uz
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Kanalga Telegram’da o‘tish

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Ko'proq ko'rsatish
829
Obunachilar
+224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
The Physical Impossibility of Death in the Mind of Someone Living . . ▫️یکی از آثار معروف هنرمند بریتانیایی دمین هرست است که
The Physical Impossibility of Death in the Mind of Someone Living . . ▫️یکی از آثار معروف هنرمند بریتانیایی دمین هرست است که در سال ۱۹۹۱ خلق شد. این اثر یک کوسه ببر بزرگ را نشان می‌دهد که در مخزنی شیشه‌ای پر از فرمالدهید قرار گرفته است. کوسه در این وضعیت به نظر زنده می‌رسد، اما در واقع مرده است، و همین موضوع مفهوم اصلی اثر را در ذهن بیننده به چالش می‌کشد. . . ▫️هرست با این اثر به بررسی و نمایش مفهوم مرگ و ترس از آن می‌پردازد. او با انتخاب یک حیوان قدرتمند و ترسناک، به نوعی نشان می‌دهد که مرگ به‌ عنوان چیزی که همه ما از آن فرار می‌کنیم، قابل درک نیست و ذهن انسان نمی‌ تواند به‌ طور کامل این حقیقت را بپذیرد. دیدن کوسه‌ی مرده، اما ظاهراً زنده در مخزن، این حس ترس و عدم درک مرگ را تداعی می‌کند و این پرسش را مطرح می‌کند که «آیا می‌ توانیم واقعاً مرگ را درک کنیم؟» . . ▫️این اثر به نمادین‌ ترین شکل، محدودیت‌های انسانی در مواجهه با مرگ و ناشناختگی آن را به تصویر می‌کشد و با نگاهی فلسفی، مخاطب را به تفکر در مورد معنای زندگی و مرگ وا می‌دارد. @ELDialectico

راستش هیچ تحمل کشیش جماعتو ندارم. مخصوصاً اونایی رو که می اومدن تو مدرسه ها و با اون لحن مقدس خطابه می خوندن. خدایا چقدر از ا
راستش هیچ تحمل کشیش جماعتو ندارم. مخصوصاً اونایی رو که می اومدن تو مدرسه ها و با اون لحن مقدس خطابه می خوندن. خدایا چقدر از اون لحن بدم میاد. نمی فهمم چرا نمی تونن با لحن معمولی حرف بزنن. موقع حرف زدن خیلی حقه باز به نظر می اومدن. 📕ناطور دشت ▪️جی دی سالینجر @ELDialectico

«هرگز هیچ‌کس در دنیا نمی‌فهمد ما چه کردیم و چه بر سرمان آمد، جز آنانی که با ما شریک بودند. ‏زیرا آنچه که شد بزرگ‌تر از آنی بو
«هرگز هیچ‌کس در دنیا نمی‌فهمد ما چه کردیم و چه بر سرمان آمد، جز آنانی که با ما شریک بودند. ‏زیرا آنچه که شد بزرگ‌تر از آنی بود که بتوان برای دیگرانی که نمی‌دانند سرکوب، داغ فرزند و جنگ چیست، توضیح داد» ‏▪️از گفتگوی #محمود_درویش شاعر با پل گیراگوسیان ▫️تصویری از #ابوالفضل_آدینه_زاده @ELDialectico

هیچ فکری منسوخ‌تر و بی‌فایده‌تر و خطرناک‌تر از فکر استفاده از وسایل سیاسی برای رهانیدن بشر از چنگال فقر نیست. تاریخ انقلاب‌ها
هیچ فکری منسوخ‌تر و بی‌فایده‌تر و خطرناک‌تر از فکر استفاده از وسایل سیاسی برای رهانیدن بشر از چنگال فقر نیست. تاریخ انقلاب‌های گذشته بی‌هیچ شبهه ثابت می‌کند که هر کوششی که با وسایل سیاسی برای حل مسئله‌ی اجتماعی انجام گرفته به حکومتِ وحشت انجامیده و اخافه و ارعاب، همه‌ی انقلاب‌ها را به کام نیستی فرستاده است. ▪️هانا آرنت 📕انقلاب #دیالکتیک روشنگری @ELDialectico

«گویی انسان درد می‌کشد، پس هست» ‏- همینگوی (پیرمرد و دریا) ‏پیش‌تر در یکی از نامه‌هایش به ادموند ویلسون، منتقد ادبی مشهور نیو
«گویی انسان درد می‌کشد، پس هست» ‏- همینگوی (پیرمرد و دریا) ‏پیش‌تر در یکی از نامه‌هایش به ادموند ویلسون، منتقد ادبی مشهور نیویورکی نوشته بود: ‏«آدم گاهی مجبور می‌شود برای تحمل ابله‌های اطرافش، مست کند» ‏و در مصاحبه‌ای گفت: ‏«می‌نوشم تا از دیگران آدم‌های جذاب‌تری بسازم» اما زندگی همینگوی را به جایی رساند که در “داشتن و نداشتن” نوشت: ‏«دیگر مشروب فایده‌ای به حالش نداشت، هر حالی که حالا داشت، داشت. ‏همین بود. حتی اگر آن‌قدر می‌خورد تا از حال برود. بعد که هشیار می‌شد، باز حالش همان بود!» ‏زیرا رنج زندگی، هر کامی را تلخ و هر امیدی را نومید می‌کند. @ELDialectico

📚#پیشنهاد_مطالعه 📕دکترین شوک ▪️نائومی کلاین دکترین شوک کتابی بر پایه‌ی مطالعات نائومی کلاین و همکارانش بین سال‌های ۲۰۰۴ تا
📚#پیشنهاد_مطالعه 📕دکترین شوک ▪️نائومی کلاین دکترین شوک کتابی بر پایه‌ی مطالعات نائومی کلاین و همکارانش بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ است. دکترین شوک به این مساله اشاره دارد که امروزه حکومتها‌ با اجرای سیاست بازار آزاد از شوک‌های ناشی از فجایع اجتماعی، سیاسی، طبیعی و... در جوامع استفاده می‌کند و سیاست‌های خود را در این جوامع پیاده کرده و آن‌ها را به بازار مصرفی برای آنچه می‌خواهد تبدیل می‌کند. درواقع جامعه وقتی با شوک مواجه می‌شود به‌صورت ناخودآگاه تلاش می‌کند با بیشترین سرعت ممکن و سریع‌ترین عکس‌العمل‌ها به حالت عادی بازگردد و این فرصتی را فراهم می‌کند که نائومی معتقد است سوءاستفاده گران به‌خوبی مشغول استفاده از آن هستند. سراسر کتاب دکترین شوک پر از مثال‌هایی از نقاط مختلف جهان است که در آن‌ها نائومی کلاین تلاش کرده است به‌طور مستند منظورش را برساند و موضوع را برای مخاطب موشکافی کند. این کتاب تحلیل تاریخ اقتصادِ ۵ دهه اجرای سیاست اقتصادی شوک‌درمانی مکتب شیکاگو (میلتون فریدمن) است. @ELDialectico

‍ ‎خشک مغزی منشأ خود فریبی است و در حکومت ، نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت
‍ ‎خشک مغزی منشأ خود فریبی است و در حکومت ، نقش بسیار بزرگی دارد و عبارت از این است که اوضاع و احوال را بر مبنای تصورات ثابت و پیش ساخته ارزیابی کنیم و علایم و قراین مخالف را نادیده بگیریم با مردود بشماریم و به پیروی از آرزوهای خود عمل کنیم و واقعیت ها را گردن ننهيم. عصاره خشک مغزی را یکی از مورخان در گفته ای درباره فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا و سردستۀ تاجداران یک دنده و خشک مغز بیان کرده است: «تجربه هیچ شکستی ایمان او را به برتری ذاتی سیاست خویش سست نمی کرد.» 📕تاریخ بی خردی! ▪️باربارا تاکمن @ELDialectico

وقتی موسولینی به قدرت رسید تخم مرغها همانقدر طول میکشید آب پز شوند که قبل از به قدرت رسیدنش طول میکشید، وقتی به قدرت رسید باز
وقتی موسولینی به قدرت رسید تخم مرغها همانقدر طول میکشید آب پز شوند که قبل از به قدرت رسیدنش طول میکشید، وقتی به قدرت رسید باز باید صبح ها میرفتی بیرون خرید روزانه را انجام میدادی و با سبزی فروش همان بگومگوهایی را میکردی که قبلا میکردی در همان روزها برخی ها عاشق شدند و بعضی ها گفتند روزی که موسولینی در فلان جا سخنرانی میکرد ما نامزد کردیم! احتمالا بعضی بناها بعدها وقتی با نوه هاشان به پیاده روی میرفتند خانه ای را نشان میدادند و می گفتند این را زمان موسولینی ساختم، و نوه میگفت واقعا؟! و جواب میگرفت بله و صاحبش را هم میشناسم... وقتی کشور در لجن فرو رفت، لجن از لوله های آب و پریزهای برق بیرون نزد! زندگی ادامه داشت… فقط آدمها تغییر میکردند، قدم به قدم، روز به روز... اگر کسی بگوید خبری نیست دروغ نگفته، نباید هم خبری باشد; تغییر خزنده ی آدمها سروصدا ندارد! ◾️کارل اشمیت 📕نظریه پارتیزان @ELDialectico

یاس و نا‌ اُمیدی _که کشور را فراگرفته بود _در جان نفوذ کرده می‌کرد و برجسم غلبه می‌یافت و انسان را از پای می‌انداخت . بعض‌ ها
یاس و نا‌ اُمیدی _که کشور را فراگرفته بود _در جان نفوذ کرده می‌کرد و برجسم غلبه می‌یافت و انسان را از پای می‌انداخت . بعض‌ ها از زیر بار لطف و احسان حکومت شانه خالی می‌کردند و حکومت می‌کوشید آنها را مورد عزت و احترام فراوان قرار دهد و مجبورشان کند تا در مجامع عمومی و در حضور رهبران جدید ،ظاهر شوند . فرانتیسک هروبین _شاعری که از این گونه مهر و محبت‌های حزبی گریزان بود _بدین‌گونه جان داد .وزیر فرهنگ _که شاعر تا آخرین رمق کوشیده بود به دستش گرفتار نشود_هروبین را در تابوت به چنگ آورد . وزیر بر سر مزار او سخنرانی ساختگی کرد و از عشق و علاقه‌ی شاعر به اتحاد شوروی سخن‌ها گفت .شاید این رسوایی را بدان سبب به شاعر نسبت می‌داد تا او را از خواب بیدار کند .اما جهان آنقدر زشت بود که هیچ کدام از مردگان سر از خاک بر نمی‌داشتند . 📕بارهستی ▪️میلان کوندرا ▪️ترجمه‌ی پرویز همایون‌پور @ELDialectico

واکنش دور از انتظار استاد #منوچهر_ستوده (محقق،مورخ،شاعر و ایران شناس سرشناس) در مقابل خوانش اشعار نیما توسط محمد حسین اسلام پناه و تحلیل زنده یاد استاد #ایرج_افشار بر موقعیت تاریخی ظهور نیما و اشعارش در تاریخ ادبیات معاصر @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه 📕زیرآسمان های جهان ▪️گفتگوی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان ▪️ترجمه : نازی عظیما 🔸زیر آسمان‌های جهان گفتگو
📚پیشنهاد مطالعه 📕زیرآسمان های جهان ▪️گفتگوی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان ▪️ترجمه : نازی عظیما 🔸زیر آسمان‌های جهان گفتگوی گرم،جذاب و خواندنی رامین جهانبگلو با داریوش شایگان، فیلسوف، جامعه‌شناس، شرق‌شناس و ... است. این چند نقطه را از آن جهت هست که دادن یک عنوان خالی برای مردی به وسعت شایگان کاری بس عبث است. این گفتگو درفاصله‌ی سالهای 1992 تا 1994 و به زبان فرانسه انجام شده و کتاب کاملا گفتگو محور است.به ‌طور کلی کتاب دریچه‌ایست به روی سوالاتی بی انتها درباره فلسفه و اساطیر که راه را برای مطالعات بعدی می گشاید و آغاز خوبیست برای خواندن آثار این متفکر بزرگ. @ELDialectico

مردم به دنیا می آیند تا زندگی کنند... اما من هر چه بیشتر زندگی کردم بیشتر آنچه که درونم بود را از دست دادم... کار به جایی رسید که خالی شدم... ▪️هاروکی موراکامی 📕کافکا در کرانه 🎬Peaky Blinders Series @ELDialectico

روزهای جنگ بود و بگیر و بگیر، ازش پرسیدم: پدربزرگ چه خبر؟ گفت: هرکی هرچی دارد بخورد. جملهء دهقانی‌اش هزار معنا داشت. بوی ناام
روزهای جنگ بود و بگیر و بگیر، ازش پرسیدم: پدربزرگ چه خبر؟ گفت: هرکی هرچی دارد بخورد. جملهء دهقانی‌اش هزار معنا داشت. بوی ناامنی روزگار را زودتر از همهء ما احساس کرده بود. شاید از همان روزها بود که تکه‌ای نان در جیبم میگذاشتم تا وقت و بی وقت در دهنم بگذارم. کمی به خاطر زخم‌معده، کمی هم به این خاطر که من عاشق نانم. نان را خیلی دوست دارم. مرا یاد بچه‌گی‌هام می‌اندازد، یاد دشت گندم پدربزرگ که هیچوقت آنجا احساس تنهایی نمیکردم. 📕فریدون سه پسر‌ داشت ▪️عباس‌ معروفی @ELDialectico

او گفت کشیشی را می‌شناسد که در زمان جنگ با دیدن چهره‌ی جوانی که چشمانش را در آورده بودند، ایمانش را از دست داده بود. تارو ادا
او گفت کشیشی را می‌شناسد که در زمان جنگ با دیدن چهره‌ی جوانی که چشمانش را در آورده بودند، ایمانش را از دست داده بود. تارو ادامه داد: پانلو حق داره. وقتی بشه چشمای یه جوون بی‌گناهو درآورد؛ اون‌وقت آدم یا باید ایمانشو از دست بده، یا باید راضی بشه چشماشو در بیارن. 📕طاعون ▪️آلبر کامو @ELDialectico

ناتالیا: اخیراً چیزای کوچیکی رو دارم فراموش می‌کنم. همه چیز داره محو می‌شه و دارم اونو فراموش می‌کنم. و انگار دارم دوباره از
ناتالیا: اخیراً چیزای کوچیکی رو دارم فراموش می‌کنم. همه چیز داره محو می‌شه و دارم اونو فراموش می‌کنم. و انگار دارم دوباره از دستش می‌دم. پس بعضی اوقات خودمو مجبور می‌کنم که همه جزئیات صورتش رو به یاد بیارم. رنگ دقیق چشم‌هاش، دندوناش، پوستش، موهاش. ولی از وقتی که او رفته، همه این‌ها هم دارن از یاد می‌رن. ولی بعضی وقت‌ها... همیشه نه، ولی بعضی وقت‌ها... می‌تونم دقیق ببینمش. مثل اینه که ابرها کنار برن و اون اونجا باشه... من حتی تقریباً می‌تونم لمسش کنم. ولی بعد دنیای واقعی هجوم میاره و او دوباره ناپدید می‌شه. ولی هر روز صبح این کار رو انجام می‌دم. به خصوص وقتی هوا زیاد آفتابی نیست. انگار خورشید باعث ناپدید شدنش می‌شه. او پیدا و ناپدید می‌شه. مثل طلوع و غروب یا هر چیزی که به همین اندازه بی‌دوام باشه. درست مثل زندگی ما. هوم؟ ما پیدا و ناپدید می‌شیم؛ و ما برای بعضی‌ها مهم هستیم. ولی ما فقط در حال گذر کردنیم.... 🎬پیش از نیمه شب ▫️ریچارد لینکلیتر @ELDialectico

مطلوب «امپریالیسمِ» توتالیتر آن است که جهان روی آرامش را نبیند و همه جا آشوب برپا شود و از برقراری ثبات و توازن ممانعت بعمل آ
مطلوب «امپریالیسمِ» توتالیتر آن است که جهان روی آرامش را نبیند و همه جا آشوب برپا شود و از برقراری ثبات و توازن ممانعت بعمل آید٬ اما مواجهه با حکومت های مستقل، ازسیاست های این امپریالیسم نیست. از طرف دیگر از آنجا که توسعه طلبی اش مداوم و نقطهٔ شروع آن مرزهای ملّی خودش است، این امپریالیسم به سادگی می تواند اهداف خود را در پس علایق سنتی و (مذهبی و) ملی، سیاست خارجی خویش پنهان کند. حکومت به زور «سرنیزه» نه تنها شيوهٔ نامطبوع و کهنه شده ای است بلکه برای قدرت مداران توتالیتر عقب گردی در راه نیل به آرزوهايشان محسوب می شود و قدرت مدارانی که گمان می کنند صرفاً با نیروی «ایدئولوژی» و رعب و «وحشت» خواهند توانست اقتدار خود را حفظ نمایند٬ در تداوم حکومت خود شکست خواهند خورد. 📕امپریالیسم ▪️هانا آرنت @ELDialectico

سعادتمند زیستن، یعنی: «با مصیبت کمتر زیستن»، یعنی زندگی تحمل‌پذیر را فهمیدن. کسی که می‌خواهد زندگی‌اش را از دیدگاه فلسفی جمع‌
سعادتمند زیستن، یعنی: «با مصیبت کمتر زیستن»، یعنی زندگی تحمل‌پذیر را فهمیدن. کسی که می‌خواهد زندگی‌اش را از دیدگاه فلسفی جمع‌بندی کند، بهتر است صورت‌حساب را بر مبنای ‌بلایایی که از آنها گریخته است بنویسد، نه بر مبنای لذت‌هایی که از آنها بهره‌مند شده است. ▪️آرتور شوپنهاور 📕در باب حکمت زندگی @ELDialectico

‍ در دوران طلایی رفیق چائوشسکو یک روز یک پیرزن گیج و فریب خورده که کمتر خودش را به آرمان های ضد امپریالیستی مشغول کرده بود، ب
‍ در دوران طلایی رفیق چائوشسکو یک روز یک پیرزن گیج و فریب خورده که کمتر خودش را به آرمان های ضد امپریالیستی مشغول کرده بود، به سبد خالی خودش خیره شد و با تعجب از خودش پرسید: من می خواستم برم خرید یا از خرید برگشته‌ام؟ 📕طنز سرخ، نگاهی به مقوله طنز در کشورهای کمونیستی اروپای شرقی اسعد اردلان @ELDialecico

«شما تنها مردگان را دوست دارید… ‏لعنت به همگی‌تان» ‏▪️از نامه الکساندر سولژنیتسین در نقد استالین (فوریه ۱۹۴۵)
«شما تنها مردگان را دوست دارید… ‏لعنت به همگی‌تان» ‏▪️از نامه الکساندر سولژنیتسین در نقد استالین (فوریه ۱۹۴۵)

اخبارِ دنیا دارد مرا فرو می‌برد. من بینِ سیل و قحطی و زمین‌لرزه دست‌و‌پا می‌زنم. هرجا را درست می‌کنی، مصیبت از جای دیگری سردر
اخبارِ دنیا دارد مرا فرو می‌برد. من بینِ سیل و قحطی و زمین‌لرزه دست‌و‌پا می‌زنم. هرجا را درست می‌کنی، مصیبت از جای دیگری سردرمی‌آورد. من بین ارواحِ کشته‌شدگان و صدای گرسنگان غرق می‌شوم. زنی پنج میمون به‌دنیا آورد، کوه‌ها حرکت می‌کنند. من نمی‌توانم جلوی اتفاقات را بگیرم. معدنچیانِ زنده‌به‌گور، سوختگانِ آتش، و یتیم‌های جنگ، درِ خانه‌ی مرا می‌زنند. من غرق می‌شوم. فقط دستم است که به امیدِ نجات بیرون است و کسی آنرا نمی‌گیرد... 📕دنیای مطبوعاتیِ آقای اسراری ▪️بهرام بیضایی @ELDialectico