قدیمی جوابه
Kanalga Telegram’da o‘tish
595
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
596
باز شوق یوسفم دامن گرفت
پیر ما را بوی پیراهن گرفت
ای دریغا نازکآرای تنش
بوی خون میآید از پیراهنش
ای برادرها خبر چون میبرید؟
این سفر آن گرگ یوسف را درید
یوسف من پس چه شد پیراهنت؟
بر چه خاکی ریخت خون روشنت؟
بر زمین سرد خون گرم تو
ریخت آن گرگ و نبودش شرم تو
تا نپنداری ز یادت غافلم
گریه میجوشد شب و روز از دلم
داغ ماتمهاست بر جانم بسی
در دلم پیوسته میگرید کسی
ای دریغا پاره دل جفت جان
بیجوانان مانده جاویدان جهان؟
در بهار عمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ارغوان
ارغوانم ارغوانم لالهام
در غمت خون میچکد از نالهام
آن شقایق رسته در دامان دشت
گوش کن تا با تو گوید سرگذشت
نغمه ناخوانده را دادم به رود
تا بخوانم با جوانان این سرود
چشمهای در کوه میجوشد، منم
کز درون سنگ بیرون میزنم
از نگاه آب تابیدم به گل
وز رخ خود رنگ بخشیدم به گل
پر زدم از گل به خونآب شفق
ناله گشتم در گلوی مرغ حق
پر شدم از خون بلبل لب به لب
رفتم از جام شفق در کام شب
آذرخش از سینه من روشن است
تندر توفنده فریاد من است
هر کجا مشتی گره شد مشت من
زخمی هر تازیانه پشت من
هر کجا فریاد آزادی منم
من در این فریادها دم میزنم
_هوشنگ ابتهاج
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
