9 675
Obunachilar
-624 soatlar
-37 kunlar
-4130 kunlar
Postlar arxiv
9 673
بازیکن جوان ۲۰ سراغ دارم ، از ابرقویی ۳۰ ساله بهتره.بدون واسطه و با مبالغ اندک. خیلی از این بازیکنان در دسته های پایین تر پیدا میشه. پرسپولیس اما مدتهاست راه دیگه ای را میره. لابد مصلحت تیم/غیر تیم در این راه است.
خدایا پرسپولیس را از شر نااهلان نجات بده
9 673
حنای بی رنگ و نمایش کودکانه هیئت مدیره. توافق کرده اید ؟ کدام رسیدگی به پرونده؟ رای صادره شده
9 673
پرسیده اید در مورد فصل بعد چه نظری دارم؟ باید به صورت خلاصه بنویسم با درویش از فصل بعد می ترسیدم با زوج درویش و استیلی ، وحشت دارم.
9 673
آقای پیشکسوت، مواظب باش
نیمکت پرسپولیس، ستاد انتخاباتی ندارد
در این فضای مسموم و توأم با حاشیه که این روزها اطراف پرسپولیس را دربر گرفته،
بسیاری از پیشکسوتان و نامآوران دیروز، به جای حمایت از ساختار تیم و سرمربی تازهنفسی چون وحید هاشمیان که کارنامهای وزین در دوران بازی و تجربهای معتبر در سطوح بینالمللی دارد، هر روز و هر ساعت با مصاحبه و اظهار نظرهای پیاپی به دنبال «تضعیف» پروژه جوانگرایی و تعالی باشگاه هستند. تأسفبارتر آنکه شماری صرفاً با انگیزه شخصی و رؤیای رسیدن به نیمکت سرمربیگری این فرصت را بهانه هجمه و تخریب میکنند؛ سؤال اساسی، همینجاست:
با کدام رزومه قابل دفاع، سودای نشستن بر نیمکت پرسپولیس را در سر میپرورانید و خود را محق تر از هاشمیان می دانید؟
آیا معیار شایستگی، صرفاً تعداد سالهایی است که پیراهن باشگاه را بر تن کردهاید؟ اگر چنین است، قاسم عبدالصمدی تدارکات باسابقه تیم، با ۴۰ سال خدمت بیوقفه، قطعاً باید بهحقترین فرد برای احراز پست سرمربیگری باشد! این منطق معیوب و غیرحرفهای، یعنی فروکاستن اعتبار صندلی پرافتخار سرمربی به صرفِ سالشماری، و نادیده گرفتن دانش، تجربه، بینش تاکتیکی و مدیریت نوین فوتبال.
خودتان به خوبی واقفید که در غیاب گزینه تراز اول خارجی و با توجه به شرایط خاص کشور، فرصت برای استفاده از پتانسیل جوانان، بهویژه ستارههایی چون هاشمیان که سالها در فضای حرفهای و مدرن فوتبال اروپا تنفس کردهاند، واقعاً یک انتخاب عقلانی و ارزشمند است.
وحید هاشمیان نه تنها محصول مکتب پرسپولیس، که پرورش یافته در کوران بوندسلیگا، دانشآموخته کلاسهای مربیگری اروپاست؛ راهی که آینده فوتبال ما را از تکرار کلیشهها و سقوط به ورطه تعارفات نجات میدهد.
اینکه هر چهرهای، باوجود بعضا ناکامیهای آشکار در حوزه فنی، صرفاً به استناد نام و خاطره و با بازی با احساسات هوادار، خود را مستحق سرمربیگری میپندارد، خیانت به هوادار و به تیم است.
نیمکت پرسپولیس ستاد انتخاباتی نیست که هر روز فردی خود را کاندیدای سرمربیگری معرفی کند و جمعی از دوستان و هوادارانش هم به شیوه تبلیغات انتخاباتی، به تعریف و تمجید و جمعآوری رأی برای او بپردازند. صندلی پرافتخار سرمربیگری پرسپولیس، عرصه شایستهسالاری، تخصص و اخلاق حرفهای است، نه میدان رقابتِ تبلیغاتی و سهمخواهی. سرنوشت این باشگاه بزرگ باید با معیارهای فنی و منافع واقعی تیم رقم بخورد، نه بر مبنای موجسازی و حمایتهای محفلی.
پرسپولیس امروز بیش از هر چیز به آرامش، وحدت، خلاقیت و تحرک فکری نیاز دارد؛ نه چرخه بیپایان سهمخواهی و مصاحبههای بیحاصل.
پرسپولیس مکان آزمون و خطا، یا پاداش وفاداری صرف نیست؛ پرسپولیس باشگاه بزرگی است که آیندهاش را باید به دست افراد توانمند، بهروز و حرفهای سپرد؛ نه هر که دستی بر آتش دیروز داشته است.
حال که در شرایط بحرانی گزینه خارجی در دسترس نیست، بهترین و اخلاقیترین انتخاب، اعتماد به نسل دانشآموخته، کمحاشیه و پرتلاش چون وحید هاشمیان است؛نه مدعیانی که فقط خودشان را می بینند و بس. پس لطفا
دیروزتان را به احترام حفظ کنید،
امروز را بسازید، و بگذارید پرسپولیس به جایگاه شایستهاش بازگردد. حتی ناکامی با هاشمیان قابل هضم تر از باخت با شماست.
9 673
بازگشت ساپینتو و احتمالات آینده
او نیم فصل دوم را می بیند؟
بازگشت ساپینتو به نیمکت استقلال تهران، بدون تردید یکی از مهمترین رویدادهای فصل جاری فوتبال ایران است؛ مربی پرتغالیای که تجربه نخست حضور خود را با نمایشی هجومی، مبتنی بر نقشآفرینی وینگرها و استعدادهایی همچون محبی و قایدی، به یاد فوتبالدوستان ایرانی سپرد. با این حال، اکنون که به تهران بازگشته، پرسشی جدی پیش روی اهالی فوتبال قرار دارد: آیا ساپینتو خواهد توانست در دور جدید مأموریت خود بار دیگر انتظارات را برآورده ساخته و استقلال را به روزهای اوج بازگرداند؟
بررسی سوابق فوتبال ایران نشان میدهد که بازگشت مجدد مربیان به تیمهای سابق، نهتنها تضمینکننده تکرار موفقیتهای پیشین نبوده، بلکه گاه نتیجهای خلاف انتظار به بار آورده است. نمونههای قابلذکری همچون مرحوم واسیلی گوجا در تراکتور، که به عنوان معمار عصر طلایی این باشگاه شناخته میشد اما در بازگشت ، توفیق چندانی کسب نکرد، یا مصطفی دنیزلی که با تیم رؤیایی پرسپولیس در اذهان مانده بود اما در نوبت دوم نتوانست همان سطح از موفقیت را تکرار کند، موید این نگرش است.
در چنین بستر تاریخی، میتوان منصفانه پیشبینی کرد که ساپینتو نیز با چالشهایی فراتر از آنچه پیشتر تجربه کرده، روبهرو خواهد شد؛ چراکه شرایط تیم، ترکیب بازیکنان و فضای مدیریت باشگاه، تغییر یافته و انتظار تکرار فرمول گذشته، چندان معقول به نظر نمیرسد. افزون بر این، سایه انتظارات هواداران فشار را دوچندان میکند.
بنابراین، واقعبینی ایجاب میکند که با نگاهی عاری از احساسات و مبتنی بر واقعیتهای فوتبال ایران، بازگشت مجدد ساپینتو را نه بهمنزله تضمین موفقیت، بلکه به عنوان یک آزمون دشوار و متفاوت ارزیابی کنیم.
آینده روشن خواهد ساخت که آیا ساپینتو خواهد توانست از زیر سایه موفقیت نسبی پیشین خود گامی فراتر نهد یا سرنوشت دیگر مربیان بازگشتی در فوتبال ایران، برای او نیز تکرار خواهد شد. آیا کار او تا نیم فصل دوم می کشد یا زیر فشار حیا کن رها کن های احتمالی، ایران را ترک خواهد کرد؟
9 673
+1
پیش تر گفته بودیم فدراسیون دنبال مصالحه در پرونده گلر تراکتور است.البته اینکه گفته شده پرسپولیس قبلا از تراکتور شکایت نکرده واقعیت ندارد و در رای ، تراکتور هم خوانده بود که کمیته وضعیت در رای خود نوشت چون تاریخ فسخ و قرارداد با تراکتور حدود یکماه و اندی فاصله دارد پس تراکتور بازیکن را اغوا نکرده است.
در این تصویرها این موارد مشهود است و شکایت دوم از تراکتور واقعیت ندارد و همان ابتدا علیه تراکتور طرح دعوی شده بود.
9 673
پرسپولیس و سرمربی داخلی؟ هرگز
باشگاه پرسپولیس، پس از جدایی سرمربی ترکیهای خود، بیش از هر زمان نیازمند اخذ تصمیمی کارآمد، اصولی و آیندهنگرانه است؛ تصمیمی که نه صرفاً بر اساس احساسات، بلکه مبتنی بر واقعیتهای فوتبال حرفهای و انتظار هواداران میلیونی این باشگاه اتخاذ شود.
افزایش سطح انتظارات، حساسیت رقابتهای فصل بعد و تلاطمهای مدیریتی سالهای اخیر، جای هیچگونه آزمون و خطا و تکرار تجربههای شکستخورده را باقی نگذاشته است. قضاوت منصفانه نزد اهل فن نیز بر این امر صحه میگذارد که در این برهه، گزینهای از میان مربیان داخلی که بتواند انتظارات فنی و مدیریتی روز فوتبال ایران را برآورده نماید، وجود ندارد.هر چند پیدا کردن مربی خارجی خوب که در شرایط فعلی حاضر به کار کردن در ایران باشد سخت است ولی باید تلاش کرد گزینه ای یافت و چاره ای اندیشید.
نخستین نیاز این پرسپولیسِ بحراندیده، حضور فردی است که پیش از هر چیز، قدرت "مدیریت اقتدارمند" را با خود به ارمغان آورد؛ مدیری که بتواند بر ترکیب پرستاره و بعضاً پرحاشیه تیم غلبه کند، انضباط را بازگرداند و احترام بازیکنان و مجموعه را جلب کند. در سالهای قبل ضعف در حوزه اقتدار مدیریتی برخی مربیان، منشأ بسیاری از مشکلات حاشیهای پرسپولیس بوده و تجربه نشان داده که مربی داخلی، علیرغم تلاش و دلسوزی، از حیث اعمال مدیریت یکپارچه و بیتعارف با چالشهای ساختاری مواجه است؛ چه بسا روابط، مناسبات و ملاحظهها، عملاً قدرت عمل را از هر فرد ایرانی خواهد گرفت.
در مرحله دوم، دانش فنی و بهرهگیری از متدهای روز فوتبال بینالمللی اهمیت دارد. در این خصوص نیز متأسفانه هیچیک از مربیان داخلی مطرح شده نه تجربه کاری کارگشا و نه دستاورد منحصر به فردی در عرصه تاکتیکی داشتهاند که تضمینی برای موفقیت دوباره باشد.
سابقه تجربههای گذشته نیز موید این امر است که تیمهای بزرگ، تنها با تغییر تفکر و تزریق روشهای مدرن و ایدههای نوین قادر به شروع دورههای جدید موفقیت خواهند بود.
صفبستن مربیان داخلی و آزمودن نسخههای تکراری، نه تنها به دلسردی هواداران میانجامد که سرمایه اجتماعی پرسپولیس محسوب میشوند، بلکه تیم را در گرداب روزمرگی و افت عملکرد بیشتر فرو میبرد. باید با شجاعت، مسیر تحول را از زاویهای تازه نگریست: سرمایهگذاری روی مربی خارجی کارآزموده، با دانش مدیریتی و فنی روز دنیا؛ فردی مستقل، قاطع و با رزومه موفق که بتواند هم تیم را سازماندهی کند و هم حدود و قواعد حرفهای را به باشگاه بازگرداند.
پرسپولیس، باشگاهی بزرگ است و شأن و توقعات آن با آزمونهای مکرر داخلی سازگار نیست. اکنون زمان آن است که مدیریت باشگاه، با رعایت منافع ملی و مصالح باشگاه، از آزمونهای عقیم داخلی عبور کرده و دست به انتخابی شجاعانه بزند: واگذاری نیمکت پرسپولیس به یک مربی خارجی مقتدر و مدیر.
احترام به پیشکسوتان و مربیان داخلی، همواره محفوظ است، اما پرسپولیس برای بازگشت به مسیر قهرمانی، به سرمربی مدیر و بیتعارف و صاحب سبک بینالمللی نیاز دارد.تمرینات را با باقری موقتا شروع کنید و دنبال گزینه خارجی باشید.
9 673
ساپینتو همچنان محروم است
صراحت مقررات انضباطی را نمی توان نادیده گرفت
بر اساس بند ۱۵ ماده ۱۱۲ مقررات انضباطی فدراسیون فوتبال، «تعطیلات قبل از آغاز مسابقات و تعطیلات نیمفصل جزء ایام محرومیت محاسبه نخواهد شد». در تبیین و تحلیل این حکم، نخست باید توجه نمود که اطلاق عبارت مذکور معطوف به محرومیتهایی است که مدت اجرای آنها با معیار زمانی و تقویمی (مانند ماه یا سال) تعیین میگردد، نه محرومیتهایی که بر اساس تعداد مسابقه معین شده است.
از لحن و منطق حکم مذکور به روشنی برمیآید که منظور واضعان مقرره، عدم احتساب ایامی است که شخصِ محروم، خارج از چرخه فعالیت رسمی و حرفهای قرار دارد؛ چه آنکه فلسفه وضع محرومیت، ایجاد محدودیت در انجام تکالیف و مسئولیتهای حرفهای است و بدیهی است تحقق این هدف زمانی حاصل میشود که فرد محروم، بالفعل امکان حضور، فعالیت و ایفای نقش در محیط ورزشی و حرفهای مربوطه را داشته باشد. قاعدتاً اگر فرد محروم، عملاً خارج از قلمرو و موضوع فعالیت باشد، ایام غیبت او نباید جزء مدت محرومیت منظور گردد؛ چنانکه تعطیلات نیمفصل و ایام پیش از آغاز مسابقات، بنابر تصریح مقرره، داخل در مدت محرومیت نیست.
بر این اساس، هرگاه مربی یا هر شخص مشمول محرومیت، مانند نمونه مورد بحث این روزها ( ساپینتو مربی خارجی استقلال که برای مدت مشخصی از حضور و فعالیت در تیم مربوطه محروم شده است)، پس از صدور و ابلاغ حکم محرومیت، اساساً کشور را ترک نماید یا عملاً از انجام هرگونه فعالیت فوتبالی دور گردد، شروع محاسبه مدت محرومیت منوط به بازگشت و شروع مجدد فعالیت وی خواهد بود و ایام فقدان حضور واقعی و عملی او در عرصه مربیگری، در زمره ایام محرومیت بهشمار نمیآید. این تفسیر، نهتنها موافق با روح و منطوق مقرره است، بلکه به لحاظ حقوقی نیز مطابق با اصول عدالت، تناسب مجازات و میزان تاثیر عملی محرومیت بر شخص بوده و از تضییع حق و سازوکارهای گریز از اجرای عین مقررات جلوگیری به عمل خواهد آورد.
به تعبیر دیگر، «الجزاء تابع للغرض» و حکم محرومیت زمانی آثار خود را متحقق میسازد که شخص محروم فعلاً و واقعاً در معرض بهرهبرداری از حقوق و امتیازات حرفهای خود بوده باشد؛ در غیر این صورت، اعمال مجازات فاقد موضوعیت حقوقی و فلسفه اصلی خود بوده و صرفاً تشریفاتی و صوری خواهد بود.
خلاصه اینکه، مبنای محاسبه مدت محرومیتهای تقویمی بر فعلیت حضور و اشتغال شخص در محل فعالیت استوار است و هرگونه غیبت غیرموجه یا دوری از محیط کاری، صرفنظر از مدت آن، داخل در مدت محرومیت محسوب نمیگردد. اجرای دقیق و منصفانه این اصل برای صیانت از جایگاه مقررات انضباطی و تحقق هدف نهایی آن، امری ضروری و غیرقابل اغماض خواهد بود.وقتی برای فرد دارای قرارداد ، ایام تعطیلات نیم فصل ، جزء محرومیت محاسبه نمی شود،مدت دوری فرد محروم از فوتبال و ایام بدون قرارداد که به طریق اولی محاسبه نخواهد شد.
9 673
کارتال اگر نیاید پرسپولیس دچار یک چالش جدی خواهد شد.
آنچه از درون باشگاه مخابره می شود به یک آرامش قبل از طوفان شباهت دارد
9 673
دبیرکل فدراسیون فوتبال در بیانیه ای اعلام کرد آتش بس بین ایران و اسرائیل شامل رای بیرانوند هم می شود و پرونده مختومه و در کشو جادویی بایگانی خواهد شد.
9 673
ایرانم، دردهایت درد همه ماست
این روزها هر کس به نوعی به تن تو زخم می زند. تو اما مقاوم باش. روزهای روشن می رسند
9 673
چه تصویر عجیبی است این تصویر 👆خیابان طالقانی؛ که در سکوت بامدادیاش، صدای خاطرات، به گوش میرسد.
آسمان تهران، امروز بیابر و بیهیاهو، شاهد خیابانی است که گویی هزاران نفس را در سینه حبس کرده تا دوباره ضربان زندگی را به یاد آورد.
این خیابان، تا همین چند روز پیش نبض تپندهی شهر بود؛
جایی که چراغهای قرمز آن، دقیقهها و ثانیهها را به انتظار گره میزدند،
و ازدحام ماشینها و قدمهای بیقرار، شیرینی و تلخی روزمرگی را در هم میآمیخت.
امروز اما، در هیاهوی تلخ جنگ، سکوت در دلِ آسفالت رخنه کرده است.
زبان فلزها خاموش و صدای عابران گم،
و ما با حسرت، دلتنگ همان شلوغیها و ترافیکهای کلافهکنندهایم که روزی خستهمان میکرد، و اکنون آرزوی بازگشتشان را داریم.
عجب غمِ غریبی دارد خلوتی این خیابان:
شاید روزی از سر بیحوصلگی از چراغ قرمز گلایه میکردیم،
اما امروز، آغوش بستهی خیابان را به مثابه حوالهای به فرداهای روشن مینگریم؛
فرداهایی که دوباره تهران، میان دود و سر و صدا نفس بکشد،
و خیابان طالقانی بستر هزار قصه ناتمام شود.
این خلوت، یادآور آن است که صلح، چقدر ساده و بیادعا در لابهلای شلوغیها مستتر است؛
و چه بیصدا حضورش را از دست دادیم.
باشد که بزودی، دوباره به جمع سادهترین آرزوها بازگردیم:
ایستادن پشت چراغ قرمز، گرفتن دست عزیزان، شنیدن غوغای شهر...
و تقدیر دوباره تپش زندگی بر سینه این خیابان پرخاطره.
به امید بازگشت روزهای شلوغ،
به امید صلح.به امید روزهای روشن وطن. خلوتی به تو نمی آید تهران! باز هم شلوغ شو. پر ترافیک و پر نفس.
9 673
در این روزهای تلخ، تبریکی هم به علی علیپور عزیز ، همسرشون و شنتیا بگم بابت تولد عضو جدید خانواده. شنتبا صاحب خواهر شد و علی دختر دار شد
9 673
هوا گرگ و میش است. نه می دانی کدام خبر و ویدئو راست است کدام ساختگی. کدام به نفع است کدام به ضرر. در این عرصه تماشاگریم و دست به دعا که خدایا ایران مان، پاره تن مان را به تو سپرده ایم. مواظبش باش.
9 673
در گیر و دار جنگ و موشک و دعواها، باشگاه هم فرصت خوبی یافته تا عدم جذب بازیکن خارجی را به شرایط جنگی و عدم تمایل بازیکنان به حضور در ایران ربط بدهد.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
