uz
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Kanalga Telegram’da o‘tish

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Ko'proq ko'rsatish
2 061
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kunlar
-2230 kunlar
Postlar arxiv
کتاب های قبلی این نویسنده ماده تاریک و ارتقا بود که حسابی عاشقشون هستید🥹
+1
کتاب های قبلی این نویسنده ماده تاریک و ارتقا بود که حسابی عاشقشون هستید🥹

کتاب ″فرار″🩸✨ اگر دلتون هیجان واقعی میخواد حتما این کتاب رو بخونید.. چونکه حسابی توش هیجان موج میزنه👀 ژانر:جنایی،معمایی/نوی
+1
کتاب ″فرار″🩸✨
اگر دلتون هیجان واقعی میخواد حتما این کتاب رو بخونید.. چونکه حسابی توش هیجان موج میزنه👀
ژانر:جنایی،معمایی/نویسنده:بلیچ کراوچ چاپ اول/۳۵۲صفحه/۳۹۹تومان @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

نویسنده قلم خیلی خوبی داره و کتاب های قبلیش هم اگر خونده باشید به خفن بودنه این نویسنده ایمان دارید😼 این کتاب پر از فراز و ن
نویسنده قلم خیلی خوبی داره و کتاب های قبلیش هم اگر خونده باشید به خفن بودنه این نویسنده ایمان دارید😼
این کتاب پر از فراز و نشیب هیجانیه به طوری که قراره حسابی معتادش بشید🙂‍↔️

نورها رمز این کتابن نور هایی که معلوم نیست منبعش از کجاست و برای چی به وجود اومدن👀🤐

جک با شنیدن این حرف های کول تمام بدنش به لرزه درمیاد انگاری که بهش شوک الکتریکی وصل کردن....💀
جک با شنیدن این حرف های کول تمام بدنش به لرزه درمیاد انگاری که بهش شوک الکتریکی وصل کردن....💀

و ادامه میده و میگه همون شبی که رفتم خونه ی الکس بمونم. شبش دیروقت بوددکه همه مون از خونه رفتیم بیرون....
و ادامه میده و میگه همون شبی که رفتم خونه ی الکس بمونم. شبش دیروقت بوددکه همه مون از خونه رفتیم بیرون....

اون میگه که به خاطر نورهاست جک میگه که کدوم نورها کول بهش نگاه میکنه و میگه خودت میدونی!
اون میگه که به خاطر نورهاست جک میگه که کدوم نورها کول بهش نگاه میکنه و میگه خودت میدونی!

کول به پدرش میگه که فهمیده چرا ادم بد ها این کارارو میکنن...
کول به پدرش میگه که فهمیده چرا ادم بد ها این کارارو میکنن...

جک اونو پیش خودش میاره تا توی کیسه خواب جک بخوابه😶
جک اونو پیش خودش میاره تا توی کیسه خواب جک بخوابه😶

وقتی توی چادر توی کیسه خواب هاشون خواب بودن کول پسر کوچیک خانواده با کابوس بیدار میشه🫣
وقتی توی چادر توی کیسه خواب هاشون خواب بودن کول پسر کوچیک خانواده با کابوس بیدار میشه🫣

اونجا توقف کردن تا شب رو بگذرونن پس کمپ زدن و خوب استتار کردن🤐
اونجا توقف کردن تا شب رو بگذرونن پس کمپ زدن و خوب استتار کردن🤐

در نهایت به کوهستانی سرد و برفی رسیدند...
در نهایت به کوهستانی سرد و برفی رسیدند...

جک و خانوادش شب اول رو توی کویر گزروندن و روز بعدش رو شهر به شهر درحالیکه ماشین های آدم های بد دنبالشون بودن فرار میکردن☠
جک و خانوادش شب اول  رو توی کویر گزروندن و روز بعدش  رو شهر به شهر درحالیکه ماشین های آدم های بد دنبالشون بودن فرار میکردن☠

ولی ادم های بد همه جا بودن....
ولی ادم های بد همه جا بودن....

جک و خانودش فقط از اون شهر ها فرار میکردن تا به جایی امن برسن🫴🏻
جک و خانودش فقط از اون شهر ها فرار میکردن تا به جایی امن برسن🫴🏻

بعضی از مردم حاضر به ترک شهرشون نبودن میخواستم با اون ادم ها مقابله کنن و بعضی ها از این همه خشونت دیوانه شده بودن🫢
بعضی از مردم حاضر به ترک شهرشون نبودن میخواستم با اون ادم ها مقابله کنن و بعضی ها از این همه خشونت دیوانه شده بودن🫢

اون به طرز عجیبی بدجنس بودن و سنگدل ترین ادم های روی زمین بودن👀
اون به طرز عجیبی بدجنس بودن و سنگدل ترین ادم های روی زمین بودن👀

توی راه از شهری گذشتن که بعضی از مردمش زنده بودن از اونها شنیدن که افرادی با اسلحه و تبر به خانواده هاشون حمله میکردن ولی حال
توی راه از شهری گذشتن که بعضی از مردمش زنده بودن از اونها شنیدن که افرادی با اسلحه و تبر به خانواده هاشون حمله میکردن ولی حالت عادی نداشتن...

خونه ها همه آتیش گرفته بودن... آدم های زیادی قبل از اونا به طرز بدی کشته شده بودن‼️
خونه ها همه آتیش گرفته بودن... آدم های زیادی قبل از اونا به طرز بدی کشته شده بودن‼️

اما راهی که باید طی میکردن سخت تر و وحشت ناک تر از تصورشون بود😶‍🌫
اما راهی که باید طی میکردن سخت تر و وحشت ناک تر از تصورشون بود😶‍🌫