.....کلبه شعر.....
Kanalga Telegram’da o‘tish
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Ko'proq ko'rsatish740
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-1030 kun
Postlar arxiv
امشب از تنهایی ام آب و هوایم سرد شد
در غزل زیباترین بیت رسایم سرد شد
هی نوشتم دردهایم را ولی باور کنید
پاک کردم بارها وقتی هوایم سرد شد
شعر خواندم در نگاه آشنایت سوختم
بی تو اما گرمی موج صدایم سرد شد
شهر در من ساده شد ترکیب شد در من غزل
با همان بغضی که یخ زد رد پایم سرد شد
باورم کردی که با باران هم آوازت شوم
شعر شد احساس من تا زخم هایم سرد شد
توی "محراب" لبت دل را " پرستش " می کنم
گرچه بعد از شعر چشمان تو چایم سرد شد
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
هر ظالمی به شیوه ی خود ظلم میکند
ظلمی که عشق میکند اما شنیدنیست
هم میکُشد، هم اینکه تو را زنده میکند
این مرگ و زندگیِ مکرر چه دیدنیست!
#مسعود_محمدپور
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شب رفت و نرفت ای بت سیمین برمن
سودای مناجات غمت از سر من
خواب شب من توئی و نور روزم
نه روز و نه شب چون تو نباشی بر من
َ#مولانا
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت؟
در عطر سیب و مزّهی گندم ببينمت
من آن هميشه چشم به راهم، به من بگو
يک جمعه در هزارهی چندم ببينمت؟
در كوچههای يافتنت پرسه میزنم
شاید كه در میانهی مردم ببينمت!
در خشكسالِ شادی و در قحط عاطفه
با يک سبد امید و تبسم ببينمت
امشب دوباره گريهی من در غزل تنيد
شاید میان بغض و ترنم ببينمت
باید دوباره باشی و معنا كنی مرا
تا كِی به شكل خاطرهای گم ببينمت؟
#سعید_ربیعی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نفرین به این همه غزل عاشقانه ام
وقتی که گــُر گرفته بدون تو خانه ام
وقتی نشسته عشق وجنون سال های سال
جای کسی که نیست سرش روی شانه ام
جای کسی که مانده ازآن شب به یادگار
روی لبـاس آبـی اش عطــر زنــانـه ام
روزی اگــر بــه خلوت من پاگذاشتی
روزی اگــر دوبـاره گــرفتــی بهــانه ام
طبـق قـرار قبلـی مان ساعت غـروب
درانتـهای کوچـه . درآن قهوه خانه ام
دارم به بـوی پیرهنت فکـر می کنم
مشغول گفتن دوسه خطی ترانه ام
لابد به روی میز دو فنجان چای داغ
من هم به فکر رابطه ای جاودانه ام
لابد ز راه می رسی وخنده می کنی
سر می گذاری از ته دل روی شانه ام
بی اختـیار اشک مــرا در می آوری
زیبـای من ، شکـوه تب شاعـرانه ام
این بار هم جنون به سرم زد بـدون تو
نفریـن به این همـه غـزل عاااشقانه ام
#زهرا_آرین_نژاد
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
جوری زده بیدادگر تَرکِش به جانم که
خون می زند فوّاره بر کل جهانم که...
هر روز می بینم قدم هایم نمی آیند
هر روز می بینم که گیجم، ناتوانم که...
از بس جویدم وعده های باور شک را
دندانِ مغزم خورد شد توی دهانم که...
بی خود، مرا شالوده ی انسانیّت کرده
حالا نمی خواهد دلم، انسان بمانم که...
گم می شوم هر دم میانِ ازدحامِ خود
آشفته ای بی همزبان در این زمانم که...
#فاطمه_پورزنگ
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از در برانی هم، ز راهی باز میآیم
من موجم ای ساحل، نخواهی باز میآیم
صیادِ من، میبینمت از دور و در دستت
حتی اگر باشد سلاحی، باز میآیم
صد لشکر آوردی مرا از پا بیندازی
اما بدان در اشتباهی ، باز میآیم
دیدم پلنگی نیمهجان با ماه خود میگفت
افتادهام از پرتگاهی، باز میآیم
روزی عزیزت میشوم ای دوست باور کن
هرگز نگو در قعر چاهی، باز میآیم...
#فردین_اروانه
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
جز نام تو هرگز نکنم باز لبم را
جز شهرت خوب تو نگویم لقبم را
خوب است که بی خواب ترین فرد زمینم
تا با غم عشق تو کنم صبح شبم را
بر حال خرابم تو اگر نسخه نپیچی
درمان که کند خستگی و درد و تبم را
ای دوست بیا و بده از گنج وجودت
اندازه دلتنگی من از طلبم را
خوشحالم از این روی که با عشق نمایم
تقدیم به تو این غزل منتخبم را
#تقی_شیرین_زاده
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من آن اشگم که از دیواره ی هر چشم میبارم
تو از احساس لبریزی و من از غصه سرشارم
شبیه قرص ماهی شب به شب با شعر می آیی
همه با قرص میخوابند و من با قرص بیدارم
هوای خوب فروردین شد و از عشق لبریزم
چگونه میتوانم بی تو دست از عشق بردارم
تمام شعر من در تارو پود ارض جاری شد
زمین جای قشنگی میشود وقتی تو را دارم
میان خواب و بیداری برایت شعر میبافم
از ان روزی که گفتی، شعرهایت را خریدااااارم!
#صفيه_قومنجانی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عاشقی در تب و تابم به خودم مربوط است
نقش افتاده بر آبم به خودم مربوط است
این که با رفتن تو سوخت همه هستی من
روزوشب مستِ عذابم به خودم مربوط است
قمصری و منِ پرپر شده با کینهٔ تو
کُشته ای غرق گلابم به خودم مربوط است
شام تا وقت سحر پرسه زنان در دلِ شهر
بی خیالِ خور و خوابم به خودم مربوط است
چشمِ من تشنهٔ دیوار اتاق است اگر
روزها خیره به قابم به خودم مربوط است
وصف شیراز رُخت حاصلِ دیوانِ من است
حافظ کُلِ کتابم به خودم مربوط است
انقلابی ست تنِ برف تو در بهمن شهر
ضد این نهضت نابم به خودم مربوط است
چشمِ تو جامِ عسل،موی تو لبریز شراب
شاعری خانه خرابم به خودم مربوط است
هی تلنگر زده ام از چه سپردم به تو دل
خسته از هرچه جوابم به خودم مربوط است
#مرتضی_برخورداری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
امشب تمام خویش را از غصه پرپر میکنم
گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم
تو رفتهای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست
ناچار این پرواز را اینبار باور میکنم
یک عهد بستم با خودم وقتی بیایی پیش من
یه احترام رجعتت من ناز کمتر میکنم
یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خستهام
آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر میکنم
صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن
من هم ضریح عشق را غرق کبوتر میکنم
شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو
یک روز من این شعر را تا آخر از بر میکنم
گرچه شکستی عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان دیوانهام که با غمت سر میکنم
زیبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت
با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر میکنم
#مریم_حیدرزاده
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
🌹عشق پیرانه سر 🌹
عشق پیرانه سرم تاکه در این دام افتاد
تشت رسوایی من بود که از بام افتاد
تاکه بر این دل مسکین تو عنایت کردی
عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد
گفته بودم که دگر لب به شرابی نزنم
تا که روی مه تو در قدح جام افتاد
بین بودن و نبودن نفسی فاصله هست
بین ما نیز فقط فاصله یک گام افتاد
چون خداخود که جمیل است وخوش آیدزجمال
عشق ما نیز از این روست بدین نام افتاد
این همه عاشق خونین جگر آمد به جهان
زین میان عشق خلیل است که بد نام افتاد
دین و دنیا همه را باخته ام هر چه که هست
عشق پیرانه سرم تا که در این دام افتاد
🌹#خلیل قربانی🌹
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نازت ای دلبر خوشچهره کشیدن دارد
جرعه-جرعه لب لعل تو چشیدن دارد
خبرت هست که در موقع دیدار دلم
اندر این سینه چهسان شوق تپیدن دارد
میرسی ناز و خرامان ز برم میگذری
میخرم ناز تو این ناز خریدن دارد
بارها قصهی عشق تو مکرر گفتم
باز هم گویم اگر لطفِ شنیدن دارد
کاش میشد که بچینم گل لبخندت را
آخر این غنچهی لبخند تو چیدن دارد
تا شدم محو تماشا دلم از دستم رفت
دل سپردن به تو از خویش بریدن دارد
«کاتبا» دست من و دامن آن سرو بلند
آخرِ عشق به معشوقه رسیدن دارد ...
#کاتب_زنجانی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
آن که نهاده در دلم حسرت یک نظاره را
بر لب من کجا نهد لعل شرابخواره را
رشتهٔ عمر پاره شد بس که ز دست جور او
دوختهام به یکدگر سینهٔ پاره پاره را ...
#فروغی_بسطامی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من ميروم ...
و کليد اين خانه ى دلگير را
زير هيچ گلدانى نخواهم گذاشت
دلتنگ که شــــدى
آمــــدى نبودم
نگــــرد ...
باران
هرگز
شبيه آنچه بود
به آسمان بر نميگردد ...
#معصومه_صابر
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و
مرا باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم ...
#حمید_مصدق
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مرور می کنم امشب مسیر باران را
خطور می کنم از دل غم بیابان را
برای آنکه بخوانی حماسه ای از نو
صبور می کنم آوازه ی خراسان را
بشوق دیدن فیروزه های بودایت
عبور می کنم ایجان ره بدخشان را
به پای هر غزلی آب دیده می ریرم
قطور می کنم این دفتر پریشان را
به شعله های پر از رقص عاشقانه قسم
تنور می کنم آخر اجاق بی جان را
در انحنای تبآلوده پلک چشمانم
بلور می کنم این ژاله های غلطان را
برای ماندن و روییدن و جوانه زدن
جسور می کنم آلاله ی بهاران را
#علی_معصومی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
می خواهم ات با من بدوراز دیگران باشی
تنها برایم، مثل «مادر» مهربان باشی
در فصل دلسردی چو خورشیدی بتابی، یا
مانندِ چایی داغ ، در یک استکان باشی
حتی خیالم از تو راحت باشد آن وقتی
در جستجویت باشم و تو ناگهان باشی
در عشق با تو اوج میگیرم زمانی که
بال و پرِ پروازِ من ، در آسِمان باشی
این باغ اشعارم بهاری می شود وقتی
گل کرده ام در عشق، تا تو باغِبان باشی
سرچشمه ای از عشق باشی آنچنان جاری
چون رود خونی در رگم، هردَم روان باشی
راضی نشو ای عشق تا دست از تو بردارم
تقدیر این بوده که با من هر زمان باشی
#نسرین_پورنقی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
#سعدی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
