uz
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Kanalga Telegram’da o‘tish

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Ko'proq ko'rsatish
838
Obunachilar
+124 soatlar
+117 kunlar
+630 kunlar
Postlar arxiv
برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیتی ست که وجود دارد و مابقی چی
برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم، زیرا این تنها واقعیتی ست که وجود دارد و مابقی چیزی نیست جز بازی های فکر، ولی می شود آن را بزرگترین بی خردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست و بعد همچون رویایی ناپدید می شود، هرگز به کوششی جانفرسا نمی ارزد. ( صفحه ی ۱۲۳) 📚درمان شوپنهاور اروین د.یالوم @ELDialectico

‍ ‎خشک مغزی منشأ خود فریبی است و در حکومت ، نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت
‍ ‎خشک مغزی منشأ خود فریبی است و در حکومت ، نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت و پیش ساخته ارزیابی کنیم و علایم و قراین مخالف را نادیده بگیریم با مردود بشماریم و به پیروی از آرزوهای خود عمل کنیم و واقعیت ها را گردن ننهيم. عصاره خشک مغزی را یکی از مورخان در گفته ای درباره فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا و سردستۀ تاجداران یک دنده و خشک مغز بیان کرده است: «تجربه هیچ شکستی ایمان او را به برتری ذاتی سیاست خویش سست نمی کرد.» ‎تاریخ بی خردی📕 ‎باربارا تاکمن @ELDialectico

📕معرفی کتاب: 📕چگونه فروید بخوانیم جاش کوهن ترجمه‌ی صالح نجفی چگونه فروید بخوانیم با قرائت گزیده‌هایی کوتاه از نوشته‌های فرو
📕معرفی کتاب: 📕چگونه فروید بخوانیم جاش کوهن ترجمه‌ی صالح نجفی چگونه فروید بخوانیم با قرائت گزیده‌هایی کوتاه از نوشته‌های فروید و با عطف‌نظر به روان‌رنجوری‌ها، ضمیر ناخودآگاه، واژه‌ها، مرگ و (صد البته) مسائل جنسی، هسته‌ی تناقض‌آمیز و خارق اجماع تفکر روان‌کاوانه را بیرون می‌کشد: این‌که درونی‌ترین حقیقت‌های نهفته در ضمایر ما فقط هنگامی خود را عیان می‌کنند که تحریف شده و جامه‌ی مبدل پوشیده باشند. خواب‌ها، رؤیاها، خطاها، لطیفه‌ها، شوخی‌ها، نشانه‌های بیماری و در یک کلام زندگی‌های هرروزه‌ی ما اگر با دیده‌ی باریک‌بین قرائت شوند ما را، چونان استادان خبره در تلبیس (جامه‌ی مبّدل‌پوشی)، موجوداتی بازنشناختنی می‌نمایانند که نه دیگران به جایمان می‌آورند و نه خودمان. @ELDialectico

پوسیدگی هر تمدن، خود را با علائم غریبی نشان می‌دهد: مثلا در این حقیقت که دیگر دیوارهای سنگی زندان برای حفاظت جامعه از شر زندا
پوسیدگی هر تمدن، خود را با علائم غریبی نشان می‌دهد: مثلا در این حقیقت که دیگر دیوارهای سنگی زندان برای حفاظت جامعه از شر زندانی نیست، بلکه برای حفاظت زندانی از شر جامعه است. گفتگو با مرگ / آرتور کوستلر / خشایار دیهیمی @ELDialectico

🔸می گوید: هریک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است. فرصت های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز
🔸می گوید: هریک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است. فرصت های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم. این قسمتی از آن چیزی است که به آن می گویند زنده بودن. اما درون کله ما دست کم این جائیست که من تصور میکنم- جای کمی هست که این خاطرات را در آن بیاد بیاریم. اتاقی با قفسه هایی نظیر این کتابخانه. و برای فهم کارکرد قلب مان باید مثل این کتابخانه فیش درست کنیم. باید چندی به چندی از همه چیز گردگیری کنیم. بگذاریم هوای تازه وارد شود و آب گلدان های گل را عوض کنیم. به عبارت دیگر همیشه در کتابخانه ی خصوصی خودت بسر می بری. ▪️هاروکی موراکامی 📚 کافکا در کرانه @ELDialectico

🔶هر كدام از ما، چيزی را كه برايش با ارزش بوده از دست می‌دهد. موقعيت‌های از دست رفته٬ احساساتی كه هرگز نمی‌توانيم دوباره به د
🔶هر كدام از ما، چيزی را كه برايش با ارزش بوده از دست می‌دهد. موقعيت‌های از دست رفته٬ احساساتی كه هرگز نمی‌توانيم دوباره به دست بياوريم. اين بخشی از آن چيزی‌ست كه معنی‌اش زنده بودن است. اما درونِ سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه می‌داريم. اتاقی شبيه قفسه‌های توی اين كتابخانه. و برای درك عملكرد قلبمان بايد مدام كارت‌های مرجع جديد درست كنيم. بايد هر چند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدان‌ها را عوض كنيم. تو برای ابد در كتابخانه‌ی خصوصی خودت زندگی می‌كنی 📕کافکا در کرانه هاروکی موراکامی @ELDialectico

■ گاهی سرنوشت مثل طوفان شنی است که مدام تغییر سمت می‌دهد. تو جهتت را تغییر می‌دهی، اما طوفان دنبالت می‌کند. تو باز می‌گردی، ا
■ گاهی سرنوشت مثل طوفان شنی است که مدام تغییر سمت می‌دهد. تو جهتت را تغییر می‌دهی، اما طوفان دنبالت می‌کند. تو باز می‌گردی، اما طوفان با تو میزان می‌شود. این بازی مدام تکرار می شود، مثل رقص شومی با مرگ پیش از سپیده‌دم. چرا؟ چون این طوفان چیزی نیست که دورادور بدمد، چیزی که به تو مربوط نباشد. این طوفان خود توست! چیزی است در درون تو! بنابراین تنها کاری که می‌توانی بکنی تن در دادن به آن است، یک راست قدم گذاشتن درون طوفان، بستن چشمان و گذاشتن چیزی در گوش‌ها که شن تویش نرود و گام به گام قدم نهادن در آن. در آن نه ماهی هست، نه خورشیدی، نه سمتی، و نه مفهوم زمان... و طوفان که فرونشست، یادت نمی‌آید چی به سرت آمد و چه طور زنده مانده‌ای. در حقیقت حتی مطمئن نخواهی شد که طوفان واقعا به سر رسیده. اما یک چیز مشخص است. «ازطوفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پانهاده بودی». معنی این طوفان همین است... 👤 هاروکی موراکامی 📚 کافکا در کرانه @ELDialectico

خیلی چیزها هست که تقصیر تو نیست. یا تقصیرِ من. تقصیر پیشگویی‌ها هم نیست، یا نفرین‌ها یا دی ان ای، یا پوچی. تقصیر ساختارگرایی
خیلی چیزها هست که تقصیر تو نیست. یا تقصیرِ من. تقصیر پیشگویی‌ها هم نیست، یا نفرین‌ها یا دی ان ای، یا پوچی. تقصیر ساختارگرایی یا سومین انقلاب صنعتی هم نیست. همه می‌میریم و ناپدید می‌شویم، ولی علتش این است که نظامِ خودِ دنیا را بر پایه‌ی ویرانی و فقدان گذاشته اند. زندگی ما سایه‌هایی از این اصل رهنماست. مثلا باد می‌وزد. می‌تواند بادی شدید و خشن باشد، یا نسیمی ملایم. اما سرانجام هر بادی فرو می‌میرد و ناپدید می‌شود. باد شکل ندارد. فقط حرکت هواست، باید به دقت گوش بدهی، بعد استعاره را می‌فهمی. ▪️هاروکی موراکامی 📕کافکا در کرانه @ELDialectico

🔸یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زند
🔸یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند. صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه. ▪️چارلز بوکوفسکی 📕عامه پسند ▪️ترجمه پیمان خاکسار @ELDialectico

چیزی که می‌توانم به شما بگویم این است که میلیاردها زن روی زمین زندگی می‌کنند. درست است؟ بعضی‌های‌شان خوب‌اند. خیلی‌هاشان زیاد
چیزی که می‌توانم به شما بگویم این است که میلیاردها زن روی زمین زندگی می‌کنند. درست است؟ بعضی‌های‌شان خوب‌اند. خیلی‌هاشان زیادی خوب‌اند. ولی گاه‌گداری طبیعت تمام حقه اش را به کار می‌بندد تا زنی ویژه بسازد، زنی باورنکردنی، منظورم این است نگاهش می‌کنی ولی نمی‌توانی باور کنی. همه‌ی حرکاتش مثل موج زیباست و بی نقص. مثل جیوه مثل مار. مچ پایش را می‌بینی، بازویش یا زانویش را. تمام‌شان در کلیتی بی نقص و با شکوه به‌هم آمیخته‌اند. با چشمانی خندان و زیبا، دهانی خوش‌حالت و لب هایی که انگار هر لحظه منتظرند تا به خنده بر درماندگی‌ات باز شوند. این‌جور زن ها می‌دانند که چطور باید لباس پوشید. موهای‌شان هوا را به آتش می‌کشد ▪️عامه پسند چارلز بوکوفسکی ترجمه:پیمان خاکسار @ELDialectico

چیزی به‌سان شراب در این حال‌وهواست خراب می‌کند انسان را... خراب... تو آیا هنوز اشتیاقی به سر داری؟ این‌که معشوق تو جایی دیگر
چیزی به‌سان شراب در این حال‌وهواست خراب می‌کند انسان را... خراب... تو آیا هنوز اشتیاقی به سر داری؟ این‌که معشوق تو جایی دیگر و خودت جایی دیگر رنجور می‌کند انسان را... رنجور... چیزی به‌سان شراب در این حال‌و‌هواست مست می‌کند انسان را... مست... ▪️اورهان ولی @ELDialectico

📕 معرفی کتاب ‎عصر سرمايه ‎اريک هابسبام ‎ترجمه علی‌اكبر مهديان ‎چاپ اول ۱۳۹۸ ‎عصر سرمایه، ۱۸۴۸- ۱۸۷۵ تاریخ بخش دیگری از «قرن
📕 معرفی کتاب ‎عصر سرمايه ‎اريک هابسبام ‎ترجمه علی‌اكبر مهديان ‎چاپ اول ۱۳۹۸ ‎عصر سرمایه، ۱۸۴۸- ۱۸۷۵ تاریخ بخش دیگری از «قرن طولانی نوزدهم» است که اریک هابسبام به‌طور جامع و فراگیر در دنباله‌‌ی کتاب "عصر انقلاب، ۱۷۸۹- ۱۸۸۴" مورد تجزیه و تحلیل دقیق و همه‌جانبه قرار داده است. انقلاب‌های ۱۸۴۸، توسعه‌‌ی اقتصاد سرمایه‌داری به سراسر کره زمین، و ظهور امریکا به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد صنعتی جهان، جنبه‌هایی از این تحلیل کلی تاریخ‌شناختی ربع سوم قرن نوزدهم است، و ردیابی ریشه‌های جهان کنونی تا آن دوره، که خصایص فوق‌العاده‌اش واقعاً هیچ نظیری در تاریخ ندارد. @ELDialectico

نباید گفت عمل از آن‌رو که مجرمانه است جریحه‌دار کننده‌ی وجدان عمومی است، بلکه باید گفت از آن‌رو مجرمانه است که وجدان عمومی را
نباید گفت عمل از آن‌رو که مجرمانه است جریحه‌دار کننده‌ی وجدان عمومی است، بلکه باید گفت از آن‌رو مجرمانه است که وجدان عمومی را جریحه‌دار می‌کند. ما عمل را به خاطر جرم بودن‌اش محکوم و سرکوب نمی‌کنیم، ما عمل را جرم می‌دانیم به‌خاطر آن‌که محکوم و سرکوب‌اش می‌کنیم. ▪️امیل دورکیم 📕درباره تقسیم کار اجتماعی 🔸نشر مرکز، ص 78 @ELDialectico

تفاوت علم و فلسفه از نگاه راسل علم عبارت از ان چیزی است که درباره ان معلومات کافی داریم و فلسفه مطالبی است که درباره ی انها چ
تفاوت علم و فلسفه از نگاه راسل علم عبارت از ان چیزی است که درباره ان معلومات کافی داریم و فلسفه مطالبی است که درباره ی انها چیزی نمیدانیم. این تصویر بسیار واضح و روشن است و به همین دلیل پیوسته مشاهده میکنیم، مسائل فلسفی از قلمرو فلسفه خارج شده و به میدان علم و دانش منتقل می گردد. در واقع اگر قضیه ای مدلل و اثبات شد و به اسرار ان پی بردیم، ان قضیه دیگر جنبه ی فلسفی نداشته و خود به دانش تبدیل میگردد. 📚جهانی که من میشناسیم ▪️برتراند راسل @ELDialectico

تعداد کمی از انسان‌ها ممکن است به این رضایت دهند که به حیوانات فرودست‌تری تبدیل شوند، تا در مقابل، امکان بهره‌وری بیشتری از ل
تعداد کمی از انسان‌ها ممکن است به این رضایت دهند که به حیوانات فرودست‌تری تبدیل شوند، تا در مقابل، امکان بهره‌وری بیشتری از لذات حیوانات پیدا کنند. هیچ انسان هوشمندی به این رضایت نمی‌دهد که به یک دیوانه بدل شود؛ هیچ انسان آموخته‌ای نمی‌خواهد به یک بی‌سواد تبدیل شود؛ هیچ انسان صاحب احساس و وجدانی راضی نمی‌شود به یک خودپرست و فرومایه تغییر ماهیت دهد؛ هرچند متقاعد شده باشد که افراد کودن یا رذل به بهره‌ی خویش بیشتر خرسندند تا او به بهره‌ی خود.‌‌ ‌‌‌«فایده‌گرایی»‌‌ ‌‌‌جان استوارت میل‌ ترجمه‌ی مرتضی مردیها‌ ‌‌ ‌‌‌ @ELDialectico

خواننده باید، بدون ترس‌ها و تابوهای ایدئولوژیک، به موضوع کتاب حاضر ــ ترور و تروریسم بنگرد، نه‌فقط به‌عنوان قسمی مشارکت، تعیی
خواننده باید، بدون ترس‌ها و تابوهای ایدئولوژیک، به موضوع کتاب حاضر ــ ترور و تروریسم بنگرد، نه‌فقط به‌عنوان قسمی مشارکت، تعیین‌کننده در تاریخ جنبش‌هایِ رهایی‌بخش، بلکه همچنین به‌مثابه تأملی درباره‌ی مخمصه‌ی امروزینمان. از موضوع این کتاب نهراسید؛ هراسی که مانع از مواجهه‌ی شما با چنین موضوعی می‌شود، چیزی نیست جز هراس از آزادی و هراس از بهایی که باید برای دست‌یابی به آزادی بپردازیم. «ترور» علیه تروریسم آزادی یا مرگ در انقلاب فرانسه سوفی وانیچ ترجمه‌ی فؤاد حبیبی @ELDialectico

#فرانسوا_تروفو در حال روشن کردن سیگاری برای #لوئیس_بونوئل - ۱۹۶۹ @ELDialectico
#فرانسوا_تروفو در حال روشن کردن سیگاری برای #لوئیس_بونوئل - ۱۹۶۹ @ELDialectico

شمارِ احمقان از شمارِ برگِ درختان و گنجشكان بيشتر است همه‌ی كبوترانِ سرنشين جهان شمارشان به شمارِ احمقانِ اين شهر نمی‌رسد ای
شمارِ احمقان از شمارِ برگِ درختان و گنجشكان بيشتر است همه‌ی كبوترانِ سرنشين جهان شمارشان به شمارِ احمقانِ اين شهر نمی‌رسد ای دوست! احمقان اينجا پادشاه‌اند منتقد‌اند حاكم‌اند معلمِ زيبايی‌شناسی‌اند موزيسين‌اند روزنامه‌نويس‌اند شاعرند شمارِ احمقان از شمارِ ستاره‌ها بيشتر است احمقان مدام در حالِ بيشتر شدن‌اند چه ساده می‌توانند مرا بكشند... ای دوست! من می‌ميرم و احمقان تا ابد زنده می‌مانند... ▪️بختیار علی برگردان آكو امينی @ELDialectico

در سرزمینی به دنیا آمدم که در آن مفاهیمِ آزادی و حقوق بشر و مهر و عطوفت انسانی خوار و خلاف قانون شمرده می شود .در هر برهه ای
در سرزمینی به دنیا آمدم که در آن مفاهیمِ آزادی و حقوق بشر و مهر و عطوفت انسانی خوار و خلاف قانون شمرده می شود .در هر برهه ای از تاریخ، دولتی ریاکار بر سرِ کار می آید. دیوارهای این زندانِ بزرگ را رنگی شاد و چشم نواز می زند و اعطای حقوقِ معمول در ممالک سعادتمند را به رعایای خود در بوق و کرنا اعلام می کند، اما مزه ی این حقوق یا فقط به زندانیان چشانده می شود و یا در خود چیزی دارند که حتی از زهرِ ظلم و جورِ فاحش تلخ ترشان می کند... در این سرزمین همه یا بَرده اند یا قلدر و ضعیف کش... خلاصه کشوری خالی از نور و مکانی جهنمی ست و تنها چیزی که به آن اطمینان دارم این است که هرگز آزادی خود در تبعید را به بردگی مشمئزکننده ی وطن نخواهم فروخت... 📕زندگی واقعی سباستین نایت ▪️ولادیمیر ناباکوف @ELDialectico

‌‌ ‌‌وقتی کسی با شنیدن کلامی همان افکاری را دریافت کند که کلمات آن کلام و پیوند میان آن‌ها برای انتقال همان معانی و افکار تعی
‌‌ ‌‌وقتی کسی با شنیدن کلامی همان افکاری را دریافت کند که کلمات آن کلام و پیوند میان آن‌ها برای انتقال همان معانی و افکار تعیین و ترکیب شده‌اند، در آن صورت گفته می‌شود که آن کس آن کلام را فهمیده است: زیرا فهم هیچ چیز دیگری جز تصور ایجاد شده به‌وسیله‌ی کلام نیست. و بنابراین اگر کلام ویژه‌ی انسان باشد ( که به‌نظر من باید چنین باشد) در آن صورت فهم نیز خاص اوست. و بنابراین احکام بیهوده و کاذب، اگر کلی باشند، قابل فهم نیستند؛ هر چند بسیاری کسان فکر می‌کنند که [آن‌ها را] می‌فهمند درحالی‌که صرفاً آن کلمات را تکرار و یا از بر می‌کنند.‌ ‌‌ ‌‌‌«لویاتان» توماس هابز ترجمه‌ی حسین بشیریه‌ ‌ @ELDialectico