uz
Feedback
🔊 روانپژوهشگران

🔊 روانپژوهشگران

Kanalga Telegram’da o‘tish

🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم

Ko'proq ko'rsatish
1 439
Obunachilar
-124 soatlar
-57 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
منشا تردید در مغز کجاست؟! آسیب به قشر جلو پیشانی شکمی می‌تواند منجر به کاهش تجربه ذهنی تردید در فرد شود. منشا تردید در مغز کجاست؟! به گزارش ساینس فوکس، محققان اخیراً دریافته‌اند که آسیب به قشر جلو پیشانی شکمی (در پشت چشم‌ها قرار دارد) باعث «کمبود تردید» می‌‌شود. در واقع افرادی که به قشر جلو پیشانی شکمی‌شان آسیب وارده شده، کمتر شک می‌کنند. این افراد در برابر تبلیغات گمراه‌کننده ساده‌لوحانه عمل می‌کنند و به راحتی هر چیزی را باور می‌کنند. با این حال ایجاد ارتباط میان حالت‌های پیچیده روانشناختی مانند شک و تردید به نواحی خاص مغز کاری دشوار و حساس است. بسیاری از مناطق عصبی در مغز، به خصوص نواحی احساسی‌تر که در اعماق مغز دفن شده‌اند،‌ می‌توانند در شکل‌گیری و بروز شک و تردید در ذهن فرد دخیل باشند. مرجع : خبرگزاری آنا https://t.me/third_generation

یافته های جدید علوم اعصاب درباره سختکوشی و تلاش ، دکتر آذرخش مکری - فایل صوتی @third_generation

🔶 کرونا نرخ خودکشی را افزایش داد ابراز نگرانی نسبت به سنین کودکی ▪️ دکتر محمد حاتمی با اشاره به اینکه نرخ خودکشی در برخی شهرها درپی کرونا افزایش یافته است، ادامه داد: کودکان و نوجوانان شرایطی خاص دارند و از طرفی درباره کودکانی که در سن تحول هستند و از مدرسه رفتن جا مانده اند، بحث داریم. ▪️رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور درس زندگی و تعامل با افراد مختلف را تنها در بستر دانشگاه ها، شدنی دانست و اضافه کرد: نگرانی ما مشخصا درباره مدارس است چراکه دانشجویان که افرادی رشد یافته هستند و شخصیت آن ها شکل گرفته است. حاتمی سن 6 تا 18 سالگی را مختص تحول فرد عنوان کرد و افزود: کودکان قبل از 6 سال نیز در بستر خانواده رشد می کنند ولی پس از آن باید هویت یابی خود را فقط در نقش پذیری اجتماعی می یابند. ▪️کودکان امروز مجبور هستند از طریق فضای مجازی با دیگران ارتباط بگیرند و این دنیا مطلوب ما نیست و به همین خاطر اجتماعی شدن دانش آموزان را با مشکل روبرو می دانیم و بدین منظور پیشنهاداتی داریم تا معلمان و والدین تحت آموزش قرار گرفته و پروتکل هایی خاص برای این شرایط در نظر گرفته شود. ▪️حاتمی همچنین به برخی اختلالات شایع در زمان کرونا اشاره کرد و افزود: در دوران کرونا در حالت دفاع هستیم که این اختلالات زیاد نمایان نمی شوند و به شکل افسردگی و اختلافات بروز می یابند.... https://t.me/third_generation

📌 -والدی که بیش از حد کنترل کند ، کودک را به فردی بی اعتماد به نفس تبدیل میکند. 📽انیمیشن : Woman who stole Fingers به کارگردانی : Saori shiroki ⚪️رابطه ی بیمارگونِ مادر و فرزندی را به تصویر میکشد که ، اضطراب و ترس مادر از دنیای بیرون ، او را تبدیل به والدی کنترل گر کرده است. https://t.me/third_generation

تاب آوری اجتماعی چیست؟ بخش دوم تاب آوری اجتماعی چند لایه تفکر تاب آوری در رویکردهای زندگی پایدار روشن است. این رویکردها به جای تمرکز بر موانع رشد پایدار، توجهات را به توانایی ها، دارایی ها (سرمایه ها) و فعالیت های افراد و همچنین تحول ساختارها و فرآیند های منجر به نتایج مثبت من جمله درآمد بیشتر، رفاه بهتر و امنیت غذایی بهبود یافته، جلب می کند. ضمن تایید این نکته که افراد مستمند همیشه درآستانه نا امنی شدید و در نوسان قرار دارند، رویکرد زندگی پایدار در جستجوی کاهش این نا امنی ها از طریق ایجاد تاب آوری است. در این رویکرد، 5 سرمایه زندگی و معاش نقش مهمی را در ایجاد تاب آوری ایفا می کنند. • سرمایه انسانی: توانایی برای انجام کار، سلامتی و دانش • سرمایه اجتماعی: شبکه ها، گروه ها و اعتماد به همدیگر • سرمایه طبیعی: زمین، آب، حیات وحش • سرمایه فیزیکی: حمل و نقل، سرپناه (مسکن)، انرژی • سرمایه مالی: پس اندازها، اعتبارات تمامی این 5 سرمایه با تغییر ساختارها و فرآیند های جامعه بزرگتر می توانند تقویت شده یا محدود گردند. سیستم زندگی پایدار، افراد را قادر می سازد تا راهبردهای معیشتی قدرتمند را دنبال کرده که لایه های تاب آوری را ایجاد می نماید تا بر امواج بلایا فائق آیند و هدف آن توامندسازی افراد برای مقابله و سازگاری با تغییرات، و حتی تبدیل تهدید به فرصت می باشد. چارچوب جدید برای تاب آوری اجتماعی در اینجا تاب آوری اجتماعی ظرفیت افراد برای دسترسی به سرمایه هاست که نه تنها با شرایط بد، مقابله و خود را با آن تطبیق می دهند (ظرفیت واکنشی) بلکه به دنبال و خلق گزینه های دیگر (ظرفیت فعال و پویا) و ایجاد توانایی (نتیجه مثبت) در مقابله با تهدیدها نیز هستند. بر طبق این چارچوب، ایجاد تاب آوری با رجوع به تهدیدات و توانایی ها بررسی شده و حوزه های اجتماعی مختلفی پدیدار می گردند که هر کدام شامل شبکه هایی از بازیگران (عوامل) در لایه های مختلف جامعه است. برای تقویت ظرفیت ها، می توان سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را متحول کرد. قابلیت بسیج سرمایه ها، با توجه به موقعیت فعالان در حوزه اجتماعی متفاوت است. باید دانست که این چارچوب رویکرد تحلیلی ما را به سمت ابعاد و پویایی مربوط به فرآیند ها و جلوه های تاب آوری سوق می دهد. همان طور که اشاره شد تاب آوری بستگی به تهدیدی دارد که آن را در دست بررسی داریم. نکته مهم برای مطالعه تجربی، پرسش این سوالات است که: تاب آوری برای چه؟ و تهدید و خطری که بررسی می شود چیست؟ خطرات می توانند محیطی، فردی، اجتماعی، حوادث زندگی، یا تهدیدات بلند مدت باشد. ضروری است که میزان آگاهی افراد، گروه ها و سازمان ها از تهدیدات موجود ارزیابی شده و از عهده آن بر آیند. نیاز است روش هایی را بیاموزیم که ریسک های مختلفی را که افراد با آن مواجه می شوند را اولویت بندی کرد. باید به صورت عملی بررسی شود (نه صرفا فرض گردد) که در جامعه چه ظرفیت هایی برای ایجاد توانایی در مقابله با تهدیدات مهم تلقی می شوند. این نکته را نیز باید در ذهن داشت که فهم ها و قضاوت های مرتبط با ریسک و ظرفیت جامعه در بستر ها، گروه ها و افراد مختلف، متفاوت است. دوم اینکه محققین باید نتایج مورد نظر را مشخص نمایند. آیا محقق به دنبال رفاه عمومی، امنیت معیشت، سلامتی جسمی و روانی است؟ چه کسی این نتایج را تعریف نموده و و چه شاخص هایی برای ارزیابی آن ها تعیین می شود؟ به دلیل اینکه تاب آوری یک فرآیند است می تواند بی ثبات نیز باشد و می توان تمرکز بر توانایی آشکار افراد در بستر تهدیدات مهم یا چالش های معیشتی را به عنوان نتیجه قابل مشاهده و اندازه گیری تاب آوری دانست. سوم این که در این تحقیق بین فرآیند ایجاد تاب آوری (قبل از وقوع) و جلوه های تاب آوری (پس از وقوع) تفاوت قائل شده اند. تاب آوری فرای سازگاری و به حداقل رساندن عواقب بلایا، و مدیریت آسیب پذیری برای اطمینان از بقای کوتاه مدت است. پس تاب آوری اجتماعی استفاده از تجربیات شخصی و گذشته افراد و جوامع، مشمول اقدامات قبل از وقوع _نه صرفا بعد از آن_ می باشد. https://t.me/third_generation

تاب آوری اجتماعی چیست؟ بخش اول جواد طلسچی یکتا تاب آوری اجتماعی را میتوان ظرفیت تبدیل و تحول، تطبیق و سازگاری و توان مقابله با تنش و بحرانهای اجتماعی نامید. تاب آوری اجتماعی چیست؟ نیازهای روزافزونی مبنی بر ارزیابی محرک های اصولی تاب آوری اجتماعی وجود دارد. بیشترین تحقیقات پیرامون تاب آوری، ارزیابی عوامل مرتبط با طیفی از حوزه های اجتماعی شامل محیط اجتماعی، اقتصادی، سازمانی، زیرساختی، و طبیعی است. در این شرایط تحقیقات متمرکز بر اهمیت تاب آوری اجتماعی می باشد که در حقیقت به معنای ظرفیت افراد و جوامع در مقابله با شوک ها و استرس های بیرونی است، و این که تاب آوری چگونه به آمادگی جامعه، واکنش افراد نسبت به حادثه و بهبودی پس از حادثه کمک می کند. کاسیوپو، زاترا و ریِس از محققین تاب آوری معتقدند که تاب آوری اجتماعی یک ساختار چند سطحی است که خود را به صورت ظرفیت افراد و گروه ها برای پرورش، تعامل، حفظ ارتباطات اجتماعی مثبت، بردباری و بهبودی از عوامل استرس زا و انزوای اجتماعی نشان می دهد. افرادی که مهارت ها، علایق و منابع مختلفی داشته و می توانند با هم کار کنند احتمال اینکه گروه و جامعه ای را بسازند که نسبت به مشکلات و چالش های پیش بینی نشده به صورت سازگارانه واکنش نشان دهد، بیشتر است. یادآوری این نکته مهم است که افراد و گروه های همگن و متناجس (که هیچ تفاوت و اختلافی را هضم نمی کنند) در مقایسه با همتایان ناهمگن خود، زمانی که در معرض چالش های جدید محیطی قرار می گیرند، بیشتر در معرض خطر و نابودی هستند. ابعاد تاب آوری اجتماعی محققین مختلفی من جمله واس، لورنز، آبریست، بن و کِک معتقدند که سه نوع ظرفیت برای درک مفهوم تاب آوری اجتماعی نیاز است. چهار معیار برای بیان صریح این سه اصطلاح (ظرفیت) وجود دارد. معیار اول واکنش افراد به خطرات بوده و تشخیص فعالیت های قبل و بعد از حادثه می باشد. معیار دوم، دامنه زمانی، که به افق زمان اشاره دارد. معیار سوم، میزان تغییری که ساختارهای اجتماعی متحمل می شوند. معیار آخر خروجی مرتبط با سه ظرفیتی است که در ادامه بدان ها اشاره خواهد شد. هر کدام از این ظرفیت ها را می توان در یکی از قالب های تاب آوری اجتماعی قرار داد: 1. ظرفیت مقابله، به اقدامات واکنشی و جذبی ( جذب تغییر و هضم اتفاق) اشاره دارد که افراد به کمک منابعی که به طور مستقیم در دسترس آن ها قرار دارد می دانند که چگونه با خطرات آنی مقابله و بر آن ها غلبه کنند . منطق پشت این مقابله (کنار آمدن) ترمیم و اصلاح سطح حال حاضر رفاه جامعه درست پس از وقوع بحران است. 2. ظرفیت سازگاری، اشاره به اقدامات پیشگیرانه ای دارد که افراد آن ها را جهت استفاده از تجربیات گذشته، پیش بینی خطرات آینده و تنظیم و تطبیق معیشت خود بر طبق آن ، به کار می برند. سازگاری در واقع آمادگی برای تغییرات بیشتر و تامین وضعیت فعلی رفاه و سلامتی فرد در مقابله با خطرات آتی می باشد. تفاوت اصلی بین مقابله و سازگاری، دامنه زمانی فعالیت های مورد نظر است. در حالی که مقابله ، به عامل تاکتیکی و کوتاه مدت می پردازد، سازگاری، در واقع عامل راهبردی و برنامه ریزی بلند مدت است. 3. در انتها، ظرفیت های تحول آفرین یا ظرفیت های مشارکتی و همکاری که شامل توانایی فرد جهت دستیابی به منابع مالی و مساعدت از طرف عرصه سیاسی - اجتماعی (از سازمان های دولتی گرفته تا جامعه مدنی) جهت مشارکت در فرآیند تصمیم گیری و ایجاد نهادها در بهبود رفاه فردی و پرورش توانمندی اجتماعی در بحران های آتی، می باشد. در اینجا تفاوت کلیدی بین سازگاری و تحول بسته به میزان تحول و خروجی ای است که بر آن دلالت دارد. تحول، در واقع تغییری بنیادین است که هدف آن تامین کردن نیست بلکه افزایش رفاه فرد در مواجهه با خطرات حال حاضر و در آینده است. این نکته را نیز باید به یاد داشت برای ایجاد تاب آوری نیاز به یک سری دسترسی ها و منابع مورد نظر می باشد من جمله: • منابع انسانی پایدار • دسترسی به منابع طبیعی • دسترسی به منابع اقتصادی و تخصیص عادلانه آن • ساختار ها و فرآیند های نظارتی و حاکمیتی فراگیر • محیط با استحکام و قدرتمند، و میزان سازگاری https://t.me/third_generation

AnimatedSticker.tgs0.60 KB

هنر درمانی برای کودکان درست مثل بازی درمانی که صرفاً «بازی» نیست، هنر درمانی هم فقط «ساخت کاردستی» نمی‌باشد. به دلایل زیادی اغلب هنر درمانی کودکان با بازی درمانی اشتباه گرفته می‌شود. بازی درمانگران از فعالیت‌های بسیار متنوعی که بر پایه‌ی هنر هستند برای کار با کودکان استفاده می‌کنند. اما هنر درمان‌گران کودک، از بازی‌های مختلف بهره می‌برند تا کودکان را به هنر درمانی ترغیب کنند به عبارتی دیگر از بازی‌های مختلف مانند اسب‌بازی برای تشویق کودکان به ابراز هنری خود استفاده می‌کنند. ساخت اثری هنری آن هم با هدف درمان، تجربه‌ای متفاوت از بازی کردن است، زیرا هنر درمانی خلق چیزی را تشویق می‌کند. هنر درمان‌گران به کودکان در زمینه‌ی بصری و کسب تجربیات، احساسات، و تخیلات کمک می‌کنند. https://t.me/third_generation

Follow me on Instagram! Username: psychologist_mahdavi https://www.instagram.com/psychologist_mahdavi?r=nametag
Follow me on Instagram! Username: psychologist_mahdavi https://www.instagram.com/psychologist_mahdavi?r=nametag

♻️طرحواره درمانی برای زوج ها : 📌طرحواره درمانی ویژه زوج ها با هدف به کارگیری مداخله های مشابه برای درمان مشکلات موجود در روابط زوج ها طراحی شده است. 📌طرحواره درمانی برای زوج ها نه تنها افراد را آموزش می دهد تا به ذهنیت بزرگ سال سالم روی بیاورند بلکه آنها را تشویق می کند تا از ظرفیت بزرگ سال سالم خود، بخشی را به همسر خود نیز عاريه بدهند. 📌این کار به طرف مقابل کمک می کند تا راهی برای رهایی از تله های زندگی مشترکشان بیابد. 📌 در این مسیر، گام اول خاتمه دادن به نبرد بین ذهنیت ها (یا طرح واره ها) است. 📌از بین دو نفر، فردی که زودتر متوجه شود که وارد مراحل اولیه ی یک نبرد ذهنیت با هم شده اند، می تواند با علائمی به همسر خود اطلاع بدهد، چرخه را متوقف کند و برای پیشگیری از ادامه ی مشاجره پیشنهاد بدهد که به طور موقت به اتاق های جداگانه ای بروند. 📌به این ترتیب بزرگسال سالم، حتی اگر تنها محدود به یکی از دو نفر باشد، می تواند از مشاجرات و اختلافات غیر ضروری جلوگیری کند (جفری یانگ، ۲۰۱۲). 📚طرحواره درمانی برای زوج ها راهنمای کاربردی برای متخصصان بالینی ✒نویسندگان :چیارا سیمئونه و همکاران ✒ترجمه دکتر کبری حاجی علیزاده و هادی سلیمی https://t.me/third_generation

سلام دوستان لطفا صفحه جدید من را فالو کنید احتمالا به خاطر مشکلات پیش آمده برای حساب صفحه فعلی ( mahdavi_psychologist ) مجبور
+1
سلام دوستان لطفا صفحه جدید من را فالو کنید احتمالا به خاطر مشکلات پیش آمده برای حساب صفحه فعلی ( mahdavi_psychologist ) مجبورم این صفحه را ببندم و با صفحه‌ جدید ( psychologist_mahdavi ) ادامه دهم .

نظریه های روانشناسی در مورد خودکشی بخش چهارم یک نظریه کاربردی در مورد خودکشی دانش‌آموزان طبق نظر جوینر (2009)، افرادی که (از جمله کودکان و نوجوانان) معمولا بر اثر خودکشی می میرند "به این دلیل است که آنها می خواهند و می‌توانند خودکشی کنند" (ص 244). به عبارت دیگر افراد در معرض خطر خودکشی، در صورتی که افکار و تمایل به خودکشی داشته باشند و توانایی آن را داشته باشند، به احتمال قوی خودکشی می کنند. با توجه به نظریه تکاملی که بر طبق آن، غریزه زندگی و حفظ بقا در انسان وجود دارد، این سؤال مطرح می شود که چگونه انسان حاضر است، زندگی خودش را نابود کند و دست به خودکشی بزند؟ (این اتفاق بر خلاف نظریه تکامل است). جوینر و همکارانش (2009) در پاسخ به این سوال خاطر نشان می کنند، افرادی که جرأت آسیب به خود و یا اقدام به خودکشی پیدا می کنند در واقع دارای آستانه تحمل درد و رنج جسمی زیادی هستند. و دلیل اصلی آن هم درد روانی بیش از حدی است که در تحمل آن ناتوان هستند و بنابراین برای تسکین درد روانی، دست به آسیب به خود و خودکشی می زنند. در نتیجه، طبق نظریه جوینر، تنها افرادی که قادر به خودکشی هستند، کسانی هستند که از تجربیات گذشته کافی برخوردار بوده اند که به درد (خصوصا شامل درد های روانی)، ترس و درد عادت کرده اند. به طوری که غریزه محافظت از خود( حفظ بقا) تغییر کرده است، گرچه غریزه محافظت از خود نمی‌تواند به طور کامل از بین برود، ولی می‌توان آن را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داد، به ویژه از طریق مواجهه مکرر و در نهایت عادت به درد و ترس . هر گونه ترس و یا تجربه درد ناشی از قبیل آسیبهای دوران کودکی، حوادث، خشونت ها و سؤاستفاده های دوران کودکی، به طور موثری ممکن است ترس از مرگ یک فرد را کاهش دهد و در نتیجه غریزه زنده ماندن ضعیف تر می شود. با این حال، ظرفیت یا توانایی مرگ در اثر خودکشی، لزوما منجر به تمایل به خودکشی نمی شود. به عنوان مثال، افرادی که در هنرهای رزمی آموزش دیده اند، توانایی آسیب فیزیکی بر دیگران دارند، اما به جز در موقعیت های دفاع از خود، تمایل به انجام این کار را ندارند (جوینر، 2009). به طور مشابه، توانایی درگیر شدن در رفتار خودکشی، یک شرط لازم اما نه کافی برای خودکشی است. این توانایی زمانی می‌تواند خطرناک شود که همراه با تمایل به خودکشی باشد. جوینر معتقد است که برای خودکشی یک کودک یا نوجوان باید دو حالت مشترک و متضاد بین افکار و احساسات را تجربه کند: مورد غفلت واقع شدن و وابستگی ناموفق. بدین معنی که کودکان و دانش‌آموزانی که این اعتقاد را دارند که ناکارآمد هستند و مورد غفلت واقع شده اند، اغلب خود را به عنوان یک بار اضافی برای خانواده و یا دیگران در محیط خود در نظر می گیرند. این دانش‌آموزان مرگ خود را ارزشمند تر از زندگی خود می دانند. در واقع، خودکشی نوعی خودخواهی تلقی می شود. به این معنی که با کشتن خود، افراد خودخواهانه نسبت به خانواده، دوستان و سایرین بی توجه هستند. با این حال، افراد خودکشی کننده، خودکشی خودشان را به عنوان یک عمل خودخواهانه نمی دانند، بلکه به عنوان یک عامل سودمند می دانند. زیرا این امر باعث می شود آنها فکر کنند که نبود آنها بار مسئولیت خانواده و اطرافیان را کم کرده است در نتیجه نبود آنها بهتر از بودن شان است. تشخیص و مداخله در این دیدگاه افکار در معرض خطر یک ضرورت است، متخصصان سلامت روان باید یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم با آموزش مراقبان دانش‌آموزان به ویژه معلمان و والدین باید به آنها، این آگاهی را بدهند که آنها دچار سؤ تعبیر هستند (جوینر، 2009). مانند نظریه های دیگر ارائه شده در اینجا، بحث جامع از نظریه رفتار گرایانه جوینر در خارج از محدوده این کتاب است. لذا خوانندگان علاقه مند به بازبینی گسترده تر نظریه روان شناختی روان شناختی رفتار خودکشی و همچنین شواهد تجربی، پیشنهاد می شود آثار وی را مطالعه کنند (جوینر، 2005، 2009؛ جوینر و همکاران ، 2009).   گروه روان شناسی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی https://t.me/third_generation

نظریه های روانشناسی در مورد خودکشی بخش سوم از نظریه "رفتار فرار از خودکشی" نیز بیان می کند که درد روانی یا مشکل روانی یک عامل کلیدی در رفتار خودکشی است، اگر چه بامیستر تاکید بیشتری بر نقش خود آگاهی ناخوشایند در مفهوم سازی رفتار خودکشی دارد.  مطابق با نظر بامیستر، برای بروز رفتار خودکشی ظهور، چندین مرحله متوالی باید اتفاق بیافتد؛ اولا باید یک اختلاف شدید بین انتظارات فرد و واقعیت ها زندگی او وجود داشته باشد. هنگامی که این اتفاق می افتد، سطح بالایی از افکار منفی در مورد خود به وجود می آید، که منجر به تجربیات عاطفی بسیار منفی می شود. برای از بین بردن این احساسات منفی و تجربیات ناخوشایند، فرد به سرزنش خود باز می گردد که این از این پدیده به عنوان «تخریب شناختی » یاد می شود. در این حالت، فرد در معرض احساسات و افکار منفی شدیدی نسبت به خود قرار می گیرد، پس از تکرار این فرایند، پیوستار خودکشی یکی پس از دیگری نمایان می شود. تمایل به فرار از احساسات منفی که جزء مهمی از نظریه بامیستر است، شبیه به عامل خطر اولیه در نظریه اختلال عاطفی مارشا لینهان (1993) رفتار خودکشی است. لینهان معتقد است که خودکشی ناشی از اختلال هیجانی است، که از نتیجه عوامل بیولوژیکی و خطرات محیطی (مثلا سوءاستفاده از کودک) به وجود می آید. نظریه لینهان در ابتدا برای رفتار های خود آسیبی و خودکشی برای اختلال شخصیت مرزی طراحی شده بود. به نظر لینهان رفتار خود-آسیبی یک روش ناسازگارانه در جهت ناتوانی در تنظیم هیجان می‌باشد. یعنی مکانیزمهای تنظیم هیجان فرد از بین رفته یا به حد کافی رشد یافته نیست. درمان رفتاری دیالکتیک، درمان شناختی-رفتاری ناشی از نظریه او، در درمان دانش‌آموزان دارای رفتارهای مختلف خود-آسیبی و خودکشی به کار برده می شود(میلر ، راتوس، و لینهان، 2007). نظریه های روابط میان فردی و شناختی-رفتاری، در سال های اخیر به دلیل جامع بودن و حمایت تجربی از آنها رو به رشد بوده اند. مهمتر از همه برای اهداف این کتاب، آنها دارای مفاهیم مفید و عملی برای جلوگیری از رفتارهای خودکشی دانش‌آموزان، ارزیابی خطرهای خودکشی و مداخله در دانش‌آموزان خودکشی کننده است. https://t.me/third_generation

نظریه های روانشناسی در مورد خودکشی بخش دوم نظریه های معاصر در مورد خودکشی نظریه های اخیر در مورد رفتار خودکشی، حمایت های تجربی بیشتری نسبت به سایرین دریافت کرده اند و معمولا چارچوب مفید و عملی بیشتری برای پیش بینی های منسجم و فرضیه های قابل آزمون (ون اوردن ، وایت، سلبی، بندر و جوینر، 2008) ارائه می دهند. با وجود اینکه نظریه های قدیمی تر (به عنوان مثال، امیری، 1983)، مثل سیستم های خانواده (ریچمن ، 1986) و مدل های روان شناختی، اجتماعی و ژنتیک (مان ، 1998) را برای خودکشی پیشنهاد شده است، بسیاری از نظریه های معاصر خودکشی، از دیدگاه شناختی-رفتاری، به ویژه به الگوهای فکر و شناختی می پردازند (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد وضعیت فعلی و حمایت تجربی از این نظریه ها، به خواننده پیشنهاد می شود به برمن و همکاران 2006 ؛ جوینر و همکاران، 2009 ؛ ون اوردن و همکاران، 2008 مراجعه کند.) روانشناس بریتانیایی مارک ویلیامز همچنین از دیدگاه شناختی رفتار خودکشی را مورد توجه قرار می دهد. ویلیامز (2001) در بحث درباره افکار خودکشی و اقدام به خودکشی ادعا می کند که اگرچه خودکشی معمولا توسط بسیاری از افراد به عنوان "فریادی برای کمک خواهی" مشاهده می شود، دقیق تر آن است که آن را به عنوان "فریادی برای رنج" توصیف کنیم. همانطور که ویلیامز یادآور می شود: فریاد برای کمک خواهی، معمولا یک سؤ تعبیر است و باید به عنوان "فریاد از درد" تفسیر شود. رفتار خودکشی می‌تواند پیامد ارتباطی داشته باشد بدون آنکه ارتباط انگیزه اصلی باشد. رفتارهای خودکشی ممکن است در بعضی از موارد به صورت آشکار حاصل شکست های ارتباطی با اطرافیان باشد، اما عمدتا حاصل درد ناشی از وضعیت استرس زایی است، که فرد نمی‌تواند با آن مقابله کند. (ص 148). بر طبق نظر ادوین اسنویدمن، نظریه پرداز و بنیانگذار انجمن آمریکایی خودکشی (AAS)، تجربه درد نیز نقش مهمی در خودکشی ایفا می کند. اسنویدمن (1985، 1996) بر این باور است که افراد به دلیل دردهای شدید و غیر قابل تحمل روانشناختی رفتار خودکشی را انجام می دهند، وضعیتی که او به عنوان «محرومیت روانشناختی» توصیف می کند و ناشی از عدم ارضا نیاز های روانشناختی است. او پیشنهاد کرد که همه افرادی که در معرض خطر خودکشی هستند باید روان درمانی را تجربه کنند، اما تنها درصد کمی از افرادی که در معرض خطر خودکشی قرار دارند از یک متخصص سلامت روان کمک می خواهند. هنری موری (1983) در کتاب «اکتشافاتی در باب شخصیت» به مجموعه نیاز های روان شناختی اشاره می کند که انسان در طول زندگی به دنبال آنهاست. او می گوید که «آیا جز این است که خودکشی یعنی پایان بخشیدن به هیجانات غیر قابل تحمل؟!». روانشناسان موافق با موری معتقدند که خودکشی عملا جزو یکی از چهار گروه نیاز روانی زیر است. این نیازها معرف انواع مختلف درد های روانی هستند: • برآورده نشدن نیاز به عشق، مقبول واقع شدن و عضویت در گروه ها، که با برآورده نشدن نیاز به کمک و پیوند جویی مرتبط است. • عدم کنترل، پیش بینی ناپذیری و بی نظمی که معلول ناکام ماندن نیاز به پیشرفت، خودمختاری، نظم و شناخت است. • خود انگاره نامطلوب و اجتناب از شرم، شکست، سرخوردگی و بدنامی که معلول ناکام ماندن نیاز به پیوند جویی و مراقبت و رسیدگی است. • عصبانیت، خشم نفرت که معلول ناکام ماندن نیاز به برتری، پرخاشگری و مقابله به مثل است. روایت بامیستر (1990) https://t.me/third_generation

نظریه های روانشناسی در مورد خودکشی بخش اول در واقع، خودکشی نوعی خودخواهی تلقی می شود. به این معنی که با کشتن خود، افراد خودخواهانه نسبت به خانواده، دوستان و سایرین بی توجه هستند نظریه های روانشناسی در مورد خودکشی نظریه های کلاسیک در مورد خودکشی اولین نگرش مهم به خودکشی نگرش فروید (1939-18956) بود. او خود تخریبی را ابراز خشم علیه فرد محبوب درونی شده که معطوف به خود شخص می شود، دانست؛ یعنی، افرادی که خود را میکشند در واقع خشم و عمل خودکشی را به دیگران معطوف نمی کنند بلکه آنها را در خودشان درونی می سازند. چنانچه این خشم (غریزه مرگ) به حد آدم کشی برسد خودکشی خواهند کرد. فروید وقتی متوجه شد که آزارگری جنبه های غیر جنسی هم دارد به کمک درجه بندی دقیق تری توانست پرخاشگری و نفرت را به عنوان بخشی از ایگو طبقه بندی کند. بالاخره در 1923 پرخاشگری را غریزه ای مستقل معرفی کرد. و در مقاله ای با عنوان «سوگواری و مالیخولیا» نوشت که خودکشی، کشتن خویش نیست بلکه کشتن فرد مورد علاقه ای است که شخص خودکشی کننده آن را درونی سازی کرده است. با این کار خشم خود به آن فرد مورد علاقه درونی را نشان می دهد. این معمولاً در خودکشی هایی که ناشی از شکست عاطفی است، مصداق دارد(فروید،1924). فروید معتقد بود که تمام رفتار های انسان از بازی پبچیده میان این غریزه و غریزه زندگی یا عشق یا زیست مایه و کشمکش دایمی میان آنها زاده می شود. به نظر فروید آنچه حیات می خواهد، بازگشت به طبیعت غیر ارگانیک است. فروید به خاطر همین بازگشت غیر ارگانیک معتقد بود که هدف زندگی مرگ است هر چند که لیبیدوی حافظ حیات بر غریزه ویرانگر مرگ غلبه دارد. کارل ممینگر (1980) در کتاب «انسان علیه خویشتن» شواهد معتبری برای غریزه مرگ فروید ارایه و خودکشی را نوعی دیگرکشی معکوس توصیف کرد که ناشی از خشم فرد نسبت به شخص دیگری است. او معتقد بود این جنایت معطوف به خویشتن یا متوجه درون شخص می شود یا از آن به عنوان بهانه ای برای مجازات استفاده می گردد. منینگر سه جزء خصومت در خودکشی را با عناوین میل به کشتن، میل به کشته شدن و میل به مردن بیان کرد. وی در کتاب های بسیار معروف و قابل تحسین خود به ما هشدار می دهد که در گرایش انسان به خود تخریبی، ردپای غیر قابل انکار ناهشیاری دیده می شود و در آثارش به جایگزین های نه چندان واضح و آشکار خودکشی اشاره می کند. او در فهرست کتاب یاد شده به موضوعاتی همچون خودکشی مزمن شامل ریاضیات، شهادت، معلولیت های روان رنجورانه، اعتیاد به الکل، رفتار ضد اجتماعی و مسایل روان پزشکی شاره می کند و در بخش دیگری از کتاب به خودکشی کانونی مثل علیل کردن خود، تمارض، جراحی های مکرر و سوانحی که با بار روانشناختی دارند، می پردازد. یکی دیگر از عناوین کتاب وی «خودکشی عضوی است». برخی نظریات دیگر معتقدند خودکشی محصول گفتگوی درونی است. ذهن راههای پیش رو را به دقت بررسی می کند، سپس به فکر خودکشی می افتد ولی دوباره از خودکشی منصرف می شود تا اینکه بالاخره چاره ای جز خودکشی نمی بیند و شروع می کند به طراحی آن و قانع کردن خویش که این تنها راه ممکن است. مناسب ترین واژه برای این جریان فکری «درون نگری» است. دونالد هب روانشناس نامدار کانادایی، می گوید: « ذهن حاصل عملکرد مغز است ولی علاوه بر انجام کارهای مغزی خود نیز اعمال اختصاصی دارد. ذهن فرآیندی به نام افکار و احساسات است که در درون سلولهای زنده مغز در جریان است». آرون بک و همکارانش (1975، 1989) نظریه شناختی از خودکشی را پیشنهاد دادند که بر نقش ناامیدی تأکید کردند، آنها خودکشی را به عنوان یکی از ویژگی ها و نشانه های اختلال افسردگی در نظر گرفتند. بک و همکارانش (بک، 1996؛ بک، راش، شاو و امری، 1979) سال هاست که تاکید دارند، خطاهای شناختی و تفکر تحریف شده در رفتار خودکشی نقش مهمی ایفا می کنند. به طور خاص، مفهوم مثلث 3 گانه شناختی بک (یعنی افکار منفی در مورد خود، دیگران و آینده) یک جزء مهم از نظریه شناختی از افسردگی است که پیامدهای مهمی برای درک خودکشی و مداخله در ارتباط با افراد خودکشی کننده داشته است(برمن و همکاران، 2006). https://t.me/third_generation

💢خودشیفتگی چیست؟ @third_generation

در پایان نیز آمده است: در این دو سال تمام عملکرد مالی برطبق آئین نامه مالی و معاملاتی سازمان بوده است و کلیه رسیدها و اسناد مطابق قانون تنظیم شده است. در خصوص مسائل و ابهامات مطرح شده در مورد کم و کیف مراحل صدور پروانه در سازمان به اطلاع می رساند که طبیعتا این امر فرآیندی مشخص و خاص خود را دارد؛ بخش کنترل مدارک، کمیسیون های تخصصی، معاونت و ریاست سازمان؛ هر بخش درخواست صدور پرونده ها را بررسی و کارشناسی می کند و در نهایت به تائید رئیس سازمان می رسد. تلاش مسئولین فعلی در برگزاری مجمع عمومی بعد از ۱۷ سال در سال جاری است که خوشبختانه مرحله اول آن انجام شده است. امیدواریم قبل از پایان سال جاری و در مدت باقی مانده، مرحله دوم نیز با حضور و مشارکت کلیه اعضا به انجام برسد. این اتفاق مبارک خود از دستاوردهای مثبت مدیریت جدید سازمان است، بدیهی است که اصلاح این رویه ها به مذاق برخی خوش نیاید و برای مدیران سازمان هزینه زا نیز باشد. عمدتا ناسپاسی ها و ایجاد بلواهای رسانه ای در اجرای دقیق قانون و ضوابط در انجمن ها و اصناف همواره واکنشی پرتکرار و آشنا از سوی افرادی است که منافع نامشروع آنان به خطر افتاده است. https://t.me/third_generation

توضیحات سازمان نظام روانشناسی درباره برخی ادعاها پیرامون عملکردش روابط عمومی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ضمن اشاره به تلاش مسئولین فعلی این سازمان در برگزاری مجمع عمومی بعد از ۱۷ سال، در سال جاری گفت: مرحله اول مجمع انجام و امیدواریم قبل از پایان سال جاری و در مدت باقی مانده، مرحله دوم نیز با حضور و مشارکت کلیه اعضا به سرانجام برسد. توضیحات سازمان نظام روانشناسی درباره برخی ادعاها پیرامون عملکردش به گزارش ایسنا، در پی انتشار خبری در یکم بهمن ماه جاری تحت عنوان: «بازگشایی تخلفات سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره از خرید باغ رستوران تا ارزهای خارجی + پاسخ آقای رئیس» در این خبرگزاری، روابط عمومی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور در راستای تنویر افکار عمومی و پاسخ به شائبه های ایجاد شده پیرامون عملکرد این سازمان، توضیحات تکمیلی ارائه کرد. در متن ارائه شده از سوی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور آمده است: مستحضرید، دکتر حاتمی نزدیک دو سال است، مسئولیت اداره سازمان را برعهده گرفته‌اند، در دو سال گذشته تغییر و تحولات قابل توجهی در سازمان صورت گرفته است؛ در وهله اول شفاف‌سازی گذشته انجام شده است و در وهله دوم اصلاحات اساسی در بخش‌های مختلف انجام شده، در حال حاضر این سازمان قانونمند با دستورالعمل‌های جامع و در تعامل با نهادها و سازمان‌های مختلف به عنوان بالاترین مرجع تخصصی در کشور شناخته می‌شود و خدمات ارزنده‌ای جهت بهبود سلامت‌روان خصوصاً در دوران کرونا از ناحیه این سازمان ارائه شده است. در ادامه نیز نوشته شده است: همچنین برنامه‌های جامعی را جهت بومی‌سازی این رشته مبتنی‌بر فرهنگ ایرانی- اسلامی در دست تدوین و اجراء دارد. متاسفانه تیتر خبر مورد نظر این شبهه را ایجاد می‌کند که خدای ناکرده در زمان کنونی چنین اتفاقاتی افتاده است. در صورتی که این مسائل با ابراز تاسف مربوط به اداره گذشته سازمان بوده و هیچ ارتباطی به شرایط و مدیریت فعلی ندارد. همچنانکه در حال حاضر نهادهای مسئول نظارتی هم اشراف کاملی به عملکرد سازمان دارند. این متن می افزاید: مجموعه سازمان و شخص دکتر حاتمی در این مدت به جد پیگیر تحقق شفاف‌سازی دوره های اول، دوم و سوم سازمان هستند و خود به عنوان مدعی بدنبال مدعی، بدنبال اعاده حقوق سازمان در این زمینه هستند. البته بدیهی است که درج هر خبری بدون اثبات در محکمه قضایی جایز نیست. باید توجه داشته باشید که تمامی مواردی که در خبر بیان شده است در هیچ محکمه‌ای طرح و اثبات نشده است. خدشه ناروا به اعتبار سازمانی صنفی و معتبر و منبع امید ۳۰۰ هزار دانشجو و فارغ‌التحصیل روان‌شناسی و مشاوره جفایی به کشور عزیزمان است. در متن نامه ارائه شده عنوان شده است: در عین حال تقویت مدیران متعهد، پاکدست و کارآمد با سوابق درخشان انقلابی از وظایف همه ما خواهد بود. اختلاف درون صنفی که عمدتاً در آستانه انتخابات سراسری شورای مرکزی عریان می‌شود، بهتر است، درون خود نظام‌های صنفی حل و فصل شود. البته که هیچکس در مقابل قانون مصونیت ندارد و باید پاسخگوی عملکرد خود باشد. مدیریت سازمان مجری مصوبات و دستورالعمل های شورای مرکزی است و نمی تواند مجری خواسته های رکن یا نهادهایی خارج از سازمان باشد و بالطبع شخص رئیس سازمان هم به عنوان رئیس اجرایی سازمان مصوبات آن شورا را اجرا می کند. در این متن تاکید شده است: سازمان به هر نامه، نقد و ادعای واردی پاسخگو خواهد بود؛ بدیهی است انتشار نامه یا شب نامه هایی بدون شناسنامه که از طریق فضای مجازی و با امضای مجازی که اصالت و هویت افراد در تائید آن مشخص نیست نمی تواند مورد ادعا و توجه جدی باشد. همه همکاران مطلع هستند که مکاتبه با سازمان باید با امضاء اصل و از طریق دبیرخانه صورت گیرد لذا اساسا تا کنون نامه ای با این مشخصات وصول نشده است که آقایان ادعا دارند پاسخ داده نشده است. سازمان نظام روانشناسی افزود: در حال حاضر با سازمان مالیاتی وارد مذاکره هستیم تا تمامی امور مالیاتی مربوط به سازمان مشخص و پرداخت شود. کاری که متاسفانه در گذشته و به موقع انجام نشده است و اکنون مدیران سازمان پیگیر دریافت شناسنامه ملی و دفتر پلمپ شده از طریق دولت و وزارت بهداشت بوده و درصدد هستند تا همه کاستی های گذشته و موانع موجود در این زمینه را برطرف کنند. خوشبختانه صورت‌های مالی و گزارش مالی سال ۱۳۹۸ بیش از یکماه است در اختیار شورای مرکزی و هیأت بازرسان قرار گرفته است و در جلسه فوق العاده شورای مرکزی سازمان در 24 دیماه 99 مطرح شده است. https://t.me/third_generation