.....کلبه شعر.....
Kanalga Telegram’da o‘tish
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Ko'proq ko'rsatish740
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
دلخوشم با نفسی
حبهی قندی
چایی
صحبتِ اهل دلی
فارغ از همهمهی دنیایی
دلخوشی ها کم نیست،
دیده ها نابیناست...!
#سهراب_سپهری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نادان به عمارت بدن مشغول است
دانا به کرشمهٔ سخن مشغول است
صوفی به فریب مرد و زن مشغول است
عاشق به هلاااک خویشتن مشغول است ...
#عرفی_شیرازی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
هم درد نهفته ای و هم مرهم ، تو
هم واژه ی آشکار، هم مبهم ، تو
تاریخچه ی شعر و تغزل این است :
یک سو همه شاعران و یک سو هم تو ...
#علی_عطری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
می کشیدم کاااش تنها ، درد تنهایی ولی
شعر گفتن درد ها را ، صد برابر می کند ...
#حسین_مرادی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
نالانم از آن عقیق قند اندر قند
ای وعدهٔ فردای تو پیچ اندر پیچ
آخر غم هجران تو چند اندر چند
#منوچهری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها
ای رخت چشمه خورشید درخشانیها
سرو من صبح بهار است به طرف چمن آی
تا نسیمت بنوازد به گل افشانیها
گر بدین جلوه به دریاچه اشگم تابی
چشم خورشید شود خیره ز رخشانیها
دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید
مخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها
دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع
ای سر زلف تو مجموع پریشانیها
رام دیوانه شدن آمده درشان پری
تو به جز رم نشناسی ز پریشانیها
شهریارا به درش خاک نشین افلاکند
وین کواکب همه داغند به پیشانیها
#شهریار
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بی تاب ترین حوصله ها می فهمند
نزدیک ترین فاصله ها می فهمند
سخت است ببینی و به دریا نزنی
احساس مرا اسکله ها می فهمند
#سجاد_سعیدنژاد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
وقتي هوای دیدن او هست، ماه نیست
وقتی که ماه هست، توان نگاه نیست
دلخوش به حرف مردم شهرم که گفته اند
با هرکسی رفیق شود "نیمه راه "نیست
دنیا همیشه ساز مخالف نواخته ست
بختم وگرنه این همه هم رو سیاه نیست
در حیرتم که جزو اصول کدام دین
دل کندن از دلی که شکسته ، گناه نیست؟
در من هزارویک شبِ باران گرفته است
احوال شهرزاد دلم روبراه نیست
بیهوده شِکوه می کنم از دست روزگار
دنیا به جز تلاقی لبخند و آه نیست
ای عشق! هرکه هرچه بگوید، برای من
عمری که شد فدای غم تو، تباه نیست ...
#نفیسه_سادات_موسوی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر
چون کار جهان بی سر و سامان خوش تر
مجموعهٔ عاشقان بود دفتر من
مجموعهٔ عاشقان پریشان خوش تر ...
#فروغی_بسطامی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
در محضر تو
غزل سرودن سخت است
دروازه ی شعر را
گشودن سخت است
با اینکه به راحتی
دلم را بردی،
افسوس که از تو
دل ربودن سخت است...
#حسن_مسیبی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد
گفتم کمی امان بده اما امان نداد
عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفت
دستی برای دلخوشی ما تکان نداد
بر کام باز مانده ی رندان تشنه لب
دستان مرگ جز قدحی شوکران نداد
آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت
ماندم چرا اجازه ی آتشفشان نداد؟
با ما چه کرد عشق؟ که صد بار قلبمان
تا پای مرگ رفت ولی باز جان نداد
پرپر زدیم در همه ی عمر در قفس
دستی به بال خسته ی ما آسمان نداد
ما می رویم بلکه شما شادمان شوید
دنیا به ما که روی خوشش را نشان نداد
#بهزاد_نجفی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مرگ نزدیک است تا از دوستان دوریم ما
این نفسها اختیاری نیست، مجبوریم ما
سهمِ ما یک بوسه بود آن هم به هنگامِ وداع
هیچکس ما را نمیخواهد، لبِ گوریم ما
هرکه میزد دستِ رد بر سینهی ما آشکار
در خفا میخواست ما را، آبِ انگوریم ما
اینکه میبینی به رغمِ توبه مستیم و خراب
از شرابِ سالیانِ پیش کیفوریم ما
هر نفس خالی شدیم از اشتیاقِ زیستن
مرگ نزدیک است یا از زندگی دوریم ما؟
#انسیه_آرزومندی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
لبی تر کردی و من تازه فهمیدم زبانت را
در آغوشت کشیدم تا بگویی داستانت را
به دریا نوشی من بی حجاب ترس مهمان شو
در آور جامه ی تردید و بشکن استکانت را
مرا از اهتزاز پرچم پیروزی ام بشناس
تمام شهر می بینند رقص گیسوانت را
شبم تاریک و طولانی ست ، این پایین مگیر از من
تماشاکردن سیّاره های کهکشانت را
دلم از طعنه های بی شمارت تا ابد خون است
بزن بر زخم هایم بوسه های ناگهانت را …
#مهدی_مظاهری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
خوش به حال دل که همراز تو شد
همدم و همخوابه ی نااااز تو شد
لحظه ها با کُوکِ لبخندت به رقص
گوشه ای از شورِ شهناز تو شد
از میان این همه نقّاشِ دَهر
عشق شخصاً چهره پرداز تو شد
در هماوردیِ ناز و چشم تو
ناز، رامِ چشم ِ غمّاز تو شد
ماه شد اهلِ زمین با دیدنت
با کمالِ میل دمساز تو شد
هر چه هر شب با تو کَل کَل کرد عشق
عاقبت مغلوبِ اعجااااز تو شد ...
#عبدالرضا_بازگیر
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من شبیه کوهم امّا، از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام
نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام
ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام
قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام
دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ساقی خواب و خیالم در شب نیلوفری
کافه را بر هم بریزم تا نیاید مشتری
یک پیاله از نگاهت مست مستم میکند
میشوم کودک که میخواهد پناهِ مادری
سر به روی شانه ات آرام میگیرم کمی
حس ناب زندگی را یاد من می آوری
عطر موهایت شبم را غرق رویا میکند
دور میگردم کمی ازاین منِ خاکستری
می شوم پروانه ای زیبا به دوراز پیلهام
پیله ای که دوستانم کرده اند آهنگری
هی شکستندو خراشیدند و خنجر میزدند
آه از زخم زبان و تلخی این داوری
بیخیالش:،من که مستم از نگاه نافذت
دردها درمان ندارد پس چرا یادآوری
می توانم تا سحر مدهوش چشمانت شوم
مست این زیبایی و آرامش و افسونگری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست
امروز منم عاشق بی مونس و بییار
فریاد همی خواهم و فریاد رسم نیست
در عشق نمیدانم درمان دل خویش
خواهم که کنم صبر ولی دست رسم نیست
خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی جانا جای نفسم نیست
هر شب به سر کوی تو آیم متواری
با بدرقهٔ عشق تو بیم عسسم نیست
گویی که طلبکار دگر یاری رو رو
آری صنما محنت عشق تو بسم نیست
#سنایی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ابروی تو هر لحظه ڪمان داشت برایم
خندیدن چشمت هیجان داشت برایم
در بلبوشی قحطی احساس و رفاقت
لطف تو همیشه جریان داشت برایم
امروز اگر خنده به تلخند بدل شد
احوال ولایت خفقان داشت برایم
شوال لبت قسمت یڪ ساقی دیگر
هر روز تو حڪم رمضان داشت برایم
افروختم و سوختم از آتش عشقت
عشق تو ڪه سودی نه ، زیان داشت برایم
از رایحه عشق تو عطار شدم من
از منطق لبها طیران داشت برایم
یڪ عمر تورا خواستم و قسمتم این شد
«عشق تو فقط قد ڪمان داشت برایم »
دیوانه شدن ساده ترین شڪل فراق است
آن نیز فلڪ بعد تو «آن» داشت برایم
هرڪس ڪه ز «سودای »تو پرسید نگفتم
آزار دلو محنت جان داشت برایم ...
#حسین_خدایی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
