اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده
Kanalga Telegram’da o‘tish
. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آلالله علیهم السلام در این کانال رشحهای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil
Ko'proq ko'rsatish906
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
✨
➓♦️ برای حبّ؛ ملاک و معیار داریم:
طبق احادیث؛
هر کس که برائت از 🔥 ابوبکر و عمر و عثمان 🔥 (لعنة الله علیهم اجمعین) نداشته باشد، و بگوید و بنالد و بگرید و حتّی خودش را برای آلالله (ع) قطعه قطعه کند در حالی که برائتِ از آن سه ملعون ندارد، دروغگوست!! و مراقب باید بود که فریبِ اشکِ تمساحش را نخوریم!
🌿 این صریحِ حدیث است که راوی میپرسد:
«إِنَّ فُلَاناً يُوَالِيكُمْ إِلَّا أَنَّهُ يَضْعُفُ عَنِ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّكُم»
همانا فلان شخص، شما آلالله (علیهم السلام) را دوست دارد، به جز اینکه او در برائت از دشمنان شما ضعیف است!
🌿 و حضرت امام جعفر صادق (ع) پاسخ میفرمایند:
🔻«هَيْهَاتَ كَذَبَ مَنِ ادَّعَى مَحَبَّتَنَا وَ لَمْ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّنَا.»🔺
هیهات! (یعنی فریبَش را مَخور!)
دروغ میگوید کسی که محبّت ما را دارد و در عین حال از دشمنان ما برائت ندارد.
📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۲۷، ص۵۸
✨ این سخنران و امثالِ او، یا این احادیثِ نورانی را نخواندهاند، یا خودشان را به خواب زدهاند!!
پناه به خدا باید برد ...
(تنها چند خط نوشته شد. و حرف و مطلب و پاسخ بیش از اینهاست ولی ممکن بود خسته کننده باشد.)
«اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص)
وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ»
✨
✨
🌿 إن شاء الله یک بار برای همیشه؛ دست از ظاهربینی، و مسحورِ کثرت و تعدّدِ ظاهری بودن برداشته شود، و فرمایش صریحِ حضرت مولی (ع) برای معیارِ جماعتِ حقیقی (وحدت) و تفرقۀ حقیقی خوانده شده و در وجود، مسجّل گردد، که حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند:
🔻«"أَهْلُ الْجَمَاعَةِ"؛ فَأَنَا وَ مَنْ تَبِعَنِي وَ إِنْ قَلُّوا
"أَهْلُ الْفُرْقَةِ"؛ الْمُخَالِفُونَ لِي وَ لِمَنِ اتَّبَعَنِي وَ إِنْ کثُرُوا»🔺
اهل جماعت (یعنی اهلِ وحدت)؛ من و پيروان من هستند (یعنی شیعیان) هر چند در تعداد #اندک باشند.
اهل تفرقه؛ مخالفان با «من و پيروانم» مىباشند هر چند تعدادشان بسيار باشد.
📚الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج۱، ص۱۶۸
و قرآن میفرماید:
💎«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»💎
و همگى به رشتهی الهى در آويزيد و پراكنده نشويد.
📘 آل عمران، ۱۰۳
که در حدیث است: 🔻«على بن أبي طالب؏ حبل الله المتين.»🔺
📚 تفسير نور الثقلين، ج۱، ص۳۷۷
🔥 بنابراین؛
به تصریحِ قرآن و روایات؛
👈🏻 اهل بدعت (یعنی اهلِ تسنّن)؛ اهل تفرقه هستند. این افراد کسانی بودند که «حبل الله المتین» را رها کرده و تابعِ ابابکر و عمر و عثمان ملعون که نفسِ تفرقه هستند؛ میباشند.
✨ پس معلوم شد که تفرقه چیست؟!
«#تفرقه»؛ یعنی نفسِ همراه شدن با عمر و ابابکر و عثمانِ ملعون 🔥
و؛
«#وحدت»؛ یعنی نفسِ همراه شدن با مولی علی ابن ابیطالب (ع) 💫
▣⇦ بنابراین؛
اهل وحدت آن نیست که شیعه را با اهل بدعت (تسنّن)، متحّد میکند!! بلکه دقیقاً برعکس! یعنی؛
👈🏻 تلاش برای وحدتِ بین شیعه و اهل بدعت؛ یعنی انتشارِ تفرقه.
(و العاقل یکفیه الإشارة!)
✨
✨
➑♦️ سبّ کردن عمر و ابابکر و عثمان ملعون:
قرآن میفرماید:
💎«وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله فَيَسُبُّوا الله عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ ...»💎
و كسانى را كه غير خدا را می خوانند، دشنام ندهيد كه از سر دشمنی و نادانى، خداوند را دشنام دهند ...
📘انعام، ۱۰۸
✨ قرآن در بیان علّتِ نهی از سبّ کردن فرمود که اینان نیز در مقابل سبّ شما، سبّ میکنند. برای همین با فاء تفریع بیان فرمود (فَــــيَسُبُّوا).
بنابراین؛ خودِ سبّ کردن دشمنان را نهی نفرموده، بلکه سبّی که دقیقاً منجر شود که آنها هم سبّ کنند را نهی فرموده است.
در نتیجه؛
اگر در ازایِ سبّ کردنِ کسی به عمر لعین، دقیقاً سبّ تابعِ عمر (ملعون) را در مقابلش شنید؛ این سبّ جائز نیست. امّا در جلسۀ فرحة الزهرا (س) که تابعینِ عمر ملعون حضور ندارند که دشنام شیعهای را بشنوند و در ازای آن - العیاذُ بالله - بخواهند جسارت کنند.
وقتی دشمن، در مقابل است، سبّ درست نیست و از این جهت است که حضرت مولی (ع) یارانشان را «در حین نبرد» از سبّ کردن منع میفرمودند.
که این مطلب در نهج البلاغه، و با عنوانِ «يسّبون أهل الشام "أيام حربهم" بصفين» آمده است، و بعد؛ عبارتِ حضرت (ع) را یادآور شده است که؛
🔻«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِين؛ پسند من نيست كه شما دشنام دهنده باشيد؛ نهج البلاغه، خطبۀ ۲۰۶»🔺.
💫 و امّا؛ سبّ کردنِ دشمنان توسط محبّ، در جوشش بغض نسبت به این ملعونان است. و با این وصف عرض میکنم که این سبّ؛ گاهی موجب تَشَفِّیِ خاطرِ محبّ میشود. و "تشفّی خاطر" از مصادیق فرحناکی است.
(دقّت شود که بحث، بحثِ مفهومی است. و در مورد مصداق و شخصِ خاصّ صحبت نمیشود.)
▣⇦ بنابراین؛
اگر خودِ سبّ کردنِ دشمنان به طور کلّی اشکال داشت، در احادیث اشاره نمیشد که مثلا:
🔻«نَحْنُ مَعَاشِرَ بَنِي هَاشِمٍ نَأْمُرُ كِبَارَنَا وَ صِغَارَنَا "بِسَبِّهِمَا" وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمَا»🔺
ما گروه بنیهاشم، بزرگ و کوچکمان را امر به دشنام دادن به آن دو ملعون (ابابکر و عمر ملعون) و برائت از آن دو امر میکنیم.
📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۴۷، ص۳۲۳
➒♦️ تفرقه چیست؟ وحدت چیست؟
امان از حرّافیِ بعضی از گویندگان یا سازندگانِ مُغرضِ بعضی از کلیپها!
ایشان از قسمتی از خطبۀ ۱۲۷ نهج البلاغه که حضرت مولی (ع) خطاب به خوارج انشاء فرمودهاند، مغرضانه استفاده میکند و باقیِ خطبه را بیان نمیکند!
🌿 حضرت مولی (ع)، خطاب به خوارج که از کنارِ حضرت (ع) پراکنده شده و با تعصّبهایِ جاهلیّت، دینی جعلی ساخته بودند و با اتیکتِ "اسلام"، آن را معرفی میکردند، برخورد نموده و بیان فرمودند:
🔹«الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ يَدَ الله [عَلَى] مَعَ الْجَمَاعَةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَة ...»🔹
التزام به «سواد اعظم» داشته باشید که «ید الله» با جماعت است و بر شما باد که از تفرقه پرهیز کنید.
✨ «سواد اعظم» در احادیثی که ممدوحاً از آن یاد شده؛ خودِ حضرت مولی (ع) و شیعیان ایشان هستند («هُمُ "السَّوَادُ الْأَعْظَمُ"، وَ لِشِيعَةِ ابْنِهِ الْحَسَنِ مِنْ بَعْدِهِ؛ دلائل الإمامة،ط - الحديثة، ص۴۶۷») که این مطلب در سفارش های پیامبر اکرم (ص) آمده است که؛
🔻«عَلَيْكُمْ بِالسَّوَادِ الْأَعْظَم» 🔺
📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۳۳، ص۳۷۴
بنابراین؛
التزام به سواد اعظم؛ به این معنا نیست که با جمعیتِ کثیرِ #جاهلان باشید! اینکه با نصّ صریح قرآن مخالف است که میفرماید؛ 💎«أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ؛ مائده، ۱۰۳»💎 و عاقل که با جاهل همراه نمیشود!
🌿 بلکه «سواد اعظم» شخصِ شخیص حضرت مولی (ع) هستند که ایشانند «ید الله» و «حبل الله»؛ که همه بایستی به شخصِ حضرت مولی (ع) (منظور همهٔ ائمّهی اطهار علیهم السلام) اعتصام جویند و متصّل شوند. و وحدتِ حقیقی، وصل شدنِ به ائمّهی اطهار (ع) است و نه اینکه حقّ و باطل را به هم مخلوط کنیم و اسمِ آن را «وحدت» بگذاریم!!
نستجیرُ بالله ...
✨
✨
🍃 و امّا عبارتِ مورد بحث در حدیث «رُفِعَ القلم»:
🔻«... وَ أَمَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ أَنْ «يَرْفـَعُــوا الْقَـلـَمَ» عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ لَا أَكْتُبُ عَلَيْهِمْ شَيْئاً مِنْ خَطَايَاهُمْ كَـــرَامَـــةً لَكَ وَ لِوَصِيِّكَ، يَا مُحَمَّدُ! ...»🔺
📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۳۱، ص۱۲۵
◘ اوّل اینکه؛ وقتی که سلطان شاد باشد، بار عام میدهد، یعنی؛ درها را میگشاید و امر میکند تا دربانها روی خود را برگردانند تا هر کس، با هر حالی که هست، و میخواهد بیاید؛ بیاید.
◘ دوّم اینکه؛ جنس شادی نهم ربیع الاول با جنس شادی در اعیاد دیگر مانند عید غدیر فرق میکند. جنس شادی غدیر از آمدن امر وِفاق است، ولی جنس عید فرحة الزهرا(س) از به درک رفتن مخالف و معاند است، و این؛ تفاوت تحلیلی ولایت و برائت است.
🔻شادی ولایت؛ در #کسب است
🔺و شادی برائت؛ در #راحت شدن و #رها شدن است.
مانند شادیای که در آخرت است و شادیای که در دنیا هست. همۀ شادیهای دنیوی از جنس شادی "رَفع اَلــَـم" (رفع درد) است. ولی شادی آخرتی از جنس شادی آمدنِ وجود است. کسی از نفس کشیدن عادی شاد میشود و کسی از اینکه دست از گلویش بردارند تا نفسش بیرون بیاید، شاد میشود. اینها دو نحو و دو نوع شادی است.
🍃 همین طور در صاحب شادیها یعنی؛ حضرات آلالله (ع) این مطلب را باید دید که در یک نحو شادی؛ دوستان خود را میبینند و به عنایتی که به دوستانشان کردهاند، مینگرند. و در نحو دیگر شادی؛ چشمها را بر شادی کردن دوستانشان میبندند و میفرمایند هر چه میخواهید شادی کنید که امروز روز شادی شماست («يَوْمُ فَرَحِ الشِّيعَة»؛ 📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۳۱، ص۱۲۷).
🔔 پس باید ببینید از ناحیهی مولی (ع) به این فعل نگاه میکنید یا از ناحیۀ خود. ممکن است یک فعل انجام شود ولی به نیّت لذّت نفس باشد، یا به نیّت اینکه مولی (ع) خواسته تا شاد باشی.
👈🏻 از ناحیۀ مولی(ع)؛ در سعۀ دید مولی (ع) این فعل دیده میشود.
👈🏻 ولی از ناحیۀ خود؛ در ضیق مجال خود دیده میشود.
این ما هستیم که به خاطر گرفتار شدن در عالم حدود نمیتوانیم در حدود و ضیق، دو چیز را کنار هم ببینیم. اما در سعۀ دید مولی (ع)، دو چیز که با هم تقابل دارند، جمع میشوند و اشکالی نخواهد بود.
🎊🎉 «رُفِع القلم» در فرحة الزهرا (س)؛ فرحناکیِ برای فرحِ سلطان عالَم است.
اگر به اتّکالِ آلالله (علیهم السلام) [دقت شود که چه عرض میشود، «به اتکال ولیّ خدا (ع)»] از شیعهای به نوعی فعلی سر زد که در آن حقیقتاً «فرحناک» شد (نه اینکه حقیقتاً فرحناک نشد و مثلاً پشیمانی و ندامت وجودش را گرفت)، برای او «رفع القلم» کرامتاً رقم خورده است.
👈🏻 دقت شود که ۲ شرط اصلی پیدا شد:
⧈ ۱- به اتّکالِ به آلالله (ع)
⧈ ۲ - فرحناکیِ حقیقیای که ندامت نداشته باشد.
این چند خط را فقط به اشاره عرض کردم. وگرنه حرفهای دقیق و احادیث مهمّ و رموز خطیر و فوق العاده لطیفی در این خصوص بایستی بیان شود که از نظر کمّی و کیفی، بیش از این مقال و مقاله است.
✨
✨
➐♦️ حدیثِ "رُفِعَ القلم":
❖ اوّلاً: بسیاری از کتب شیعه در دسترس عموم علما نبوده است. و بسیاری از کتب شیعه توسط خلفایِ جور، از بین رفته و آنان که نُسخی از آن داشتند، آن را به عنوان یک گنجینه حفظ میکردند. از جمله خاندانِ مرحوم سیّد بن طاووس. این خاندان به منابعی دسترسی داشتند که در دسترس دیگران نبوده است. و صحّت و درستی این خاندان بر اهلش پوشیده نیست.
❖ ثانیاً: در علم درایة الحدیث؛ دلالتهایِ مختلفی برای صحّت حدیث بیان میشود که یکی و تنها یکی از آنها، "رُواتِ حدیث هستند. خصوصاً در مورد احادیث اعتقادی (در مقابل احادیث فقهی) توجّه بر خودِ حدیث از اهمّ دلالات است. یعنی؛ خودِ حدیث چنانچه گویایِ معارف باشد و در عین حال؛ رُواتِ حدیث، مخدوش باشند، این حدیث اعتقادی مخدوش نخواهد بود. بلکه خودِ حدیث، دلالت بر صحّت آن میکند.
که البته کسانی که مبنایِ اعتقادی سستی دارند، اهلِ درایت نبوده و به این دلالت راه ندارند!! و به کوتاهترین روش، یعنی انکار و ردّ حدیث، صورت مسئله را پاک میکنند و نقیصۀ خود را میپوشانند!
❖ ثالثاً: "رُفِعَ القلم" تنها در این حدیث شریف نیامده است، بلکه در احادیث مشابهی، به مناسبتهایِ دیگر مانند عید غدیر هم بیان شده است. "رُفِعَ القلم" در کتب روایی شیعه حتی بابی را به خود اختصاص داده است، و اگر گویندۀ این سخنرانی این روایات را ندیده است، اشکال از کمی اطلاعاتِ ایشان است!
از جمله حضرت امام رضا (علیه السلام) در باب فضائل شیعه میفرمایند؛ «رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ شِيعَتِنَا؛ 📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج۲، ص۲۳۶». که شیعۀ واقعی آن است که در عینِ ولایت، برائت از دشمنان آلالله (علیهم السلام) دارد.
🔥 و به درَک واصل شدنِ عمر ملعون موجب خشنودی او و بلکه موجبِ تمامِ خشنودی است.
▣⇦ بنابراین؛ «رُفِعَ القلم» توسط مستشکلِ مذکور (سخنران) تحقیق نشده است!
❖ رابعاً: «رُفِع القلم» از اخصّ معارف الهی است. مقامِ جلالَت شریعت است. «رُفِعَ القلم» گوهر ارزشمندی در دقائق معارف میباشد و اسرار بزرگی در خصوص آن وجود دارد. و معتقد به آن، در منزلت و مقامی خاصّ سیر داده میشود.
✨ در خصوص «رُفع القلم» بایستی دقائقِ توحید، اطلاق، و نفی لبّی و درکِ مقامِ عصمة الله، به عنوانِ مقدمه، تبیین و تفهیم گردد، تا لطائفی از این سرّ الهی بر اهلش مکشوف گردد. و به خاطر رعایتِ حالِ مخاطب، مجالِ بیانِ دقائقِ «رُفِعَ القلم» در این مقاله نیست و صرفاً به همین توجّه و تنبّه برای ترغیب خوانندگان، بسنده میشود.
❖ خامساً: مسئلۀ دشنام یا رقص یا هر امر دیگری در مراسم این عید بزرگ:
مستشکل در این اشکال، یک امر مصداقی را مطرح میکند تا سستی بیاناتِ مفهومیِ قبل خود را تحتِ پوشش یک امرِ مصداقی - که البته فقط مورد توجّه و دقّتِ افرادِ ظاهربین است -؛ مخفی کند!
سخن گفتن بر رویِ «مصداق»، کار مبنایی نیست. وقتی بحث مبنایی است، بایستی بر رویِ مفاهیم ایراد گرفته شود و نه مصادیق.
دشنام و رقص از مراسم و آدابِ «فرحة الزهرا (س)» نیست و اقامۀ شادی اصلاً مربوط یا ملتزم به این امور نیست.
▣⇦بنابراین؛
این فقره، کاری به بحثِ کلّی ندارد. و جز مغالطۀ گوینده، چیزی نیست.
✨
✨
➃🔹 حضرت مولی علی (ع) میفرمایند:
🔻『أصدِقاؤكَ ثلاثةٌ و أعداؤكَ ثلاثةٌ.
فَأصدِقاؤكَ؛ صَدِيقُكَ، و صَدِيقُ صَديقِكَ، و 👈🏻 عدُوُّ عَدُوِّكَ.
و أعداؤكَ؛ عَدُوُّكَ، و عَدُوُّ صَدِيقِكَ، و صَدِيقُ عَدُوِّكَ.』🔺
دوستان تو و دشمنانت سه گروهند.
دوستانت عبارتند از؛ دوستِ تو، و دوستِ دوست تو، و دشمنِ دشمنت.
و دشمنانت عبارتند از؛ دشمنِ تو، دشمنِ دوست تو، و دوستِ دشمنت.
📚نهج البلاغة، الحكمة۲۹۵
👈🏻 از طرفی؛ جناب ابولؤلؤ مستقیماً در دستۀ «صَدِيقُكَ» یعنی؛ دوستان مستقیم حضرت مولی (ع) قرار دارد و تمام مسائلِ تاریخی و وقایع آن جناب، دقائقی در معارف عمیقِ ولایی دارد که مجالِ بیانش در این مقاله که در باب پاسخگویی به شبهاتِ این سخنرانی است، نمیباشد.
و امّا در مرتبۀ بعدی؛
این مطلب قطعی است که جناب ابولؤلؤ در دستۀ «عَدُوُّ عَدُوِّكَ» است، یعنی؛ دشمنِ دشمنِ حضرتِ مولی(ع) است. بنابراین؛ به نصّ فرمایشِ حضرتِ مولی(ع)، ایشان دوست مولاست.
🔰بنابراین؛
شبههای که سخنران برای خدشه وارد کردن به ایمان جنابِ ابولؤلؤ وارد مینماید، جز مغلطه نیست.
➏♦️مخالفتِ حضرت مولی (ع) برای کشتن عثمان ملعون:
علّت این مخالفت، تظاهر به مظلومیّتِ عثمان و عثمانیان بود. و نه اینکه این طور بود که مرگ او موجب خشنودی حضرت مولی (ع) نبود.
(دقّت میخواهد!)
حضرت مولی (ع) میدانستند که اگر عثمان را بکشند، او به عنوانِ یک سَمبلِ مظلومیّت عَلَم میشود. و همین طور هم شد. و همسر این ملعون، پیراهنِ او و مقداری از ریش کنده شدۀ آن ملعون را برای معاویهی ملعون فرستاد و طلب خونخواهی کرد. معاویهی ملعون هم از همین پیراهن استفاده کرد و رقّتِ کوتهفکران را برانگیخت و به نفع خود، از مردم بیعت گرفت و حتّی ضرب المثل شد که؛ «فلان امر، پیرهنِ عثمان شده».
دقت میخواهد که حضرت مولی (ع) چرا نمیخواستند کار به کشتن برسد!
«پیراهنِ عثمان» مثَل شد.
یعنی؛ یک مظلوم نمائی برای جذب افراد کوتهفکر!
✨
✨
➍♦️ «هفتۀ وحدت» اختراع کیست؟!!
شما که اینقدر تلاش میکنید تا در تاریخِ به درکِ واصل شدنِ عمر بن خطاب ملعون، شک بیاندازید تا شادی شیعیان را تعطیل کنید(!)، بفرمائید سندِ «هفتۀ وحدت»ی که میگویید کجاست؟!
اصلاً؛
حتّی یک روایت از این «وحدت»ی که نام میبرید هم دارید؟!
آیهای برای این وحدت هست؟!
وقتی صدها آیه و روایت خلافِ چنین وحدتِ جعلی موجودست که هرگز قابل انکار نیست، چطور مطلبی جعلی به نامِ «هفتۀ وحدت» را طوری مطرح میکنید که گویی هفتۀ وحدت در ذات باریتعالی است و از سنّتهای الهی است و حقیقتی دارد که سِبقۀ آن ازلی است؟!!
🔔 همین یک کلمه برای عاقلِ با انصافِ جویایِ معرفت و دین، کفایت میکند.
و به سایرین هم که میخواهند خواب باشند و با دشمنان لعین حضرت زهرا (س) و ائمّهی اطهار (ع) وحدت داشته باشند؛ هیچ کاری نداریم!!!
➎♦️ اینکه سخنران، به صحّت اعتقاد ابولؤلؤ خدشه وارد میکند:
👈🏻 این مغلطه است.
چرا که موضوعِ خوشحالیِ محبّین آلالله (ع)؛ «#قاتل عمر» نیست! بلکه "#قتل عمر" ملعون است.
گویندهی منظور؛ حرف را بر "قاتل" و نیّت او بار میکند تا اصلِ "قتل" را زیر سوال ببرد! و البته بندگان خدایی که با مغالطه آشنا نیستند، به راحتی فریبِ این گفتار را میخوردند.
و امّا؛
این مغالطات پاسخهای متعدّدی دارد، از جمله؛
➀🔹 همه در آن زمان، قبل از مسلمان شدنشان، به دینِ دیگری بودند. جناب ابولؤلؤ هم قبل از مسلمان شدن به دین دیگر بوده. و واضح است که این مطلب، نقيصهای برای ایشان در قتل عمر ملعون، محسوب نمیشود. چون ایشان در حالِ کشتنِ عمر ملعون، مسلمان بوده است.
ضمناً؛ اتهام مجوسیت و یا نصرانیت و غیر این دو به جناب ابولؤلؤ از سوی اهل تسنّن و تابعین به ظاهر شیعه، امری بسیار طبیعی است، و این اتهام از سوی آنان منحصر به شخصیت جناب ابولؤلؤ نیست، بلکه در خصوص حضرت ابوطالب (ع) پدر بزرگوار حضرت مولی (ع) نیز اتهام کفر وارد کردهاند و این چیزی نیست مگر #عداوت و دشمنی آنان با حضرت مولی علی (ع).
➁🔹 و از اینها بالاتر؛
از پیروان و اتباع آل امیّهی ملعون، جای تعجب نخواهد بود وقتی در خصوص شخصیت منحصر به فرد عوالِم وجود، حضرت مولی علی (ع) پس از شهادت آن حضرت در مسجد کوفه گفتند؛ «مگر علی بن ابیطالب (ع) نماز میخوانده که او را در مسجد کشتهاند؟!»
توجّه شود که دشمنان، کجا را نشانه میگیرند! شتر را گم کرده، دنبالِ افسارش میگردند!!
اگر محبّ آلالله (ع)، مبنای صحیحی نداشته باشد، از فنّ مغالطهی این افراد به راحتی فریب میخورد.
➂🔹 فرض را بر این بگیریم که جناب ابولؤلؤ نیّت پاکی برای کشتنِ عمر ملعون نداشت، و اصلاً فرض را بر این بگیریم که ایشان یهودی بود:
در روایات است که مختار ثقفی هم کَمی در تَه دلش به یکی از این خلیفههای غاصب میل داشت. ولی قاتلان حضرت سیّد الشهداء (ع) را به سزای اعمالشان رساند، و حضرت امام سجّاد (ع) فرمودند که ما اهل بیت (ع) را خوشحال کرد.
✨ همینقدر کفایت میکند. همین که حضرات آلالله (ع) را دلشاد کرده، برای ما بس است.
چرا که شیعه؛ «يَفْرَحُونَ لِــفَرَحِنَا» میباشد.
✨اینکه ایمان مختار چگونه بوده، اینجا مورد بحث نیست. همین که حضرات آلالله (ع) را دلشاد کرده، کفایت میکند و برای شیعه؛ «يَفْرَحُونَ لِــفَرَحِنَا» میباشد، کافی است.
سخن بر سر شاد کردن آل الله علیهم السلام است.
مختار هر چه که بوده با انتقام گیری دل حضرات آلالله علیهمالسلام را شاد نموده است.
جناب ابولؤؤ هم با هر ایمان و عقیدهای، دل حضرات ائمهی اطهار(ع) را شاد نموده است.
لذا به فرض؛ با زیر سوال بردنِ ایمان جناب ابولؤلؤ، هرگز شادی کردن شیعه مختل نمیشود.
ایمانِ قاتل در اینجا مطرح نیست؛ شادی آل الله علیهم السلام مطرح است.
🔥 پس چون مسلّم است که تمام شرارتهایِ عالَم و از جمله شهادت حضرت سید الشهداء (ع) نیز چیزی از شرارتِ عمر ملعون است، بنابراین؛
صد البته که قتل عمر ملعون، اگر بیشتر از کشتنِ قاتلینِ سیّد الشهداء (ع)، دلِ آلالله (ع) را شاد نکرده باشد، کمتر شاد نکرده است 🎊
در نتیجه؛
ما به همین مقدار که دلِ آلالله (ع) شاد شده است، خوشحال بوده و خوشحالی خود را ابراز میکنیم. همانطور که در روایتِ حذیفه، حضرت (ع) نه تنها از قتل دشمن خدا خوشحال شدند، بلکه آداب خاصّی برای خوشحالی داشته و بیانش را فرمودند (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۹۵، ص۳۵۱).
✨
✨
🍃 حالا مطلب را تنزیل دهیم:
مشورت دادن به عمر ملعون، دفاع کردن از عثمان ملعون و مانند آن؛
اینها رشحهای از رشحات آن است که تصوّر شود که حضرت مولی (ع) چیزی از حقّ خویش را به آن ملعونها سپردند.
حالا آیا در این حالت، حقّ با عمر است؟!!!!
🔔 هرگز.
حقّ با علی (ع) است و اگر حق را تقدیم عمر ملعون هم (علی فرضِ محال) بنمایند، باز حقّ با عمر لعین نیست، بلکه حقّ با مولی علی (علیهالسلام) است. و عمر ملعون که آن را پذیرفته (مثلا فرض کردیم که غصبی در کار نباشد، وگرنه آن ملعون که تماماً غاصب است)، چیزی از ملعنتش کم نمیشود! 🔥
➌♦️ تاریخ کشته شدنِ عمر ملعون:
علاوه بر اینکه روایتِ «حذیفة بن یمان» در 《📚زادالمعاد علامه مجلسی، باب ۸، ص۳۲۵》
و در 《📚زوائد الفوائد از علی بن علی بن طاووس، باب ربیع الاول》
و نیز در 《📚بحارالأنوار، ج ۳۱، ص۱۲۰》
آمده است که تاریخ به درک واصل شدنِ آن ملعون را نهم ربیع را بیان میفرمایند، ما بحثِ مجزّا از تاریخ انجام میدهیم که نیاز به تحقیقِ تاریخی و گرفتار شدن در اختلافات بین مورّخین هم نباشد:
👈🏻 فرض را بر این بگیریم که اصلاً و ابداً در روز نهم ربیع الاوّل عمر بن خطاب (لعنة الله علیه) به درَک واصل نشده است بلکه آن ملعون، روز دیگری به درَک واصل شده است. با این فرض، سراغِ احادیث میرویم که میفرمایند شیعیان ما کسانی هستند که:
🔻«يَفْرَحُونَ لِــــفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِــــحُزْنِنَا»🔺
برای خوشحالیِ ما خوشحالند و برای حزن و اندوه ما اندوهگین هستند.
📚الخصال - شیخ صدوق، ج۲، ص۶۳۵
◘ در این مطلب که شکّی نداریم که عمر ملعون دشمنِ حضرات آلالله (علیهم السلام) است؟
[اگر در این دشمنی، شکّی باشد، شک کننده بداند که به نصّ بسیاری از روایات کافر است، و ما حرفمان با کافر نیست!!]
◘ و نیز شکّی در این نیست که به درَک واصل شدنِ دشمنِ خدا باعثِ خشنودی و خوشحالی و فرحناکی حضرات آلالله (علیهم السلام) است.
☜ حال، دقّت شود:
در حدیث فوق نمیفرمایند که شیعیان ما کسانی هستند که «يَفْرَحُونَ فـــــي فَرَحِنَا» یعنی «در روز» شادی ما، شاد هستند، بلکه میفرماید؛ «يَفْرَحُونَ لِــــفَرَحِنَا» یعنی برای شادی ما شاد هستند.
و فرقش از زمین تا آسمان است که ائمهی اطهار(ع) «لِــــفَرَحِنَا» میفرمایند و نفرمودهاند؛ «فـــــي فَرَحِنَا».
سوال میشود؛
⇦ مگر نه اینکه حضرات آلالله (علیهم السلام) «برای» به درَک واصل شدنِ عمر ملعون خوشحالند؟
💠 پس اگر شیعه؛ هر روزی «برای» خوشحالیِ حضراتِ آلالله (ع) از مرگِ عمر ملعون خوشحالی کند، ثواب کرده است و نه بدعت!!!!
🔻با اینکه بزرگانی از علمای شیعه؛ روز به درک واصل شدن دوّمین غاصب خلافت (لعنة الله علیهم اجمعین) را نهم ربیع الاوّل میدانند و از این رو؛ متوقّفین به تاریخ و اسناد آن هم، بایستی توجّه به اقوالِ این بزرگان نمایند، امّا مطلب عمیقتر این است که شیعه؛ معطّل اسنادِ تاریخی نیست که با خدشه در سندِ تاریخی، خرسندی و خوشحالی او از به درَک واصل شدنِ عمر ملعون تغییر کند!!!
مگر نه اینکه برایِ مصیبت و حزنِ حضرات آلالله (ع) شبانهروز میشود گریه کرد؟
به همان دلیل؛
برای خوشحالیِ حضرات آلالله (ع) هم، شبانهروز میشود شادی کرد.
حالا اگر مُستَشکلینی هستند که برای مصلحَت اندیشی و وحدتِ با ظلم و ظالم و تابعینِ ظلم (!)، دست به طرّاحیِ هر شبههای میزنند؛ به این افراد میگوییم؛
👈🏻 شیعۀ حقیقی لنگِ تاریخ نیست که حالا به شبههی امثالِ شما؛ با مشکل روبرو شده و شادمانی او خراب شود!!
✨
✨
🔔 تمام لعنهایِ قرآن و زیارات و ادعیه و روایات را فراموش کردند و رموزِ رحمانیّتِ آلالله (ع) را متوجّه نشدند که در این امتحان الهی سرشکسته گشتند!
و آیاتِ قرآن را ندیده یا نفهمیدند، و یا خود را به نفهمی زدهاند! که مثلاً قرآن میفرماید:
💎«إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الله وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ الله فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا» 💎
بىگمان، كسانى كه خدا و پيامبر (ص) او را آزار مىدهند، خدا آنها را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفتبار آماده كرده است.
📘 احزاب، ۵۷
🔥 حسبِ خیلِ کثیری از روایات؛ مصداقِ ملعنت در هر جائی و بالخصوص در این آیهی شریفه، صد البتّه که عُمَرِ ملعون است 🔥
و باز حسبِ احادیث؛ در برائت و بیزاری از این ملعون و سایر خُلفایِ سَگانه، شیعه همیشه مقصّر است و حقّ این مطلب ادا نخواهد شد.
❖ وجه دوّم: امتحان.
همین که افرادی به صورتِ ظاهرِ فعلِ امام (ع) متوقّف میشوند [و آن را هم درست بیان نمینمایند!] که؛ مثلاً اینکه حضرت مولی علی (ع) پناه به مروانِ حکمِ ملعون میدهند، یا شمشیر به دشمنِ لعین خود عطا مینمایند، یا غذا به ابن ملجم ملعون میدهند و به او به ظاهر، ترحّم میکنند، یا مشورت به عمر ملعون میدهند، و یا مانع از کشته شدنِ عثمان ملعون میشوند؛
👈🏻💢 همۀ این موارد و مشابه آن؛ موضوعِ #امتحانِ خلائق است.
🔔 مبحثِ مهمّی در این خصوص به لطف خدا وجود دارد که اشارهای از آن چنین است؛
حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند:
🔻『عَلِيٌّ ؏ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ؏، وَ الْحَقُّ يَدُورُ حَيْثُ مَا دَارَ عَلِي؏.』 🔺
علی؏ با حقّ است و حقّ با علی؏ است. و حقّ هر جا علی؏ بگردد و باشد، میگردد و آنجاست.
📚مناقب آل أبي طالب؏ (لابن شهرآشوب)، ج۳، ص۶۲
👈🏻 این حدیث شریف، بیانگرِ این معناست که حقّ؛ حولِ محور حضرت مولی (ع) است که حقّ است. یعنی؛ حقّ، خارج از مولی علی (ع) معنا ندارد، و اصل و فرع حقّ و معیارِ حقّ بودنِ حقّ، حضرات آلالله (ع) هستند، چنان که حضرت امام جعفر صادق (ع) میفرمایند:
🔹『إِنَّا أَصْلُ الْحَقِ وَ فُرُوعُ الْحَقِّ』🔹
ما اصل و ریشهی حقّ و شاخههای آن هستیم.
📚بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج۲۴، ص۲۹۹
حال؛
تصوّر شود که حضرت مولی (ع) با دستِ خویش حقِّ خود را به ابابکر لعین تقدیم کرده باشند و خدا و حضراتِ آلالله(ع) و انبیاء (ع) و ملائکه، همگی امضاء کرده باشند که حضرت مولی (ع) حقّشان را به ابابکر ملعون یا عمر ملعون دادند!
حتّی با تصوّر؛ آیا حقّ از حضرتِ مولی(ع) بیرون رفته؟
🔔 هرگز.
چرا که حقّ؛ با علی (ع) حقّ است، و حضرت مولی (ع)؛ اصل و فرعِ حقّ هستند. و حقّ با مولی (ع) آنچنان در وحدتِ حقیقی است که در اسفل سافلینِ «جدائی» هم که برَود (به ظاهر «جدائی»)، باز «حقّ با حضرت مولی (ع)» است. و طرفی که در استقلال از مولی (ع) قرار گرفته، به نفسِ این استقلال و جدایی از حضرت مولی(ع)، مقابل حق، باطل، و ملعون است. 🔥
بنابراین؛ مجال دادن حضرت مولی (ع) به مقابلِ خویش، به بیانی؛ #امتحان، و اسبابی برای «#استدراج» است.
✨ «استدراج»؛ مجازات خداوند، از طریق افزایش نعمت بعد از نعمت است که به صورت تدریجی است. که مشمولین این سنت، استغفار وتوبه را فراموش میکنند، و یا در آخرت به عذاب میرسند، یا یک باره آن نعمتها را از دست میدهند و مورد عذاب واقع میگردند.
✨ و در استدراج، بقیۀ خلائق هم که تماشا کنندۀ آن شخص هستند، امتحان میشوند. که اگر این شخص، انسان بدی بود، چرا اینقدر در نعمت غوطهور است؟! پس حتماً انسان خوبی است!!
به همین سادگی، خلائق با در دست نداشتنِ مبنای اعتقادی، در این امتحان، سرافکنده و گناهکار خواهند بود (نستجیر بالله).
✨ و مانند آن روایت که بیان میدارد؛
حضرت بقیّة الله (عج)، عمر و ابابکر ملعون را از زمین بیرون میکشند و به چوب خشکیدهای آویزان کرده، و درخت ناگهان سبز میشود. آنگاه عدهای که مبنایِ معرفتی ندارند، میگویند عمر و ابابکر اگر بر حقّ نبودند، پس چرا چوبِ خشکیده، سبز شد؟! و مقصّرین در معرفت، با همین ظواهر، نتیجه میگیرند که این دو ملعون، بر حقّ هستند! و - پناه بر خدا - امام (عج) را رها میکنند و به این دو ملعون رو میآورند!
🔔 الغرض؛ تمامیِ این مطالب، اعمّ از سبز شدنِ درخت، «استدراج»، مشورت به عمر ملعون، دفاع از عثمان ملعون، جا دادنِ مروانِ حَکَم ملعون، شمشیر دادن به دشمن در جنگ، آب و غذا دادن به ابن ملجم لعین، حول و قوّه دادن به تمام کفّار و منافقین و هزاران مثال دیگر، همه و همه یک مناط و معیار دارد:
◪ الف) رحمانیّت ائمه اطهار (ع) ➣
◪ ب) امتحانِ خلائق ➣
♦️پس بیان شد که؛
مولی (ع) در دوئیّت با حقّ نیستند که مجال دادن به دشمن، وَ حتّی تقدیم کردن حقّ به او؛ حق را از دستِ مولی (ع) خارج کند.
✨
.
✨
༺پاسخ༻
•┈┈••✾•❗️•✾••┈┈•
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
•┈┈••✾•💠•✾••┈┈•
🔰 پاسخی به شبهاتِ مطرح شده در کلیپِ فوق:
➊♦️ همان حضرات آلالله (علیهم السلام) که شیعیان، دو ماه ملبّس به لباس حزن و عزای سیّد الشهدای حضرتشان (ع) شدهاند، بیان فرمودند که شیعیانِ ما؛ «يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا؛ 📚الخصال، ج۲، ص۶۳۵»، یعنی؛ شیعیان، برای شادی ما، شاد هستند.
➋♦️ مشورت دادن حضرت مولی (ع) به خلفایِ جور، به این معنا نیست که این خلفا به حقّ بودند! و این مشورت دادن دلیل بر حقانیّت غاصبین خلافت نیست!
تمام شئونات و حرکات و رفتار ائمهی اطهار (علیهم السلام) مختصّ به خودشان است، چنان که میفرمایند؛ «لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَد؛ احدی با ما [آلالله ع] قیاس کرده نمیشود؛ 📚عيون أخبار الرضا ؏، ج ۲،ص۶۶».
💠 بنابراین؛ هزاران وجه و حرف و لطیفه در این مشورت دادن وجود دارد، از جمله:
❖ وجه اوّل: این عمل از بزرگواری و «رحمان بودنِ» مولاست.
رحمان؛ رحمت عامّ است و حتّی منافق و کافر را هم خدا رزق میدهد. و این رزق دادن به این معنا نیست که منافق و کافر مورد تأیید حقّ تعالی هستند یا خداوند با کفرش مشکلی ندارد!
بلکه این، رحمانیّت خداست.
◆ کما اینکه دستور میدهند که به ابن ملجم ملعون آب و غذا بدهند و چنانچه شهید شدند، او را فقط با یک ضربه شمشیر هلاک کنند. آیا اینکه حضرت مولی (ع) که حقیقتِ رحمانیّت حضرتِ رحمان (عزّوجلّ) هستند و عالَمیان جیره خورِ خوانِ کرمِ ایشان (ع) هستند، رفتاری نمایند که از صفتِ رحمانیّتشان (که رسیدگی و رحمتِ عامّ است) صورت میگیرد، آن رفتار رحمانی؛ نشان از برحقّ بودنِ ابن ملجمِ ملعون است؟!
◆ یا در احادیث است که در بین جنگ، یکی از دشمنان از حضرت مولی (ع) شمشیرشان را خواست. و حضرت (ع) بلافاصله شمشیر خود را به او دادند.
خب! این دقیقاً همان مناط را دارد. آیا از دشمن بودن و ملعون بودنِ آن عدوّ چیزی کم شده است؟!
هرگز.
آیا شمشیر به دشمن دادنِ حضرت مولی (ع) به این معناست که بقیۀ شیعیان هم بایستی در بین جنگ برای دشمنشان فرصتِ غلبه فراهم کنند؟! یا به این معناست که اگر در آن جنگ بودند، به دنبالِ شمشیر بخشیدنِ حضرت مولی (ع)، به آن دشمن شمشیر داده و توانمندش کنند؟!
معلوم است که چنین نیست!
بنابراین؛
برخورد و رفتارهایی اینچنینی ولیّ خدا (ع) با دشمنان لعینشان، بایستی به این وجه که «رحمانِ علی الاطلاق» هستند، برگشت داده شود.
و هرگز احدی غیر از حضرات آلالله (علیهم السلام) نمیتواند در این جایگاه باشد و احدی نمیتواند و نبایستی طمعِ این جایگاه را بنماید، چنان که در جامعۀ کبیره آمده است؛ 🔸«لَا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ؛ طمع کننده ای [حتّی] در یافتن آن طمع نورزد»🔸.
حضرات آلالله (علیهم السلام) چون رحمان حقیقی هستند، به دشمنشان دائماً قوّه و حول و رزق و مشورت میدهند. ولی همانجا هم دقت شود که حضرات (ع) «قوّۀ گناه» را نمیدهند، بلکه رحمانِ علی الاطلاق، «مطلقِ قوّت» را میدهد. و میدان عمل را به همۀ خلق و از جمله به دشمنشان باز میگذارند تا ایشان و سایر افرادی مثل این سخنران را #امتحان نمایند! (پناه به حضرتشان میبریم)
◆ و یا حضرت علی بن الحسین امام سجاد (ع)، مروانِ حکم - که از سردمدارانِ قاتلینِ حضرت سیّد الشهداء (ع) بود - را پناه دادند. امّا خودِ مروان حکم (لعنة الله علیه) شفاعتِ حضرت امام سجّاد (ع) را قبول نکرد! و فقط زن و فرزندانش را راهیِ منزلِ امام کرد.
متأسفانه کوردلانِ به اصطلاح «روشنفکر»؛ دقائقِ این رفتار و حرکتِ حضرت امام سجّاد (ع) را سهواً یا عمداً متوجّه نشده و مقاله مینویسند که «کاسۀ داغتر از آش نشوید! امام بخشید. شما هم باید ببخشید»!!
💢واقعاً که امتحانِ بزرگی است.💢
✨
.
🔰پستِ موقّت:
متأسفانه صوت یا کلیپی در این ایّام منتشر شده است که توسّط گوینده، شبهاتی مطرح میگردد!
از انتشار و اشاعۀ اینگونه مطالب بایستی جدّاً پرهیز کرد، امّا چون انتشار آن ظاهراً زیاد بوده و بعضی از دوستان آل الله(ع) را هم به زحمت انداخته(!)، و جویای پاسخی به آن شدند؛
در عین کراهت از قرار دادنِ چنین کلیپی، و در حالی که دأب این کانال، مطرح کردنِ چنین مطالبی نیست؛ بعد از ارسالِ موقّتی کلیپِ منظور، به عنوانِ پستِ موقّت، پاسخی به آن ارائه میشود:
.
