uz
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Kanalga Telegram’da o‘tish

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Ko'proq ko'rsatish
2 068
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
-1930 kunlar
Postlar arxiv
کسی حالا وارد دنیایی می‌شه که پر از راز، جرم و ذهن‌های درگیر و پیچیده‌ست. دختری که همیشه فقط تماشا می‌کرد، حالا قراره خودش یک
کسی حالا وارد دنیایی می‌شه که پر از راز، جرم و ذهن‌های درگیر و پیچیده‌ست. دختری که همیشه فقط تماشا می‌کرد، حالا قراره خودش یکی از بازیکنای اصلی بازی بشه.

توی راه، مایکل که خودش یکی از اعضای برنامه‌ست، کم‌کم لایه‌های شخصیتش رو نشون می‌ده: اونم یه نابغه‌ست، توی خوندن احساسات. یکی
+1
توی راه، مایکل که خودش یکی از اعضای برنامه‌ست، کم‌کم لایه‌های شخصیتش رو نشون می‌ده: اونم یه نابغه‌ست، توی خوندن احساسات. یکی از اون آدماییه که از یه تکون ابرو یا مکث کوتاه، می‌فهمه ته دلت چی می‌گذره.

سه روز بعد، مایکل با یه پورشه مشکی میاد دنبالش. خداحافظی سختی داره، ولی سوار می‌شه و می‌رن سمت برنامه‌ی نچرال‌ها.
سه روز بعد، مایکل با یه پورشه مشکی میاد دنبالش. خداحافظی سختی داره، ولی سوار می‌شه و می‌رن سمت برنامه‌ی نچرال‌ها.

با اینکه خانواده کلی دعوا راه می‌ندازن و التماسش می‌کنن بمونه، آخرش مادربزرگ بهش می‌گه کریسمس باید برگرده خونه، و کسی با چشم‌
با اینکه خانواده کلی دعوا راه می‌ندازن و التماسش می‌کنن بمونه، آخرش مادربزرگ بهش می‌گه کریسمس باید برگرده خونه، و کسی با چشم‌هایی پر از اشک، می‌فهمه که اونا هنوزم پشتشن.

تو این بین، درگیری احساسی‌ای هم با خانوادۀ پدریش داره، مخصوصاً با مادربزرگش که خیلی دوسش داره.... ولی کسی تصمیم خودشو گرفته👀
تو این بین، درگیری احساسی‌ای هم با خانوادۀ پدریش داره، مخصوصاً با مادربزرگش که خیلی دوسش داره.... ولی کسی تصمیم خودشو گرفته👀

ولی یه چیزی ته دلش می‌گه این فرصت، شاید تنها راهشه برای اینکه یه روز، اون پرونده رو خودش حل کنه...🫣
+1
ولی یه چیزی ته دلش می‌گه این فرصت، شاید تنها راهشه برای اینکه یه روز، اون پرونده رو خودش حل کنه...🫣

بریگز بهش پیشنهاد می‌ده بره دی‌سی و توی این برنامه‌ی خاص آموزش ببینه... کسی دو دل می‌شه، مخصوصاً چون هنوز فکر مادری که پنج سا
بریگز بهش پیشنهاد می‌ده بره دی‌سی و توی این برنامه‌ی خاص آموزش ببینه... کسی دو دل می‌شه، مخصوصاً چون هنوز فکر مادری که پنج ساله ناپدید شده و جسدش هیچ‌وقت پیدا نشده، از ذهنش بیرون نرفته.

پشت خط همون پسر مرموزه‌ست، اسمش مایکل بود، معلوم می‌شه که مامور ویژه بریگز، یه مامور FBI جوون و جدیه. می‌خواد کسیو توی یه برن
+1
پشت خط همون پسر مرموزه‌ست، اسمش مایکل بود، معلوم می‌شه که مامور ویژه بریگز، یه مامور FBI جوون و جدیه.
می‌خواد کسیو توی یه برنامه‌ی خاص جذب کنه. برنامه‌ای به اسم "نچرال‌ها" که مخصوص آدماییه که مهارتای طبیعی خارق‌العاده دارن. کسی هم یه استعداد خدادادی داره توی خوندن آدم‌ها، فهمیدن نیت‌هاشون، تشخیص شخصیت و تحلیل رفتار. خلاصه، یه نبوغیه تو ذهن‌خوانی.

تا دو روز با خودش کلنجار می‌ره و بالاخره به شماره‌ای که روی کارت نوشته شده زنگ می‌زنه.
تا دو روز با خودش کلنجار می‌ره و بالاخره به شماره‌ای که روی کارت نوشته شده زنگ می‌زنه.

کسی فکر می‌کنه حتما سر کارش گذاشتن، اما ته دلش امید داره شاید بالاخره یکی تصمیم گرفته روی پرونده مادرش کار کنه...
کسی فکر می‌کنه حتما سر کارش گذاشتن، اما ته دلش امید داره شاید بالاخره یکی تصمیم گرفته روی پرونده مادرش کار کنه...

در مورد این پسر رفتاراش از همون اول عجیب به نظر می‌رسه. سفارش غذاش رو نمی‌گه... از کسی می‌خواد "حدس بزنه" که تخم‌مرغ‌هاشو چجو
در مورد این پسر رفتاراش از همون اول عجیب به نظر می‌رسه. سفارش غذاش رو نمی‌گه... از کسی می‌خواد "حدس بزنه" که تخم‌مرغ‌هاشو چجوری دوست داره. کسی هم دقیق و راحت می‌تونه درست بگه. تهش پسر یه انعام عجیب بالا می‌ذاره و یه کارت ویزیت. که کارت FBI هست!

توی یه روز معمولی، یه پسر خوش‌تیپ و مرموز میاد رستوران. کسی عادت داشت توی ذهنش آدما رو تحلیل کنه و از ظاهرشون قصد و نیتشون یا
توی یه روز معمولی، یه پسر خوش‌تیپ و مرموز میاد رستوران. کسی عادت داشت توی ذهنش آدما رو تحلیل کنه و از ظاهرشون قصد و نیتشون یا سفارششون رو حدس بزنه. اون یه استعداد ذاتی داشت و همیشه هم درست حدس می‌زد

پنج سال پیش مادر کسی کشته شد و جسدش هیچ‌وقت پیدا نشد... از اون موقع حضانت کسی رو به پدرش دادن و پیش اونا زندگی می‌کنه.
پنج سال پیش مادر کسی کشته شد و جسدش هیچ‌وقت پیدا نشد... از اون موقع حضانت کسی رو به پدرش دادن و پیش اونا زندگی می‌کنه.

نه از کارش خوشش میاد، نه از مشتریاش، ولی حداقل باعث شده فک‌و‌فامیل پدریش دست از سرش بردارن.
نه از کارش خوشش میاد، نه از مشتریاش، ولی حداقل باعث شده فک‌و‌فامیل پدریش دست از سرش بردارن.

کسی، دختری باهوش و کمی عجیب، تابستون رو با کار توی یه رستوران کوچیک می‌گذرونه.
کسی، دختری باهوش و کمی عجیب، تابستون رو با کار توی یه رستوران کوچیک می‌گذرونه.

خب دیگه الان بریم سراغ معرفی اصلی😁

به زودی همه حقیقت ها مشخص میشه و اعضای گروه روی واقعی خودشون رو نشون میدنن😬🤫
به زودی همه حقیقت ها مشخص میشه و اعضای گروه روی واقعی خودشون رو نشون میدنن😬🤫

حالا پای این گروه خاص به یک پرونده عجیب باز میشه....
حالا پای این گروه خاص به یک پرونده عجیب باز میشه....

تیمی نخبه و مخفی که فقط پرونده های خاص و حل نشده رو حل میکنن🫣
تیمی نخبه و مخفی که فقط پرونده های خاص و حل نشده رو حل میکنن🫣

چی میشه اگه اف بی ای ادم هایی با استعداد های خاص رو دور هم جمع اوری کنه و ازشون یک گروه مخفی بسازه...
+1
چی میشه اگه اف بی ای ادم هایی با استعداد های خاص رو دور هم جمع اوری کنه و ازشون یک گروه مخفی بسازه...