3 541
Obunachilar
+124 soatlar
+327 kunlar
+15330 kunlar
Postlar arxiv
3 541
🦋
مانده ام اما از این آشفته حالی خسته ام
دائما بی تاب و از این بی قراری خسته ام
فال حافظ را گشودم غم مخور آمد ولی
روسیاهم من از این دستان خالی خسته ام
باغبانم،نرگس و آلاله ی خوش رنگِ من
از عطش خُشکیده ازاین خشکسالی خسته ام
همچو گنجشکی اسیرِ چنگِ دالِ روزگار
در قفس مانده از این بشکسته بالی خسته ام
بار الهی امشبی من را در آغوشت بگیر
یا اگر خواهی ببر از این حوالی خسته ام☹️
😔😔😔😔😔😔😔❤️💙
👇👇👇👇👇
@shervmuseghi
3 541
با تو تا صبح دگر قصه برآرد دل من
بلکه بر روی گلت بوسه بکارد دل من
تو بیا مرهم دل باش و دو چشمان ترم
تا بدانی هوس روی تو دارد دل من
آمدی تا که در آن کوچهی بنبست خیال
یادم آمد که به تو دل بسپارد دل من
اشک بر گونه روان آمد و شیرین آمد
اشک شوق است که از دیده برآرد دل من
حرف ناگفته چه بسیار به دل دارم و باز
از غم آزاد شوم، تا که ببارد دل من
ای خوش آن روز که تو بر سر راهم باشی
چه شود؟ در بر تو سر بگذارد دل من
آتش عشق به جانم زدهای نوگل من
اختیارم به تو دیگر بسپارد دل من
❤️💙❤️💙❤️💙❤️
👇👇👇👇👇
@shervmuseghi
3 541
Repost from ❤️شعر وموسیقی❤️
اهنگ بسیار زیبا از هایده. که کمتر کسی شنیده❤️❤️❤️❤️
کانال شعر وموسیقی👇
👇👇👇👇👇
@shervmuseghi
3 541
،شاه شــطرنج منی با رخ مـاهت چه کنم؟
با سپید دل وچشمان سیاهت چــه کنم؟
،تا ابد در دلی و گاه به گاهی دیده...
با دل و دیده و این گاه به گاهت چه کـنم؟
،پادشاهی به جمال و رخ و اوصاف کمال...
من و یک عالمه اوصاف سپاهت چه کنم؟
عالمی خاطر چشمان تو را می خـواهند...
من و یک لشکری از خاطره خواهت چه کنم؟
،بزم خورشیدی و کس طاقت رخسارت نیست...
در سحر با طپش صبح "پگاهت"چه کــنم؟
،در کلاس ادبت ســائل جامی غـــزلیم...
جز تــمنا به صف درگه شاهت چه کــنم؟
دل به دریا زدگان بـــیم ز طوفان دارند...
صخره سان،گر نکنم تکیه پـناهت چه کنم؟
برادر یوسـفم ودامن صحرا هـمه گرگ آلود است...
گر پناهم نشود گوشه ء چاهت چه کنم؟
روزها رفته و در فاصله هایت قرنیست...
من واین روز وشب وهفته و ماهت چه کنم؟
،جامی از چـشمه وصل تو بهشت است ولی...
دوزخم با عطش بار گـناهت چه کنم؟
،رخ مهـتاب تو در آینهء ماه افـتاد...
با چنین جلوه بیایم سر راهت چه کنم؟
🎤❤️💙❤️💙❤️💙❤️
👇👇👇👇👇
@shervmuseghi
3 541
آمدی...معجزه ای بود مداوا شدنم
گم شدن در خودم و پیش تو پیدا شدنم
گل مهتابم و هر دم تو برایم ماهی
گره خورده است به تو راز شکوفا شدنم
ماهی و جزر و مد عشق تو شد کار دلم
کِشش روی تو شد علت دریا شدنم
تو در این چشم خدا خواست که یوسف باشی
چه کنم؟ دست خودم نیست زلیخا شدنم
من همان واژه ی عشقم به زبانی دیگر
که به صوت تو فقط قابل معنا شدنم
عشق را زمزمه کن بار دگر در جانم
"عدد گنگم" و در حسرت "گویا" شدنم
❤️👇👇👇👇👇👇❤️
@shervmuseghi
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
