uz
Feedback
نقد شیعیان سنّی زده

نقد شیعیان سنّی زده

Kanalga Telegram’da o‘tish

﷽ #تشیع_سنتی_حدیث‌محور تبیین انحرافات موجود در جامعه‌ی اعتقادی شیعه خصوصاً نقد شیعیانِ متأثر از مخالفین با سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سُنّی‌زدگی چیست؟ t.me/ShiaOmari/167 فهرست t.me/ShiaOmari_list/31 توضیحات t.me/ShiaOmari/10 نظرسنجی @ShiaOmari_test

Ko'proq ko'rsatish
3 705
Obunachilar
+524 soatlar
+227 kunlar
+30230 kunlar
Postlar arxiv
#موقت درباره مطلب قبل مثالی بزنیم که مطلب واضح‌تر شود. (فعلا در پستی جداگانه می‌فرستم ان‌شاءالله بعداً در مطلب قبل اضافه خواهم کرد) آیه «اهدنا الصراط المستقیم» یک آیه محکم است و معنایش واضح و روشن. یعنی یک عرب‌زبان به راحتی معنایش را می‌فهمد که «ما را به صراط مستقیم هدایت کن». و صراط از جهت لغوی به معنای "راه" است. بنابراین با خواندن این آیه کلیات و یک فهم اجمالی و اولیه از قرآن اتفاق افتاده و در جان مخاطب اثری می‌گذارد. اما تفسیر آن چیست؟! مراد واقعی خداوند از صراط مستقیم چیست؟! ممکن است مخاطب پیش خود بپندارد یعنی از راه صحابه پیروی کردن، یعنی از خلفایی چون ابوبکر و عمر پیروی کردن و هزار تفسیر دیگر! ولی وقتی به تفسیر اهل‌بیت علیهم‌السلام رجوع می‌کند می‌بینید که اهل‌بیت علیهم‌السلام تفسیر مشخصی برای «صراط مستقیم» ارائه کرده‌اند و مراد واقعی خداوند از این آیه را روشن نموده‌اند: علي بن إبراهيم، قال: حدثني أبي، عن محمد بن أبي عمير، عن النضر بن سويد، عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام): ...اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ قال: «الطريق، و معرفة الإمام». (تفسیر قمی، ج۱، ص۲۸) امام صادق علیه السلام فرمود: صراط یعنی راه و مراد از آن شناخت و معرفت امام است. و حدثني أبي، عن حماد، عن أبي عبدالله (عليه السلام) في قوله: الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. قال: «هو أمير المؤمنين (عليه السلام) و معرفته ...(تفسیر قمی، ج۱، ص۲۸) امام صادق علیه السلام فرمود: صراط مستقیم همان امیرالمومنین علیه السلام و شناخت ایشان است. احادیث در این باره بسیار است که به دو مورد اکتفا کردیم.

💠 محدثین و حجیت ظواهر قرآن ✍ آیات قرآن در یک تقسیم‌بندی شامل دو دسته می‌شود؛ محکم و متشابه. در تعریف محکم گفته شده «آنچه که معنایش روشن و واضح است و احتمال معانی مختلف در آن‌ نیست لذا به آن عمل می‌شود». و متشابه یعنی «آیاتی که قابلیت حمل معانی مختلف را دارد و نمی‌تواند مبنای عمل قرار گیرد».[احادیث] همچنین آیات قرآن شامل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، شأن نزول‌ها و بطون است. از طرفی آنچه که امروزه به عنوان قرآن می‌شناسیم هرچند تماماً کلام خداوند است و چیزی از سخن بشر بر آن افزوده نشده، اما شاملِ تمام آنچه که به عنوان وحیِ قرآنی بر پیامبر صلی‌الله علیه وآله نازل شده نمی‌باشد و قرائت اهل‌بیت علیهم‌السلام در برخی آیات با قرائت رایج، متفاوت است(توضیح بیشتر). تمام این‌ها باعث می‌شود قرآن یک متن منحصر بفرد و خاص باشد که تفسیر و تأویل آن (فهم عمیق و دقیق و رسیدن به مراد واقعی خداوند) دور از دسترس همگان باشد و عقل بشر -به جز معصومین که به تمام جزئیات وحی احاطه دارند- در تفسیر آن عاجز بوده و تمام تلاش‌هایش به عنوان تفسیر، اظهار رأی و اجتهاد‌ و حدس و گمانی بیش نباشد و چه بسا بر خداوند افترا نیز ببندد و بگوید «منظور خداوند از آیه چنین است» درحالی که خداوند چیز دیگری را اراده کرده باشد! پس فهم ما از قرآن(بدون رجوع به معصوم) نهایت یک فهم اولیه، اجمالی و سطحی است که خطا نیز در آن محتمل است، البته این فهم به همان میزانی که لازم است کارایی داشته و کلیات و حقایقی را به انسان منتقل می‌کند و باعث انذار و تبشیر و تذکّر می‌گردد. اما فهم عمیق و دقیق و بی‌خطا تنها در گروِ رجوع به کسانی است که وحی در خانه‌هایشان نازل گشته و مخاطب مستقیم خداوند واقع شده‌اند(یعنی پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام). پس استخراج احکام از ظواهر قرآن بدون رجوع به تفسیر معصوم جایز نیست؛ زیرا چه بسا آیه‌‌ی متشابه‌ای را محکم بپنداریم. یا آیه‌ای را عام پنداشته اما خاص باشد و به اشخاص معینی اختصاص داشته باشد. یا چه بسا آیه‌ای را مطلق می‌پنداریم اما در آیه‌ای دیگر و یا در احادیث معتبر مقیّد به شرایط خاصی شده باشد. یا به آیه‌ای استناد می‌کنیم اما منسوخ شده. یا به آیه‌ای مطابق مصحف و قرائت رایج استناد می‌کنیم اما اگر مطابق قرائت و مصحف اهل‌بیت می‌خواندیم معنای آیه عوض می‌شد‌. شیخ حرّ عاملی رحمة الله علیه ۸۲ حدیث درباره‌ی آنچه گفتیم ذیل یکی از ابواب وسائل الشیعه با عنوان «عدم جواز استنباط احکام نظری از ظواهر قرآن مگر بعد از شناخت تفسیرش از امامان علیهم السلام» گردآوری کرده که می‌توانید رجوع کنید(وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۷۶ باب عَدَمِ جَوَازِ اسْتِنْبَاطِ الْأَحْکَامِ النَّظَرِیَّةِ مِنْ ظَوَاهِرِ الْقُرْآنِ إِلَّا بَعْدَ مَعْرِفَةِ تَفْسِیرِهَا مِنَ الْأَئِمَّةِ علیهم‌السلام) #محدثین #منهج_محدثین #اهل_حدیث #احادیث #حدیث #حدیث_اهلبیت #حجیت_قرآن #حجیت_ظواهر #فهم_قرآن #تفسیر #دین_شناسی #فهم_دین #روش_فهم_دین #اخباری #اصولی #اخباریون 🆔 @ShiaOmari

🔹عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ الْمَیْسِرِیِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ الْمَسِیحُ علیه السلام ... کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَامِ فَکَمْ مِنْ
🔹عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ الْمَیْسِرِیِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ الْمَسِیحُ علیه السلام ... کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَامِ فَکَمْ مِنْ ضَلَالَةٍ زُخْرِفَتْ بِآیَةٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ کَمَا زُخْرِفَ الدِّرْهَمُ مِنْ نُحَاسٍ بِالْفِضَّةِ الْمُمَوَّهَةِ النَّظَرُ إِلَی ذَلِکَ سَوَاءٌ وَ الْبُصَرَاءُ بِهِ خُبَرَاءُ. «...سخنان را خوب بررسی و موشکافی کنید؛ زیرا چه بسا گمراهی‌ای که با آیه‌ای از کتاب خدا آراسته می‌شود، همان‌گونه که دِرهمی از جنس مِس با روکشی از نقره آراسته می‌شود؛ هر دو از جهت ظاهر یکسان به نظر می‌آید، ولی اهل بصیرت آن دو را به خوبی می‌شناسند» 📗المحاسن، ج۱، ص۳۵۹. مشاهده حدیث به طور کامل و حدیث مشابه 🆔 @ShiaOmari

در میدان فلسطین تهران، بیلبوردی با تصویر خلیل الحیه، رهبر جدید حماس با یک کلت کمری نصب شده است که یک طرف او تصویر اسماعیل هنی
در میدان فلسطین تهران، بیلبوردی با تصویر خلیل الحیه، رهبر جدید حماس با یک کلت کمری نصب شده است که یک طرف او تصویر اسماعیل هنیه دیده می‌شود و طرف دیگرش یحیی سِنوار(عامل حرکت ۷ اکتبر در حمله به اسرائیل و آغاز جنگ غزه و سپس ویرانی کامل آن). روی بیلبورد هم نوشته شده: «خلیل الحیه؛ کابوس اشغالگران!» هم‌اکنون: حمله موشکی ایران به اردن در وسط مذاکرات آتش بس عمان!!! ✍مثل اینکه تا ایران را غزه نکنند دست‌بردار نیستند. خداوندا بحق محمّد و آل محمد شرّ این اراذل پوچ‌گرا را -که هیچ حق‌الناسی نمی‌شناسند و اگر همه‌ی مردم هم در راه توهّماتشان کشته شوند و تمام کشور ویران شود عین خیالشان نیست- از سر مردم و شیعیان کم کن. دقیقا یک سال پیش در این باره هشدار داده بودیم 🆔 @ShiaOmari

💠 از میان ۷۳ فرقه‌ی اسلام، تنها کسانی اهل نجاتند که از آثار و احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام پیروی کرده و از رأی و نظر شخصی در
💠 از میان ۷۳ فرقه‌ی اسلام، تنها کسانی اهل نجاتند که از آثار و احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام پیروی کرده و از رأی و نظر شخصی در دین پرهیز کنند. 🔹یحیی بَکّاء از امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اُمّت من به هفتاد و‌ سه فرقه تقسیم خواهد شد؛ یک فرقه از آنان فرقه‌ی نجات یافته و بقیه هلاک‌شدگانند. و نجات‌یافتگان کسانی هستند که به ولایت شما [امامان معصوم] تمسّک جویند و از علم شما فراگیرند و به رأی و نظر [شخصی] خود عمل نکنند. «پس هيچ راهى [برای سرزنش و تعرّض] بر آنان نيست»(سوره شوری: آیه۴۱)... 📗منبع: کفایة الاثر فی النصّ علی الائمة الاثنی عشر، ص۲۴۷-۲۴۸. تألیف علی بن محمد خزاز قمی از علمای بزرگ امامیه و از شاگردان شیخ صدوق. 📌چه بخوانیم؟ #حدیثگرایی #حدیث_محوری #منهج_محدثین #شیعه_اصیل #محدثین #اهل_حدیث #نقد_رأی #نقد_اجتهاد 🆔 @ShiaOmari

💠 نقد اجتهاد و تقلیدالفَوائِدُ العَشرَة في إبطالِ التَّقليدِ المُصطَلَح (ده فایده در ابطال تقلید از مراجع)هفت تکمله در نقد تقلید مصطلح  دو حدیث مهم در رد تقلید مصطلحنمونه‌ای از تاثیر پذیری اصولیون از "فلسفه" در استخراج احکام شرعی با ذکر مثال (۱)نمونه‌ای از تاثیر پذیری اصولیون از "فلسفه" در استخراج احکام شرعی با ذکر مثال (۲)پادکست: نقد تقلید (۱۶ دقیقه) آیا محدثین مخالف رجوع به فقهاء هستند؟!آزمون: اعتقاد به تقلید نوعی ادعای امامت استمحدوده حجیت عقل در حوزه دین و تکلیف شرعیمسائل جدید و احادیثدشمنی اهل رأی و اجتهاد با احادیث و علت آن (حدیث امیرالمومنین علیه السلام)چرا برخی حاضر به تسلیم در مقابل اهل‌بیت نیستند و با احادیث ایشان دشمنی می‌کنند؟!ده سال اتلاف عمر(لیست دروس حوزه از پایه اول تا پایه دهم + نقد)خداوند به واسطه احادیث اهل بیت علیهم السلام ما را در فهم و شناخت دین از قیل و قال‌های صوفیه و فلاسفه و مستشرقین و اهل اجتهاد و تفاسیر اجتهادی بی‌نیاز ساخته. اگر احیاناً در مسئله‌ای از مسائل دین حدیثی نداشتیم، سکوت اختیار کرده و نظر شخصی نمی‌دهیم؛ زیرا دین خدا مسئله حساسی است و جای نظر شخصی و قیاس و حدس و احتمال نیستآنچه را خدا مبهم گذاشته، مبهم بگذاریدقابل توجه عالمان منتسب به تشیع و دین پژوهانی که سنت اصحاب ائمه و شیعیان نخستین را ترک کرده و به امور جدید در دین و دین‌شناسی روی آورده‌اند!شما خود مصدر و منشأ بدعتیدخدای محدثیننقد عملکرد مراجع تقلید در قبال فسادها و بدعت‌های حکومت(۱)نقد عملکرد مراجع تقلید در قبال فسادها و بدعت‌های حکومت(۲)منهج اجتهاد و تقلید منشأ بدعت‌ها و گسترش آن‌هاچرا تقلید از فتاوی مجتهدین را قبول ندارید؟ آیا کاری که محدثین انجام می‌دهند اِعمال رأی نیست؟عامی برای اطلاع از تکلیف شرعی خود چه کار باید بکند؟ و عالم چگونه باید پاسخ دهد؟تقلید از مجرد فتاوی محدثین -که فقط به محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر در فهم احکام باور دارند- چه اشکالی دارد؟چگونه دین خود را بهتر و بیشتر بشناسیم؟ (معرفی منابع معتبر و اصلی) #نقد_اجتهاد #نقد_تقلید #نقد_اصول_فقه_رایج #فهرست_نقد_اجتهاد_تقلید 🆔 @ShiaOmari 🆔 @ShiaOmari_List

💠 عمل به احادیث موثوق الصدور عین طاعت امام است ⁉ یکی از دشمنان حدیث آل محمد صلوات الله علیهم چنین شبهه‌ای را مطرح کرده: «طاعت از امام معصوم تنها زمانی اتفاق می‌افتد که خودمان مستقیم با گوش خود از امام چیزی را بشنویم، ولی اگر به سخنی که کسی از امام نقل می‌کند عمل کنیم، این دیگر طاعت امام نیست». منظورش این است که با عمل به حدیث، طاعت امام اتفاق نمی‌افتد. بعد هم سعی کرده برای این ادعای مضحک مثلاً چند دلیل ذکر کند از جمله آنکه گفته «صدور احادیث و دلالتشان ظنّی است»، «در احادیث تعارض وجود دارد»، «برخی احادیث مخالف قرآن، عقل یا یافته‌های علوم تجربی» هستند. ✅ پاسخ: ▪اگر به خود کتب حدیثی رجوع کنید آن‌ها را مملو از احادیثی خواهید یافت که اهل‌بیت علیهم‌السلام شیعیان خود را امر به نوشتن احادیث و عمل به آن‌ها نموده‌اند. آنچنان این احادیث پرشمار است که می‌توان ادعای تواتر معنوی نمود. به عنوان مثال رجوع کنید به: ✓ ۴۷ حدیثی که مرحوم مجلسی در بحارالانوار(جلد دوم، صفحه ۱۴۴ به بعد) در باب «فضلُ کتابةِ الحدیث و روایته» ذکر کرده است. ✓ ۸۸ حدیثی که شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه(جلد ۲۷، صفحه ۷۷ به بعد) در باب «بَابُ وُجُوبِ الْعَمَلِ بِأَحَادِیثِ النَّبِیِّ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَنْقُولَةِ فِی الْکُتُبِ الْمُعْتَمَدَةِ وَ رِوَایَتِهَا وَ صِحَّتِهَا وَ ثُبُوتِهَا» ذکر کرده است. ▪اشکالی که این فرد مطرح کرده، خلاف سیره‌ی قطعی اصحاب و واقعیت تاریخی نیز می‌باشد. عمل به احادیث پیامبر تقریباً نزد تمام فِرَق اسلامی مورد قبول است. اگر بگوییم سخن پیامبر تنها وقتی بر منِ نوعی حجت است که خودم از ایشان شنیده باشم، چنین ادعایی منجر به محدودیت شریعت (تنها به زمانی خاص و افرادی معدود) می‌شود؛ چون عرفاً همگان در عصر پیامبر و ائمه علیهم السلام امکان ملاقات با ایشان را نداشته‌اند، و پس از وفاتِ ایشان هم آنان که بعدها به دنیا می‌آیند عملاً امکان ملاقات را ندارند پس تکلیفی متوجه‌شان نخواهد بود. و این با خاتمیت پیامبر اسلام و جهانی بودن شریعت ایشان(که آیات بسیاری بر آن دلالت دارد) ناسازگار است. از طرفی تمام آیاتی که امر به طاعت پیامبر و اخذ قول ایشان کرده منسوخ خواهد شد. بنابراین بطلان چنین ادعای سخیفی اظهرُ من الشمس است. و در مقام استدلال نقضی به خود مستشکل می‌گوییم: این که نماز صبحت را دو رکعت می‌خوانی، از دهان خود پیامبر شنیده‌ای، یا برایت نقلِ قول کرده‌اند و مطابق نقلِ قول‌ها عمل می‌کنی و انتظار ثواب داری؟! ▪اما از آنجا که مستشکل مدعی است فقط قرآن را قبول دارد، ما هم با خود قرآن جواب شیطنتش را می‌دهیم: در آیه ۱۲۲ سوره توبه آمده است: «وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» ترجمه: شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند. چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنان را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان خدا) بترسند و خودداری کنند! این آیه به وضوح مشروعیت پذیرشِ نقل قول مبلغان دین از معصومین را ثابت می‌کند؛ بدین نحو که لازم نیست همگان برای آگاهی و فهم دین نزد پیامبر و امام معصوم حاضر شوند و معارف دین را از دو لب مبارک ایشان بشنوند تا برایشان حجّت و لازم الاتّباع باشد، بلکه همین که شخص راستگویی که سخن پیامبر و امام را شنیده و فهم کرده برای مخاطب نقل قول کند، بر او پذیرش سخن لازم است.(لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ). پس اطاعت از معصوم فقط منحصر در شنیدن مستقیم از خود معصوم نیست، بلکه شارع پذیرش نقل قول از معصوم را به منزله طاعت از ایشان یاد کرده. ▪اما سایر ادله‌ای که ذکر مثل «ظنّی الصدور و ظنی الدلالة بودنِ احادیث»، «وجود احادیث متعارض»، و یا «مخالفت برخی احادیث با قرآن، عقل یا یافته‌های علوم تجربی»، این‌ها هیچ کدام اصل حجیت حدیث در دین را (به عنوان یکی از مصادر شرع) مخدوش نمی‌کند. بلکه این‌ها صرفاً هشدارهایی است که به هر حدیثی نمی‌توان عمل نمود. بسیار خوب. ما هم می‌گوییم به احادیثی عمل می‌کنیم که اطمینان به صدورش داریم، و هنگام تعارض و مخالفت با قرآن و عقل خود فرموده‌اند چه کنیم و مطابق دستوراتی که داده‌اند عمل می‌نماییم. #منهج_محدثین #اهل_حدیث #محدثین #محدثان #فهم_دین #روش_فهم_دین #حدیثگرایی #دین_شناسی #حدیث_شناسی #دفاع_از_حدیث 🆔 @ShiaOmari

💠 استحسان یا تسلیم؛ نقد دینداری عوام در مقوله‌ی ظلم‌ستیزی ✍متأسفانه بسیاری از مردم که دین‌ خود را عمدتاً از رسانه‌ها، مدارس، خانواده و محیط گرفته‌اند -و آشنایی مستقیم و عمیقی با معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام ندارند- دچار آفت «استحسان» در دینداری می‌شوند. منظور ما از استحسان یعنی یک چیزی که به ذهنمان خوب و پسندیده می‌آید را به عنوان دین پنداشته و بر اساس آن حبّ و بغض داشته و رفتار کنیم. در حالی که حقیقت دینداری در گرو «تسلیم» است؛ «تسلیمِ اهل‌بیت بودن و پذیرش بی‌چون و چرای دستورات ایشان». اگر قرار باشد تسلیم همواره با خوشایند و میل درونی ما هماهنگ باشد و هیچ‌گونه دشواری یا سنگینی در دل احساس نشود، در آن صورت دیگر نمی‌توان نامِ تسلیم بر آن نهاد. تسلیم یعنی پذیرش چیزی؛ چه خوشمان آید چه خوشمان نیاید. نمونه‌ای از این استحسان مردم را در تایید و همراهی با رفتارهای انقلابی و جهادی و ظلم‌ستیزانه مشاهده می‌کنیم. فرض کنید کسی نه با کلیات دین اسلام آشنایی دارد و نه با آموره‌های مذهب به طور خاص. اما به برخی فضائل انسانی به طور فطری معتقد است و بدان‌ها گرایش دارد؛ طبیعتاً نزد چنین شخصی، ظلم‌ستیزی(مبارزه با ظلم) و جانفشانی و تلاش در این راه یک فضیلت اخلاقی و انسانی محسوب می‌شود، و هر که در این راه گام بردارد را تحسین می‌کند. به همین دلیل است که امروزه می‌بینیم برخی از مذهبی‌های داخل کشور، شماری از مسلمانان خارج از ایران، و حتی افراد غیرمسلمان، از جمهوری اسلامی و رویکرد جهادی و انقلابی آن در مواجهه با غرب حمایت می‌کنند و اساساً همین ویژگی را معیار حقانیت آن می‌دانند. البته اگر برای این افراد روشن شود که ریشه‌های غرب‌ستیزی در جمهوری اسلامی لزوماً به اسلام یا آموزه‌های شیعی بازنمی‌گردد، بلکه بیشتر از اندیشه‌های کمونیستی و چپ‌گرایانه سرچشمه گرفته که طی ۶۰-۷۰ سال گذشته به‌واسطه‌ی مبلغان چپی، جریان اخوان‌المسلمین و شخصیت‌هایی مانند نواب صفوی وارد فضای فکری ایران شده است، شاید تا حدی افق دیدشان روشن‌تر شود و نگاهشان به مقوله‌ی ظلم و مصادیق آن تغییر کند، هرچند پرداختن به این جنبه، موضوع نوشتار حاضر نیست.(مطالعه بیشتر) مغز سخن در اینجاست که اگر به متون اصیل مذهب -یعنی سخنان خود اهل‌بیت علیهم‌السلام در کتب معتبر حدیثی- مراجعه کنید، با انبوهی از روایات درباره‌ی «تقیه»، «مدارا»، «صبر»، «انتظار»، «هُدنه» (سازش)، «نهی از قیام، جهاد و انقلابی‌گری تحت لوای غیرمعصوم» و... مواجه خواهید شد. از این رو درمی‌یابید که ظلم‌ستیزی یک حکم مطلق و همیشگی نیست؛ بلکه احکام آن بسته به شرایط، زمان و مکان، تفاوت می‌کند. همیشه چنین نیست که دین و شریعت، به کشته دادن خود و تحمیل هزینه‌های مالی و جانی بیشتر در راه مبارزه با ظلم را تجویز کند؛ تا جایی که اهل‌بیت علیهم‌السلام برای آنچه امروزه «شهادت در راه مبارزه با ظلم» خوانده می‌شود، تعبیر «هلاکت» را به کار برده‌اند.(اینجا) اینجاست که مؤمن باید اهل تسلیم باشد و استحسانِ شخصیِ خود را کنار بگذارد و به آن عقل کلّی که به علم الهی متصل است، اعتماد کند و بپذیرد که فرمودند: «هر قیام و جهادی تا قبل از خروج سفیانی هرچند با نیت خیر(دفع ظلم و برپایی حق) محکوم به شکست و بدتر شدن اوضاع برای شیعیان است». و اگر قیامی پیروز شود اساساً الهی و بر حق نیست، بلکه صاحب آن پرچم طاغوتی است که به غیر خدا پرستش و اطاعت می‌شود. (مشاهده احادیث) #ظلم_ستیزی #ظلمستیزی #مبارزه_با_ظلم #استکبارستیزی #جهاد #انقلابیگری #قیام #نقد_قیام 🆔 @ShiaOmari

عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ
عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: «... إِنَّمَا النَّاسُ مَعَ الْمُلُوکِ وَ الدُّنْیَا إِلَّا مَنْ عَصَمَهُ الله ...» مردم فقط به دنبال حاکمان و دنیا می‌روند مگر کسی که خدا او را نگه دارد 📗الإحتجاج، ج۱، ص۶۳۰ 🆔 @ShiaOmari

شبهه: امام حسین علیه السلام با یزید بیعت نکرد و از طرفی دعوت کوفیان را پذیرفت و به سمت کوفه حرکت کرد، «بیعت نکردن» و «حرکت به سمت کوفه» یعنی شورش و قیام علیه خلیفه. این خیلی واضح است و شما فقط به خاطر سوءاستفاده‌های حکومت ایران از حرکت امام حسین علیه السلام منکر قیام ایشان هستید! ✅ پاسخ: اولاً تعریف ما از حرکت امام حسین علیه‌السلام ربطی به مخالفت با جمهوری اسلامی ندارد و با مطالعه نصوص دانسته می‌شود(اینجا)، این عقیده‌ی ما(یعنی عدم قیام) را ۳۵۰ سال پیش علامه مجلسی که از آگاه‌ترینِ افراد به سیره و تاریخ اهل‌بیت علیهم‌السلام است نیز فرموده است.(اینجا) ثانیاً این نتیجه‌گیری سریع شما مبتنی بر ظاهر امر، و عدم توجه به همه‌ی شواهد و قرائن و سخنان خود سیدالشهداء علیه السلام است. اینکه حضرت بیعت نکرد، چون غیر از این انتظاری از ایشان نبود؛ شرعاً نباید بیعت می‌کردند؛ «هیچ امامی بدون اکراه و اجبار بیعت نمی‌کند و این یک اصل است». امیرالمومنین علیه‌السلام هم با ابوبکر در ابتدای امر بیعت نکرد. دلیلش واضح است؛ اگر امامی بدون اکراه و اجبار بیعت کند، امر بر جویندگانِ حقیقت مشتبه گشته و از حرکت امام، رضایت قلبی و تایید خلیفه دانسته می‌شود. پس شما نمی‌توانید از عدم بیعت سیدالشهداء علیه‌السلام در مدینه -هنگامی که بیعت با یزید به ایشان توسط حاکم مدینه عرضه شد- قیام و شورش را نتیجه بگیرید. در مدینه هنوز خطری ایشان را تهدید نمی‌کرد و حاکم مدینه تمایلی به آسیب رساندن به سیدالشهداء علیه السلام نداشت.(اینجا) و راه چاره برای حضرت -یعنی پناه بردن به مسجدالحرام- فراهم بود، پس طبیعی است که بیعت نکنند. اما چرا در ادامه نیز بیعت نکردند؟! چون یزید علیه اللعنة دیگر به دنبال بیعت گرفتن از امام نبود، بلکه به دنبال خوار و خفیف کردن و کشتن ایشان بود حتی اگر تسلیم می‌شدند. نامه‌های یزید به والیانش و رفتاری که با هانی و مسلم کردند گواه این حقیقت است.(اینجا) چرا حضرت عزم عراق کردند؟! حضرت بارها -چه در مکه و چه در مسیر مکه تا کوفه- از کشته شدنِ خود خبر داده بودند. اینکه ایشان به کوفه نخواهند رسید و یار و یاوری برای پیروزی بر یزید در کار نیست را علاوه بر خودشان، همگان می‌دانستند و چندین کاروان عبوری -که با حضرت در مسیر ملاقات داشتند- ایشان را از ادامه‌ی مسیر نهی کرده و از اوضاع ناگوار کوفه خبر دادند. حتی خبر کشته شدن مسلم و هانی و غلبه‌ی ابن زیاد بر کوفه خیلی زود به حضرت رسید. پس حضرت هم به علم ظاهر و هم به علم الهی می‌دانستند که در کوفه خبری نیست و دعوتنامه‌های کوفیان اهمیتی ندارد و قابل اعتنا نیست. اما ایشان با این وجود اصرار داشتند که خود را به عراق برسانند. چرا؟ به سه دلیل: نخست آنکه در تاریخ به کوتاهی و سهل‌انگاری متهم نشوند و مورد ملامت واقع نگردند که «اگر حسین بن علی علیه السلام خود را به کوفه یا نزدیکی آن می‌رساند، خونش ریخته نمی‌شد». دوم آنکه بهترین مکانی که امید می‌رفت در مقابل تعدّی بنی‌امیه به دفاع از حضرت بپردازند عراق و شیعیان کوفه بودند، پس عقلاً و شرعاً بهترین تصمیم برای حضرت رساندن خود به عراق و نزدیکی کوفه بود. سوم: حال که کشته شدن حضرت مسجّل و قطعی شده بود، تقدیر الهی بر این بود که ایشان و اصحابشان در عراق(کربلا) کشته شوند، و هدف باطنی حضرت برای عزیمت به عراق، رساندن خود به کربلا بود! × فراموش نکنید «شورشی جلوه دادن امام حسین علیه السلام» و تعبیر به «خروج ایشان علیه خلیفه»، بازی کردن در زمین بنی‌امیه و اهل‌سنت است برای مشروع جلوه دادن اقدامات یزید! علاوه بر این صحّه نهادن بر عقاید زیدیه و تخطئه‌ی مظلومیت ایشان نیز می‌باشد. 📌 بررسی کامل حرکت سیدالشهدا علیه السلام #سیدالشهداء #قیام_امام_حسین #عدم_قیام_امام_حسین #قیام_حسین_بن_علی #کربلا #كربلاء #حرکت_سیدالشهداء_علیه_السلام 🆔 @ShiaOmari

سوال: تقلید از مجرد فتاوی محدثین -که فقط به محکمات کتاب خدا و احادیث معتبره در فهم احکام باور دارند- چه اشکالی دارد؟پاسخ: دانستیم که عمل به فتوای مجتهدین جایز نیست؛ زیرا آنان تنها به محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر و موثوق الصدور به عنوان مصادر شرع و احکام باور ندارند، لذا معلوم نیست مصدر فتوایشان چیست. قرآن است؟ حدیث است؟ عقل و برداشت و استنباط خودشان بر اساس اصول فقه وارداتی است؟ اجماع است؟ و... به خاطر همین هیچ مجتهدی جرأت نمی‌کند در ابتدای رساله‌اش بنویسد که فتاوی من تماماً از محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر اخذ شده است. اما ممکن است سوال شود: «تقلید از مجرّد فتاوی محدثین -که فقط به محکمات کتاب خدا و احادیث معتبره باور دارند- چطور؟» ابتدا باید دانست رساله‌های فقهی محدثین معمولاً چنین است که یا در مقدمه‌‌ی رساله شهادت می‌دهند هر آنچه که در کتاب ذکر شده لفظ یا معنای آن در محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر و موثوق الصدور معصومین علیهم السلام آمده است. [مثل کتاب المقنع شیخ صدوق، مثل کتاب بداية الهدایة شیخ حر عاملی] یا اینکه در متن کتاب برای هر فتوایی که ذکر می‌کنند سخن خود را به مصادر شرع(محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر) نسبت داده و از شارع نقل قول می‌کنند، مثلاً می‌گویند: در کتاب خدا آمده... در حدیث صحیح از امام باقر علیه السلام آمده...[مثل کتب اربعه، مثل هدایة الأمّة شیخ حر عاملی] اما اینکه اصل را از اول بر این بگذاریم که چون فلانی محدث است و عادتاً اهل رأی نیست، پس هر چه در حوزه فقه و دین هر وقت گفت(هرچند سخنش را منتسب به شارع نکرد و در مقام نقل قول از شارع نبود) لزوماً مبتنی بر محکمات کتاب و احادیث معتبره است خلاف احتیاط، خلاف واقعیت و خلاف سیره‌ی شیعیان نخستین است: ▪اگر محدثی در مقام نقل قول از شارع نباشد ممکن است صرفاً برداشت و فهم خود از آیه و حدیث را بگوید در حالی که آیه و حدیث بر آن چیزی که او می‌گوید دلالت نکند. و اگر خود آیه و حدیث خوانده و ارائه می‌شد مخاطب چیز دیگری از آن می‌فهمید. به خاطر همین رسول خدا صلی‌ الله علیه وآله فرموده‌اند: «فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَیْسَ بِفَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ»(کافی، ج۱، ص۴۰۳، امالی مفید، ص۱۸۶، خصال، ج۱، ص۷۲) چه بسا حاملِ فقهی که فقیه نیست، و چه بسا حاملِ فقهی [که آن را] به نزد کسی می‌برد که از او فقیه‌تر است. پس آنچه به احتیاط و صواب نزدیک‌تر است آن است که خود فقه(آیه و حدیث) منتقل شود، تا شاید نفر بعدی(مخاطب) فهم بهتر و دقیق‌تر و یا خلاف ناقل داشته باشد. ▪اگر این باب باز شود که چون فلانی محدث است و عادتاً اهل رأی نیست پس دیگر هر چه گفت(هرچند از شارع نقل قول نکرد و سخنش را به شارع منتسب نکرد) بپذیریم آفاتی دارد، از جمله آنکه محوریت امام معصوم در دین و ارجاع به او کنار رفته و مردم از نورانیت سخن معصوم و انس با احادیث محروم می‌گردند، و این قضیه کم کم راه برای محوریت رجال و اشخاص(به جای امامان معصوم) در دین باز می‌کند. ▪ائمه علیهم السلام روایتگری فقهاء و راویان ثقه را حجیت بخشیده‌اند، پس اگر عالمی در مقام روایتگری و نقل قول نباشد، حجیّت قول او اساساً ثابت نیست و دلیلی از شرع ندارد. هرچند انسانی شریف و علاقه‌مندان به حدیث بوده باشد و عادتاً اهل رأی و اجتهاد نباشد. و آن احادیثی که ائمه علیهم السلام برخی اصحاب خود را به «فتوا» دادن امر کرده‌اند، معنای لغوی فتوا یعنی «مطلق بیان حکم شرع» مراد است. و طبق اعتراف اعاظم مجتهدین، در عصر ائمه علیهم السلام فتوا با نقل حدیث بوده نه مجردِ نتیجه‌ی حکم شرعی! ▪حداقل تا صد سال پس از پایان غیبت صغری عموم شیعیان به حدیث عمل می‌کردند و رساله‌های فقهی یا شامل لفظ احادیث بوده و یا حاوی نقل به معنای آن. اخذ به مجردِ فتوا بعدها و تحت تاثیر از مخالفین وارد شیعه شد(ر.ک: مقدمه شیخ طوسی در المبسوط). پس وقتی با نقل و شرح حدیث حکم شرعی برای مکلّف واضح می‌شود، و شیعیان در زمان ائمه علیهم السلام تماماً با نقل روایات حکم شرع را متوجه می‌شدند و اخباریون نیز چنین کرده و می‌کنند، جایگاهی برای مجردّ فتوا با آن همه ایراد نمی‌ماند. پس شایسته است به سنت ریشه‌دار و اصیل تشیع و شیعیان پای‌بند باشیم و از روش‌های ابداعی که در دوران غیبت کبری وارد تشیع شده اجتناب کنیم. #دین_شناسی #روش_فهم_دین #فهم_دین #نقد_اجتهاد #نقد_تقلید #اهل_رأی #اجتهاد_تقلید #اجتهاد #تقلید #منهج_محدثین #اهل_حدیث #اصولی #اخباری #تکلیف_شرعی 🆔 @ShiaOmari

💠 عامی برای اطلاع از تکلیف شرعی خود چه کار باید بکند؟ و عالم چگونه باید پاسخ دهد؟ ✍ شخص عامی باید از کسی که عالم به حدیث است و اهل‌بیت علیهم‌السلام نشانه‌هایش را فرموده‌اند پرسش کند. [برخی نشانه‌های فقیهی که اهل‌بیت علیهم‌السلام دستور به رجوع به آنان داده‌اند چنین است: نگهبانِ نفس خویش باشد، حافظِ دین خود باشد، مخالفِ هوسِ خویش باشد، فرمانبردارِ امرِ امام خود باشد، راستگو باشد، فریفته دنیا و دنیاطلب و ریاست‌طلب نباشد، اهل رأی در دین خدا نباشد و... . رجوع کنید به: بحارالانوار، ج۲، ص۸۲ به بعد باب من یجوز أخذ العلم منه و من لا یجوز و ذم التقلید و النهی عن متابعة غیر المعصوم فی کل ما یقول] و عالم باید در مقام پاسخ، از شارع نقلِ قول کند و فتوایش را به شارع منتسب کند، مثلاً بگوید: «امام صادق علیه السلام در حدیث معتبر فرموده تکلیف چنین است» و یا بگوید: «در آیات محکم قرآن آمده تکلیف چنان است». اگر آیه و حدیث را نقل به معنا یا تقطیع کند هم اشکالی ندارد، چون ائمه علیهم السلام به این موارد جواز داده‌اند. اما اگر بدون انتساب سخنش به شارع صرفاً "حکم" را بگوید، مثلا بگوید: «حرام است» یا «حلال است» یا... پرسش‌کننده باید از وی بپرسد آیا این حکم(فتوا) از کتاب خدا و احادیث معتبر معصومین است!؟ اگر گفت: بله. پس سائل می‌تواند به آن عمل کند، ولی اگر گفت: به طور خاص از آنان نیست، بلکه از طریق استنباط خودم و یا از طریق اجماع به دست آمده، بدون اینکه نصّی باشد، و یا سخنان شبیه به این را بگوید، باید شخص عامی از دیگری سوال کند تا برسد به کسی که به او از محکمات کتاب خدا و احادیث معتبر به طور مشخص پاسخ دهد. و اگر هنگام رجوع به عالم متوجه‌ی اختلاف میان فقهاء شد بدین نحو که هر کدام از محدثین به حدیث مختلفی حکم کرد، باید به حدیثی که محدث اَعدل(عادل‌تر)، اَفقه(فقیه‌تر)، اَورع(با احتیاط و پرهیزگارتر) و اَصدق(راستگوتر) حکم می‌کند عمل کند. و اگر هر دو محدث از این جهات برابر بودند باید به ترتیب، مطابق مراحلی که در مقبوله عمر بن حنظله ذکر شده عمل نماید. #دین_شناسی #روش_فهم_دین #فهم_دین #نقد_اجتهاد #نقد_تقلید #اهل_رأی #اجتهاد_تقلید #منهج_محدثین #اهل_حدیث #اصولی #اخباری #تکلیف_شرعی 🆔 @ShiaOmari

💠 پرسش و پاسخ‌هایی مهم در باب اجتهاد و تقلید سوال: چرا شما تقلید از مجتهدین و مراجع را قبول ندارید؟پاسخ: ابتدا باید دانست اظهار رأی در دین خدا کفر است و موجب هلاکت. اظهار رأی یعنی "نظر دادن در دین خدا و نسبت دادن چیزی به دین در حالی که نه محکمات کتاب خدا بر آن دلالت می‌کند و نه سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام". حتی تحمیل رأی بر آیات قرآن نیز کفر است. تحمیل رأی یعنی از پیش خود -بدون رجوع و استناد به سخن معصوم- به تفسیر آیات پرداخته و در جایگاه مفسر قرآن نشسته و بگوییم مراد خداوند چنین و چنان است. (اینجا را ببینید) امام کاظم علیه السلام فرمود: هرکس به رأی خود (در دین) بنگرد هلاک گردد.(کافی، ج۱، ص۵۶) امام باقر علیه السلام فرمود: هرکس بر اساس رأی خود به مردم فتوا دهد، خدا را به چیزی که نمی‌داند، دینداری کرده است. و هرکس خدا را به چیزی که نمی‌داند دینداری کند، با خدا به ضدیت برخاسته است؛ زیرا در چیزی که به آن علم ندارد، حلال و حرام می‌کند.(کافی، ج ۱، ص۵۸) رسول خدا صلی‌ الله علیه وآله فرمود: هرکس قرآن را با نظر خود تفسیر کند، قطعاً بر خدا دروغ بسته است، و هرکس بدون علم به مردم فتوا دهد فرشتگان آسمان‌ها و زمین او را لعنت می‌کنند.(كمال الدين و تمام النعمة، ص۲۵۶) پس نه تنها هیچ دلیل شرعی برای "اظهار رأی" و "پیروی از رأی" در دین خدا نداریم بلکه در احادیث متواتر، ما را از اظهار رأی و پیروی از آن نهی کرده‌اند [مرحوم مجلسی بیش از ۲۰۰ حدیث در این‌باره از منابع معتبر در بحارالانوار گردآوری کرده است] بنابراین آنچه که حجّت و تکلیف‌آور و شایسته پیروی است تنها دو چیز است "محکمات کتاب خداوند" و "احادیثی که اطمینان به صدورش می‌رود" که از این دو در لسان اهل‌بیت علیهم‌السلام به «علم» تعبیر شده است. اما مجتهدین در دین خدا صرفاً به این دو باور ندارند بلکه ایشان اجماع و عقل خود را نیز به عنوان منبعی مستقل و در عرض آیات و روایات به عنوان منابع شرع قبول داشته و به وسیله مباحثی تحت عنوان «اصول فقه» -که قسمتِ زیادی از آن از مخالفین اخذ شده- دین خدا را فهم و ارائه می‌کنند. پس فتوای آنان آلوده به عقلشان، اجماع و مبانی باطلی است که تحت عنوان اصول فقه از عامّه یاد گرفته‌اند. و این یعنی همان «اظهار رأی در دین خدا». و تقلید از فتوا و نظر چنین اشخاصی مصداق «پیروی از رأی» است که به شدت مذمت شده. ⁉سوال: الان که به امام معصوم دسترسی نداریم، تکلیف چیست؟پاسخ: نیازی نیست برای اطلاع از تکلیف، خود مستقیم حکم شرع را از لبان مبارک امام بشنویم. تکلیف ما همان است که شیعیان در سده‌های نخست هجری و در عصر ائمه علیهم السلام انجام می‌دادند. آن زمان هم اکثریت مردم دسترسی به امام نداشتند و در شهرهای مختلف و دور پراکنده بودند. پس چه می‌کردند؟ طبق امر خود امامان به احادیث عمل می‌کردند. ⁉سوال: محدثین در مقام پاسخ ممکن است هر کدام یک حدیث متفاوت ارائه دهند؛ زیرا در اینکه کدام حدیث معتبر است و کدام حدیث هنگام تعارض محل عمل است میانشان اختلاف وجود دارد. آیا این اظهار رأی توسط محدثین و پیروی از رأی آنان نیست؟! ✅پاسخ: اولاً محدثین در اعتبار کتب اربعه با هم اختلافی ندارند بلکه اختلاف تنها در هنگام تعارض و ترجیح اخبار است، لذا قسمتی از سوال مستشکل به دور از حقیقت و انصاف است. ثانیاً وقتی عالم در مقام پاسخ به حدیث استناد کرده و حدیث ارائه می‌دهد، این دیگر اسمش اظهار رأی در دین خدا و آنچه مذمت شده نیست. و بالتّبع عامی نیز وقتی به حدیث عمل می‌کند در حال عمل به حدیث است نه رأی. آنچه که مذموم این است که کسی در مقام عالم بنشیند و حکم شرع را بدون استناد و ارائه‌ی محکمات کتاب خدا و احادیث بیان کند و عامی از مجرّدِ نظر او پیروی و تقلید کند.(یعنی همان که در منهج اجتهاد، و تقلید از فتاوی مجتهدین اتفاق می‌افتد) اما اینکه فقهاء هنگام تعارض احادیث چه کنند، در خود احادیث راهکارهایی بیان شده(مثل توقف، تخییر، ترجیح). پس اگر هر عالمی با توجه به هر مبنایی که از حدیث دانسته می‌شود، در مقام پاسخ به عامی برآید و حدیثی متفاوت ارائه دهد، دچار رأی نشده است. چون او با توجه به مبنای ذکر شده در خود احادیث، حدیثی را برگزیده و ارائه کرده است. و این اظهار رأی در دین خدا نبوده و مذموم نیست. اما از جانب عامی و مکلّفین، آن هنگام که در احادیث و حکم شرع تعارض وجود دارد اهل‌بیت علیهم‌السلام فرموده‌اند به محدّثی که اَعدل(عادل‌تر)، اَفقه(فقیه‌تر)، اَورع(با احتیاط و پرهیزگارتر)، اَصدق(راستگوتر) در حدیث است رجوع کنید و حدیثی که او ارائه می‌دهد را مبنای عمل قرار دهید. و اگر هر دو محدث از این جهات برابر بودند به ترتیب مراحلی را فرموده‌اند که در مقبوله عمر بن حنظله آمده است. #دین_شناسی #روش_فهم_دین #فهم_دین #نقد_اجتهاد #نقد_تقلید #اهل_رأی #اجتهاد_تقلید #منهج_محدثین #اهل_حدیث #اصولی #اخباری 🆔 @ShiaOmari

💠 چگونه دین خود را بهتر و بیشتر بشناسیم؟ (۲) ... ادامه از پیام قبل تذکر مهم(۱): به جز اصول کافی -که مطالعه‌ی آن از نان شب ضروری‌تر است- در سایر کتب یاد شده منظور ما مطالعه‌ی تمام مجلدات نیست، بلکه برای رجوعِ موردی ذکر کرده‌ایم. پیشنهاد: روش کار چنین است که در قسمت فهرست هر کتاب در اپلیکیشن قائمیه، واژگان کلیدی موضوع مدنظر خود را به زبان عربی(با کیبورد عربی) جستجو کرده و احادیث باب مربوطه (و شرح آن) را مطالعه می‌کنید. تذکر مهم(۲): هدف از نگارش این متن صرفاً آن است که مخاطب به شناخت عمیق‌تر و دقیق‌تر از دین دست یابد و روش فهم صحیح و رجوع به کتب اصلی و مرجع را یاد بگیرد، نه اینکه در کرسی استادی حدیث بنشیند و دست به تألیف آثار بزند. استاد و متبحّر شدن در حدیث نیاز به سال‌ها ممارست و مطالعه‌ی احادیث و سر و کله زدن با کتب علمای حدیث‌شناس دارد. تذکر مهم(۳): حتماً لازم است مواظب آفات حدیثگرایی بود و از آن‌ها پرهیز کرد: ۱ [ظاهر گرایی](https://t.me/shiaomari/631) ۲ غالی گری ۳ [علم ستیزی](https://t.me/shiaomari/633) ۴ دولت گرایی ۵ [تفقّه گریزی](https://t.me/shiaomari/635) ۶ عوام زدگی ۷ [دِگر ستیزی](https://t.me/shiaomari/640) ۸ جزم اندیشی ۹ [عقل ستیزی](https://t.me/shiaomari/642) ۱۰ نفی سنت علمی ۱۱ [جمود فکری](https://t.me/shiaomari/649) ۱۲ اصلاح سَلفی‌گرایانه ۱۳ [تسامح در پذیرش روایات](https://t.me/shiaomari/651) ۱۴ عدم مطالعه تمام احادیث یک موضوع و عدم احاطه به جوانب آن ۱۵- برخی احتیاط‌ها در حدیثخوانی تذکر مهم(۴): از ارائه‌ و اعتقاد به نظرات شاذ و خلاف مشهور و جدید در دین شدیداً پرهیز کنید. سعی کنید با نهایت تقوا و احتیاط در فهم دین گام بردارید و به سنت حدیث‌پژوهی ریشه‌دار محدثین پای‌بند باشید. اگر میان محدثین در اعتبار و فهم دسته‌ای از احادیث شهرت وجود دارد، شایسته است با نهایت احتیاط و احترام برخورد کنید. 📌 معرفی کتب مورد تایید و پیشنهادی در حوزه‌های مختلف دین جهت مطالعه‌ی تفصیلی #چه_بخوانیم #سیر_مطالعاتی #روش_فهم_دین #دین_شناسی #کتب_دینی #کتب_اعتقادی #فهم_دین #حدیث_شناسی 🆔 @ShiaOmari

💠 چگونه دین خود را بهتر و بیشتر بشناسیم؟ (۱) ✍عزیزان من، شناختِ دین دشوار نیست. اگر فکر می‌کنید اطلاع و شناخت صحیح از معارف دین(تشیع) یک چیز دشوار و دور از دسترس شماست که لاجَرَم باید سال‌ها در حوزه‌ی علمیه یا دانشگاه‌ به دنبال آن بود، سخت در اشتباهید. به عنوان کسی که از طریق مجاری رسمی و رایج بالاترین مدرک تحصیلی را اخذ کرده می‌گویم: «اگر می‌خواهید از طریق سیستم رسمی(حوزه و دانشگاه) دین را بشناسید احتمالاً دو نتیجه در پایان کار در انتظارتان خواهد بود؛ نخست آنکه عمر و وقت و جوانی خود را تلف کرده‌اید؛ چون عمدتاً به دانش‌هایی سرگرم یا مجهّز می‌شوید که به درد شناختِ صحیحِ دین نمی‌خورد(به جز ادبیات عرب و برخی مباحث علم منطق). دوم به دلیل خواندن و باورِ مبانی باطل و مُضر، در شناخت دین دچار کج‌فهمی و انحرافات عدیده می‌گردید.» و اینجانب در پیشگاه خالق و خلائق از آنچه در مجاری رسمی خوانده‌ام بیزاری جسته و اعلام ندامت می‌کنم. پس می‌پرسید چه کنیم و راه‌حل چیست؟ اول اینکه بدانید و به این باور برسید که دین خدا(تشیع) را باید از سخنان امامان معصوم علیهم السلام اخذ کنید و لاغیر. حتی فهم عمیق و دقیق قرآن نیز باید از طریق تفسیری که از ایشان به ما رسیده ادراک گردد. قطعاً اولین گام در این مسیر که در واقع مقدمه‌ی ورود به دین‌شناسی (شناخت دین اسلام) است، آگاهی و تسلط نسبی به ادبیات عرب می‌باشد که گریزی از آن نیست. از آنجا که هدف از این نوشتار صرفاً شناخت صحیح دین و روش رجوع به منابع درست به صورت فردی است نه استادی حدیث، آگاهی از ادبیات عرب به میزانی که متون احادیث و شروح محدثین فهم گردد کفایت می‌کند. سایتی با عنوان «مهندس طلبه» وجود دارد که به صورت تصویری صرف و نحو و بلاغت را آموزش داده است. طبعاً استفاده از ابزارهای ترجمه نیز امروزه در فهم متون به شما کمک خواهد کرد. البته ممارست با متون عربی و خواندن حدیث به زبان عربی و سپس رجوع به ترجمه، کم کم دایره لغاتتان را افزایش خواهد داد. همچنین استفاده از نرم افزارهایی مانند «معجم المعاني» و کتاب «مجمع البحرین» (موجود در نرم افزار قائمیه) برای اطلاع از معانی واژگان عربی توصیه می‌گردد. الحمدلله محدثین بزرگ ما در اعتبارسنجی، گردآوری، باب‌بندی و شرح و توضیح و رفع تعارض احادیث آثار ارزشمندی را به یادگار گذاشته‌اند که رجوع به آن‌ها قطعاً سطح شناختتان از دین را بسیار بسیار افزایش خواهد داد. لازم به یادآوری است ما بی‌نیاز از رجوع به عالم حدیث‌شناس نیستیم. و برنامه‌ی زیر یعنی رجوع به مُبرَّزترین عالمان در حوزه‌های مختلف دین. عالمانی خوش العقیده که عمر خود را صَرف اعتبارسنجی و شرح احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام کرده و کار را برای ما آسان نموده‌اند. امروز در حوزه و دانشگاه چنین عالمانی یافت نمی‌شود. 🔹فقه و احکام: ۱- وسائل الشیعة(۳۰ جلد). شیخ حرّ عاملی رحمة الله علیه تمام احادیثِ معتبر در حوزه فقه و احکام(عمل) را در این کتاب گردآوری و به نحو احسن باب‌بندی کرده است. عنوان هر باب جمع‌بندی و برداشت ایشان از مجموعه‌ی احادیث آن باب است که به نوعی فتوای وی نیز محسوب می‌شود. اگر حدیثی معارض داشته باشد(یعنی با سایر احادیث باب ناسازگار باشد) به نحو احسن و خلاصه وجه تعارض را توضیح داده است. این کتاب به طور کامل ترجمه شده و در نرم افزار قائمیه روی گوشی موبایل قابل دریافت است. ۲- الحدائق الناضرة (۲۵ جلد). شیخ یوسف بحرانی رحمة الله علیه در این کتاب به صورت تفصیلی و استدلالی به شرح احادیث فقهی پرداخته و نظرات علما و محدثین گذشته را ذکر کرده و در نهایت جمع‌بندی خود را از مجموعه‌ی احادیث هر موضوع بیان کرده است. ۳- شروح کتب اربعه:مِرآةُ العقول ۲۶ جلد (شرح کتاب کافی) تألیف علامه مجلسی • ملاذ الأخیار ۱۶ جلد (شرح کتاب تهذیب) تألیف علامه مجلسی • روضة المتقین ۱۴ جلد (شرح کتاب من لایحضره الفقیه) تألیف مرحوم محمدتقی مجلسی 🔹عقاید و اندیشه: ۱- اصول کافی (یعنی جلدهای نخست کافی که احادیث اعتقادی و اخلاقی را در بردارد. در قائمیه با چندین ترجمه و شرح موجود است) ۲- موسوعه بحارالانوار در ۱۱۰ جلد (تماماً ترجمه شده و در قائمیه موجود است) 🔹تفسیر قرآن: ابتدا باید دانست بیش از ۲۵ هزار حدیث تفسیری از اهل‌بیت علیهم‌السلام به یادگار مانده و درباره اکثر قریب به اتفاق آیات(خصوصاً آیات متشابه) حدیث تفسیری موجود است که می‌توانید آن‌ها در دو جا بیابید: ۱- کتاب تفسیر البرهان تألیف مرحوم سید هاشم بحرانی(که هم نسخه عربی و هم ترجمه آن در قائمیه موجود است) ۲- سایت الوحی(alvahy.com). البته این سایت برخی احادیث را سانسور کرده از جمله احادیث مربوط به مطاعن و عیوب غاصبان خلافت! پس هرچند احادیثی علاوه بر آنچه در البرهان آمده دارد، اما شما را از البرهان بی‌نیاز نمی‌سازد. #چه_بخوانیم #سیر_مطالعاتی #روش_فهم_دین #دین_شناسی 🆔 @ShiaOmari

💠 ما مرکز عالم نیستیم ✍ انسان زمانی پیشرفت می‌کند و مسیر عاقلانه را در پیش می‌گیرد که به ضعف و ناتوانی‌های خود واقف باشد. در واقع اولین گام پیشرفت (در هر حوزه‌ای) شناخت از ضعف و نقایص خود، و اقرار به آن است. تا زمانی که به دلیل جهل یا غرور خود را عقل کل و بهترین بدانی، اصلاح و پیشرفتی در کار نخواهد بود. و این کاملاً طبیعی است؛ چون نقص و ضعفی نیست که اصلاح و جبران گردد! لذا ممکن است به دلیل این عدم خودآگاهی، تصمیمات اشتباهِ مرگباری بگیری! مثلاً به نزاعی ورود کنی و با کسانی گلاویز شوی که عاقبت به نابودیت منجر شود! این خودشاخ‌پنداری که در طیف وسیعی از مردم ما و حاکمان جمهوری اسلامی وجود دارد به معضل بزرگی تبدیل شده و متوهّمانه زیستن را نهادینه کرده و ویرانی به بار آورده است. یکی از کانال‌ها‌ مطلبی درباره تولید ناخالص داخلی(GDP) برخی شهرها و کشورها قرار داده بود که در ادامه خواهد آمد. بررسی کردم آمارش تقریباً درست است. (تولید ناخالص داخلی مهمترین معیار برای اندازه‌گیری اقتصاد یک شهر یا کشور است.‌ که به وسیله آن می‌توان «رونق و رکود اقتصاد» و همچنین «سطح رفاه و درآمد سرانه مردم» را سنجید) ▪رتبه‌بندی ۱۰ منطقه شهری برتر شرق آسیا از نظر GDP: توکیو: ۲.۵۵ تریلیون دلار گوانگجو+شنژن: ۱ تریلیون دلار سئول: ۹۴۰ میلیارد دلار شانگهای: ۸۱۴ میلیارد دلار پکن: ۷۴۰ میلیارد دلار کیهان‌شین(اوساکا+کیوتو+کوبه): ۶۸۵ میلیارد دلار چونگ‌چینگ: ۴۸۵ میلیارد دلار ناگویا: ۴۶۰ میلیارد دلار تایپه: ۴۱۰ میلیارد دلار هنگ‌کنگ: ۴۱۰ میلیارد دلار • ایران: ۳۷۵ میلیارد دلار (که بر اساس پیش‌بینی صندوق بین المللی پول این عدد امسال حدود ۶ درصد کمتر نیز خواهد شد) یعنی کشوری به این عظمت با این همه منابع، به اندازه‌ی برخی شهرهای شرق آسیاه هم نیست. ولی با این حال ایرانی تصور می‌کند که عالم و‌ آدم در این کره خاکی نگرانند که یک‌وقت ایران قوی و ثروتمند نشود و همه‌شان شبانه‌روز در حال توطئه علیه نژاد آریایی یا علیه کشور زمینه‌ساز ظهور هستند! 📌مطلب مرتبط: ریشه‌های روانی و جامعه‌شناختی توهّم و لجبازی و حسادت جمعی از مردم ما #اقتصاد #اقتصاد_ایران #مقایسه_اقتصادها #توهم_توطئه 🆔 @ShiaOmari

کتاب «جنگ و صلح در اسلام با تاکید بر سیره نبوی» توضیح: ✓ یک کتاب خوب جهت پاسخ به شبهات مربوط به جنگ‌های پیامبر ✓ این کتاب با هدف تبیین و تاکید بر سازش و صلح‌طلبی پیامبر و اخلاق و رفتار کریمانه ایشان در نزاع‌ها تألیف شده است. پیشنهاد می‌شود حداقل فهرست کتاب ملاحظه گردد. در بحث با آتئیست‌ها مفید خواهد بود. همچنین در بحث با انقلابیون و جنگ‌طلب‌های زمانه در میان مسلمانان و شیعیان. #کتاب #معرفی_کتاب #چه_بخوانیم #جنگهای_پیامبر #صلح #صلح_طلبی #سازش 🆔 @ShiaOmari

​​💠 چرا برخی حاضر به تسلیم در مقابل اهل‌بیت نیستند و با احادیث ایشان دشمنی می‌کنند؟! 🔹محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه‌السلام فرمود: امیرالمومنین علیه‌السلام برای مردم خطبه خواند و فرمود: «ای مردم! همانا سرآغازِ پدیدآمدنِ فتنه‌ها، هواهای نفسانی است که پیروی می‌شود، و احکام و (آرایی) است که ابداع می‌شود، احکامی که با کتاب خدا مخالفت دارد؛ و در آن‌ برخی مردان برخی دیگر را پیروی و جانبداری می‌کنند. اگر باطل، خالص و محض بود، بر هیچ صاحبِ عقلی پوشیده نمی‌ماند؛ و اگر حق خالص و محض بود، هرگز اختلافی رخ نمی‌داد. اما [شیوهٔ کار این است که] مشتی از این و مشتی از آن برمی‌دارند و با هم مخلوط می‌کنند، و سپس حق و باطل را با هم عرضه می‌کنند؛ در اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره شده، و تنها کسانی که از سوی خداوند برایشان عاقبت نیک یاد شده نجات می‌یابند» (الکافی، ج۱، ص۵۴) ✍سرآغاز ایجاد بدعت‌ها و مخالفت‌ها با اهل‌بیت علیهم‌السلام و سخنانشان «رذایل اخلاقی» است که امام علیه‌السلام در اینجا به فصیح‌ترین نحو می‌فرمایند «أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ»(هواهای نفسانی که پیروی می‌شود). هواهای نفسانی یعنی شخص برای خود در مقابل اهل‌بیت علیهم‌السلام جایگاهی قائل می‌شود و در برابر ایشان خود را صاحب‌نظر می‌بیند و می‌گوید «علی بن ابی‌طالب رجلٌ و انا رجلٌ»، «جعفر بن محمد رجلٌ و أنا رجلٌ». خود را بزرگ می‌بیند و به شهرت و عظمت ایشان غبطه می‌خورد و حسادت می‌ورزد و به جایگاه ایشان چشم طمع می‌دوزد. به جای تسلیم و دعوت به اهل‌بیت علیهم‌السلام و تکرار و ابلاغ سخن معصوم و محور قرار دادن او، جسورانه و خلاف تقوا و احتیاط در دین خدا نظر می‌دهد تا خود را مطرح کرده و برای خود پیروانی جمع کند. و اتفاقاً کسانی جذب بدعتگذار می‌شوند که «ولی شیطان» باشند(اسْتَحْوَذَ الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ) یعنی کسانی که همان هواپرستی و رذایل اخلاقی در آنان باشد. "هواپرستی" چشم دل را کور کرده و باعث سلب توفیق الهی شده و تشخیص حق و باطل را ناممکن می‌سازد‌. ترک اهل‌بیت علیهم‌السلام و ابداع نظر در دین آنچنان خطرناک است که انسان را از یکتاپرستی خارج می‌سازد: 🔹یونس بن عبدالرحمن گوید: به امام کاظم علیه‌السلام عرض کردم: «خدا را چگونه یگانه بخوانم(چگونه موحّد باشم)؟» فرمود: «ای یونس! هرگز بدعتگذار مباش(یعنی چیز تازه که قبلاً نبوده را به دین خدا نسبت نده). هرکه به رأی و نظرِ خود (در دین) بنگرد هلاک شود؛ و هرکه اهل‌بیت پیامبر خدا را رها کند گمراه گردد؛ و هرکه کتاب خدا و گفتار پیامبرش را رها کند کافر شود» (الکافی، ج۱، ص۵۶) #حدیث_اهلبیت #بدعت #نقد_بدعتگذار #علت_بدعت #فضائل_اهلبیت #دین_شناسی #فهم_دین 🆔 @ShiaOmari

💠 مناظره‌ای جالب از امام صادق علیه السلام با مخالفین درباره حکومت اسلامی و مجهول بودن احکام آن (بخش سوم) سپس امام (علیه‌السلام) فرمود: «با این حال، دربارهٔ صدقه (زکات) چه می‌گویی؟» عمرو این آیه را تلاوت کرد: ﴿إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا...﴾ (صدقات فقط برای فقرا و مسکینان و عاملان (جمع‌آوری) آن است...) امام (علیه‌السلام) فرمود: «خوب، چگونه آن را تقسیم می‌کنی؟» عمرو گفت: «آن را بر هشت گروه (مصارف هشت‌گانه) به هشت بخش تقسیم می‌کنم و به هر بخش، یک‌هشتم می‌دهم» امام (علیه‌السلام) فرمود: «اگر یکی از این گروه‌ها ده هزار نفر باشد و گروهی دیگر فقط یک یا دو یا سه نفر، آیا به آن یک نفر هم همان‌قدر می‌دهی که به ده هزار نفر می‌دهی؟» گفت: «بله» امام (علیه‌السلام) فرمود: «آیا زکات مردم شهرنشین و زکات بادیه‌نشینان را جمع می‌کنی و به طور مساوی میان آنان تقسیم می‌کنی؟» گفت: «بله» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس تو در تمام گفته‌هایت با سیرهٔ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده‌ای! زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زکات بادیه‌نشینان را در میان خودشان تقسیم می‌کرد و زکات شهرنشینان را در میان خودشان، و آن را به طور مساوی میان همه تقسیم نمی‌کرد، بلکه به اندازهٔ کسانی که از هر گروه حاضر می‌شدند و به تشخیص خودش تقسیم می‌نمود و مقدار معین و الزام‌آوری برای آن تعیین نکرده بود؛ بلکه بر اساس آنچه صلاح می‌دید و به اندازهٔ کسانی که حضور داشتند، عمل می‌کرد. اگر در آنچه گفتم تردید داری، با فقهای مدینه ملاقات کن؛ زیرا آنان اختلاف ندارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین می‌کرد» سپس امام (علیه‌السلام) رو به عمرو بن عُبید کرد و به او فرمود: «ای عمرو! از خدا بترس! و ای گروه حاضر! شما هم از خدا بترسید! زیرا پدرم (امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام) که بهترین مردم روی زمین و داناترین آنان به کتاب خدا و سنت پیامبرش بود، برایم حدیث کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر کس با شمشیر خود بر مردم بتازد و آنان را به سوی خود بخواند، در حالی که در میان مسلمانان کسی از او داناتر وجود دارد، چنین شخصی گمراه و متکلف (خودبین و بی‌منطق) است» 📗منابع: - الکافی، ج۵، ص۲۴-۲۷ - تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۴۸-۱۵۱ #نقد_حکومت_اسلامی_غیرمعصوم #نقد_حکومت_فقیه #نقد_ولایت_فقیه 🆔 @ShiaOmari

💠 مناظره‌ای جالب از امام صادق علیه السلام با مخالفین درباره حکومت اسلامی و مجهول بودن احکام آن (بخش دوم) سپس امام (علیه‌السلام) فرمود: «ای عَمرو! این را رها کن. به من بگو: اگر من با آن کسی که شما مرا به بیعت با او دعوت می‌کنید (یعنی محمد بن عبدالله بن حسن) بیعت کنم، و سپس همهٔ امت بر او گرد آیند و اختلافی در کار نباشد، آنگاه به مشرکانی روی آورید که نه مسلمان می‌شوند و نه جزیه می‌دهند، آیا نزد شما و نزد آن صاحب‌نظر شما، علمی هست که بر اساس سیرهٔ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مشرکان در جنگ رفتار کنید؟» عمرو گفت: «بله» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس چه می‌کنید؟» عمرو گفت: «آنان را به اسلام دعوت می‌کنیم؛ اگر نپذیرفتند، به پرداخت جزیه دعوتشان می‌کنیم» امام (علیه‌السلام) فرمود: «هرچند مجوسی باشند و اهل کتاب نباشند؟» گفت: «فرقی نمی‌کند» فرمود: «هرچند از مشرکان عرب و بت‌پرست باشند؟» گفت: «فرقی نمی‌کند» امام (علیه‌السلام) فرمود: «به من بگو: قرآن می‌خوانی؟» گفت: «بله» فرمود: «پس این آیه را بخوان: ﴿قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّیٰ یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ﴾ (با کسانی که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کرده، حرام نمی‌شمارند و دین حق را نمی‌پذیرند، از میان کسانی که کتاب (آسمانی) به آنان داده شده، جنگ کنید تا زمانی که به دست خود، در حال خواری و ذلت، جزیه بپردازند.) در این آیه، خداوند عزوجل استثنا و شرط را برای کسانی قرار داده که اهل کتاب هستند. آیا غیر اهل کتاب نیز با آنان برابرند؟» عمرو گفت: «بله» امام (علیه‌السلام) فرمود: «این نظر را از چه کسی گرفتی؟» گفت: «شنیدم که مردم چنین می‌گویند» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس این را رها کن. حال اگر آنان از پرداخت جزیه خودداری کردند و با آنان جنگیدی و بر آنان پیروز شدی، با غنایم چه می‌کنی؟» عمرو گفت: «یک‌پنجم (خمس) را جدا کرده و چهارپنجم باقی‌مانده را میان کسانی که در جنگ شرکت کرده‌اند تقسیم می‌کنم» امام (علیه‌السلام) فرمود: «به من بگو: خمس را به چه کسانی می‌دهی؟» گفت: «به کسانی که خداوند نام برده است.» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس این آیه را بخوان: ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَیٰ وَالْیَتَامَیٰ وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ﴾ (و بدانید هر چیزی را که به غنیمت گرفتید، یک‌پنجم آن برای خدا و پیامبر و خویشاوندان [او] و یتیمان و مسکینان و در راه‌ماندگان است.) پس سهم پیامبر را به چه کسانی می‌دهی و «ذی القربی» (خویشاوندان) چه کسانی هستند؟» عمرو گفت: «فقها در این باره اختلاف دارند: برخی گفتند خویشاوندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت او؛ برخی گفتند خلیفه؛ و برخی گفتند خویشاوندان مسلمانی که در آن جنگ شرکت کرده‌اند» امام (علیه‌السلام) فرمود: «خودت کدام نظر را می‌پذیری؟» گفت: «نمی‌دانم» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس گویا نمی‌دانی! این را هم رها کن. حال دربارهٔ چهارپنجم باقی‌مانده چه می‌گویی؟ آیا آن را میان همهٔ کسانی که در جنگ شرکت کرده‌اند تقسیم می‌کنی؟» گفت: «بله» امام (علیه‌السلام) فرمود: «پس تو در این کار با سیرهٔ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده‌ای! میان من و تو، فقهای مدینه و بزرگانشان حاضرند؛ از آنان بپرس، زیرا آنان اختلاف ندارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با اعراب بادیه‌نشین پیمان بست که آنان را در دیار خود رها کند و مجبور به هجرت نکند، ولی هرگاه دشمنی به آن حضرت هجوم آورد، آنان را به جنگ فراخواند و با آنان بجنگد، اما برایشان در غنیمت سهمی قرار نداد. اما تو می‌گویی میان همهٔ آنان (به یکسان) تقسیم می‌شود! پس در تمام آنچه دربارهٔ سیرهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله) در برخورد با مشرکان گفتی، با او مخالفت کرده‌ای» #نقد_حکومت_اسلامی_غیرمعصوم #نقد_حکومت_فقیه #نقد_ولایت_فقیه 🆔 @ShiaOmari