کتابفروشی رزا📕🌸
Kanalga Telegram’da o‘tish
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Ko'proq ko'rsatish2 070
Obunachilar
-124 soatlar
-67 kunlar
-3030 kunlar
Postlar arxiv
2 070
اما اینبار هم شانس باهام یار نبود، چونکه یه مامور سلطنتی دنبالم افتاد. تقریباً امیدی نداشتم و همونطور که میدویدم، گازی به شیرینی میزدم. همون لحظه بودم که دستهای قدرتمندی من رو به سمتِ کوچهی باریکی کشیدن. دهنم رو باز کردم تا جیغ بکشم، اما اون دستش رو روی دهنم گذاشت و مانع از این شد.
2 070
آخرینباری که دزدی کرده بودم، مامور سلطنتی دنبالم افتاد. حالا هم نمیتونستم در برابر قار و قور شکمم مقاومت کنم.
پس یه شیرینی قندی دزدیدم و بیتوجه به داد و فریادهای مرد فروشنده، پا به فرار گذاشتم.
2 070
ما همهی روزهامون رو باهم گذروندیم، تا اینکه پیدین جونِ مجریقانون آینده رو نجات داد و به آزمون پاکسازی بردنش. حالا من تنهای تنها شده بودم. با اینحال اطمینان داشتم که پیدین صحیح و سالم برمیگرده و قراره با همدیگه به زندگیمون ادامه بدیم.اما حالا که پیدین نبود، من نمیدونستم قراره چهطوری شکمم رو سیر کنم. همیشه کار دزدی کردن و آوردن مواد غذایی روی دوش پیدین بود و من لباس میدوختم و میفروختم. و خب حالا؟ مجبور بودم خودم دستبهکار بشم.
2 070
اون پاش رو جلویِ پای مامور سلطنتی گذاشت و باعث زمین خوردنش شد.
بعد با همدیگه فرار کردیم و خودمون رو نجات دادیم. اونجا بود که شیرینی قندیم رو باهاش نصف کردم و فهمیدم دزدِ قهاری که مقابلم ایستاده، قراره تبدیل بشه به خانوادهام، همکارم و بهترین دوستم!
2 070
راوی : آدنا
پنجسال پیش برای اولینبار پیدین رو توی کوچهی غنائم دیدم؛ وقتی که یه شیرینی قندی دزدیده بودم و یه مامور سلطنتی دنبالم افتاده بود.
هیچوقت بلد نبودم دزدی کنم، انگار برای اینکار ساخته نشده بودم، زمانی که داشتم فرار میکردم، چشمم به موهایِ نقرهای پیدین افتاد.
2 070
+1
اما همه چیز از اون روزی تغییر کرد که من تصمیم گرفتم سکه های ی تازه وارد رو بدزدم
غافل از اینکه اون شاهزاده جوان این کشوره!
اما نجات جون اون تو حمله ای که تو زاغه رخ داد
باعث شد توجه مردم زاغه و حتی پادشاه بهم حلب بشه !
نمیدونستم این اتفاق میتونه زندگیمو زیر رو کنه !
سرنوشت چه چیزایی رو برام در نظر گرفته؟
2 070
+1
اما پدرم قبل از مرگش بهم یاد داده بود
از مهارت های مشاهده گریم استفاده کنم تا بتونم تظاهر کنم که ی غیبگوم ...
زنده موندن تو این زاغه برای ی فرد عادی کار ساده ای نیست
و من این موضوع رو بهتر از هرکسی میدونم
برای همین همیشه آماده مبارزه ام ...
2 070
+1
مرگ پدرم زندگی رو برام سخت تر کرد !
پدرم توسط پادشاه به قتل رسید و حالا من بعد از اون یاد گرفتم چجوری تو این زاغه ها از گرسنگی و قفل جون سالم به در ببرم ...
من ی فرد عادی ام
اگه کسی متوجه این موضوع بشه یا کشته میشم یا تبعید !
2 070
+1
مرگ پدرم زندگی رو برام سخت تر کرد !
پدرم توسط پادشاه به قتل رسید و حالا من بعد از اون یاد گرفتم چجوری تو این زاغه ها از گرسنگی و قفل جون سالم به در ببرم ...
من ی فرد عادی ام
اگه کسی متوجه این موضوع بشه یا کشته میشم یا تبعید !
2 070
ولی مگه میشه همین یک سوپرایز رو رزا بوک براتون داشته باشه اونم به عنوان اخرین سوپرایز تابستون😎
2 070
همینجور که از دیشب خیلی هاتون درست حدس زدید باید بگم بلهه جلد۱/۵ ناتوان چاپ شده و به این مجموعه اضافه شدهه🙂↔️
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
