uz
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

Kanalga Telegram’da o‘tish

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

Ko'proq ko'rsatish
1 073
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+2930 kun
Postlar arxiv
این چنین مسکین که منم، کیست که مرا رهایی بخشد؟ کانتات برای گروه همخوانان کلیسا، اثر یوهان/یوحان زباستین باخ Bach, Johann Sebastian - Ich elender Mensch, wer wird mich erlösen BWV 48 Choro con Choral #در_حضرت_امر_حسی

آموزگاری که از شاملو برای توضیح افلاطون استفاده می کند ❤️
آموزگاری که از شاملو برای توضیح افلاطون استفاده می کند ❤️

یکی از دوستان زبان شناسم می گفت " کلمه کارامازوف ساخته خود داستایوفسکی بود" اینجا هم اصغر رستگار به ریشه های زبانشناسانه کلمه
یکی از دوستان زبان شناسم می گفت " کلمه کارامازوف ساخته خود داستایوفسکی بود" اینجا هم اصغر رستگار به ریشه های زبانشناسانه کلمه کارامازوف اشاره می کند

تصویر روی جلد ترجمه اُردو urdu ( زبان اطراف پاکستان ) از رمان برادران کارامازوف
تصویر روی جلد ترجمه اُردو urdu ( زبان اطراف پاکستان ) از رمان برادران کارامازوف

Repost from N/a
photo content

آدم خایه مالی یکی رو بکنه که دو زار حالیش باشه یا یه پولی گیرش بیاد یارو اومده سینه چاک " نجات غلامی " با اکانت Fake فحش نوشته 😁 آخه کونده بچه ، حتما باید اول دوباره بازم بشاشم به اون نویسنده " موندالیسیونتون"

مَتّی 13:‏44 nmv [44] «پادشاهی آسمان همچون گنجی است پنهان در دل زمین که شخصی آن را می‌یابد، سپس دوباره پنهانش می‌کند و از شادمانی می‌رود و آنچه دارد، می‌فروشد و آن زمین را می‌خرد. https://bible.com/bible/118/mat.13.44.nmv

you're studying while someone is playing the piano in another room (playlist) 1

( این مطلب خوبی هست منو یاد جمله ای از این کتاب انداخت : دیزنی لند را ساخته اند که ما فکر کنیم بقیه چیز ها واقعی اند ) https://t.me/AbyssofIdeas/10487

این پیپ نیست اما آن اسب است در عنفوان جوانی با دختری به سینما رفتم. فیلم درباره مردی عاشق‌پیشه بود که با پایان بندی تلخی معلوم شد با کس دیگری هم در ارتباط است. از سینما که بیرون آمدیم دختر دیگر یار غافله نبود: ابتدا حرف نمی‌زد بعد شروع کرد به گیر دادن و بعد دعوا راه انداخت و در نهایت با گفتن اینکه" تو هم همه حرفات دروغه و من مطمئنم با کس دیگه هستی" به سر خیابان نرسیده رابطه پایان یافت. همذات‌پنداری او با تصویر فقط بخشی از ماجرا بود او تصویر و قصه را به تمامی امری واقعی پنداشته بود و غرق در تصویر توان فاصله گذاری بین خود و تصویر و خیال را نداشت. این رفتاری بدوی و نشان از انسان‌های غارنشین است: #رنه_ماگریت در کار بنظیرش با عنوان 'خیانت به تصویر' زیر تصویر پیپ می‌نویسد 'این یک پیپ نیست' : این تصویر پیپ است، تصویری که من ساخته‌ام و به نمایش گذاشته‌ام: ' نه، این فقط یک نمایش است. اینطور نیست؟ پس اگر من بر روی تصویر نوشته بودم «این یک پیپ است»، دروغگو بودم.' او با این کار بین شی و خودش فاصله‌گذاری می‌کند. تصویری که باعث نمی‌شود شی به تو نزدیک شود. این حاصل تفکر انسان مدرن است. تصویر سازی نه بر اساس واقعیت محض و ایستایی شی، بلکه برای نمایش یک دروغ است. نمایشی که هیچ‌گاه همه حقیقت را نشان نمی‌دهد. انسان غارنشین اما وقتی تصویری روی دیوار به جا می‌گذاشت برای نزدیک کردن آن به خود بود. تصویر اسب روی دیوار برای نزدیک شدن به آن بود. نیرو گرفتن و لمس کردنش. نشانی سمبولیک که می‌توانست با او ادغام شود نیرو و توان آن تصویر را بگیرد و حتی او را بپرستد( آیین‌های زیادی است که تصویر یا ساخت دست خود را می‌پرستند یا حتی نفرت می‌ورزند: تصویر همان است و آن شی حیوان یا خدا را نزدیک کرده و این‌همانی داده‌اند) فرق انسان بدوی و مدرن در همین فریفته نشدن به امر خیالی و واقعیت است. به فریب خیانت تصویر را نخوردن است. به جدایی آن دو و دانش این که نمایش هر چیز واقعیت و حقیقت آن نیست. امروزه که جهان دایم از کتاب و کتابت فاصله می‌گیرد و همه چیز تصویر شده نیاز است که بدانیم چگونه از بدویت خود گذر کنیم. شبکه‌های مجازی چشم جهان شده‌اند و انسان امروز جهان را با تصویر می‌شناسد تصویری که در ذاتش دروغ است و فریب. پذیرفتن تصویر و نمایش به عنوان حقیقت جاری در جهان همان فریبی است که جهان سرمایه می‌خواهد انسان در آن غرق شود. جایی که تنها هنر است که می‌تواند این فریب را نمایان کند و خیانت تصویر را بر ملا. #مهدی_فاتحی

photo content
+2

الان دیدم نوشته " موندالیسیون " احتمالا منظورش موناد های لایبنیتس بود😐 یه گروه مارو ادد کرده بودند قدیم جمع جقله های دانشجوی فلسفه و ادبیات و علاقه مندان به فلسفه بودن بعد چرندیات اینو می فرستادند تو گروه😂 تصور کنید یکی موناد های لایبنیتس رو بنویسه " موندالیسیون " بعد مرجع یکسری باشه 😁

خواندن دریدایی اپیکور 😁 ( راستشو بگم اگه بخوام مالیخولیایی بنویسم از همه اینا هم بهتر می نویسم حالشو ندارم فقط 😁)
+1
خواندن دریدایی اپیکور 😁 ( راستشو بگم اگه بخوام مالیخولیایی بنویسم از همه اینا هم بهتر می نویسم حالشو ندارم فقط 😁)

اینم یکی از پیغمبر های فعلی ایرانی هاست 😁 می گه "روح مطلق هگلی " همون نوشته های مارک دوساد هست! یعنی تصور کن اون راهبه ای که در یکی از داستان مارک دوساد چند نفری بهش تجاوز می کنند نمایش" روح مطلق هگلی " هست! یا مثلا داستان Salo ساد که یکسری آدم از بچه چند ماهه تا آدم بزرگسال را نمایندگان قدرت سیاسی و اجتماعی می برند بهشون تجاوز می کنند و فیلم اش را پازولینی ساخته روح مطلق هگلی هست😁 قدرت پرستی رو با روح مطلق هگل قاطی کرده😂 یارو نه می دونه ساد چیه نه هگل :) بعد یکسری سینه چاک هم داره انگار ( حتی همین تشبیه و ارجاع به ساد را از دیالکتیک روشنگری آدورنو و هورکهایمر کپی کرده اونجا داستان های ساد را با پوزیتیویسم روشنگری مقایسه می کنند ) ( واقعا با یکسری گاو هموطن شدیم 😁) https://t.me/madrasefalsafe/5022

اینها همه اثرات جانبی علاقه به کارتون پاندا کونگ فو کار هست😁
اینها همه اثرات جانبی علاقه به کارتون پاندا کونگ فو کار هست😁

هنر قوی‌تر از دانایی ( دانش) است، زیرا زندگی می‌خواهد ، و دانش به عنوان غایت نهایی خویش فقط نابودی به دست می‌آورد. ( نیچه ) ا
هنر قوی‌تر از دانایی ( دانش) است، زیرا زندگی می‌خواهد ، و دانش به عنوان غایت نهایی خویش فقط نابودی به دست می‌آورد. ( نیچه ) اول اش جالبتر است بنظرم : هنر می‌گِرید: «بگذارید اعدام اش کنند ». فیلسوف در phatos (شرم_ وجدان فردی) حقیقت فریاد می زند: «بیدارش کن!»

‏"انقلاب ها در مورد چیزهای بی اهمیت نیستند، بلکه از چیزهای کوچک ( بی اهمیت) سرچشمه می گیرند." - ارسطو، کتاب سیاست ( نقاشی پرو
‏"انقلاب ها در مورد چیزهای بی اهمیت نیستند، بلکه از چیزهای کوچک ( بی اهمیت) سرچشمه می گیرند." - ارسطو، کتاب سیاست ( نقاشی پرومته در حال دزدیدن آتش هفاستس)

یه ریتوییت جالب به سینمای چک و اسلواکی داشت :)
یه ریتوییت جالب به سینمای چک و اسلواکی داشت :)

حالا اینها یا اکثرا به این قضیه قبل از شروع رمان هم توجه نمی کنند که راسکولنیکوف با دختر معلول صاحب خانه اش ازدواج می کند ؛ یعنی اوج محبت و تلاش برای شاد کردن یه انسان معلول ، بعد جامعه همچین آدمی رو تبدیل به راسکولنیکوف قاتل می کند ... چرا این بخش را کسی بهش توجه نمی کند؟! چون علاوه براینکه خود رمان را نمی فهمد نمی خواهد وارد شبکه روابط بشود برای همین داستان را درحد " تبر " و " زن رباخوار " مواجه آدم خوب و آدم بد می بیند مثل استقلال و پرسپولیس ؛ تفسیر رمان ذهن پیچیده می خواهد نه داشتن یکسری پیش فرض ساده لوحانه

امثال علی شاهی و کلا روشنفکری ایرانی یه جذبه عجیبی نسبت به کار های احمقانه دارند و فکر می کنند هر کسی هم باهاشون مخالفت منطقی کرد کانتی و عقل گراست، برادر من شما حتی یه رمان را نمی فهمی و اونو ستایشگر تبر زن ها فکر می کنی هست بعد به روشنفکری ۵۷ می گن " ساده لوح" اینطور حساب کنیم اونها در مقابل شا که پرفسور بودند 😁