uz
Feedback
Eagle_Text

Eagle_Text

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 691
Obunachilar
-324 soatlar
-87 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
یعنی چی پسری که فلانه جذابه دختری که فلانه جذابه چرا معیارهای کصشر بقیه رو به خودتون تزریق می‌کنید؟ بگردید ببینید خودتون چی دوست داری تو آدما. نه از چارتا ادمین کصخل اینستاگرامی و ۲۰،۳۰ تا توییت کصشر الگو بگیرید. @Eagle_text

اینستارو وا میکنی یکی عربده میزنه نفهمیدی نفسم به نفست بنده، بابا جمع کنیم شاشیدم تو نفساتون، جوگیری ام حدی داره کصکشا اگر می‌خواستیم سریالو ببینیم تو اکسپلور دنبالش نمی‌کردیم، می‌رفتیم خودشو نگا می‌کردیم اخ @Eagle_text

. همسر نزار قبانی جلوی سفارت عراق در بیروت به دلیل بمبی که در ماشینش گذاشته شده بود، کشته شد. نزار در قصیده بلقیس برای او می‌سراید: و عرب‌ها روزی خواهند دانست که پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند @Eagle_text

همسر نزار قبانی جلوی سفارت عراق در بیروت به دلیل بمبی که در ماشینش گذاشته شده بود، کشته شد. نزار در قصیده بلقیس برای او می‌سراید: و عرب‌ها روزی خواهند دانست که پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند پیامبری را کشتند @Eagle_text

امروز شاید روز مهربون‌‌تری باشه صبح‌بخیر✨❤️‍🔥

بعضی چیزا هست فقط تا وقتی لذت‌بخشه که درخواست نشده. مثل پیام صبح‌بخیر و شب‌بخیر. مثل گاهی یه شاخه گل هدیه دادن. مثل گفتن اینکه امروز فلان‌چیز رو دیدم تو به ذهنم اومدی. گفتن اینکه واست فلان‌ خوراکی مورد علاقتو درست کردم یا خریدم. خیلی چیزای ریزی که آدم دلش می‌خواد داشته باشه ولی درخواست کردن قشنگی و ارزششو از بین می‌بره. @Eagle_text

پشمامممم!!! اینو استوری کردم بعد یه ربع اینستا پیام داد با خاطر محتوای نامناسب و خطرناک پاک شد! چرا؟! چون کلمه (هیتلر) بکار ر
پشمامممم!!! اینو استوری کردم بعد یه ربع اینستا پیام داد با خاطر محتوای نامناسب و خطرناک پاک شد! چرا؟! چون کلمه (هیتلر) بکار رفته! باوا لاشیا اون هوش مصنوعیتونو تقویت کنین شاید من دارم به عمه ی هیتلر فحش میدم! این که ترویج فاشسیت نیست!

لطفا درصورتی از اسنپچت استفاده کنید که فقط بدعکسید و درواقعیت خیلی زیباتر از عکس‌هاتون هستید🚶‍♀ مرسی اه😑 @Eagle_text

این داستان تا روز مردن ادامه داره @Eagle_text
این داستان تا روز مردن ادامه داره @Eagle_text

دلخوری‌ها یا "نا_راحتی"های کوچیک هیچوقت از بین نمی‌رن تا زمانی که حل نشن. خیلی مهمه که اگر چیزی اذیتمون می‌کنه راجع‌ بهش صحبت کنیم، خصوصا اگر رابطمون رو دوست داریم.

Repost from Siapedia
خیلی از ماها از ترس دعوا حاضر نیستیم این مسایل رو مطرح کنیم. فرار همیشه راحت ترین راهه مخصوصا وقتی به خودت میگی حالا یه دال عدسه دیگه! ولی فرار از مشکلات و شکست خوردن از مشکلات هر دوش یکی هستن و تصور کنید شما پانزده هزار بار شکست میخورید؛ تنها در یک مورد..... این استراتژی خوبی نیست! با تعهد و پایبندی به رابطه، با روی خوش و حسن نیت، بدون کینه ورزی و اتهام‌زنی مسایل رو با پارتنرتون مطرح کنید.....در منزل فضای امنی برای صحبت ایجاد کنید، اگر با شما نتونه حرفش رو بزنه، جای دیگه میره حرفش رو میزنه و همیشه کسی هست که بهش گوش بده وقتی شما وظیفه‌ات رو درست انجام ندادی! شاید سخت باشه اولش، ولی هر بار که صحبت میکنید؛ یک میخ کمتر به تابوت رابطه میزنید! زندگی همین روزمرگی‌ها و تکرارهاست، پس چیزی رو تکرار کنید که اعصاب شما رو به هم نمیریزه..... داستانی که خوندید برگرفته از فصل سوم کتاب دکتر جردن پیترسن هست که خودم با تغییر براتون اینجا گذاشتم. کتاب در ایران ترجمه شده ولی کیفیت ترجمه‌ها تا جایی که من دیدم افتضاح بوده برای همین پیشنهاد نمیکنم بگیرید. در این کتاب به دوازده قانون برای ساخت زندگی بهتر اشاره میشه که ریشه‌ی تمامی این قوانین از خود ما نسبت به مسئولیت‌هایی که در زندگی تقبل کردیم (مثل ازدواج) میاد. برای همین موضوعاتش بسیار ملموس و زمینی است و چیزی فرازمینی پیش روی ما نمیذاره. قانون شماره‌ی سه میگه: از بحث و جدل در ازدواج فرار نکنید! اسم کتاب: Beyond Order by Jordan B. Peterson سیاوش صمدی Instagram.com/syavarsan @Siapedia 🐎

Repost from Siapedia
من وقتی بچه بودم همیشه دوست داشتم که یه پیغام بذارم توی یکی از این شیشه ها و رهاشون کنم توی دریا و تصور کنم روزی به دست اونی که باید این پیغام خواهد رسید..... ولی ته دلم همیشه میدونستم که چنین چیزی خیلی خیلی خیلی بعیده اتفاق بیافته....... توی انگلیسی به این شناور شدن میگن drifting ....... این رو ته ذهنتون داشته باشید......میخوام براتون یه داستان بگم از یه رابطه‌ی قشنگ عاشقانه..... من عاشق پدربزرگم، جمال، بودم. براش احترام زیادی قائل بودم. از لحاظ احساسی بسیار آدم ستبر و مقاومی بود و تقریبا ندیدم هیچ وقت مشکلات چارچوب زندگیش رو بهم بریزه. اواخر عمرش دیگه زندگی بهش مستولی گشت و عمل پشت عمل داشت از دیسک گرفته تا عمل زانو برای اینکه بتونه روی پاش بیاسته. مامان بزرگم، مریم، که زودتر از پدربزرگم عمرش رو داد به شما، اواسط عمرش نشونه‌های از آلزایمر رو از خودش نشون داد و پدربزرگم از همون سال‌ها تمامی مسیولیتش رو تقبل کرد و تا موقعی که دیگه توان بلند کردن مادربزرگم از روی صندلی و حملش به تخت رو نداشت، به ما اجازه نمیداد دخالت کنیم. به اینجا که رسیده بود، مادربزرگم مدت‌ها بود رسما قدرت تکلم و شناختش رو از دست داده بود. اما هنوز هم وقتی که جمال از در میومد تو قشنگ میشد برق شناخت رو توی چشمهای مامان‌بزرگم دید و بابابزرگم رو به اسم برادرش صدا میزد ..... همین.... یک کلمه...... اسم برادرش..... ما همین رو نشونه‌ای از عشق عمیق نهان در وجود مریم نسبت به جمال متصور میشدیم..... اینا رو گفتم که بدونید پدربزرگ من آدمی نبود که از مشکلات فرار کنه، اتفاقا هرجا که لازم بود سریع تقبل مسئولیت میکرد و کمر راست میکرد و آستین بالا میزد..... جمال توی شرکت نفت آبادان کار میکرد و ظهرها برای ناهار میومد خونه چرا که باور داشت باید هر سه وعده‌ی غذایی کنار خانواده‌اش باشه و بعد یه چرت کوتاه میزد و دوباره میرفت برای شیفت عصر. جمال عاشق دال عدس بود برای همین همیشه یه پیاله کوچک دال‌عدس براش آماده بود که در کنار ناهارش بخوره. یه روز یهو جمال صداش رو سر میز میبره بالا و داد میزنه: هر روز خدا ما باید توی این ظرف‌های کوچیک دال عدس رو بخوریم؟ این همه ظرف داریم! مامان بزرگم که از تعجب شاخ درآورده بود به جمال گفت که تو همیشه توی همین ظرف‎‌ها غذا میخوردی و هیچ وقت هیچی از کوچیکیش نمیگفتی! چت شد یهو؟! .......... ظاهرا جمال از همون ابتدا از اون ظرف‌ها بدش میومده ولی خب هیچ وقت نگفته بود، همش به خودش میگفت مهم نیست، حالا یه ناهاره.... یه دال عدسه.....مریم دیگه از اون ظرف‌های کوچیک استفاده نکرد و همیشه هر دو با خنده این داستان رو برای همه ما تعریف میکردند تا اینکه دیگه مادربزرگ یادش نمیومد چی شده و داستان دیگه برای کسی خنده‌دار نبود..... شاید اون روز جمال از چیز دیگه‌ای ناراحت بود، مثلا با کارفرما بحثش شده بود یا کاری درست پیش نمیرفت و این اعصاب خوردی خودش رو اینجوری نشون داد. شاید به نظر برسه که اعصاب خوردی به واسطه‌ی یه ظرف خیلی پیش پا افتاده باشه. اما نه! چنین نیست. به دو دلیل: اول اینکه: اگر اتفاقی هر روز داره تکرار میشه، مهمه! و ناهار هر روز تکرار میشد و میشه! برای همین اگر چیزی سر ناهار شما رو اذیت میکنه! حتما باید بهش رسیدگی بشه! دوم اینکه: یه امر بسیار رایج در روابط انسانی اینه که بذاریم دلخوری‌های کوچیک تکرار بشن و ما نادیده بگیریمشون، برای سالهای سال بدون اینکه دنبال راه حل یا حذفشون باشیم و این آسیب‌زاست. به مشکل اینجوری نگاه کنید: زوجین وقتی وارد زندگی مشترک میشن با مجموعه‌ای از رفتارهای غلط و رو مخ میان! تصور کنید دریک زندگی زناشویی موفق حدود پانزده هزار بار این رفتارهای رو مخ هر کدوم تک تک تکرار خواهند شد تا شما حدود 40 سال کنار هم باشید! عدد بزرگیه نه؟ شاید اینجوری متوجه بشید که اهمیت صحبت کردن در مورد مسایل ریز چقدر زیاده، مسایل درشت به کنار! هر مشکل کوچیک از نحوه‌ی جویدن غذا گرفته تا نحوه‌ی تعامل با خانواده دیگری یا حتی نَشُستن هر روز جوراب میتونه در گذر زمان آسیبش به صورت تصاعدی افزایش پیدا کنه، مگر اینکه عین دو تا ادم عاقل و بالغ با هم صحبت کنید سر تک تک این مسایل! شاید فکر کنید که بهتره از یه سری چیزها چشم پوشی کرد و اجازه داد شناور بشن در دریا که شاید روزی به مقصد رسیدند و خود طرف متوجه اشتباهش بشه. اما خبر بد اینکه بار کج تقریبا هیچ وقت به مقصد نمیرسه. در شناور بودن در دریا، هیچ مقصدی نیست! خیلی از ازدواج‌ها ممکنه از هم بپاشه، ولی خطای ما به این از هم پاشیدگی سرعت باورنکردنی‌ای میده.

هردفعه از یکی خوشم میاد و دوستش دارم تو چشمم خیلییییی خوشگله ولی وقتی چندوقت بعد از اینکه دوستش نداشتم به همون عکسایی ‌که سه ساعت زل می‌زدم بهشون و قند تو دلم آب می‌شد دوباره نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر معمولی بود و چقدر این دوست داشتنم بوده که قشنگ‌ترش کرده بوده. @Eagle_text

.

هیچکس: پسرا وقتی دختر دار می‌شن😀 @Eagle_text
هیچکس: پسرا وقتی دختر دار می‌شن😀 @Eagle_text

‏اونایی که اسمشون (جِیدا)س! برن خدارو برای اون (ن) نداشته‌شون شکر کنن!

تو گوه‌خوردی می‌گی تابستون کوتاهه از وسط اردیبهشت بی‌کولر نمی‌شه خوابید کصکش تابستون طولانی‌ترین و تخمی‌ترین فصل ساله

یه چیزی که اخیرا متوجهش شدم اینه که وقتی یه نفر پیامت رو با تاخیر جواب می‌ده ولی بهت می‌گه دلیل تاخیرش چی‌بوده واسش مهمه که بدونی بی‌دلیل پیامت رو منتظر نذاشته. @Eagle_text

مردم پول‌پرست شدن، اونقدری که ثروت وطنیا واسشون کمه و می‌رن سراغ اجنبی😔😔😔
مردم پول‌پرست شدن، اونقدری که ثروت وطنیا واسشون کمه و می‌رن سراغ اجنبی😔😔😔