uz
Feedback
كـپشنيسم

كـپشنيسم

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارتباط با ما و تبلیغات👇🏻 @creatoorm

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali كـپشنيسم analitikasi

كـپشنيسم (@captionissm) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 52 283 obunachidan iborat bo'lib, Taʼlim toifasida 3 286-o'rinni va Eron mintaqasida 6 537-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 52 283 obunachiga ega bo‘ldi.

25 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 14 135 ga, so‘nggi 24 soatda esa -38 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 10.50% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 7.57% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 493 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 3 961 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent وقت, کس, روز, همه, ایرانسل kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ارتباط با ما و تبلیغات👇🏻 @creatoorm

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 26 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Taʼlim toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

52 283
Obunachilar
-3824 soatlar
-3547 kunlar
+14 13530 kunlar
Postlar arxiv
آدما خیلی دیر میرسن، خیلی دیر محبت میکنن،خیلی دیر میفهمنت، خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا بین همین فاصله‌هاست که از چشمت میفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.

‏اگر میدونستین چقدر سخته و چقدر طول میکشه تا بعضی آدمها دوباره سلامت روان و شادی خودشون رو بازیابی کنن متوجه میشدین که چرا با کوچکترین رفتار سمی درها رو میبندن و فاصله میگیرن و چرا در مورد افرادی که اجازه دادن تو زندگیشون باشن سخت گیرن.

بوکوفسکی میگه: «گاهی که صبح از رختخواب بیرون می‌آیی با خود می‌اندیشی که دیگر طاقتش را نداری؛ اما از درون خنده‌ات می‌گیرد، چون تمام دفعات دیگری که این حس را داشته‌ای به یاد می‌آوری.» با همه خستگیت، صبح به‌خیر. تو خیلی قوی هستی و طاقتش رو داری.

از آدمای «نالان» دوری‌ کنید.همه آدم‌ها در زندگی‌شون سختی‌های زیادی دارند و هرکس به نحوی با این سختی‌ها مقابله می‌کنه و یا کنار میاد باهاشون. ولی آدمایی که همیشه بهانه‌ای برای غر زدن دارند و هیچ‌وقت در پاسخ «خوبی؟» شما، جواب «بله» نمیدن، به شکلی بدی ریشه خوشی و امید رو در دلتون میخشکونن. به قول مولانا: قرینِ بی‌قول و گفت‌وگوی او خو بدزدد دل، نهان از خوی او

تو از خدا درخواست آرامش کردی پس وقتی شروع به حذف کردن یه سری چیزها و آدما از زندگیت کرد، تعجب نکن.

از اینکه پولت رو خرج بلیت کنسرت و سفر بکنی اصلاً نترس. از این بترس که سنت بره بالا و ببینی تنها جایی که وقتت رو گذروندی سرکار بوده.

اگه بخشیدمت سر این بود که پرونده بسته شه، ازت رها شم و بتونم دوباره زندگی کنم وگرنه اگه یه روزی گریه‌هات رو ببینم، نرسیدن‌هات رو ببینم و یا ترک و طرد شدنت رو ببینم ناراحت نمیشم

خداست ديگه، يهو دستتو می گيره و بلندت مى كنه. وبه همه ى مخمصه هات پايان ميده ...

خداست ديكه، يهو دستتو می گيره و بلندت مى كنه. وبه همه ى مخمصه هات پايان ميده ...

یه جمله تو کتاب کیمیاگر میگه: "اگر من بخشی از افسانه تو باشم روزی به من باز خواهی گشت" خیالتون‌ راحت...

‏بعضی آدما فقط زنده ان. با کسی رابطه ندارن. هیچ کراشی هم ندارن. از یه اپ به اپ دیگه اسکرول می‌کنن بدون اینکه کسی باشه باهاش حرف بزنن. می‌رن سر کار، برمی‌گردن خونه، غذا می‌خورن، می‌خوابن و روز بعد دوباره میرن سرکار.

الان اونجام که یکی در وصفش گفته بود: ‏اکنون آرام‌تر به نظر می‌رسم. اما؛ چراغی در من خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.

یه جایی خوندم که می‌گفت: «دنیا مثل مامانت نیست صبح سرش داد بزنی و شب واسه شام صدات کنه؛ دنیا ولت میکنه تا از گشنگی بمیری!» چقدر حس می‌کنم اینو...

‏رها کردن کسی که خیلی وقته تو رو رها کرده شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه؛ یه دور توی تمام خونه میزنی و همه جا رو دقیق نگاه میکنی، وقتی مطمئن میشی چیزی نیست که بخاطرش بمونی در رو میبندی و واسه همیشه از اونجا میری.

یه روزی با کسی آشنا میشی که این جمله رو با تمام وجود درک میکنی: آن کسی که خدا میفرستد، تو را چنان دوست خواهد داشت که گویی رسالتش همین بوده.

به قول صابر ابر: چه عجیب، هنوز هم امید دارم.

تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی تو مغروری که از دلتنگی و دوری نمی گویی تو هم دلتنگی و هم بی قراری در خیالاتم تو من را دوست داری، عاشق این احتمالاتم نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد ولی کاش میشد دست هایت مال من باشد پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی گیرم که مردم زنده از عشقند و من با عشق میمیرم. -علی قاضی نظام

تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی تو مغروری که از دلتنگی و دوری نمی گویی تو هم دلتنگی و هم بی قراری در خیالاتم تو من را دوست داری، عاشق این احتمالاتم نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد ولی کاش میشد دست هایت مال من باشد پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی گیرم که مردم زنده از عشقند و من با عشق میمیرم. -علی قاضی نظام.

تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی تو مغروری که از دلتنگی و دوری نمی گویی تو هم دلتنگی و هم بی قراری در خیالاتم تو من را دوست داری، عاشق این احتمالاتم نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد ولی کاش میشد دست هایت مال من باشد پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی گیرم که مردم زنده از عشقند و من با عشق میمیرم. -علی قاضی نظام.

آلن دوباتن چه حرف جالبی زده! میگه: ‏وقتی خودمان را به اندازه کافی دوست داشته باشیم؛ می‌توانیم به راحتی به درخواست غیرمنطقی دیگران بگوییم: نه. آن‌وقت دیوانه‌وار سعی نخواهیم کرد همه را راضی نگه داریم.