کتابفروشی رزا📕🌸
Kanalga Telegram’da o‘tish
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Ko'proq ko'rsatish2 069
Obunachilar
+124 soatlar
-37 kunlar
-2330 kunlar
Postlar arxiv
2 069
کتاب جدیدمون قراره بهمون کمک کنه که از روی نقاشی به ظاهر ساده کلی راز های مخفی رو کشف کنیم😈😌
2 069
کتاب گلبرگ پنجم💀🤫
🩸ناشر:تندیس
🩸ژانر:تریلر،معمایی،ماوراءالطبیعه
🪬۴۷۹صفحه/۲۱۵تومان🪬
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
2 069
اون لحظه فهمید برگشتنش به سیلم فقط برای نجات رز نیست.
شاید خودش هم وسط این ماجرای خطرناک باشه. و سوالی که توی سرش تکرار میشد این بود: آیا واقعا یه موجود افسانهای پشت این قتلهاست یا کسی داره با قصههای قدیمی سیلم، از مردم انتقام میگیره؟
2 069
کالی خیال میکرد که این حرف هم از همون هذیونهایِ همیشگی رز هست؛ اما وقتی رفت سر وقت وسایل قدیمی رز، یه دفترچه قدیمی پیدا کرد.
توی اون دفترچه، اشکال عجیب و غریبی کشیده شده بود. و پنجتا اسم! که سهتا از اون اسم ها خط خورده بودن، چهارمی رز بود ولی اسم پنجم... اسم خود کالی بود!
2 069
رز که حالا مظنون به قتل "بیلی بارنس" بود، در مقابل کالی همچنان به حرفهای قدیمیش ادامه داد.
حرفهایی که همه بهش میخندیدن و باورش نمیکرد. رز گفت که اون شب سه گلبرگ افتاد، چهارمی هم من بودم و یک گلبرگ دیگه باقی مونده تا دایره کامل بشه!
2 069
وقتی کالی فهمید که اینبار هم رز وسط ماجراست، عزمش رو جزم کرد و به سیلم برگشت.برگشتنش به اونجا، حس عجیبی داشت. وقتی برای اولین بار بعد از سالها رز رو دید، قلبش فشرده شد. اون به شدت پیر شده بود، شونههاش خمیده شده بودن و دستهاش میلرزیدن، ولی چشمهاش هنوز برق ترسی رو داشت که کالی از بچگی یادش مونده بود.
2 069
بعد از اون شب، کالی با هزار بدبختی از سیلم رفت و تصمیم گرفت هیچوقت برنگرده.
ولی بیستوپنج سال بعد، یه تماس همه چیز رو براش خراب کرد. بهش خبر دادن که همون شب هالووین، پای همون درختی که بیستوپنج سال پیش اون سه زن کشته شدن، حالا یه پسر به قتل رسیده!
2 069
+1
ولی بعد از اون اتفاق، همه به رز میگفتن دیوونه، چون قسم میخورد قاتل آدم نبوده، میگفت یه موجود افسانهای بوده به اسم بانشی؛ موجودی که قبل از مرگت، یه جیغ میکشه و به سراغت میاد!
2 069
وقتی کالی بچه بود، یه اتفاق همهچیز رو براش عوض کرد.
شب هالووین، سه زن توی شهر سیلم کشته شدن. تنها کسی که از اون شب زنده موند، زنی به اسم رز ولان بود؛ کسی که برای کالی درست مثل مادر بود.
2 069
+1
کالی سالها پیش توی شهر سیلم زندگی میکرد.
شهری که همه دنیا اون رو با داستانهای جادوگرها و محاکمههاش میشناختن. از بیرون شاید یه شهر توریستی خوشگل به نظر میرسید، ولی پشت اون ظاهر زیبا، پره از شایعه، خرافه و حرفهای پچپچوار بود.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
