uz
Feedback
Ella’s Del

Ella’s Del

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali Ella’s Del analitikasi

Ella’s Del (@rabbit_studio) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 893 obunachidan iborat bo'lib, Musiqi toifasida 6 151-o'rinni va Eron mintaqasida 26 777-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 893 obunachiga ega bo‘ldi.

20 May, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -31 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 0% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining N/A% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 0 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 0 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent وقت, ب*ل, آغوش, افسردگی, جا kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Kanal uchun tavsif kiritilmagan.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 22 May, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Musiqi toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

11 893
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
-3130 kun
Postlar arxiv
1625261986_Aranees_Project_Fakra_Amma_Olteely_l_فاكرة_اما_قلتيلي.mp33.89 MB

رفتیم و برنگشتیم...

تصمیم گرفتم که دوستت نداشته باشم، سپس در برابر این تصمیم بزرگ، ترسیدم! قول دادم برنگردم، و برگشتم! قول دادم از دلتنگی نمیرم، مُردم! قول دادم برای چشمانت شعری نگویم، و گفتم! قول دادم که ضعیف نباشم، و بودم! پس مرا جدی نگیر! هرچقدر عصبانی شدم، هر چقدر از کوره در رفتم هر چقدر گر گرفتم هرچقدر خاموش شدم داشتم از شدت صداقت، دروغ میگفتم! و خدارو شکر که دروغ گفتم... •نزار قبانی

زندگی در گذر است … میخواهم زندگی کنم … انتظار کشیدن برای خوشبختی که هیچ گاه فرا نخواهد رسید کافی ست

«نفس» (ورژن جدید میکس) خواننده: گوگوش آهنگ و تنظیم: آندرانیک ترانه‌سرا: شهیار قنبری میکس و مسترینگ: ویگن داوودی (۱۳۹۳-۱۳۹۸) تاریخ ضبط: ۱۳۵۶ @vigendavoodi

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

به موهایم که در هم تاب خورده نگاه می‌کنم. همیشه موهای مادرم برایم جذاب‌تر بود؛ صاف و افتاده درست مثل منش و راه زندگی‌اش. من اما همانم که پر از پیچ و خم است. پیچیده در خود! به تار موهایم نگاه می‌کنم و به مرگ و زندگی فکر می‌کنم؛ به امید و یأس! به مرز باریک بین آنها. فاصله بودنم میان این دو به باریکی و پیچ و خم تارموهایم شده. همین دیشب صدای خنده‌ام در ویس پیچید و گفتم نگرانم نباش، روزگارم بر وفق مراد است و کار و حال دنیا همه هیچ است. صبح سرباز تیرخورده‌ای بودم که تمام همرزم‌هایش در جنگ مرده‌اند؛ شکست‌خورده و تنها مانده! صبح که بیدار شدم همه امیدها مرده بودند و «تنم تابوت غمگینی بود که جانم را نمی‌فهمید»

photo content

نام قطعه: رخت تن دلبر کاری از : Monicki & Rian @radiolimoo

براساس: ۱. قطعه‌ی «آلیس وارد می‌شود»؛ اثرِ اولافور آرنالدز ۲. «آواز و سنتور»؛ اثرِ محمدرضا شجریان [کلام: حافظ] و صدای محمدرضا شجریان و محسن نامجو @Radio_chehraziii

مثل یه پروانه ببین اسیرِ مشتِ بسته ام از این همه پرسه زدن کوچه به کوچه خسته ام @Radio_chehraziii

برای شب ♥️

برای شب 🫀

با وجود همه ى آن چه مى گوييم و مى نويسيم… در قلب؛ چيزهايى بزرگتر از آن چه گفته مى شود، باقى مى مانند… •محمود درويش

من دوست داشتم که صورت زیبایی را بر روی سینه‌ام بگذارم وَ بمیرم اما چنین نشد وَ نخواهد شد هستی خسیس‌تر از اینهاست #رضا_براهنی

تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد با تو بمونم.🍷

1718867364.mp310.64 MB

لبت کجاست؟ که خاک چشم به راه است

فُک گریخته. نیزه‌ی شکارچی شکسته در تنش از درد نعره می‌کشد می‌‌رود می‌رود به پیش. هر از چندی نیزه می‌گیرد به مرجان‌ها فک گیج می‌شود از درد کهنه‌ی بی‌درمان رنج هزارباره می‌برد مدام. خواستم بگویمت بی نیزه‌ی شکسته‌ات چه تاریک بودم چه بی‌ثمر چه نا‌امید. هی صیادی که کاش صیدم کرده بودی درست. پی اس : این شعرو میذارم اینجا که خیال کنم برای من فرستاده شده 🧚🏾‍♀️ و اگه تو دلبری داری براش بفرس، عشق کنه ♥️

آفتاب داشت غروب می کرد و ترافیک سنگین بود. به راننده گفتم: خیلی دلم گرفته. راننده تاکسی نگاهم کرد ولی چیزی نگفت. پرسیدم: شما وقتی دلتون می گیره چی کار می کنید؟ راننده گفت: دل گرفتن چی هست؟ گفتم شما هیچ وقت دلتون نمی گیره؟ راننده گفت: نه... وقتش رو نداریم. پرسیدم: یعنی چه؟ راننده گفت: یعنی اینقدر کار و گرفتاری دارم که دیگه وقت دل گرفته شدن ندارم. کمی که گذشت راننده پرسید: دل گرفتن چه جوریه؟ گفتم یه جوریه انگار آدم یه ذره ناراحته ولی دقیق نمی دونه از چی ناراحته، یه ذره نگرانه ولی نمی دونه نگران چیه، حال و حوصله نداره. آدم دلش یه چیزی می خواد که درست نمی دونه چیه. یه ذره گریه اش میاد اما اشکش در نمیاد، خلاصه یه جور عجیب و غریبیه. راننده گفت: اگه اینه پس من یه عمره دلم گرفته. زنی که عقب تاکسی نشسته بود،گفت: "من هم" •سروش صحت