Abyss of Ideas
Kanalga Telegram’da o‘tish
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
Ko'proq ko'rsatish1 073
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+2930 kun
Postlar arxiv
1 073
کافیه یه شیشکی در ۱۰۰۰ کیلومتری یا انتخابات فلان کشور اتفاق بی افته از بقال سرکوچه که قند و چایی احتکار می کنه تا فلان دلال طلا و ماشین ... همه هم دلیل منطقی برای خودشون دارند ! بعد در جمع خودشونو با ایرانشهر ، کوروش و مذهب پاره می کنند :)
واقعیت اش این هست ایرانی ها نه مذهب دارند نه کشور و نه اعتقادی ، یکسری دلال دور هم جمع شدند کون هم می ذارند خوشحالند
1 073
Repost from Homonoia
شعر دانته همچون شعر شکسپیر، نوعی موسیقی دارد که مدام پیرو هیجانات و احساسات است. لحن و تکیهها اساسی هستند، هر جمله باید به صدای بلند خوانده شود و خوانده میشود. میگویم که با صدای بلند خوانده میشود، زیرا هنگامی که ما ابیاتی را میخوانیم که واقعاً ستودنی و زیبا هستند، دلمان میخواهد با صدای بلند بخوانیم. هنگامی که شعری خوب است، امکان نمیدهد که با صدای آهسته و یا در سکوت خوانده شود. اگر ما آن را اینچنین بخوانیم، شعر خوبی نیست: شعر تلفظ را ایجاب میکند. شعر همواره به یاد دارد که پیش از اینکه هنری نوشتاری باشد هنری شفاهی بوده است. به یاد دارد که آواز بوده است. دو جمله شاهدِ این مدعاست. اولی از هومر است - یا یکی از آن یونانیهایی که هومر مینامیم - که در اودیسه میگوید: «خدایان برای انسانها بدبختیهایی را فراهم میکنند تا نسلهای آینده چیزی برای سرودن داشته باشند.» دومی که بسیار متأخر است، از مالارمه است و همان را که هومر گفته است با زیبایی کمتری تکرار میکند: «جهان برای این پدید آمده است، تا به کتابی زیبا منجر شود.» ما در اینجا یک تفاوت میبینیم؛ یونانیها از نسلهایی سخن میگویند که سرود میخوانند، و مالارمه از چیزی صحبت میکند در میان چیزهای دیگر: از یک کتاب. امّا اندیشه همان است، این اندیشه که ما برای هنر پدید آمدهایم، برای خاطره ساخته شدهایم یا برای شعر، و یا شاید، برای فراموشی؛ امّا یک چیز باقی میماند، و آن، تاریخ یا شعر است، که در اساس، تفاوتی با یکدیگر ندارند.
از نُه مقاله دربارۀ دانته
نوشتۀ خورخه لوئیس بورخس
ترجمۀ کاوه سید حسینی و محمدرضا رادنژاد
1 073
Repost from همچون در یک آینه
🎼ویدیوی اجرای میشا مایسکی از آداجیو ۹۷۴ اثر باخ/ مارچلو
@ThroughaGlassDarkly #موسیقی
1 073
Repost from N/a
" نظر در حقیقت، [...] دشوار [...] است. [...] شاید علّتِ دشواریِ کنونی نه در خود امور، بلکه در ما باشد. زیرا حالِ عقل در نفسِ ما، در برابر چیزهایی که در طبیعت از همه آشکارترند، مانند چشمانِ خفاش در برابرِ روشناییِ روز است."
ارسطو - متافیزیک، کتاب آلفای کوچک، فصل یکم
« آنچه به طور کلی آشناست، از آنجا که آشناست، شناخته نیست»
هگل - پیشگفتار پدیدارشناسی روح
«آنچه از حیث اونتیکی نزدیکترین است و آشنا، از حیث اونتولوژیکی دورترین است و ناشناخته ... »
هایدگر - هستی و زمان
آن جنبههایی از چیزها که برای ما مهمترین جنبهها هستند در نتیجهی سادگی و عادی بودنشان پنهان ماندهاند ( نمیتوان متوجهاش شد - چون همیشه پیش چشم است.)
ویتگنشتاین - پژوهشهای فلسفی
@bodkin123bursting
1 073
J_S_Bach_The_Well_Tempered_Clavier_Book_I_Sviatoslav_Richter_190374765763.zip504.32 MB
1 073
یکی از بهترین اجراها از باخ ، ریختر خودش یه برداشت جالبی از باخ داره @abyssofideas خواستید آلبوم کاملش هم هست
1 073
Repost from فیلم و هُنر فاخر 2
مستند کوتاه خرمن و بذر (1344)
کارگردان ابراهیم گلستان
@Filmkootahh
1 073
«لودویگ فان بتهوون»
(سونات پیانو شماره ٢٨)
موومان اول:
موومان نخست نمایانگر حسرتی وصفناپذیر است و ملوس واگنری رو به یاد میآورد. این موومان آغازین دو صفحهای در میان سوناتهای بتهوون بسیار منحصربهفرد است.
اجرا: سوياتوسلاو ریختر
ضبط: ١٩۵٩
🎼🎼🎼
🆔 @ClassicMusic3
1 073
Repost from Classical Music
«لودویگ فان بتهوون»
(سونات پیانو شماره ٢٨)
پنج سونات واپسین بتهوون خلاقیت روزافزون و رو به رشدش رو در فاصله میان سالهای ١٨١۶ تا ١٨٢٢ آشکار میسازند. این مجموعه نمایانگر اوج فرم سونات در دستان آهنگساز است و در کنار واریاسیونهای دیابلی، همونطوری که «جیمز فریسکین» گفته است (عالیترین و عمیقترین شکل از تأویل آثار پیانویی رو پیش روی قرار میدهند.)
ایدههای موسیقایی این آثار چنان با عمق احساس و شعف پیشگویانه درآمیختهاند که اجرایی شایستهی آن مستلزم ایثاری استثنایی و بینشی عمیق است.
کمتر آثاری رو میتوان یافت که تلاش و بررسی پیانیست در طول عمرش رو چنین به نیکویی پاداش دهند. سونات شماره ٢٨ اپوس ١٠١ با تکنیک شیطانیاش حسی دردناک رو به تصویر میکشد.
🆔 @ClassicMusic3
1 073
اشاره هگل هم به مرگ خدا البته اول بار شاعر آلمانی Rist به لین قضیه اشاره می کنه ولی منظور هگل اشاره به آگاهی رواقی و سیطره شکاکیت فلسفه رواقی که در اون همه چیز نفی می شد و این تردید بر همه چیز و غروب و زیر سوال بردن تمام آرمان ها و فرهنگ غنی یونانی رومی را عامل اصلی ظهور مسیحیت می داند حتی اگر متن های کسانی مثل سنت آگوستین را بخوانید این شکاکیت و زیر سوال بردن همه چیز و عدم رضایت همیشگی اش از فرهنگ یونانی رومی را می شود دید در اعترافات اش حتی از لحظات دیدن تئاتر هم ابراز نفرت می کند چه برسد بقیه شاخص های فرهنگی اون زمان ... و این نفرت متفکرانه را عامل گرویدن اون سوژه های نفی کننده به مسیحیت می داند چون بالاخره فرد می خواهد وجود داشته باشد و به چیزی چنگ بزند ...ظهور عرفان های نوظهور در ایران مدیتیشن بازی و رویکرد فعلی یکی از مترجمان همین متن آقای اردبیلی خودش مو به مو نقل وضعیت توصیف کننده هگل هست ...
1 073
غریزه عقل توهم داشتن آگاهی است ! ( نتیجه ۱_ آگاهی با عقل فرق دارد ۲_ آگاهی رسیدن به مرحله ایده هست ۳_ آگاهی از منظر هگل در شناسایی آگاهیتوسط دیگری هست سوژه کلا بدون ارتباط با دیگری وجود ندارد ۴_ هگل اگر در زمانه فعلی بود این آگاهی های تکین و سوژه محور فعلی رو بحق بعنوان یکسری گاو و گوسفند توصیف می کرد )
1 073
Franz Peter Schubert
Piano Sonata No.18٫ Op. 78
in G Major٫ D. 894٫ Solo piano
by Sviatoslav Richter (Pianist)
1 073
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد
مولانا، رباعی شمارهی ۶۰۲
#Persian_Traditional
