uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

کانال رسمی شهر کارچان

کانال رسمی شهر کارچان

Kanalga Telegram’da o‘tish

از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔

Ko'proq ko'rsatish
2 082
Obunachilar
-124 soatlar
-57 kun
-130 kun
Postlar arxiv
#نوستالژی #زمستان_چوپان برف درب مردخانه را پوشانده،صدای بَ بَ گوسفندان از داخل کِنده(زاغه گوسفند) به گوش می رسد پیرمرد چوپان به سختی درب مردخانه را باز می کند. ارتفاع برف تا زیر چانه ی پیرمرد می رسد. چوپان نگاهی به اطراف می اندازد ،همه جا سپید پوش و برف اندود است ،گِرد آغل لب به لب پر برف شده، با بیل و پارو برف سنگین گِرد آغل را پارو می کند و درب کِنده را به سختی باز می کند تا گوسفندان از درون زاغه تاریک به داخل گِرد آغل بیایند و نفسی تازه کنند. گاز و بخار از دیلیچه های(دریچه) سقف کِنده( زاغه ) به سمت آسمان تنوره می کند. دو روزی است که دامها به چرا نرفته اند و برف سنگین روی بوته ها را پوشانده ،پیرمرد دستی به ریش سپیدش می کشد و فکری می کند تا چاره بیندیشد. چاره  در کمک خواستن از آبادی است. نان و آذوقه ی خودش هم ته کشیده،کمی شیر از تک میش گوشدار گُزل گله می دوشد و لاجرعه سر می کشد. پیرمرد چوپان می رود بالای بام مردخانه و نفس عمیقی می کشد و از ته دل نعره ای می زند ،صدایش آنچنان در کوه می پیچد و پژواک می کند که  ،مردم صدایش را از یک فرسخی می شنوند. دوباره صدایش را صاف می کند و مانند شیر نعره می زند و فریاد می کند که  ایهاالناس گله نیازمند آذوقه و علوفه است. سگ های گله هم با واق واق خود  پیرمرد را در طلب کمک همراهی می کنند. چوپان پیر، شیری است در این بیشه خوفناکِ برف اندود. صدای زوزه گرگها گله را رم داده و گله گوسپندان همچون گردباد به خود میپیچد،سگها بر روی دیوار گِرد آغل می چرخند و با صدای واق واق و هاو هاو خود به گرگها می فهمانند که این گله هم صاحب دارد و هم نگهبان ، گله هم به پشت گرمی چوپان و سگها آرام می گیرد. خبر در خواست کمک چوپان  به  کدخدا رسیده و او دستور داده تا راه را با چان چِغِر بیندازند تا کاه و جو و علوفه را بار الاغ ها کنند و به سمت قشلاق های کوهپایه حاشیه شرقی روستا روانه کنند. سفره نان و اطعمه و اشربه ای هم برای چوپان پیر می فرستند. برای سگهای  گله هم نواله(نوعی غذای سگ ) تهیه می کنند. پیرمرد به رغم ورود به سن پیری چشمهایش مانند عقاب تیز بین است و از چند کیلومتری کاروان آذوقه را می بیند. ارتفاع برف چیزی کمتر از یک متر نیست و الاغ های پیشروی  کاروان که چان به دنبالشان بسته شده تا راه را باز کنند به سختی حرکت می کنند. کم کم کاروان آذوقه به نزدیکی کِنده رسیده و سگها "هاو هاو"  کنان به استقبال می آیند. پیرمرد در این فاصله آخورهای زاغه را پاک کرده با نشخوارها و خاکِ کاه های به جا مانده در ته آخورها  زیر پای گوسفندها را خشک کرده و به پیشواز کاروان آذوقه آمده کارگزاران کدخدا و تعدادی از صاحبان خرد گوسفندهای موجود در گله بارها را پائین می آورند و در چشم بر هم زدنی آخور دامها را پر می کنند از علوفه و جو به محض اینکه چوپان درب زاغه را باز می کند ،گوسفندان مانند قحطی زده ها به سمت آخورها حمله می کنند و الی آخر پیرمرد کمی چوب آتش زده و بعد از اینکه چوبها نیمه سوز شد با تشتی آنها را به چاله ی کرسی مردخانه می ریزد و کبریتی هم به چراغ موشی(پی سوز) روی دیوار میزند تا کمی فضا روشن شود. همراهان کاروان که رنج راه را طی کرده اند و صورت هایشان مانند لبو سرخ شده نیز وارد مردخانه می شوند و در زیر کرسی آرام می گیرند و هم صحبت پیرمرد چوپان می شوند.   سفره نان و آب و غذا را روی کرسی می گذارند تا پیرمرد روزه اجباریش را افطار کند. قبل از غروب ، همه به سمت روستا برمی گردند اما چوپان می ماند تا گوسفندان را تیمار کند و منتظر بماند تا آفتاب از مشرق بتابد و دوباره گله در دشت پهن شود و از خوان نعمت طبیعت متنعم شود. پیران و کهنسالان دیار کارچان دهها و صدها از این وقایع و داستانها را خود به چشم دیده اند و برای نسل ما نقل کرده اند. جان مایه داستان فوق نقلی واقعی از شنیده های نگارنده از گذشتگانی است که درگذشته اند و خاطراتشان را در قلب و ذهن ما حکاکی کرده اند. دل نوشته های عبدالرضا حاج علی بیگی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

💢مراسم جشن کوسه ناقالی در چله زمستان 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

💠 #باورهای_مردمی 💠 اگه میخواهید بدونید ناقالی چی بوده ؟ حتما نگاه کنید سالیان متمادی است که از دهم بهمن(چله کوچیکه) آئین قدیمی #ناقالی در ساروق و اکثر شهرهای استان مرکزی برگزار میگردد. رسم ناقالی از زبان ناقالی در #بازار_اراک 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢 💖به مناسبت رسیدن به ایام چله زمستان و ایام برگزاری نمایش ناقالی شعری قدیمی تقدیم شما خوبان 🙏🙏 ناق
📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢📢 💖به مناسبت رسیدن به ایام چله زمستان و ایام برگزاری نمایش ناقالی شعری قدیمی تقدیم شما خوبان 🙏🙏 ناقالى گونَه گونَه چِل رَفتَه پَنجا مُونَه ناقالى گونَه‌گونَه چيزى به عيد نَمونَه ما سالى يه بار مى‌آئيم دعاگوى شمائيم 😍 هرکس دير بيايَه آقاش سگ سيايَه خانم بالا شمائى اِز خُونه دِر نيایى عرق دارى مِچایى 😜 رِشکى و ماسى آمِدَه اونى که مُو‌خاسى آمِدَه رُودَه و پُودَه آمِدَه هرچى که بیدَه آمِدَه خال‌خال زنگى آمِدَه على دورنگى آمِدَه به زير قَندى آمِدَه بَچَه فَرنگى آمِدَه اِز هَمَه رَنگى آمِدَه 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#ناقالی ناقالی گونده گونده ... چل رفته پنجاه مونده ... چیزی تا عید نمونده ... #نوستالوژی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــا
#ناقالی ناقالی گونده گونده ... چل رفته پنجاه مونده ... چیزی تا عید نمونده ... #نوستالوژی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

#تبلیغات لوازم خانگی حاجی آبادی فروش انواع لوازم خانگی و برقی وبرنزی فروش نقد و اقساط آدرس: کارچان خیابان عاشورا ابتدای کوثر
+3
#تبلیغات لوازم خانگی حاجی آبادی فروش انواع لوازم خانگی و برقی وبرنزی فروش نقد و اقساط آدرس: کارچان خیابان عاشورا ابتدای کوثر ده شماره تماس 09182521590 09219312004 درخدمت کلیه همشهریان عزیز برای تهیه جهیزیه کامل از صفر تا صد هستیم 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

‍ ‍ ‍ ‍ سـ🌸ـلام صبح یکشنبه تون باطراوت ☕ 🌸 🌸🍃امیدوارم توشه 🌸🍃امروزتون پُر باشه 🌸🍃از سلامتی، نشاط 🌸🍃دلخوشی 🌸🍃عاقبت بخیری 🌸🍃عشق و محبت 🌸🍃وخوشبختی وشادی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

🌹 ‍ ‍ ‍ ‍ سـ🌸ـلام صبح یکشنبه تون باطراوت ☕ 🌸 🌸🍃امیدوارم توشه 🌸🍃امروزتون پُر باشه 🌸🍃از سلامتی، نشاط 🌸🍃دلخوشی 🌸🍃عاقبت بخیری 🌸🍃عشق و محبت 🌸🍃وخوشبختی وشادی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.52 KB

حمام خزینه کسی چه می دانست که یک روزی بنشینیم و دستهایمان را زیر چانه بزنیم حسرت چیزهایی را بخوریم که زمانی آرزو داشتیم از شرشان خلاص شویم مثلا حمام خزینه ای ، روزی که فاتحانه کلنگ به جان تن رنجور حمام خزینه ای کارچان می زدیم اصلا گمان نمی کردیم که داریم تیشه به ریشه ی بخشی از خاطرات جمعی و هویت خودمان می زنیم فاتحانه و با شور شعف وصف ناپذیری در یک حرکت سلحشورانه بنای قدیمی و با ارزش حمام خزینه را با خاک یکسان کردیم و کوهی از آجر و سیمان و کاشی و کوفت و زهر مار را بر روی هم انباشتیم تا خیر سرمان حمام دوشی عمومی بهداشتی عَلم کنیم خلاصه که تا همین سی چهل سال پیش در محل فعلی حمام عمومی کارچان و در مجاورت مسجد جامع بنای قدیمی و زیبای حمام خزینه ای پابرجا بود. کسی از زمان دقیق احداث این بنا چیزی نمی دانست اما از نوع مصالح و معماری آن به نظر می رسید قدمت این حمام به اواسط دوره قاجار برسد. حمام  مشتمل بر دو بخش گرمه و سرده بود. بنا دارای سقف  آجری ضربی قوسی و دیواره ها نیز از سنگ و اندود ملات ساروج بود . قوس ها به شکل هندسی بسیار زیبایی در امتداد یکدیگر بنا شده  و ستونهای سنگی بزرگی حائل سقف ها  بودند. برای تامین نور داخل حمام در طول روز ،دریچه هایی در خط راس قوسها روبه آسمان تعبیه شده بود و با شیشه های ساده و رنگی نور چشم نوازی را به داخل ساختمان متصاعد می کرد. یک راهروی حدود شش متری حمام سرده را به گرمه متصل می کرد. خزینه آب گرم تقریبا بیست متر مربع مساحت داشت و دارای عمقی حدود یک و نیم متر بود. برای رسیدن به خزینه سه یا چهارتا پله پیش بینی شده بود که در اثر سایش و رسوب چربی بسیار سُر و لیز شده بودند. حوض آب سردی هم در گوشه سمت راست حمام گرمه بود که کارکردش را متوجه نشدم اما محلی برای آب بازی و شیطنت اطفال بود و از گرمای آب خزینه که به ستوه می آمدند تنی به خنکای آب سرد این حوض می زدند. برای گرم کردن آب خزینه از  بوته های ورَک و هیزم و هیمه استفاده می شد که  حرارت به داخل سُفه ها و دالان های زیر حمام هم منتشر می شد و فضای عمومی حمام را گرم می کرد. البته بعدها استفاده از هیزم و بوته های ورک منسوخ شد و جای خود را به نفت کوره و مازوت داد. جوی آب قنات کارچان از وسط  قسمت سرده حمام می گذشت و با چند پله مراجعان پس از استحمام خود را به آنجا می رساندند و پاهای خود را آب می کشیدند. ناگفته نماند که بانوان از فرصت استفاده می کردند و رخت چرک های خانواده را نیز در همین محل می شستند که خود داستانی دارد علیحده حمام خزینه ای از صبح تا عصر در قُرق زنان بود و از عصر تا طلوع آفتاب روز بعد مخصوص مردان برای تأمین آب مورد نیاز خزینه هم یک حلقه چاه حفر شده بود که با تلمبه دستی آب به داخل خزینه پمپاژ می شد. وقتی حمام نیاز به تعمیر داشت مسئول حمام که اصطلاحا "حمامی اطلاق می شد جار می زد و متناسب با هزینه مورد نیاز برای تعمیرات و، به صورت نفس کشی مبلغی را از نفوس جمع آوری می کرد. درز گیری و تعمیرات هم آئین خاصی داشت ،تا آنجا که یاد دارم عسل و گل رس و تخم و مرغ و کلی خوردنی دیگر را قاطی می کردند و ورز می دادند و می مالیدند به کف و بدنه ی حمام در نقل های عامه داستان‌های ترسناکی از وجود جن و پری در این مکان گفته می شد که فارغ از راست و دروغش جالب و شنیدنی بود البته از حق نگذریم که خزینه بویی از بهداشت و این قبیل سوسول بازی ها نبرده بود و آثار این عدم رعایت بهداشت را در زخم های کچلی وسط کله اطفال و عفونت ها و گال چشم و چال بچه ها کاملا مشهود بود القصه که هر چه بود گذشت و از حمام خزینه ای خاطره دور به جامانده که نسل امروز نقل آن را گه‌گاه از زبان بزرگترها می شنوند و در آینده ای نه چندان دور احتمالا دیگر کسی باور نخواهد کرد که چه تنهای خسته ای در حوض خزینه تن از کوفتگی رها و چه دامادهایی که زندگی مشترک را با خروسی که از بالای بام همین حمام تاریخی بر سرشان انداخته اند شروع کرده اند عبدالرضا حاج علی بیگی 📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

با سلام به اطلاع مردم شهید پرور شهر کارچان و بخش معصومیه میرساند مراسم اعتکاف خواهران و بردارن در شهرکارچان برگزارمیشود هزینه هر نفر 250 هزارتومان که در تاریخ 15.16.17برکزارمیشودکسانی که علامندهستند هرچه سریع ترثبت نام کنند. خانمها حاج علی بیگی 09364843173وخانم صفری 09183688154واقایان کرمی 09188641791شفیعی 09183477746

📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈• 🆔 @karchan_city96 •┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•

AnimatedSticker.tgs0.52 KB

#امروز 💢گوشه ای از مراسم دعای ندبه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقا محمدی و با نوای گرم حاج مسعود پیرایش و با حضورمه
#امروز 💢گوشه ای از مراسم دعای ندبه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقا محمدی و با نوای گرم حاج مسعود پیرایش و با حضورمهندس محمدی بخشدار معصومیه،ائمه جماعات روستاهای بخش و دیگرمسئولین، مردم شهید پرورشهرکارچان و بخش معصومیه درمسجدجامع روستای امرآباد برگزارشد. ۱۴۰۱/۱۱/۷

💢جناب سرهنگ صفاری زاده جانشین فرماندهی شهرستان اراک به همراه مهندس محمدی بخشدار معصومیه ،جناب سروان خسروبیگی فرماندهی انتظام
💢جناب سرهنگ صفاری زاده جانشین فرماندهی شهرستان اراک به همراه مهندس محمدی بخشدار معصومیه ،جناب سروان خسروبیگی فرماندهی انتظامی بخش معصومیه با حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقا فاطمی امام جمعه محترم بخش معصومیه دیدار و گفتگو کردند. حجت‌الاسلام فاطمی ،اززحمات و تلاش نیروی انتظامی و مجموعه تحت امر در عرصه‌ برقراری و حفظ امنیت و آرامش قدردانی نمودند. وی عزت و شوکت کشور را مرهون و مدیون تلاش های نیروهای نظامی و انتظامی دانست و اذعان داشتند: اگر تلاش و جان‌فشانی شما نباشد دشمنان به آب و خاک میهن اسلامی طمع خواهند ورزید؛ این امنیت حاصل تلاش و کوشش شماست. ‌‌‎۱۴۰۱/۱۱/۷

sticker.webp0.35 KB