uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

کانال رسمی شهر کارچان

کانال رسمی شهر کارچان

Kanalga Telegram’da o‘tish

از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔

Ko'proq ko'rsatish
2 087
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kun
+230 kun
Postlar arxiv
سلام خسته نباشید یڪ عدد دوچرخه ۲۸ در خیابان ولیعصر (محسناباد)گم شده از یابنده تقاضا میشود باشماره زیر تماس بگیرد‌. ۰۹۹۳۹۰۳۸۰۰۲ 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🎥 دانلود سریال «نیوکمپ» 🎞  قسمت چهارم 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

عشق گنگ تو را از دور می بینم و آه سرد ای وای و دریغا می کشم از دل رقیبم ترس جانکاه ضمیر ناخودآگاه است و دستان نجیب تو  در دستان  ترس من  تو را هر گاه می بینم ، خجالت می کشم ، چون بید می لرزم خجالت می کشم از این همه خجلت کشیدنهای  لامذهب من و جرات مثال جن و بسم الله می مانیم تو جرات کن  رها کن دستت  از دست رقیب ترسناک من درونم لانه ای از انجمن های پریشانی است همچون کلبه ای تاریک در جنگل می دانی ، عشق گنگ است و زبان در کام می گیرد و ترس، زاییده ی همین ادراک  بی پیر است آه و صدها آه و حسرت ،آه تو را می بینم و آه دریغا می کشم از دل حسادت می کنم بر جرات ترسم همه این دردها هیچ اند ،بُگذر بی خیالش باش از آن روزی هراسانم که  جای ترس من را یک رقیب پر دل بی ترس با احساس بستاند عبدالرضا حاج علی بیگی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🌺سلام 🤍✨امـــروز از خــدا 🌸✨بـــرای  تــک تــک تـــون 🤍✨ایــنــگــونــه دعـــا کـــردم 🌸✨الــــهـــی امــــروز 🤍✨پــنــجــره آرزوهــاتــون 🌸✨باز بشه به سمت باغ اِجابت 🤍✨و دلتون غرق در شادی بشه 🌸✨حـــالـــتـــون خــوب خــوب 🤍✨دلــــتــــون شــــاد شـــاد 🌸✨کسب و کارتون پر رونق پر رونق و در 🤍✨زندگی خوشبخت خوشبخت باشید 🌸✨ یکشنبه تــــون زیـــبــــا 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.48 KB

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍#داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ 🔥رخش ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍#داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 🔥پادشاهی گرشاسپ ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍#داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ 🔥 پادشاهی زوطهماسپ ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱

به ایرانیان خبر رسید که افراسیاب می‌آید پس آن‌ها به زابل رفتند و از زال کمک طلبیدند. او گفت : من دیگر پیر شده‌ام و به درد جنگ نمی‌خورم . پس به رستم گفت : جنگی در پیش است می‌دانم که تو هنوز جوانی و می‌خواهی جوانی کنی اما چه باید کرد که دشمن درراه است . آیا حاضری بروی ؟ رستم گفت: آیا کارهای من را در کوه سپند فراموش کردی؟ اگر من بخواهم از افراسیاب بترسم دیگر نام و نشانی از من در جهان نخواهد ماند . زال گفت: جنگ کوه سپند در برابر این آسان بود ولیکن من از کردار افراسیاب نسبت به تو می‌ترسم . الآن زمان بزم و جوانی توست چگونه به خود اجازه دهم ترا به جنگ افراسیاب بفرستم ؟ چنین گفت رستم به دستان سام که من نیستم مرد آرام و جام زال گفت : حال که چنین تصمیمی داری گرز سام را که با آن پیلان را از پا درمی‌آورد به تو می‌دهم . رستم اسبی خواست که بتواند او و گرزش را حمل کند اما زال در فکر بود که کجا چنین اسبی بیابد . • رخش زال هرچه گله در زابلستان بود حاضر کرد و از رستم خواست تا انتخاب کند اما هیچ‌کدام تاب تحمل دست رستم را هم نداشت تا اینکه اسبانی از کابل آوردند و در آن میان مادیانی بود با سینه‌ای چون شیر و پاهایی کوتاه و گوش‌هایی چون خنجر آبدار و با یال فراوان . او کره‌ای زاده بود با چشمانی سیاه و سمی پولادین با تنی پرنگار و با نیروی فیل و به اندام هیون با جرات شیر و استوار چون کوه بیستون . رستم وقتی او را دید پسندید. از چوپان پرسید این اسب کیست؟ چوپان گفت صاحب آن را نمی‌شناسیم و او را رخش رستم می‌خوانیم . اگر مادرش کمند و سوار ببیند مانند شیر به کمک فرزندش می‌آید پس به فکر چنین اژدهایی مباش اما رستم کمند انداخت و سر او را به بند آورد . مادرش غران به‌طرف رستم آمد و می‌خواست سرش را بکند اما رستم غرید و مشتی بر سرش کوفت که مادیان برگشت . رستم اسب را گرفت و به چوپان گفت :این اسب چند است؟ او گفت: اگر تو رستم هستی بهایش راست کردن مرزوبوم ایران است.رستم شاد شد و پیش زال رفت . دل زال زر شد چو خرم بهار ز رخش نو آئین فرخ سوار ❌❌ادامه دارد.... 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#داستانهای_شاهنامه 🕊🕊پادشاهی زوطهماسب شبی زال به فکر افتاد که شاهی انتخاب کنند که علاوه بر اینکه از نژاد شاهان باشد دارای عقل ورای نیز باشد اگرچه طوس و گستهم فر و شکوه فراوانی داشتند ولی چون تدبیر درستی نداشتند به درد پادشاهی نمی‌خوردند . پس با موبدان مشورت کرد و آن‌ها را به کمک طلبید و آن‌ها نیز زوطهماسب را لایق دیدند پس قارن با موبد و مرزبان با سپاهی به نزدش رفتند و مژده دادند که تاج فریدون به تو رسید . او بر تخت نشست و چون کهنسال بود عقل و تدبیر فراوانی داشت . در این مدت دو لشکر همچنان رودرروی یکدیگر قرار داشتند . در آن زمان خشکسالی پدیدار شد طوری که سپاهیان ازهم‌گسیخته شده بودند. از سپاه توران فرستاده‌ای سوی زوطهماسب آمد که:بسیاری از نامداران دو طرف از بین رفته‌اند . بیایید کینه‌ها را کنار بگذاریم و دست از جنگ برداریم. شاه پذیرفت و از جیحون تا مرز تور تا چین و ختن را به آن‌ها سپرد پس زو به سمت پارس رفت و زال در زابل ماند و لشکر توران هم بازگشت . وقتی زو هشتادوشش‌ساله شد پس از پنج سال پادشاهی از دنیا رفت . پادشاهی گرشاسپ او نه سال پادشاهی کرد . خبر به ترکان رسید که زو مرد و گرشاسپ پادشاه شد. افراسیاب که با خواری بازگشته بود مورد غضب پشنگ قرارگرفته بود . پدر به او گفت : من تو را فرستادم که به جنگ دشمن بروی نه اینکه خون برادرت را بریزی .دیگر تا ابد با تو کاری ندارم . پس از چند سالی گرشاسپ درگذشت و این خبر به افراسیاب رسید و او به فکر افتاد و سپاهی آماده کند و برای گرفتن تاج‌وتخت به ایران حمله کند . ادامه در پایین👇👇👇

#داستانهای_شاهنامه 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
+1
#داستانهای_شاهنامه 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

sticker.webp0.77 KB

اطلاعیه مبارزه با پوره سن غلات 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••
اطلاعیه مبارزه با پوره سن غلات 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#تلنگر خانواده هم میتواند اشتباه سهمگین کند، اعضای خانواده بنا بر خواهر، پدر، مادر، برادر بودن، عموماً از منطق قضاوت بصورت نقطه کوری در خواهند آمد و گاهاً بصورت عمیق می‌توانند آسیب‌های جدی و سمّی بر وجود و روان ما جا بذارند. این تفکر سمّی که ما زیر پرچم قداست اعضای خانواده همواره باید رفتارها، تصمیم‌ها و احساسات سمّی اعضای خانواده را نادیده بگیریم، و‌ یا تائید کنیم، یک حماقت و جنایت بزرگ در حق خودمان است. خانواده گاهی می‌تواند با توجه به توان صمیمیت، عشق، مهرطلبی بی‌حد و مرز، عذاب وجدان‌های ناخود‌آگاه، ما را در بی پناه‌ترین حالت ممکن قرال دهد. به نظرم، تلخ‌ترین و عمیق‌ترین جنایت یک انسان در حق خودش، این هست که به هر دلیلی خودش، وجودش، بودنش و زیست خود را بنا به هر دلیلی نادیده بگیرد. 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

💢کانال جدید اطلاع رسانی امامزاده مرضیه خاتون (س) جهت عضویت👇👇👇👇👇 https://t.me/+XEaCHSHTsg5hZTRk 📡ڪــانــال رســمــے شــ
💢کانال جدید اطلاع رسانی امامزاده مرضیه خاتون (س) جهت عضویت👇👇👇👇👇 https://t.me/+XEaCHSHTsg5hZTRk 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

ســـــلام✋😍 صبحتـون زیبـا 😊 امروز صبح بهترین ها را🌸🍂 براتون آرزومندم الهی یک صبح پرخیر و برکت یک صبح پر موفقیت و یک صبح پر از سلامتی و دلخوشی نصیبتون بشه🌸🍂 ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌ ‌‎‌‌‌‎📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.45 KB

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ #داستانهای_شاهنامه ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱 ‍ 🔥ادامه پادشاهی نوذر ⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱⚜🔱