uz
Feedback
حداث‌الحسـ¹²⁸ـین 🤍🕊

حداث‌الحسـ¹²⁸ـین 🤍🕊

Kanalga Telegram’da o‘tish

- خـدا مـارا کنـار تـو پیـر کنـد حسیـ¹²⁸ـن .. ❤️ #معشـوق‌الـی‌الابـد ⛓

Ko'proq ko'rsatish
1 569
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kunlar
-1130 kunlar
Postlar arxiv
. اخ بمیرم برات الهی 😭

ببین‌غریبـی‌هاشـو گریه‌میکـرد‌ولی‌کسی‌نمیشنید‌صداشـو مردم بی حیا میزدن مـادر با حیاشو

. اینقدر خون دل از این اون خورد خون جگر میریزه از لبش 😭

3c1b755d.mp35.38 MB

کودکیت باید کنار داداش علی اکبرت طی می‌شد نه شمر خانوم جان 😭😭

کاش بشه برا این به بیت بمیریم ….

کاش برات جون بدم خانوووم💔

اخ بمیرم برات تموم زندگیممم خانوم سه ساله

طی شـد تمام کودکی هایـم کنار شمـر حالا سراغِ من آمدی حالا که من پیرم ...😭😭😭😭

دیشب کسی خرما و نان آورد رد کردم گفتم به او خیلی کتک خوردم دگر سیـرم ...

بابا 😭 شانه به مویـم میزنـم اما گره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرم ...

بابایی شانه به مویـم میزنـم اما گره خورده با گیسوان سوخته هر روز درگیرم ...

آه بابا بابا بابا ....

. بابا خیلی ازت دلخورم انقدر خوردم زمین خاکی شده چادرم 💔

بابا زجر من رو .. چه بی هدف میکشید به هر طرف میکشید من رو برا کینه از شـآه نجف میکشیـد 😭

. اون که عمو نداره رنگی به رو نداره به زیر چادرش یه تار مو نداره .....😭

با اینکه من تو کل این سفر صد بار زمین افتادم بابا سر تو که افتاد روی خاک همون موقع جون دادم بابا ... 😭

دیگه این پهلو برام پهلو نمیشه دیگه زندگیِ بی عمو نمیشه 💔

نیمی به شعله سوخت و نیمی به باد رفت زُلفی که بود دستِ ابالفضل شانه‌اش... #آه‌رقیه‌جان 😭

بابا حسینـم ... از نیمه شبِ گم شدنم تا دمِ آن طشت صد خاطره‌ی تلخ از این قافله دارم...