uz
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
9 678
Obunachilar
+724 soatlar
+37 kunlar
-1930 kunlar
Postlar arxiv
photo content

عکس گرفتند و حرف زدند و تلفن مهرداد هم یک ریز زنگ می خورد. دوستش رسیده بود مهرآباد و مهرداد آدرس داد که با تاکسی بیاید. مهرداد بین فوتبالی ها یک عادت جالب داشت. تقریبا تلفن همه را جواب می داد. در اینستا گرام هم بعدها به دایرکت ها هم جواب می داد. بلد نبود کلاس الکی بگذارد. شماره اش را به پویا داد و با هم در ارتباط بودند. یکبار هم من و یک دوست دیگر را برداشت و برد خونه پدری پویا. تولد پویا بود. کیک گرفته بود. حسابی سوپرایز شدند. مهرداد آواز خوند خاطره گفت تقلید صدا کرد... یکی دو ماه بعد پویا رفت. برای همیشه. امروز صبح دیدم برادر پویا پیام داده نوشته: حال مادرم خوب نیست. دعا کن . از روزی که خبر مهرداد را شنیده انگار دوباره پویا را از دست داده. برایش نوشتم: شک ندارم پویا رفته استقبال مهرداد. بعد گفته بیا عکس بگیریم. و مهرداد دوباره گفته حال میکنی با رکورددار لیگ قهرمانان راه به راه عکس می گیری ها. بعد مهرداد سئوال همیشگی را ازش پرسیده: سریع ترین و مخرب ترین موشک جهان کدام است؟ پویا با آن چشمای ریزش از ته دل خندیده و گفته شوت مهرداد میناوند که تو‌ دربی خورد به تیر دروازه. و مهرداد زده پشت کمرش و گفته تو بهترین اسلحه شناس دنیایی. پیام را که فرستادم تو دلم گفتم: مخرب ترین اسلحه دنیا ، کوچ مهرداد است. حول حالنا که داغونیم رفیق. ✍🏻بهمن ماه لعنتی ۹۹/عبدالصمد ابراهیمی

سال ۹۵ بود. رفیقی را بعد از مدتها اتفاقی یک جایی دیدم و بعدش ناهاری را با هم بودیم. لابلای حرفها گفت راستی، با فوتبالی ها مثلا فلانی و فلانی (دو چهره فوتبالی) ارتباطی داری؟ گفتم با اولی بله و دومی کمی کمتر. بعد برایم تعریف کرد که یکی از بستگان همسرش پسری سرطانی دارد که حدود ۳۵ سالش است.عاشق پرسپولیس است. اگر بتوانی هماهنگ کنم که بیاید این دوتا را ببیند و عکسی بگیرد و گپی بزند خیلی خوشحال خواهد شد. جو گیر شدم اساسی. گفتم همین هفته ردیف می کنم. برای اینکه به رفیق مان ثابت کنیم چقدر حرفمان پیش بنده خدا خریدار دارد تلفن را برداشتم و بهش زنگ زدم و زنگ سوم برداشت و جمله دوم را نگفته، چنان بله ای گفت که هیچ عروسی در مراسم عقد نگفته. قرار را فیکس کردیم برای سه روز بعد. یک عصر سرد زمستانی. دفتر یکی از دوستان. آن چهره فوتبالی گفت فلانی (نفر دوم) را هم خودم هماهنگ می کنم. فردایش به نفر دوم زنگ زدم دیدم بی خبر است. توی ذوقم خورد. گفتم لابد نفر اول مشغله داشته و فراموش کرده. او هم قبول کرد. سه روز بعد یکی دوساعت مانده به قرار ، تلفن یکی کلا از همه مدارها خارج شد و اولی هم به گمانم دکمه سبز گوشی اش از صفحه، حذف شده بود. پویا (پسر سرطانی) از یکی از شهرهای نزدیک تهران با برادرش آمده بود دفتر دوستمان. دیدم خیلی اوضاع خراب است. به تنها کسی که فکرم رسید زنگ بزنم مهرداد میناوند بود. اولش می خواستم مهرداد به آن دوتا زنگ بزند شاید جواب دادند و آمدند . بعدش نظرم عوض شد. گفتم خودش شاید آمد. رفتم اتاق بغلی و زنگ زدم. داستان را که گفتم با همان شوخ طبعی همیشگی گفت، دانشمند! من رکورددار لیگ قهرمانانم رفتی به فلانی و فلانی زنگ زدی؟ آدم اینقدر بی سلیقه؟ داداش! دوربین ها را بکار که دارم میام. (بعدا فهمیدم در مسیر فرودگاه بود تا برود دوستی را از فرودگاه بیاورد) به پویا نگفته بودیم که کدام بازیکن را خواهد دید.مهرداد را که دید چنان همدیگر را بغل کردند که انگار صد سال با هم رفیقند.خاطره شوت به تیر دروازه در دربی را گفت و مهرداد هم گفت من به تیر دروازه آزادی هویت دادم. ادامه پست بعدی

بردیم ،خدا را شکر. دستم روی حروف کیبورد گوشی نمی رود. حس نوشتن ندارم. چند وویس و عکس و کلیپ از مهرداد در گوشی ام دارم که این دو سه روزه هزار بار مرورشان کرده ام. هی دلم می خواهد بروم بهشت زهرا و بهش بگم پاشو بریم . اینجا چه می کنی؟ اصلا باور نکرده ام مهرداد رفته است. مهرداد میناوند را باید از نزدیک می شناختی تا بدانی رفتنش و نبودنش برای دوستانش چقدر باورنکردنی و سخت است. نمی دانم چه و چگونه باید بنویسم تا حال و روزمان را درست به تصویر بکشم. فاجعه است نبودنت رفیق. خیلی اهل عدد بازی و ضرب و تقسیم ماورایی نیستم اما در گل دقیقه ۲۵ امروز مهرداد را می دیدم. حیف. قصه ما بدجایی به سر رسید.

❇️تعارف با عبدیان، پاشنه آشیل ترکیب تیم فکری استقلال ۷۰ دقیقه می دید که نادری نه در دفاع حضور موثری دارد و نه در حمله اما فکری نشان داده نمی خواهد این بازیکن را نیمکت نشین کند حتی اگر قرار باشد ۳-۵-۲ بازی کند! ماجرا این است که فکری حفظ میلیچ و جذب متین کریم زاده را در برنامه داشت اما عبدیان سراغ نادری رفت و میلیاردها روی او سرمایه گذاری کردند! حالا دیگر نمی شود او را نیمکت نشین کرد. استقلال خوب فهمیده بود که باید با سه دفاع بازی کند اما در این سیستم کناره ها باید خیلی رونده باشند که نادری چنین خصوصیاتی نداشت. بازی دادن به حسینی هم شاهکار بود و نیازی به نوشتن ندارد. نفتی ها نیمه دوم عقب نشستند و از بازی منطقی نیمه اول دور شدند. استقلال با تعویض مهدی پور و مرادی موفق تر نشان داد و البته همان اندازه تعویض مطهری اشتباه بود.

❇سردار و طارمی، اقیانوس یا چاله آب؟ این روزها خبر جدایی سردار از زنیت پررنگ تر از همیشه به گوش می رسد. روبرتو باجو در فصلی که
❇سردار و طارمی، اقیانوس یا چاله آب؟ این روزها خبر جدایی سردار از زنیت پررنگ تر از همیشه به گوش می رسد. روبرتو باجو در فصلی که از بولونیا به اینترمیلان رفت با سوال های بزرگی مواجه بود. همه از او می پرسیدند کاپیتانی، درخشش و بازی ثابت در بولونیا را چرا می گذارد و به اینتری می رود که ممکن است در آن نیمکت نشین باشد و همه چیز برایش تمام شود. جمله ای که او در پاسخ به منتقدان و خبرنگاران گفت بی نظیر بود: «ترجیح می دهم در اقیانوس غرق شوم تا اینکه در یک چاله آب پادشاهی کنم!» سردار خوب و به هنگام به روسیه رفت. سردار که به روبین کازان رفت طارمی داشت در پادگان پست می داد. طارمی به ایرانجوان رفت، سردار روسیه بود. طارمی پرسپولیسی شد، سردار روسیه بود. طارمی ملی پوش شد،به قطر رفت و سردار در روسیه بود. طارمی به ریوآوه پیوست، سردار در روسیه روزها را سپری می کرد. طارمی ریسک رفتن به پورتو به جان خرید ، سردار در دیار روس ها ماند. حالا اما زمان رها شدن سردار فوتبال ایران از فوتبال روسیه است. یک جهش برای زندگی در اقیانوس. کاری که مهاجم جنوبی کرد مهاجم شمالی هم می تواند انجام دهد.

اقا یحیی دیشب در خانه عزاداری می کرده. می رفت داخل واتس آپ و دایرکت اینستاگرام مهرداد و وویس هایش را می شنید و همراه با همسرش در سوگ مهرداد می گریست. او می خواست بداند بر خانواده مهرداد چه می گذرد و مدام از مادر و پدر و همسر تازه عروس مهرداد می گفت و از آریایش. یک عضو تیم روایت می کند که آقا یحیی دیشب می گفت: خیلی ازش خاطره دارم اما نمی دونی تو وویس هایی که گذاشته با چه عشق و صداقتی پوکر یا صعود به فینال آسیا رو تبریک گفته. آره همه حرص تیم رو میخورن. همه بابت بازی ها استرس داریم اما مهرداد سالهاست با پرسپولیس و هوادارش زندگی میکنه و کل زندگیشو درگیر کرده بود سر پرسپولیس و می دیدم مخصوصا تو نقل و انتقالات چقدر تلاش می کرد تیم یاراشو از دست نده و به هر دری می زد و پشت پرده هوای خیلی کارها رو داشت و ما از طرق مختلف از خیلی اتفاقا آگاه می کرد و بعدا یکی در مواردی فهمیدم مهرداد اون گراها رو داد. یحیی دیشب سخت نگران خانواده مهرداد بوده و عجیب دلواپس غمی که بر دل هواداران نشسته. او به یکی از بزرگان تیم گفته بود: یکی از دلسوزترین هامون رو از دست دادیم. کاش اینطوری نمی شد. کاش مهرداد این وویس ها رو برام نفرستاده بود. براش خیلی زود بود. اون کلی آرزوهای قشنگ داشت. چقدر همیشه بهمون روحیه می داد.....

درخواست خانواده مهرداد لطفا عکس های ما را منتشر نکنید مهرداد عزیز پرکشید و اینکه از دیشب خانواده اش چه کشیده اند قابل وصف و نوشتن نیست. در این میان توجه به برخی نکات اخلاقی ضروری است: ۱-همسر مهرداد همه این روزها پشت در آی سی یو بود. شبها هم همانجا روی صندلی ها می خوابید اما اجازه نداد عکسی از او در این شرایط منتشر شود. ۲-امروز در حین خاکسپاری و شب گذشته خانواده اش و‌ نزدیکان تاکید می کردند که در این وضعیت روحی و جسمی از آنها عکسی گرفته نشود. عکس خانمی که در رسانه ها منتشر شده هم خواهر کوچک مهرداد است که وابستگی زیادی به هم داشتند. این خانواده داغدار از انتشار این عکسها و فیلم ها راضی نیستند. به حرمت داغ سنگین فقدان عزیزشان از انتشار عکسها خودداری کنید. این نه اخلاقی است و نه حرفه ای. پایبندی به اخلاق مداری ایجاب می کند نمک پاش زخم هایشان نباشیم. بیایید مرهم بر داغ آنها بگذاریم.

علی جان! بیا سمت ما. تیم اون ور خیلی قوی شده. هادی،مهرداد اولادی،مهرداد میناوند....
علی جان! بیا سمت ما. تیم اون ور خیلی قوی شده. هادی،مهرداد اولادی،مهرداد میناوند....

photo content

photo content

آقا مهرداد، داداش، تازه داماد، مگه میشه خاطراتت را ،صدات را، مهربونی هات را فراموش کرد.

0.29 KB

دل نگران علی انصاریانم. علی اوایل اوضاعش بد نبود. خبرهای مهرداد را که می خوند استرس گرفته بود. استرس هم سم خطرناکیه برای ایمنی بدن. خدایا علی را برگردون

قَسَمت این بود: به جان آریام. به جان مادرم. حالا تو را جان آریا ، جان مادرت نرو

آخه چی میشه نوشت. کلمات لال شده اند. فقط دارم وویس هاتو گوش میدم . کاش یکی بیاد بگه شوخی بود. مهرداد نرفته.
آخه چی میشه نوشت. کلمات لال شده اند. فقط دارم وویس هاتو گوش میدم . کاش یکی بیاد بگه شوخی بود. مهرداد نرفته.

حضور سه هافبک با مولفه های مشابه در مرکز میدان ، عنصر "خلاقیت" را در کمربند میانی پرسپولیس به حلقه ای مفقوده بدل می کند. تشابه در کردارهای فنی و کارهای باتوپ و بی توپ، گاها تداخل فنی زیانباری را به این سه بازیکن تحمیل می کند. فشردگی در هسته مرکزی زمین پرسپولیس با خواست و خاستگاه میل به جنگ های فیزیکی که برآمده از ذات فوتبالی این سه بازیکن است ، هم خط حمله را بی پشتوانه می سازد و هم خود هافبک ها را درگیر همدیگر می نماید. با این شرایط، جایی را برای بازیکنانی مثل شریفی و حسین پور با شعاع حرکتی رو به جلو می توان باز کرد. "خون" عامل حیات بدن است اما همین خون هم نیاز به تنفس دارد. با خون دادن و خارج کردن آن از رگها ، جا برای ایجاد خون تازه باز می شود. کمی تنفس در خط میانی ، لازم است. در بازی "حکم" اگر دستت خوب نبود باید "لازم" کنی. اینگونه شانس برد رقیب هم کم می شود. یک برد و دو باخت هیچ فرقی با سه مساوی ندارد. ما آدم های پات و مساوی و یک امتیاز نیستیم. پس ریسک کنیم برای همان سه امتیازها.

گاهی نتایج سرپوشی بر همه مسائلی می شوند که باید دیده می شدند اما نشدند. بودیمیر قبل از پرسپولیس در کرواسی ماهی ۱۵۰۰ یورو می گرفت. با پرسپولیس قرارداد ۵۰۰ هزار یورویی بست و تنها ۲ گل به ثمر رساند. قرارداد او در تیم بعد از پرسپولیس هم همان حدود ۱۵۰۰ یورو در ماه بود. کسی این فاجعه را بررسی کرد؟ صد رحمت به قرارداد ویلموتس.

اوضاع فعلی پرسپولیس فقط بیانیه رسول پناه را کم داشت. یحیی وارد این بازی نشود و به پاسخگویی نپردازد که تا آخر فصل این بده بستان بیانیه ها و جواب ها ادامه پیدا می کند و تیم آسیب می بیند. رسول پناه الان که مسئولیتی ندارد بهترین روش برای دیده شدنش همین بیانیه هاست. چه بسا در ادامه اسناد و مدارک باشگاه هم سر از رسانه ها درآورد! پس یحیی مواظب باشد درگیر این داستان نشود.نهایتا برای اثبات واقعیت می توان به مراجع قضایی مراجعه کرد. هواداران هم هوشیار باشند. بازنشر حرفهای رسول پناه و تحلیل و ... آنها یعنی غرق شدن تیم در اقیانوس حواشی. ما کارهای مهمتری داریم.

استقلالی ها خیلی دوست دارند کاری کنند یحیی از پرسپولیس برود. هر خبرسازی انجام می دهند بلکه بتوانند به خواسته شان برسند. خیالتان راحت. کادر پرسپولیس تکان نمی خورد. می مانند و با اقتدار تیم را به روزهای خوبش می رسانند.