صحبتی داشتین سمت چپ رو بزنید بیاید دایرکت🤝)
221
20
داشتیم با همسرم درباره روابط موفق و ناموفق حرف می‌زدیم؛ حرف یه نفر شد که بعد از ۱۰ سال زندگی مشترک جدا شدن. گفتم مطمئنم کل اون ۱۰ سال سوختن و ساختن نبوده. همسرمم گفتن آره قطعاً روزهای خوبی هم کنار داشتن، طبیعیه که همه‌ی روابط فراز و نشیب داشته باشن ولی ما تلخی‌ها رو می‌چینیم کنار هم و می‌گیم دلیل طلاقشون اینا بوده؛ درحالیکه از بطن رابطه و چیزایی که بینشون گذشته خبر نداریم. {ما فقط یک برگ از کتاب قطور زندگی دیگران رو می‌خونیم و این اصلا برای قضاوت یک زندگی کافی نیست.}
205