Eagle_Text
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 692
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
1 692
تو قشنگ ترین بخشِ تمام چیزای کوچیکی هستی که منو خوشحال میکنه
تو گل اناری
گل سرخ هندونه ای
شیرین ترین خرمالوی پاییزی
شربت خنکی توی گرمای داغ تابستون
چایی دارچینی داغی توی سرمای زمستون
نفس کشیدن توی گلفروشی هستی که از هر ثانیه اش لذت میبرم
1 692
فکر میکنم آدم وقتی تنهائه تقسیم نکردن ناراحتیش زیاد اذیتش نکنه .
یعنی خب اینجوری که میتونه یه هفته بی وقفه گریه بکنه واسه دردش ،
از خونه نزنه بیرون ،
با کسی حرف نزنه ،
ولی بالاخره تموم میشه
ولی
وقتی خوشحاله
اینکه خوشحالیشو با کسی درمیون نمیتونه بذاره
با کسی نمیتونه تقسیمش کنه و جشن بگیره خیلی خیلی خیلی بیشتر فشار میاره
دیوونه میشه
وقتی واسه پیروزیات ، واسه خوشحالیات با کسی جشن میگیری ، اینقدر بهت میچسبه ، اینقدر بهت حس خوب میده که خودش یه دلیله که دوباره پیروز بشی
دوباره و دوباره و دوباره
تقسیم نکردن ناراحتیا آدمو از پا در نمیاره
ولی تقسیم نکردن شادیا چرا
آدمو متوقف میکنه :)
1 692
من اینجوریم که با هرکی برنامه میریزم ، نه تنها مال خودم که مال اونم کنسل میشه 🥲
شماهم همینطوری هستین یا فقط مال من خرابه؟
1 692
یکی بود که طرز فکر جالبی داشت
میگفت زندگی یه بازیه مرحله به مرحله است
توی یه سری مرحله ها ، بعضی افراد و یا بعضی کارا تموم میشن و آوردن دوباره ی این افردا مثل بازی کردن دوباره ی اون مرحله است .
این تفسیرش از زندگی رو خیلی دوست داشتم ،
فکر کن وقتی بخوای دوباره مرحله های قدیمی که تمومشون کردی و تهشون رو دیدی رو بازی کنی ، فرصتت واسه بازی مرحله های جدید و کارای جدید و آدمای جدید از بین میره و تو باید بین اینا انتخاب کنی.
1 692
آدم هربار که وارد رابطه میشه تا رابطه اش یکم جدی میشه با خودش فکر میکنه این دیگه آخریه
و هرچی جدی تر میشه و علاقه بیشتر میشه سخت تر دل میکنه و این فکر که من چقدر دوستش دارم بیشتر میشه
بعدش این فکر سراغش میاد که من تا حالا هیچکس رو اینقدر دوست نداشتم
همینکه رابطه به جاهای باریک میرسه و به جدایی نزدیک تر بشه
آدم با خودش فکر میکنه
دوباره نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم
دوباره نمیتونم اعتماد کنم ( که واقعا هم این اتفاق میوفته)
نمیتونم کسی رو اینقدر جدی دوست داشته باشم
کسی جاش رو نمیگیره
و هزارتا حرف این شکلی
ولی
خودمون به شخصه دیدیم که وقتی یه نفر بهتر میاد ، تازه بیشتر از قبلی دوستش میداریم
چرا؟
چون استاندارد هامون برای رابطه به خاطر نفر قبلی بالاتر رفته
مثلا اگر نفر قبلی صبرش کم بود ، اگر شکاک بود ، اگر گیر بیخود میداد ، اگر محدودیت الکی ایجاد میکرد،
آدم سعی میکنه توی فرد جدید این رفتارا نباشه ، چون قبلا به خاطرشون اذیت شده ، سعیشو میکنه توی رابطه ی جدیدش اینا نباشن که اذیت نشه و از رابطه ای که داره لذت ببره
پس هر دفعه رابطه اش از دفعه ی قبل بهتر میشه.
اگر با آدم سالمی رابطه برقرار کنیم ، حتی اگر به جدایی ختم بشه ، هیچوقت نفرت درونمون ایجاد نمیشه و نمیخوایم تلافیش رو سر کسی دیگه در بیاریم ، بعد از اونم دنبال رابطه های الکی نیستیم و چیزایی که توی رابطه بود برامون اگر خوب بود میشه خاطره ی خوب ، اگر بد بود میشه تجربه
چیزی که مهمه اینه که :
قبل از اینکه دنبال آدم سالم بگردیم ، خودمون آدم سالمی باشیم
اینجوری میتونیم بهتر انتخاب کنیم و کمتر رنج بکشیم یا اصلا رنج نکشیم
#ما
1 692
اینقدر همه هی گفتن یه مدرسه مثل موردیل میخوایم که یه مدیر اومد بالاسرشون که انگار از ایران بردنش :)))))))))))
