uz
Feedback
حـکیــم بــاشـــی

حـکیــم بــاشـــی

Yopiq kanal

📈 Telegram kanali حـکیــم بــاشـــی analitikasi

حـکیــم بــاشـــی Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 51 142 obunachidan iborat bo'lib, Sogʻliqni saqlash toifasida 310-o'rinni va Eron mintaqasida 6 832-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 51 142 obunachiga ega bo‘ldi.

30 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 430 ga, so‘nggi 24 soatda esa 1 975 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 0.40% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 4.41% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 203 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 216 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 3 ta reaksiya keladi.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Kanal uchun tavsif kiritilmagan.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 01 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sogʻliqni saqlash toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

51 142
Obunachilar
+1 97524 soatlar
+1 6787 kun
+43030 kun
Postlar arxiv
مرد زیبایی که هر شب با زنش همبستر می شد و حتی یک شب هم زنش را راحت نمیگذاشت و صبح با هم به حمام می رفتند. زن راز همبستری با ش
مرد زیبایی که هر شب با زنش همبستر می شد و حتی یک شب هم زنش را راحت نمیگذاشت و صبح با هم به حمام می رفتند. زن راز همبستری با شوهرش را به زن تاجر گفت و زن تاجر به او بسیار حسادت کرد. یک روز .. 👇 ادامه داستان... ➡️

حکایت زنی که با خر همبستر می‌شد و زیر خر .... ادامه ماجرا …
حکایت زنی که با خر همبستر می‌شد و زیر خر .... ادامه ماجرا …

😞شوهرم منو سر قمار باخت مجبورم کرد برم پیش کسی که بهش باخته بود وقتی به اونجا رفتم با دیدن… ادامه ماجرا … ادامه ماجرا… روایت
😞شوهرم منو سر قمار باخت مجبورم کرد برم پیش کسی که بهش باخته بود وقتی به اونجا رفتم با دیدن… ادامه ماجرا … ادامه ماجرا… روایتی واقعی

بیوه بودم ولی روی پاهام و زیر گردنم هر شب کبود میشد.. مادر شوهرم به خاطر آبروش برادرشوهرمو‌ مجبور کرد، رحمم رو….😭 ادامه داست
بیوه بودم ولی روی پاهام و زیر گردنم هر شب کبود میشد.. مادر شوهرم به خاطر آبروش برادرشوهرمو‌ مجبور کرد، رحمم رو….😭 ادامه داستان … ادامه داستان…

⚠️گربه را دم حجله کشته.. میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند که ناگهان........ ادامه شو اینجا بخونید جالبه ➡️

بعد از فوت شوهرم صیغه برادر شوهرم شدم... مادر شوهرم سر جاریمو گرم میکرد تا تو اتاق برادرشوهرم حامله‌م کنه!!! ادامه داستان باز
بعد از فوت شوهرم صیغه برادر شوهرم شدم... مادر شوهرم سر جاریمو گرم میکرد تا تو اتاق برادرشوهرم حامله‌م کنه!!! ادامه داستان باز شود: ادامه داستان باز شود:

مرد زیبایی که هر شب با زنش همبستر می شد و حتی یک شب هم زنش را راحت نمیگذاشت و صبح با هم به حمام می رفتند. زن راز همبستری با ش
مرد زیبایی که هر شب با زنش همبستر می شد و حتی یک شب هم زنش را راحت نمیگذاشت و صبح با هم به حمام می رفتند. زن راز همبستری با شوهرش را به زن تاجر گفت و زن تاجر به او بسیار حسادت کرد. یک روز .. 👇 ادامه داستان... ➡️

🔴حکیم مسافر و زن هرزه حكيمی به دهی سفر کرد … زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حكيم خواست تا مهمان وی باشد. حكيم پذیرفت و مهی
🔴حکیم مسافر و زن هرزه حكيمی به دهی سفر کرد … زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حكيم خواست تا مهمان وی باشد. حكيم پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد. کدخدای دهکده هراسان خود را به حكيم رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !حكيم گفت.....   ادامه داستان ➡️          

Repost from .
😳🔞تنگ کردن خیلی خیلی قوی واژن درحد دخترانه مشاهده

⚠️گربه را دم حجله کشته.. میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است. پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند. بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند. خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند که ناگهان........ ادامه شو اینجا بخونید جالبه ➡️