دکتر فریبا بشر دوست
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 074
Obunachilar
-324 soatlar
-47 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
1 074
☣تاب آوری
معادل واژه انگليسی Resiliency به معنای توانايی مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطاف پذير به استرس های زندگی است. تاب آوری، مشكلات زندگی را کم نمی كند، بلكه به افراد قدرت می دهد تا با جريان زندگی حرکت کنند.
🔹چهار ویژگی افراد تاب آور:
۱- احساس ارزشمندی:
پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند، احترام قائل شدن برای خود و توانایی های خود، سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف و کتمان نکردن آنها.
۲- مهارت حل مسئله:
افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی – انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی در پیدا کردن راه حل های مختلف درباره یک موقعیت یا مسئله خاص دارند.
۳ - مهارت های اجتماعی:
افراد تاب آور مهارتهای ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند. ▫️آنها میتوانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند، ضمن اینکه می توانند سنگ صبور خوبی باشند.
۴ - خوش بینی:
اعتقاد راسخ به این که آینده میتواند بهتر باشد و احساس امید و هدفمندی، از ویژگیهای دیگر افراد تاب آور است. ▫️این افراد باور دارند که میتوانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند.
https://t.me/DrBashardoost
1 074
🔺چگونه باید به فعال بودن مغز خود پی برد؟🔻
🔹آیا زنان نسبت به مردان مغزفعال تری دارند یابلعکس؟
https://t.me/DrBashardoost
1 074
زندگی بی تلاش در فقدان معنا رخ میدهد
🔸بسیاری در ذهن خود آرام نمیگیرند و از بی دغدغه بودن میترسند.
از اينکه در شرایطی قرار بگیرند که دست از تلاش بردارند نگرانند.
و فکر میکنند اگر هدفی جدید و مسیری برای حرکت نداشته باشند، زندگی تمام میشود.
و با احساس ذره ای ملالت از زندگی، دست به تلاشی دوباره مییازند تا بی بحران نمانند!
شوپنهاور در مورد چنین حالتی است که میگوید: امیال سیری ناپذیرند، هنوز یک آرزو برآورده نشده، میلی دیگر سربرمیآورد و زندگی را در میان رنج و ملال به نوسان دائمي میاندازد.
فکر کن دلیل خیلی از کارها این باشد. انسانها رنج میتراشند تا به ملال نرسند. اما غافل از این هستند که با تراشیدن دغدغه های پی در پی، حتما به ملال خواهند رسید، چرا که هیچگاه رضایت پایداری برایشان اتفاق نخواهد افتاد، و از رنجی به رنجی دیگر حرکت میکنند.
اینجاست که فردی غنی علی رغم نیازنداشتن، دغدغه اقتصاد رهایش نمیکند،
چنین فردی اگر در رفاه باشد ناآرام است و اگر در فقر باشد بیتاب.
خواه تنها باشد یا در میانه جمع، بیقراری همراه همیشگی اش.
مسئله میخواهد! مسئله ای عمیق که آرام اش را برهم بزند!
دیده ام کسانی را که روحیه ی جنگجو دارند در شرایط صلح،
حس کرده ام تعمدی تخریب هنگام آرامش را،
و بسیارند رفتارهای تنشگرا، در احوالات باثبات بشری.
مشکل بزرگی که امروزه آراممان را گرفته و بیش از اقتصاد و سیاست رنجمان میدهد در درون خود ماست.
چاره ی اصلاح این چرخه ی ظاهرا پایان ناپذیر از رنج به ملال و مجدد از ملال به رنجی دیگر چیست؟
آیا نه این است که باید لحظه ای از دویدن بازایستاد؟ و به دنبال معنایی ژرف برای زیستن بود؟!
چه چيزی را آنچنانی عمیق ميتوانيد حس کنید که اگر هر لحظه بعد از فهم آن زندگی از حرکت بازایستاد، حسرتی نداشته باشید؟
رضایت کامل از زیستن با داشتن کدام خاصیتی از زندگی به ذهن تان میآید؟
صلح درون چه زمانی کامل میشود؟
در کجا میتوان ایستاد و احساس کرد طوفان متلاطم افکار به دریایی آرام تبدیل میشود؟
به گمانم پاسخ رسیدن به فلسفه ی زندگی است و پیداکردن پاسخی قطعی برای "معمای معنا"
https://t.me/DrBashardoost
