🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
Kanalga Telegram’da o‘tish
✨️ در کانال جواهر الکلام 👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم 👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم 👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود در اینجا حق را با دلیل میجوییم، نه با تعصب!! 🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1 ↪ @javaheralklam ↩
Ko'proq ko'rsatish1 001
Obunachilar
+324 soatlar
+97 kunlar
+2630 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+38
0 kanalda
Iyun '26
+41
0 kanalda
Get PRO
May '26
+13
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+23
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+18
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+29
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+38
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+17
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+16
0 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+20
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+31
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+23
0 kanalda
Get PRO
May '25
+22
2 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+28
0 kanalda
Get PRO
Mart '25
+33
5 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+39
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+43
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+36
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+39
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+36
4 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+25
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+86
5 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+1 237
1 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+31
0 kanalda
Get PRO
May '24
+30
1 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+19
0 kanalda
Get PRO
Mart '24
+24
0 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+28
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+51
6 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+77
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+23
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+19
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+26
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+37
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+47
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+40
0 kanalda
Get PRO
May '23
+30
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+34
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+15
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+42
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+22
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+48
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+6
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+2
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+22
0 kanalda
Get PRO
May '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+22
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+14
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+12
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+22
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+48
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+25
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+8
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+15
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+58
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+24
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+48
0 kanalda
Get PRO
May '21
+22
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+83
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+75
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+417
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 28 Iyul | +2 | |||
| 27 Iyul | +4 | |||
| 26 Iyul | 0 | |||
| 25 Iyul | +1 | |||
| 24 Iyul | +2 | |||
| 23 Iyul | +2 | |||
| 22 Iyul | +1 | |||
| 21 Iyul | +2 | |||
| 20 Iyul | +3 | |||
| 19 Iyul | +2 | |||
| 18 Iyul | +1 | |||
| 17 Iyul | 0 | |||
| 16 Iyul | +1 | |||
| 15 Iyul | 0 | |||
| 14 Iyul | +1 | |||
| 13 Iyul | 0 | |||
| 12 Iyul | +3 | |||
| 11 Iyul | +1 | |||
| 10 Iyul | +1 | |||
| 09 Iyul | 0 | |||
| 08 Iyul | +2 | |||
| 07 Iyul | +1 | |||
| 06 Iyul | +1 | |||
| 05 Iyul | 0 | |||
| 04 Iyul | +3 | |||
| 03 Iyul | +2 | |||
| 02 Iyul | 0 | |||
| 01 Iyul | +2 |
Kanal postlari
#فوائد_الأصول 🔟
#علل_اختلاف_الحديث 8⃣
🔹 از مهمترین نکاتی که در بررسی روایات صادرشده در مقام افتاء باید به آن توجه کرد، اختلاف موضوع است؛ زیرا امام در اینگونه روایات، در مقام بیان وظیفهی شرعیِ پرسشگر است؛ ازاینرو، پاسخ امام متناسب با شرایط و خصوصیات همان شخص خواهد بود.
▫️برای روشن شدن مطلب، به روایت زیر دقت کنید:
▪️سلمة بن محرز از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسید که پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کرده است. امام فرمود: «چیزی بر او نیست.» هنگامی که اصحاب گفتند این پاسخ از روی تقیه بوده است؛ زیرا امام در پاسخ به شخص دیگری درباره همین مسئله فرموده بود: «بر تو قربانی کردن یک شتر واجب است.» سلمه دوباره از امام پرسید. امام فرمود: «آن شخص حکم این مسئله را میدانست؛ آیا تو نیز از آن آگاه بودی؟» عرض کرد: «نه.» امام فرمود: «پس چیزی بر تو نیست.»
🔸 در این روایت، دو نفر درباره یک مسئله واحد از امام سؤال میکنند؛ اینکه اگر کسی پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کند، آیا چیزی بر عهده اوست؟
👈 امام در پاسخ به یکی میفرماید: «چیزی بر تو نیست.»
و در پاسخ به دیگری میفرماید: «بر تو یک شتر واجب است.»
هنگامی که اصحاب از این تفاوت در پاسخها شگفتزده شدند، امام علت اختلاف را بیان فرمودند: شخص اول از حکم این مسئله آگاه نبود؛ ازاینرو چیزی بر عهده او نیست. اما شخص دوم با علم به حکم شرعی مرتکب این عمل شده بود؛ بنابراین باید کفاره بپردازد.
☑️ در نتیجه، آنچه در نگاه نخست تعارض میان دو روایت پنداشته میشد، در حقیقت ناشی از تفاوت موضوع بود؛ زیرا موضوع یک روایت، جاهل به حکم و موضوع روایت دیگر، عالم به حکم است.
✅ بنابراین، در روایات افتایی، بسیاری از روایاتی که در نگاه نخست متعارض به نظر میرسند، در واقع درباره یک موضوع واحد صادر نشدهاند؛ بلکه هر یک ناظر به موضوعی متفاوتاند. ازاینرو، اختلاف حکم در این موارد، ناشی از اختلاف موضوع است، نه تعارض واقعی میان روایات.
پیش از آنکه دو روایت افتایی متعارض پنداشته شوند، باید موضوع هر روایت و تمام قیود و خصوصیات آن با دقت بررسی شود؛ زیرا در بسیاری از موارد، با روشن شدن اختلاف موضوع، تعارض نیز برطرف خواهد شد.
🆔 @javaheralklam
| 2 | #تحدی_علمی
🔹 بنده این شخص و هر کسی را که چنین ادعایی دارد، به تحدی دعوت میکنم که در یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و اهلسنت، صرفاً از منابع حدیثی معتبر امامیه ثابت کند که نظر مورد اتفاق فقه و عقیدهی شیعه، مخالف سخن اهلبیت علیهمالسلام است و در مقابل، نظر اهلسنت همان نظر اهلبیت علیهمالسلام است.
🔸 توجه شود که محل بحث، استدلال از منابع حدیثی خود شیعه است؛ بنابراین استناد به منابع اهلسنت یا اقوال علما خارج از محل نزاع است. مدعی باید تنها با روایات معتبر امامیه نشان دهد که اهلبیت علیهمالسلام همان دیدگاه مشهور اهلسنت را تأیید کردهاند و نظر اجماعی شیعه برخلاف فرمایش آنان است.
و گمان نمیکنم چنین ادعایی هرگز اثبات شود، مگر آنکه «يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ»
🆔 @javaheralklam | 184 |
| 3 | ✍ ادامهی پست قبل:
🔹 روایت مورد استناد مخالفان برای اثبات برتری انبیا بر اهلبیت علیهمالسلام، روایت زیر است:
▫️بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا مَنْزِلَتُكُمْ وَمَنْ تُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى؟ قَالَ: صَاحِبُ مُوسَى وَذُو الْقَرْنَيْنِ كَانَا عَالِمَيْنِ وَلَمْ يَكُونَا نَبِيَّيْنِ
📚 الکافي جلد اول صفحهی۲۶۹
▪️برید بن معاویه میگوید: از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام پرسیدم: «منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدامیک از گذشتگان شباهت دارید؟» امام فرمودند: «مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.»
🔹 قبلاً توضیح دادیم که این روایت در مقام نفی نبوت از اهلبیت علیهمالسلام میباشد.
روایت فوق علاوه بر مطلب فوق #نوع علم اهلبیت علیهمالسلام را همانند #نوع علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین معرفی میکند.
🔸 در روایت فوق امام علیهالسلام صاحب موسی و ذوالقرنین را با وصف «عالم» معرفی کردهاند و همین امر مؤید آن است که وجه تشبیه، علم آنان و عدم نبوت است؛ همچنان که این مطلب در روایت دیگری به صورت صریح بیان شده است:
▫️قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مَنْزِلَتُهُمْ؟ أَنْبِيَاءُ هُمْ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُمْ عُلَمَاءُ كَمَنْزِلَةِ ذِي الْقَرْنَيْنِ فِي عِلْمِهِ، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ مُوسَى، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ
📚 بصائر الدرجات جلد اول صفحهی ۳۶۶
👈 در این روایت، امام علیهالسلام تصریح میکنند که تشبیه، از جهت نوع علم و عدم نبوت است؛ بنابراین روایت نخست نیز باید بر همین معنا حمل شود.
🔹 ازاینرو، برای شناخت حقیقت این علم، باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین چگونه توصیف شده است:
1⃣ علمی الهی
▫️قرآن درباره صاحب موسی میفرماید: ﴿وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا﴾ تعبیر «من لدنا» نشان میدهد که علم او، علمی عادی و اکتسابی نبود؛ بلکه علمی بود که مستقیماً از جانب خداوند به او عطا شده بود.
مؤید این معنا، سخن خود آن مرد الهی است که در پایان داستان میگوید: ﴿وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي﴾ یعنی این کارها را از پیش خود انجام ندادم، بلکه بر اساس فرمان و تعلیم الهی بود.
2⃣ عظمت این علم
▫️قرآن میفرماید: ﴿عِلْمًا﴾ این واژه به صورت نکره آمده است و نکره در چنین مقامى غالباً برای تعظیم است؛ بنابراین آیه نشان میدهد که آن مرد الهی از علمی عظیم و ویژه برخوردار بوده است.
3⃣ این علم، رحمتی ویژه از جانب خدا بود
▫️ قرآن پیش از بیان علم او میفرماید: ﴿آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا﴾ بنابراین این علم، موهبتی ویژه و عنایتی خاص از جانب خداوند بوده است.
4⃣ حضرت موسی مأمور فراگیری از او شد
▫️حضرت موسی علیهالسلام از او درخواست میکند: ﴿هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا﴾ یعنی از او میخواهد بخشی از آن علم الهی را به وی تعلیم دهد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت این شخص عالم حداقل در برخی از شئون از حضرت موسی اعلم بوده است. [ شخص غیر نبی میتواند در برخی شئون از نبی اعلمتر باشد ]
5⃣ اطاعت حضرت موسی از مرد عالم دلیل بر بی خطا بودن علم او
▫️حضرت موسی در برابر او میگوید: ﴿وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾ این تعبیر نشان میدهد که حضرت موسی موظف بود در مقام تعلیم از دستورات او پیروی کند؛ امری که با الهی بودن منشأ علم او و بدون خطا و اشتباه بودن این علم کاملاً سازگار است.
6⃣ علم او، مایه هدایت و رشد بود
▫️قرآن این علم را با تعبیر ﴿رُشْدًا ﴾ توصیف میکند؛ یعنی علمی که انسان را به هدایت و کمال میرساند.
7⃣ گستردگی این علم
▫️آن مرد الهی به حضرت موسی میگوید: ﴿إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا﴾ یعنی گستره و حقیقت این علم به گونهای است که حضرت موسی در آغاز توان تحمل و درک همه ابعاد آن را ندارد.
8⃣ حضرت موسی خواستار بهرهمندی از بخشی از آن علم شد
▫️حضرت موسی درخواست نمیکند همه علم او را بیاموزد، بلکه میگوید: ﴿مِمَّا عُلِّمْتَ﴾ یعنی تنها بخشی از آن علمی را که خداوند به تو عطا کرده است، به من تعلیم بده.
✅ بنابراین، قرآن صاحب حضرت موسی را دارای علمی الهی، عظیم، مایه رشد، برخاسته از تعلیم مستقیم خداوند و علمی بدون خطا و اشتباه معرفی میکند .
علمی که حتی حضرت موسی علیهالسلام برای بهرهمند شدن از آن، مأمور به همراهی و شاگردی او شد.
از سوی دیگر، امام صادق علیهالسلام نیز به صراحت، علم اهلبیت علیهمالسلام را به همین سنخ علم تشبیه کردهاند بنابراین همهی این ویژگیها برای اهلبیت علیهمالسلام نیز ثابت است.
🆔 @javaheralklam | 131 |
| 4 | 1⃣ معنای «ما منزلتكم»
▪️معنای دقیق عبارت فوق چنین است:
👈 منزلت و جایگاه شما چیست؟ [ منزلت شما چگونه است؟ ]
✅ بنابراین سؤال راوی در مقام شناخت حقیقت و کیفیت منزلت ائمه است، نه در مقام سنجش مقدار یا مرتبه منزلت آنان
2⃣ معنای «كانا عالمين ولم يكونا نبيين»
▪️ترجمه دقیق عبارت فوق :
👈 آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.
❗️اما در ترجمهی نقلشده آمده است:
«عالم بودند، ولی [در حد] انبیا نبودند.»
✅ در حالی که تعبیر «در حد» هیچ جایگاهی در متن روایت ندارد و از سوی نویسنده به ترجمه افزوده شده است!!
▫️با توجه به این دو نکته، ترجمهی دقیق روایت چنین است:
▪️برید بن معاویه میگوید: از امام باقر و امام صادق پرسیدم: منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدامیک از گذشتگان شباهت دارید؟
فرمودند: مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.
✅ بنابراین، این روایت تنها نبوت را از خضر و ذوالقرنین نفی میکند و وجه شباهت را برخورداری از علم الهی در عین نبی نبودن میداند؛ نه اینکه در مقام مقایسهی مرتبه و فضیلت ائمه با انبیا باشد. ازاینرو، برداشت یادشده چیزی فراتر از دلالت خود روایت است | 127 |
| 5 | ﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ﴾
❗️اخیراً برخی کوشیدهاند روایت ذیل را که با سند صحیح در مصنف ابن ابیشیبه درباره کیفیت اذان امام سجاد علیهالسلام نقل شده است، برخلاف ظاهر آن تفسیر کنند و مدعی شوند مقصود از جملهی «هو الأذان الأول» این است که «حیّ علی خیر العمل» در آغاز تشریع اذان وجود داشته، اما بعداً توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله نسخ شده است.
🔹 ازاینرو، لازم است ساختار این روایت و دلالت آن بهدقت بررسی شود:
▫️حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ، قَالَ: نَا حَاتِمُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، وَمُسْلِمِ بْنِ أَبِي مَرْيَمَ: أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ كَانَ يُؤَذِّنُ، فَإِذَا بَلَغَ: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، قَالَ: حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ، وَيَقُولُ: هُوَ الْأَذَانُ الْأَوَّلُ
📚 مصنف ابن أبي شيبة، ج۲، ص۳۶۸
▪️علی بن الحسین همواره اذان میگفت و هرگاه به جملهی «حیّ علی الفلاح» میرسید، میفرمود: «حیّ علی خیر العمل» و میفرمود: «این همان اذان نخستین است.»
🔸 اکنون ساختار روایت را مرحله به مرحله بررسی میکنیم:
1⃣ راوی میگوید: «كان علي بن الحسين يؤذن»؛ یعنی امام سجاد علیهالسلام همواره اذان میگفتند و این، سیرهی مستمر ایشان بود.
2⃣ سپس کیفیت سپس کیفیت اذان امام سجاد علیهالسلام را بیان میکند: «فإذا بلغ حي على الفلاح قال: حي على خير العمل» یعنی هرگاه در اذان به «حیّ علی الفلاح» میرسیدند، «حیّ علی خیر العمل» را نیز میگفتند.
✅ بنابراین، روایت در آغاز، سیرهی عملی مستمر امام سجاد علیهالسلام را گزارش میکند.
3⃣ سپس راوی میگوید امام سجاد علیهالسلام میفرمودند: «و يقول: هو الأذان الأول» یعنی: «این همان اذان نخستین است.»
ضمیر «هو» در جملهی پایانی، به همان اذانی بازمیگردد که در جملهی قبل توصیف شده است؛ یعنی اذانی که امام سجاد علیهالسلام در آن «حیّ علی خیر العمل» را میگفتند. بنابراین، طبق نقل فوق امام همان اذانی را که عملاً به آن ملتزم بودند، «الأذان الأول» معرفی میکنند. پس چگونه میتوان پذیرفت که ایشان ملتزم به اذانی باشند که خود آن را منسوخ میدانستهاند؟!
🔹 با توجه به توضیحات فوق جملهی پایانی نیز باید در پرتو همین سیاق و سیرهی عملی فهمیده شود؛ زیرا این جمله در ادامهی توصیف همان اذانی است که ایشان عملاً اقامه میکردند، نه در مقام گزارش تاریخیِ یک اذان منسوخ. بنابراین، معنای آن این است که همین اذانی که امام سجاد علیهالسلام در عمل میگفتند، همان اذان نخستین پیامبر صلیاللهعلیهوآله است.
👈 تبویب ابن ابیشیبه نیز مؤید همین برداشت است؛ زیرا این روایت را در بابی با عنوان: «مَنْ كان يقول في أذانه: حي على خير العمل» آورده است؛ یعنی باب کسانی که در اذان خود «حیّ علی خیر العمل» میگفتند.
‼️ از سوی دیگر، تفسیر مخالفان به نتیجهای غیرقابل التزام منتهی میشود؛ زیرا لازمهی سخن آنان این است که امام سجاد علیهالسلام معتقد بودهاند «حیّ علی خیر العمل» نسخ شده است، اما با این حال، به صورت مستمر آن را در اذان خود میگفتهاند!
⁉️ آیا میتوان پذیرفت شخصیتی مانند امام علی بن الحسین علیهالسلام، با اعتقاد به نسخ یک جمله، همواره همان جمله را در اذان خویش بر زبان جاری کند؟
✅ نتیجه آنکه ظاهر روایت این است که امام سجاد علیهالسلام اذان مشتمل بر «حیّ علی خیر العمل» را بهصورت مستمر اقامه میکردند و همان اذان را «الأذان الأول» مینامیدند؛ یعنی اذان اصیل و نخستین اسلام. ازاینرو، حمل این عبارت بر نسخ، نه با ظاهر الفاظ روایت سازگار است و نه با سیرهی عملی امام سجاد علیهالسلام
بنده پیشنهاد میکنم مخالفین به جای تحریف معنای نقل فوق از امام سجاد علیهالسلام به همان نظر رفیق خودشان روی بیاورند!!!!!
🆔 @javaheralklam | 124 |
| 6 | #سیره_اهلبیت_از_کتب_اهلسنت 4⃣
▪️در مطالب پیشین ثابت کردیم که نهی اهلبیت علیهمالسلام از خوردن ماهیانِ بدون فلس، افزون بر منابع امامیه، در منابع معتبر اهلسنت نیز نقل شده است.
نمونه دیگر، نهی از خوردن ماهیای است که پیش از صید، در آب مرده باشد:
▫️حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ قَالَ: نا حَفْصٌ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ: «مَا مَاتَ فِي الْبَحْرِ فَإِنَّهُ مَيْتَةٌ»
📚 مصنف ابن أبي شيبة جلد 4 صفحه 248
🔹 امام باقر علیهالسلام از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل میکند که فرمودند:
«هر آنچه در دریا بمیرد، مردار است.»
👈 یعنی ماهیای که پیش از صید شدن در آب جان داده باشد، حکم مردار را دارد و خوردن آن جایز نیست.
✅ این مضمون، کاملاً با فقه امامیه هماهنگ است و در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز به همین حکم تصریح شده است.
الحمدُ للهِ الذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّكِينَ بِالعِترَةِ الطَّاهِرَةِ
🆔 @javaheralklam | 152 |
| 7 | البته دقت به این نکته خالی از لطف نیست که اگر چه گفتن حی علی خیر العمل با سند صحیح در اذان از امام سجاد علیهالسلام وارد شده است و برداشت ابن ابی شیبه از کلام امام سجاد علیهالسلام نیز این میباشد که امام حی علی خیر العمل را در اذان میفرمودند و همچنین شوکانی اعتقاد اهلبیت علیهمالسلام [ و نه صرفا امام سجاد علیهالسلام ] را مبنی بر این مطلب نقل میکند اما با این حال در کمال تعجب نظر اهلبیت علیهمالسلام برای وهابیت هیچ گونه ارزشی ندارد!!!!! | 155 |
| 8 | تکمیل این پست
1⃣ شوکانی تصریح میکند اعتقاد اهلبیت اثبات حی علی خیر العمل در اذان میباشد و سپس به حدیث امام سجاد علیهالسلام اشاره میکند.
2⃣ نقل امام سجاد علیهالسلام سندا صحیح است:
▫️ سند صحيح
📚 كتاب العتيق مصنف جامع لفتاوى أصحاب [محمد بن مبارك حكيمي] جلد چهارم صفحهی ۳۵۰
▫️و قد صحح ابن حزم والبيهقي و المحب الطبري وسعيد بن منصور ثبوت ذلك عن علي بن الحسين
4⃣ نکتهی مهم این است که ابنابی شیبه حدیث امام سجاد را در باب ذیل میگنجاند:
▫️من کان یقول فی الاذان حی علی خیر العمل
👈 یعنی کسانی که در نماز حی علی خیرالعمل میگفتند پس برداشت صریح ابن ابی شیبه از روایت این بود که امام سجاد علیهالسلام در اذان این جمله را میفرمود.
3⃣ بعضی از اهلسنت ادعا دارند که اگر چه حی علی خیر العمل در اذان بوده است اما بعدا نسخ شده است و از جملهی ادلهی نسخ به حدیثی که بیهقی نقل کرده است استناد میکنند در حالی که این دلیل از خانهی عنکبوت هم سستتر است:
▫️وقد أورد البيهقي حديثا في نسخ ذلك، ولكنه من طريق لا يثبت النسخ بمثلها
4⃣ بعضی از صحابه نیز حی علی خیر العمل را در اذان میگفتند:
▫️ولكن صح عن بعض الصحابة أنه كان يقولها في أذانه | 149 |
| 9 | ❗️اشکال کننده چون حصر در حدیث را از نوع حصر حقیقی گرفته است گمان کرده است حدیث مورد استنادش هماهنگ با بقیهی احادیث شیعه نیست!!
✅ در صورتی که اگر روایات در این باب جمع شود و در کنار هم دیده شود واضح میشود حصر در حدیث مورد استنادش حصر اضافی است.
👈 روایت نهی را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
🔹 این شخص حتی اگر مطالب رفیق خودش را با دقت مطالعه میکرد این اشتباه را مرتکب نمیشود!!!
🆔 @javaheralklam | 169 |
| 10 | #فوائد_الاصول 9⃣
#علل_اختلاف_حدیث 7⃣
🔹 در مباحث گذشته بیان کردیم که مهمترین ویژگیهای روایات تعلیمی، تدریجی بودن تعلیم احکام است؛ زیرا امام علیهالسلام در مقام آموزش، همه قیود، مخصصات و استثناهای یک حکم را در یک مجلس بیان نمیکردند، بلکه آنها را در فرصتهای مختلف و متناسب با نیاز شاگردان مطرح میساختند. از همینرو، در این دسته از روایات، اعتماد بر قرائن منفصل بسیار رایج است و به تبع آن، حصر اضافی نیز فراوان دیده میشود.
👈 تعریف حصر و انواع آن
▫️آیتالله سید محمدباقر حکیم این گونه توضیح میدهند: بسیاری از تعارضهای ظاهری، ناشی از بیتوجهی به حصر اضافی است. برای نمونه، در برخی روایات، نواقض وضو در بول، غائط و باد منحصر شده است؛ در حالی که در روایات دیگر، خواب نیز از نواقض وضو شمرده شده است. ایشان توضیح میدهد که این حصر، حقیقی نیست، بلکه ناظر به جهت خاصی است؛ ازاینرو، میان این روایات هیچ تعارضی وجود ندارد.
▪️برای توضیح بیشتر، ایشان بیان میکنند: مقصود از این حصر، نفی همه نواقض وضو نیست؛ بلکه حصر، ناظر به اموری است که از بدن خارج میشوند. یعنی از میان چیزهایی که از بدن خارج میشود، تنها بول، غائط و باد ناقض وضو هستند، نه خون دماغ، استفراغ، حجامت و مانند آنها. ازاینرو، این حصر اضافی است، نه حقیقی؛ و به همین دلیل، با روایاتی که خواب را نیز از نواقض وضو میدانند، هیچ تعارضی ندارد.
📚 مسائل الأصول جلد سوم صفحهی۲۴
✅ بنابراین، در روایات تعلیمی، حصر اضافی پدیدهای رایج است. اگر کسی به این نکته توجه نداشته باشد، چهبسا روایاتی را که در حقیقت مکمل یکدیگرند، متعارض بپندارد!
🔹 راه تشخیص حصر حقیقی از حصر اضافی نیز مراجعه به مجموعه روایات همموضوع است؛ زیرا با جمع میان آنها روشن میشود که آیا امام علیهالسلام در مقام بیان تمام افراد حکم بودهاند یا تنها یک جهت خاص را بیان فرمودهاند.
🆔 @javaheralklam | 135 |
| 11 | 🟩 کانال راه عترت 🟩
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):
إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي.
راه عترت، راهی به سوی حقیقت و هدایت
🆔 @Raahe_Etrat | 27 |
| 12 | أَهْلُ مَكَّةَ أَدْرَى بِشِعَابِهَا ❗️
این بنده خدا چون مقام تعلیم و مقام افتاء را در روایات با هم خلط کرده است گاه میگوید مگر امام میخواهد مخاطب را گول بزند !!
گاه میگوید پرسش سائل با پاسخ امام متناسب نیست!!
👈 در حالی که ما این توضیحات را مفصل بیان کردیم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2385
✅ توضیح بیشتر این روایات:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2388
🆔 @javaheralklam | 211 |
| 13 | #فوائد_الاصول 8⃣
#علل_اختلاف_حدیث 6⃣
نمونهای از روایات تعلیمی؛ آموزش فقه به محمد بن مسلم
▫️یکی از راههای تشخیص روایات تعلیمی، توجه به شخصیت مخاطب روایت است، محمد بن مسلم از بزرگترین فقهای امامیه در قرن دوم و از برجستهترین شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام و مولف کتابی مشهور در فقه بود:
▫️محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقيف الأعور، وجه أصحابنا بالكوفة، فقيه، و رفع صحب أبا جعفر و أبا عبد الله عليهما السلام، و روى عنهما و كان من أوثق الناس له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۳۲۳
فقاهت جناب محمد بن مسلم به حدی بود که ائمه علیهمالسلام گاه حتی خواص و بزرگان اصحاب دیگر را در مسائل فقهی به او ارجاع میدادند.
🔸 ازاینرو، بسیاری از گفتوگوهای علمی امام با او را باید در مقام تعلیم و تربیت یک فقیه تحلیل کرد، نه صرفاً پاسخ به یک استفتای شخصی
یکی از نمونههای روشن این مسئله، روایات جناب محمد بن مسلم رضواناللهعلیه در باب حکم فقهی خوردن انواع ماهی است.
▫️محمّد بن مسلم میگويد: امام باقر عليه السّلام بخشی از كتاب علی عليه السّلام را در اختيار من نهاد. در آن نامه خواندم: «من شما را از خوردن ماهی جرّی، ماهی خاردار، مارماهی، ماهی روآبی (مرده) طحال دامها بازمیدارم».
به حضرتش گفتم: ای پسر رسول خدا! خداوند شما را در رحمت خود جای دهد! صيادان ماهيانی میآورند كه فلس و پولك ندارد.(آيا حلالاند؟)
فرمود: هر ماهی كه فلس و پولك دارد، حلال است، تناول كن و هر ماهی كه فلس ندارد تناول مكن.
این روایت نشان میدهد که امام علاوه بر اینکه تنها به بیان یک فتوا اکتفا نکردند، بلکه قاعده کلی تشخیص حلال و حرام را به شاگرد فقیه خود تعلیم دادند خود کتاب مولا امیرالمومنین علی علیهالسلام که حاوی مطالب فقهی بود را در اختیار ایشان قرار میدهد که خود ایشان احکام را از منبع اصلی آن مطالعه کند.
پس از آن نیز محمد بن مسلم همین مسئله را از امام صادق علیهالسلام سؤال میکند با اینکه محمد بن مسلم حکم این مسئله را در کتاب امام علی علیهالسلام مطالعه کرده بود بنابراین محمد بن مسلم قصد داشت امام صادق علیهالسلام مطالب بیشتری را به او آموزش دهد امام صادق علیهالسلام نیز به خوبی آگاه بودند که این مسئله از موارد اختلافی میان امامیه و عامه است و از سوی دیگر، از جمله ادله فقهای عامه بر حلیت همه انواع ماهی، تمسک به عموم آیات قرآن، بهویژه آیه [ قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا... ] بود. ازاینرو، حضرت در پاسخ به محمد بن مسلم، صرفاً حکم فقهی را بیان نکردند؛ بلکه شیوه صحیح استنباط را نیز به او آموزش دادند. به همین جهت، ابتدا او را به قرائت آیه ارجاع دادند، سپس توضیح دادند که هرچند حرمت برخی از انواع ماهی در قرآن نیامده است، اما این حرمت از سنت ثابت میشود؛ زیران سنت، مخصص عمومات قرآن است.
▫️محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق علیهالسلام درباره ماهی جِرّی، مارماهی، زِمّیر و سایر ماهیهای بدون فلس پرسیدم که آیا حرام هستند؟
امام علیهالسلام فرمودند: «ای محمد! این آیه از سوره انعام را بخوان: «بگو: در آنچه بر من وحی شده، هیچ چیز حرامی برای خورندهای که آن را بخورد نمییابم، مگر...»
محمد بن مسلم میگوید: آیه را تا پایان خواندم.
سپس امام علیهالسلام فرمودند: «حرام، تنها چیزی است که خدا و پیامبرش در کتاب خود حرام کردهاند؛ اما [ پیامبر و امام علی ] از برخی اشیاء پرهیز میکردند، و ما نیز از آنها پرهیز میکنیم.»
✅ بنابراین مقصود امام علیهالسلام در این روایت این نیست که حرمت ماهیهای بدون فلس را نفی کنند؛ زیرا خود آن حضرت در روایات متعدد، به حرمت آنها تصریح کردهاند. بلکه امام در مقام آموزش یک قاعده اصولی هستند و به محمد بن مسلم میآموزند که عمومات قرآن همیشه به تنهایی ملاک استنباط نیستند و سنت میتواند مخصص عمومات قرآن باشد.
بنابراین، اگر این دسته از روایات را با نگاه روایات تعلیمی بررسی کنیم، هیچ تعارضی میان آنها وجود ندارد؛ بلکه هر یک بخشی از یک فرآیند آموزشی را تشکیل میدهد. امام باقر علیهالسلام، محمد بن مسلم را با منبع حکم (کتاب علی علیهالسلام) آشنا میکنند و امام صادق علیهالسلام نیز شیوه صحیح استنباط از قرآن و سنت را به او میآموزند؛ یعنی اینکه در استنباط احکام، باید سنت را مخصص عمومات قرآن دانست، نه اینکه تنها به ظاهر آیات اکتفا کرد.
🆔 @javaheralklam | 159 |
| 14 | 🔹 در مقام افتاء، هدف امام علیهالسلام بیان وظیفه عملی همان شخصِ سؤالکننده است؛ نه آموزش قواعد کلی فقه. به همین دلیل امام علیهالسلام با در نظر گرفتن تمام خصوصیات و شرایط سائل، حکم مناسب او را بیان میکند و این نکته مهمترین ویژگی مقام افتاء میباشد.
▫️از جمله ویژگیهای مقام افتاء میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1⃣ حکم بر اساس شرایط خاص سائل صادر میشود؛ بنابراین ممکن است پاسخ دو سؤالِ ظاهراً یکسان، به دلیل تفاوت شرایط اشخاص، متفاوت باشد.
2⃣ حکم همیشه قابل تعمیم به دیگران نیست؛ زیرا ممکن است در آن شرایطی وجود داشته باشد که فقط مربوط به همان فرد باشد. [ البته فقیه میتواند حکم کلی را از فتاوای جزئی امام با در نظر گرفتن سایر نکات موثر در استنباط استخراج کند. ]
3⃣ ممکن است بخشی از علت یا قرینه در روایت ذکر نشود؛ زیرا امام علیهالسلام تنها در مقام تعیین وظیفه عملی سائل است، نه بیان همه ضوابط استنباط.
☑️ همانگونه که پزشک برای دو بیمار مبتلا به یک بیماری، با توجه به سن، وضعیت جسمی یا بیماریهای زمینهای، نسخههای متفاوتی تجویز میکند و نسخه یک بیمار را نمیتوان برای دیگری به کار برد؛ فتوای امام علیهالسلام نیز ممکن است بر اساس ویژگیهای خاص سائل صادر شده باشد.
✅ نمونه روایی: اختلاف پاسخهای امام علیهالسلام درباره کفاره افطار عمدی ماه رمضان از همین قبیل است؛ گاهی امام به شخصی دستور آزاد کردن برده میدهد، گاهی اطعام فقرا و گاهی روزه گرفتن دو ماه متوالی را بیان میکند. این اختلاف به سبب تفاوت شرایط سؤالکنندگان است، نه اختلاف در حکم واقعی؛ زیرا حکم کلی، تخییر میان این سه کفاره است و امام علیهالسلام در مقام افتاء، مناسبترین گزینه را برای هر فرد بیان کردهاند.
بنابراین، هر اختلافی در پاسخهای ائمه علیهمالسلام نشانه تعارض نیست؛ بلکه گاه اختلاف، نتیجه تفاوت شرایط سؤالکنندگان و صدور روایت در مقام افتاء است. تنها با شناخت این نکته میتوان بسیاری از تعارضهای ظاهری را برطرف کرد.
🆔 @javaheralklam | 383 |
| 15 | 🔹 از آنجا که هدف امام علیهالسلام در مقام تعلیم، آموزش قواعد کلی شریعت و تربیت فقیه است، نه صرفاً بیان وظیفهی عملی یک فرد در یک مسئلهی خاص، شیوهی بیان احکام نیز متناسب با همین هدف خواهد بود بنابراین مهمترین ویژگی مقام تعلیم آن است که احکام و قواعد بهصورت تدریجی بیان میشوند؛ ازاینرو ممکن است امام علیهالسلام در یک مجلس حکم عام یا مطلق را بیان کنند و در مجلس یا روایت دیگری مخصص، مقید یا سایر قیود آن را ذکر نمایند.
👈 این روش، همانند شیوهی آموزش در دانشگاههاست؛ چنانکه استاد پزشکی نیز تمام مباحث یک علم را در یک جلسه بیان نمیکند، بلکه ابتدا قواعد کلی را آموزش میدهد و سپس در جلسات بعد، جزئیات، استثناها و تطبیقات آن را مطرح میکند.
🔸 بهطور خلاصه، مهمترین ویژگیهای مقام تعلیم عبارت است از :
1⃣ احکام بهصورت تدریجی بیان میشوند و همهی قیود، مخصصات و استثناها در یک روایت یا یک مجلس ذکر نمیشود.
2⃣ بر قرائن منفصل تکیه دارد؛ یعنی ممکن است مخصص، مقید، مفسر یا ناسخ یک روایت، در روایت دیگری و حتی در زمان دیگری بیان شده باشد.
3⃣ فهم صحیح یک روایت، گاه متوقف بر مراجعه به سایر روایات همان باب است و نمیتوان به یک روایت بهصورت مستقل اکتفا کرد.
4⃣ معمولا محور اصلی آن، بیان اصول، ضوابط و قواعد کلی شریعت است، نه صرفاً بیان حکم یک مورد جزئی.
5⃣ مخاطبان اصلی آن، شاگردان برجسته و افراد مستعد اجتهاد هستند که توانایی استخراج فروع از قواعد کلی را دارند.
6⃣ اگر این شیوهی آموزشی مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است در نگاه نخست میان برخی روایات توهم تعارض ایجاد شود؛ در حالی که با جمع میان روایات و بهکارگیری قواعد اصولی، این تعارض ظاهری برطرف خواهد شد.
✅ بنابراین، برای استنباط صحیح احکام از این دسته روایات، آشنایی با قواعدی مانند عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و سایر قواعد جمع عرفی ضروری است.
🆔 @javaheralklam | 269 |
| 16 | #فوائد_الاصول 7⃣
#علل_اختلاف_حدیث 5⃣
عامل دوم: تفاوت مقام تعلیم و مقام افتاء
🔹 یکی دیگر از مهمترین عواملی که باعث میشود برخی روایات در نگاه نخست متعارض به نظر برسند، توجه نکردن به مقام صدور روایت است.
اهلبیت علیهمالسلام همیشه با یک شیوه سخن نمیگفتند، بلکه گاهی در مقام تعلیم بودند و گاهی در مقام افتاء
1⃣ مقام تعلیم: در این مقام، هدف ائمه علیهمالسلام تربیت فقیه و آموزش قواعد کلی استنباط بود؛ ازاینرو، ویژگی بارز این مقام بیان احکام به صورت تدریجی بود یعنی امام در مقام تعلیم مسئله را در چند جلسه به فقهای اصحاب آموزش میدادند و به همین جهت، در این گونه روایات ممکن است یک روایت حکم عام را بیان کند و روایت دیگری همان حکم را تخصیص بزند. اگر همه این روایات در کنار یکدیگر دیده نشوند، ممکن است اختلاف ظاهری میان آنها پدید آید.
2⃣ مقام افتاء: اما گاهی امام علیهالسلام در مقام پاسخ به سؤال یک شخص خاص بود. در این صورت، حضرت تنها حکم همان مورد را با توجه به شرایط، تواناییها و ویژگیهای سائل بیان میکرد، نه اینکه همه فروض و قیود مسئله را در هر پاسخ ذکر کند.
به همین دلیل در این مقام، ممکن است دو نفر درباره یک موضوع سؤال کنند و امام علیهالسلام به هر کدام پاسخ متفاوتی بدهد؛ زیرا هر پاسخ ناظر به شرایط همان شخص است، نه اینکه حکم الهی تغییر کرده باشد.
✅ بنابراین، یکی از مهمترین علل اختلاف ظاهری روایات، خلط میان روایات صادرشده در مقام تعلیم و روایات صادرشده در مقام افتاء است. اگر مقام صدور روایت بهدرستی شناخته شود، بسیاری از تعارضهای ظاهری از بین خواهد رفت.
🆔 @javaheralklam | 268 |
| 17 | #وهابیت_زیر_ذره_بین
✅ پاسخ به مرسل بودن روایت:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2382
👈 سایر روایت نهی از خوردن ماهی بدون پولک
✅ اگر در یک روایت کراهت مقابل حرمت قرار بگیرید آیا باید کراهت را حمل بر معنای امروزی آن کردی ؟
🆔 https://t.me/javaheralklam/2383
🆔 @javaheralklam | 155 |
| 18 | #فوائد_الاصول 6⃣
#علل_اختلاف_حدیث 4⃣
🔹 در جلسهی قبل بیان کردیم که یکی از مهمترین عوامل پیدایش اختلاف ظاهری میان روایات، تغییر و تحول در معنای برخی الفاظ است. نمونهی آن، لفظ «کراهت» بود که توضیح دادیم در لسان اهلبیت علیهمالسلام در بسیاری از موارد به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) نیست.
🔸 اکنون به واژهی دیگری میپردازیم که شناخت کاربرد آن در لسان اهلبیت علیهمالسلام نقش مهمی در رفع بسیاری از تعارضهای ظاهری دارد؛ و آن لفظ «حرام» است.
▫️آیتالله سیستانی (حفظهالله) بیان میکنند که واژهی «حرام» در روایات در دو معنا استعمال شده است:
1⃣ حرمت اصطلاحی؛ یعنی عملی که انجام آن شرعاً ممنوع و ترک آن واجب است.
2⃣ اموری که حرمت آنها در قرآن کریم بیان شده است؛ هرچند ممکن است امور دیگری نیز به وسیلهی سنت حرام شده باشند.
▫️ایشان در دروس خود اینگونه توضیح میدهد:
▪️فإن لفظ الحرام استعمل في الروايات في معنيين: أحدهما: الحرمة الاصطلاحية مثل قوله (عليه السلام): «حرم من الذبيحة عشرة أشياء»، وقوله (عليه السلام): «الجري والمار ماهي والطافي حرام في كتاب علي (عليه السلام)» ولم يحرم ذلك في القرآن. الثاني: استعملت الحرمة فيما حرم القرآن الكريم خاصة.
📚 تقریرات آیتالله سیستانی جلد چهارم صفحهی ۲۲۳
▫️واژهی «حرام» در روایات در دو معنا به کار رفته است: نخست، حرمت اصطلاحی؛ مانند فرمایش امام علیهالسلام: «از ذبیحه ده چیز حرام است.» و نیز فرمایش ایشان: «ماهی جِرّی، مارماهی و ماهیِ طافی در کتاب علی علیهالسلام حرام هستند.» با آنکه حرمت این موارد در قرآن کریم نیامده، بلکه از طریق سنت ثابت شده است.
دوم، حرام گاهی تنها در مورد اموری به کار رفته که حرمت آنها به طور خاص در قرآن کریم بیان شده است.
🔹 سپس آیتالله سیستانی ضابطهی تشخیص این دو استعمال را بیان کرده و میفرمایند:
▫️فإذا أورد لفظ الكراهة في مقابل الحرمة في الحديث، فإنما يقابل هذا المعنى الأخص، أي ما ورد في كتاب الله، لا ما يقابل الحرمة الاصطلاحية اليوم، فلفظ الكراهة يجامع الحرمة الاصطلاحية إذن.
▪️بنابراین، هرگاه در روایات، لفظ «کراهت» در برابر «حرمت» قرار گیرد، مقصود از «حرمت»، همان معنای خاص؛ یعنی حرمتی است که در کتاب خدا آمده است، نه حرمت اصطلاحیِ رایج امروز. در نتیجه، لفظ «کراهت» میتواند با حرمت اصطلاحی نیز سازگار باشد.
✅ بنابراین، صرف اینکه در یک روایت «کراهت» در مقابل «حرمت» قرار گرفته است، دلیل نمیشود که «کراهت» را به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) حمل کنیم؛ زیرا چهبسا مقصود امام علیهالسلام این باشد که آن عمل حرمت قرآنی ندارد، هرچند حرمت آن از طریق سنت ثابت شده باشد.
🔹 برای نمونه، امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث میفرمایند:
▫️عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْجِرِّيثِ... فَقَالَ: «لَمْ يُحَرِّمِ اللَّهُ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَانِ فِي الْقُرْآنِ إِلَّا الْخِنْزِيرَ بِعَيْنِهِ، وَيُكْرَهُ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْبَحْرِ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ مِثْلُ الْوَرِقِ، وَلَيْسَ بِحَرَامٍ، إِنَّمَا هُوَ مَكْرُوهٌ».
📚 تهذيب الأحكام، ج۹، ص۶
▪️زراره میگوید: از امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث پرسیدم. امام فرمودند: «خداوند در قرآن، از میان حیوانات، جز گوشت خوک را حرام نکرده است. هر موجود دریایی که مانند ماهی، فلس نداشته باشد، مکروه است و حرام نیست؛ بلکه تنها مکروه است.»
✅ با توجه به توضیحاتی که گذشت، روشن میشود که مقصود امام علیهالسلام از جملهی «حرام نیست»، نفی حرمت قرآنی است یعنی این موضوع در قرآن حرام نشده است و مقصود از کراهت حرمتی است که از طریق سنت بیان شده است.
🆔 @javaheralklam | 121 |
| 19 | #فوائد_رجالیه 3⃣3⃣
🔹 در سند این روایت ابن فضال با تعبیر #غیر_واحد حدیث را به امام میرساند؛ یعنی واسطه بین ایشان و امام دقیقا مشخص نیست که چه کسی میباشد و بنابراین روایت مرسل است.
⁉️ اکنون سوال این است که با وجود مرسل بودن سند آیا روایت معتبر است؟!
✅ پاسخ: روایت قطعا معتبر است و هیچ اشکال سندی به آن وارد نیست زیرا ابن فضال اگر چه واسطهی خود را نام نمیبرد اما تصریح میکند که از افراد متعددی این روایت را نقل کرده است چرا که تعبیر #غیر_واحد ظهور عرفی در افراد زیادی است به همین دلیل آیت الله شبیری زنجانی حفظهالله این تعبیر را دلیل بر مستفیض بودن خبر میداند:
▫️ تعبیر عن غیر واحد به معنای این است که مستفیض است.
✅ بنابراین چون ابن فضال از چند راوی هم عرض هم حدیث را نقل میکند اعتبار این طبقه از سند به #مجموع راویان آن است.
🔸 اقوال سایر فقهاء در خصوص اعتبار تعبیر #غیر_واحد در سند احادیث:
1⃣ شیخ آصف محسنی:
▫️المرسل إمّا يرسل عن بعضهم، أو عن جمع و الأوّل لا يكون حجّة على الأصل، و الثّاني حجّة للاطمئنان بعدم كذب جمع، فإذا قال الرّاوي عن عدّة أو عن جماعة أو عن غير واحد أو أمثال هذه العبارات نبني على اعتبار الرّواية، و إن لم نعرف المحذوفين إسما بالمدح و الذمّ، للاطمئنان بعدم كذب جميع الجماعة المذكورة في أخبارهم
📚 بحوث في علم الرجال [ الشيخ محمد آصف محسنی ] جلد 1 صفحه 228
3⃣ مرحوم سید خویی:
▫️ و أمّا إذا كان الإرسال بمثل«عن غير واحد» كما في مرسلة يونس هذه فهي خارجة عن الإرسال، لأنّ هذا التعبير إنّما يصح فيما إذا كان راوي الخبر كثيرين، ولا يطلق عند كون راويه واحداً أو اثنين كما هو المتفاهم العرفي من مثله في زماننا هذا فإنّ فقيهاً إذا كتب في كتابه أنّ القول الكذائي قال به غير واحد من أصحابنا يستفاد منه لدى العرف أنّه قول قال به كثيرون وإن كان بحسب مفهومه اللغوي صادقاً على اثنين، لأنّه أيضاً غير واحد، واحتمال أن تكون تلك العدّة بأجمعهم من الضّعفاء ضعيف ولا يعتنى بمثله، وعليه فالرواية ليست بمرسلة
📚 موسوعة الامام الخوئي جلد هفتم صفحه 149
4⃣ استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی:
▫️تعبیر غیر واحد هم هرچند معتبر است ولی نام راوی برده نشده است و نمیتواند بهعنوان راوی در اول سند قرار بگیرد.
👈 بنابراین روایت از جهت سند کاملا معتبر است و از جهت دلالت هم صریح است.
🆔 @javaheralklam | 127 |
| 20 | 🔹 اکنون با توجه به توضیحاتی که بیان شد، پاسخ هر دو پرسش نیز روشن میشود:
▫️پاسخ سؤال اول: استعمال واژهی «کراهت» در روایات، در معنای حرمت بسیار رایج است. ازاینرو، میان این دو دسته روایت هیچ تعارضی وجود ندارد؛ بلکه روایات کاملاً بر یکدیگر منطبق هستند و منشأ این اختلاف ظاهری، تنها تغییر معنای واژهی «کراهت» در گذر زمان است.
▫️پاسخ سؤال دوم: با روشن شدن نکتهی فوق، پاسخ این پرسش نیز آشکار میشود که اساساً میان این روایات تعارضی وجود ندارد و این توهم تعارض تنها زمانی پدید میآید که معنای واژهی «کراهت» در عصر اهلبیت علیهمالسلام مورد توجه قرار نگیرد و با معنای اصطلاحی متأخر تفسیر شود.
🆔 @javaheralklam | 154 |
