احســاس💕 زیبـــا 🎵
Kanalga Telegram’da o‘tish
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Ko'proq ko'rsatish714
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-430 kun
Postlar arxiv
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را به کف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
🍂پژمان_بختیاری
تا من تو را بدیدم دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان زِ چشمم تا در جهان نشستی
.......🍂
بهار آمد و هر گل که بايد ، آنهمه هست
گلي که ميطلبم در بهار نيست ، چه سود ؟
🍂امير_خسرو_دهلوی
بهار ای بهارِ بهشتی! سلام
نسیم ای نسیمِ بهاری! درود
فرحبخشِ دریا و ساحل! سلام
طربزای شهر و صحاری! درود
دمِ دلکشِ باغ و بُستان! سلام
نسیمِ خوشِ کوهساری! درود
به این فصلِ پرشور و شادی سلام!
بر این موسمِ بیقراری درود!
🍂اخوان_ثالث
بر هر چه همی لرزی
می دان که همان ارزی
زین روی ، دل عاشق
از عرش فزون باشد.
🍂مولانا
روی چمن از شکوفهها رنگین شد
وز عطر اقاقیا هوا سنگین شد
در نغمهٔ هر چلچله پیغامی هست:
کای خفتهٔ روزگار، فروردین شد
🍂فریدون_مشیری
بدی مکن که
درین کشتزارِ زود زوال
به داس دهر
همان بدروی که میکاری...
🍂مولانا
پند زمانه🫰🏻🌱
بهار آمد زِ ره با بوی جانان
جهان شد غرقِ عطرِ ارغوانان
نسیمِ صبحگاهی مژده آورد
که بگشا چشم بر دورِ جوانان
دلِ افسرده را جانی دگر داد
خزان بگذشتو شد فصلِ بهاران
طبیعت جامهای از نو به تن کرد
زمین شد فرشِ گل در بوستانان
زمانه چرخ زد بر کامِ عشّاق
قفس وا شد به دستِ رادمردان
به شادی نوش کن از بادهی نو
که آمد موسمِ رقصِ چناران
مبارک باد بر دلهای خسته
دمیدنهای این صبحِ بهاران
🍂محسن شکراللهی
قطعه جدید «زنده»
اثر مشترک همایون شجریان و سامی یوسف
آهنگساز: سامی یوسف
شعر: مولانا
ای هر دو دیده، پای که بر خاک مینهی
آخر نه بر دو دیدهی من بهْ که خاک راه؟
حیف است ازآن دهن که تو داری جواب تلخ
وآن سینهی سفید که دارد دل سیاه
بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند
آه از تو سنگدل که چه نامهربانی آه...
🍂سعدی
خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی خوشا چشمی که رخسار تو بیند خوشا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو گردی خوشا جانی که جانانش تو باشی خوشی و خرمی و کامرانی کسی دارد که خواهانش تو باشی چه خوش باشد دل امیدواری که امید دل و جانش تو باشی 🍂شاعر عراقی
شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست
وین جان به لب رسیده در بند تو نیست
گر تو دگری به جای من بگزینی
من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست
🍂سعدی
