1 052
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-430 kunlar
Postlar arxiv
1 052
دوست دارم برگردم به کارخونهای که منو ساختن، آچار و انبر رو ازشون بگیرم و سیمکشیها و مدارها و پیچهامو درست کنم. بعد که اومدم بیرون، سالم و براق، مثل روز اول، با همه دست میدم، گنده لبخند میزنم و دیگه به این فکر نمیکنم که این یکی که دارم دستشو میگیرم چقدر چاقوی بزرگش رو برام تیز کرده.
1 052
The world is full of the useless viagara boys who can’t get hard for ten fucking minutes because all they ever do is masturbate while watching hardcore gang bang porn. The same guys who can never return the favor and once they’re in, they’ll finish in five seconds and fall asleep next to you. So next time you try to tell me about the magical universe of fucking guys, I’m just going to remind you of who you’ve faked all your orgasms for.
1 052
میدونی همون لحظه رو که چهره از حافظه محو میشه، و شربت فراموشی از دهنت وارد قلبت میشه؟ همون لحظه رو تا ابدیت نگهدار، مثل اون پنج تا نت که عین جریان برق توی سیم میچرخن و میچرخن، همون رو محو کن. سعی کن با یه ماژیک خیلی پررنگ روی خودت همهی حرفها رو بنویسی، حالا با پاککن پاکش کن. میبینی نامیراست؟ میبینی چه بلنده؟ میبینه چه واضحه؟ چی بزرگتر از بدنی که نشون یکی میدی و میگی “نگاه کن، میخواستم رو تنم ببینی تا بفهمی با داخلم چیکار کردی.” چون الان توی تونلهایی که منجمدن گیر کردم و درهاش از دوطرف بستهست. میبینی وقتی خودت دستهای خودت رو ببندی دیگه هیچ حرفی نداری؟
