9 682
Obunachilar
-324 soatlar
+57 kunlar
-3930 kunlar
Postlar arxiv
9 683
نگاهی حقوقی به ماجرای پژمان
نکاتی که شک برانگیز است
✍عبدالصمد ابراهیمی
در پرونده پژمان بر اساس آنچه رسانه ای شده نکات عجیبی دیده می شود. با هم مرور کنیم:
اظهارات اولیه شاکی:
«من هنرجوی بازیگریام و مدتی است در مسیر هنرپیشگی تلاش میکنم. در یکی از پروژهها با آقای پژمان جمشیدی آشنا شدم. او وعده داد که میتواند مرا وارد عرصه کاری کند. مدتی بعد به بهانه رساندن من تا مسیر خانهام، سوار ماشین او شدم. پس از طی مسافتی، مسیر را عوض کرد. هر چه به او التماس کردم مرا پیاده کند، بیتوجه ماند. سپس مرا با اجبار به خانهاش برد، دست و پایم را بست و به من تجاوز کرد.»
تحلیل تعارض و تزلزل در اظهارات شاکی:
در این روایت چند تعارض بارز مشهود است. نخست، شاکی اذعان دارد در «حین مسیر» متوجه انحراف متهم از مسیر اصلی شده و حتی به او التماس کرده است؛ بدین معنا که در آن مقطع زمانی، به قصد و نیت متهم واقف گردیده و ارادهاش برای ادامه همراهی از میان رفته است. با وجود این آگاهی، او هیچ واکنش مؤثر یا اقدام فریاد و استغاثهای در مسیر بروز نداده و همچنان در خودرو مانده است. دوم، انتقال بعدی به ساختمان متهم نیز از نظر فیزیکی مستلزم عبور از فضاهای عمومی ساختمان (پارکینگ، راهرو، آسانسور) بوده است و با ماشین که از پله ها بالا نرفته؛ در حالی که طبق اظهارات شاکی، بستن دست و پا و اِعمال اجبار، صرفاً پس از ورود به واحد رخ داده است. بدین ترتیب، عدم مقاومت یا فریاد در پارکینگ و آسانسور که از حیث عقلایی محتملترین موقعیت برای جلب کمک است، با ادعای اجبار اولیه تعارض دارد. بنابراین، در اظهارات شاکی تزلزل آشکار در تسلسل زمانی، واکنش طبیعی و منطق رفتار انسانی دیده میشود و این امر میتواند موجب شک در صدق ادعای وی و تضعیف پایههای اثباتی شکایت گردد.
9 683
مقرر شده مجمع هلدینگ خلیج فارس از هیئت مدیره بخواهند محدودیت در هزینه های باشگاه استقلال ایجاد کند.
بودجه مسئولیت اجتماعی فقط باید در مناطق فعال نفتی هزینه شود و هزینه آن برای مناطقی مثل تهران خلاف مقررات است.
9 683
نیمه اول را نسبت به بازی های قبل بهتر بودیم. هنوز هم البته توپ ها لو می رود و باید سرعت انتقال به حمله بیشتر و پرتعداد تر باشد.
برد یک صفر اندوخته خوبی نیست
9 683
این که می نویسیم نه کری است، نه طعنه ،نه تمسخر. فقط هم شامل حال استقلال نمی شود. همه فوتبال ما را در بر می گیرد.
ویدئوهای خوشحالی آبی ها بعد از برد مقابل الوحدات یا زیادی اغراق آمیز است یا واقعا نگران کننده.
فوتبالی که داعیه سروری آسیا را دارد چرا باید با یک برد معمولی مقابل تیم درجه چهار آسیا اینگونه در پوست خود نگنجد؟
9 683
خبر نهایی شدن حضور اوسمار صحت ندارد.
موضوع در مرحله ارسال پیش نویس قرارداد است و باید دید تمام بندها مورد موافقت طرفین قرار می گیرد یا خیر
9 683
اگر بنا باشد پرسپولیس برابر ذوبآهن با چیدمان سه-پنج-دو وارد میدان شود، نخستین نگرانی دقیقاً در همان بنیادیترین قسمت این آرایش نهفته است؛ یعنی دفاع سه نفره. این مدل بازی نیازمند سه مدافع میانی با هوش تاکتیکی بالا، قدرت پوشش عرضی زیاد، و توان شروع بازی از عقب زمین است؛ چیزی که در ترکیب فعلی پرسپولیس، به جز یکی دو نفر با استاندارد نسبی، هنوز به ثبات نرسیده است. مدافعان کنونی یا تخصصاً برای دفاع چهارنفره تربیت شدهاند یا در عادت موقعیتیشان، وابستگی به تمامکنندگی دفاعی در کنار مدافع کناری دارند. اگر یکی از سه نفر در بازسازی حمله یا پوشش پشت وینگبکها تأخیر کند، این آرایش به سرعت از استحکام به آشفتگی تبدیل میشود، چون فضای پشت خطوط دوم آسیبپذیرترین نقطهاش میگردد.
اما اصل حیاتی در موفقیت یا شکست این سیستم، دو وینگبک یا همان پیستونهای کناری هستند. در فوتبال مدرن، وینگبک نه فقط باید سرعت و توان نفوذ داشته باشد، بلکه باید درک لحظهای از بازگشت دفاعی، قطع پاس، و همزمان ارتباط هوشمند با هافبک مرکزی را بداند؛ یعنی بازیکنی که بتواند هم مدافع باشد، هم مهاجم، و میان هر دو نقش، بیوقفه جابهجا شود. پرسپولیس اگر در این ناحیه نیروهایی با توان بدنی کامل، نظم تاکتیکی و تصمیمگیری سریع نداشته باشد، کل سیستم سه-پنج-دو فلج خواهد شد، چون مرکز زمین از عرض تهی میشود و تیم در انتقال دفاع به حمله دچار وقفه میگردد. با این حال، استفاده از دو مهاجم میتواند وزنه تهاجمی تیم را بازگرداند و در صورت هماهنگی صحیح با هافبکهای پشت سر، پرسپولیس را از رکود گلزنی نجات دهد. اما شرط آن، نه فقط داشتن مهاجمان کارگر، بلکه پیستونهای زنده و بیدار است؛ وگرنه این آرایش به جای نعمت، نقمت تاکتیکی خواهد شد.
9 683
و روزی که نژاد فلاح رفت این مصاحبه محمود خان خوردبین ماندگار شد. او گفت همه تیم با نژاد فلاح مشکل داشتند و رفتنش را تبریک می گویم.
9 683
نژاد فلاح از روی ذهن خوانی برانکو، بدون مشورت با سرمربی با سیدجلال مذاکره کرد که باعث دلخوری برانکو شد و اجازه نداد آن فصل سید به پرسپولیس برگردد و راهی نفت شد .برانکو این کار را دخالت مدیر در امر فنی می دانست.
9 683
وقتی یحیی آن سال از پرسپولیس رفت(بعد از ماجرای جام حذفی و خداحافظی مهدوی کیا) پرسپولیس دنبال سرمربی بود . رویانیان، دایی را می خواست ، نژاد فلاح به عنوان عضو هیئت مدیره ، مایلی کهن را!!! دایی آمد، بعد ماجرای حمید درخشان را همه می دانند و عاقبت هدایتی باعث بازگشت برانکو شد. تاریخ را درست بنویسیم.
9 683
شوخی مدیریتی با پرسپولیس با مطرح شدن نام نژاد فلاح
طرح دوباره نام نژاد فلاح برای مدیریت باشگاه پرسپولیس، بیش از آنکه شبیه تصمیمی مدیریتی باشد، به شوخی تلخ فوتبال ایران میماند. مدیری که از سال ۱۳۹۴ و پس از پایان قائممقامی در همین باشگاه، نه تجربه مؤثر دیگری در حوزه ورزش داشته و نه نشانی از درک اقتضائات نوین مدیریت فوتبال بروز داده است. فوتبال امروز، علمی چندلایه است؛ از تحلیل دادههای فیزیکی و روانشناسی ورزشی تا مدیریت مالی باشگاهها بر پایه مدلهای اقتصادی روز دنیا. نژاد فلاح در روزگار مسئولیت خود نیز نه تنها از چنین نگرشهایی بیبهره بود، بلکه با رفتارهایی نشان داد که اساساً مفهوم مدیریت فنی و همافزایی با کادر مربیگری را درک نکرده است.
نمونه بارز آن تصمیم عجیب درباره نقل و انتقالات بود که با جمله مشهور «ذهن برانکو را خواندهام و بر مبنای سلیقه او یارگیری میکنیم» در تاریخ ثبت شد؛ جملهای که پیش از آن و پس از آن، هرگز در قاموس حرفهای فوتبال جهان شنیده نشده است. (با یک سرچ ساده قابل بررسی است)
از سوی دیگر، نحوه برخورد او با مسأله درمان احمد نوراللهی در خرداد ۹۴، نشانهای گویا از مرز میان مدیریت حرفهای و آماتوری است. بازیکنی که باید فردای آن روز تیغ جراحی میخورد، برای واریز هزینه عمل او خودم به باشگاه رفتم سه ساعت در انتظار ملاقات با نژاد فلاح معطل شدم و در نهایت با بیاعتنایی آشکار او، مسئولیت درمان به دوش خود بازیکن افتاد. بیتفاوتی نسبت به سلامت عضو رسمی تیم، نه تنها نقض اصول اخلاق حرفهای، بلکه تخطی از بدیهیترین وظایف مدیریت ورزشی بود؛ وظیفهای که بر پایه قرارداد، انضباط سازمانی و شأن انسانی بازیکن قرار دارد. نژاد فلاح به من گفت: وقتی بازیکن قرارداد دارد ، پول عمل را باید خودش بدهد.!!!! پول را نداد و حتی به بیمارستان هم نرفت.
وقتی مدیری در برابر چنین مسئلهای ایستادگی می کند و حتی پس از رسانهای شدن موضوع، تنها دغدغهاش «مدیریت فضا» است نه «حل بحران»، نمیتوان او را نماد بلوغ مدیریتی دانست. بعد از عمل احمد و ماجرای هزینه که رسانه ای شد، نژاد فلاح زنگ گفت نباید موضوع رسانه ای می شد!
نام این مدیر با بحث آمدن برانکو گره خورد اما برانکو مدتها قبل با حسین هدایتی توافق کرده بود و شاهد ماجرا حسین خبیری است که می توان همه جزئیات را پرسید.اخبار آن زمان رسانه ها هم هست. نژاد فلاح فقط رفت ترکیه قرارداد را بست
باشگاه پرسپولیس امروز، مجموعه ای است با میلیونها هوادار، دهها مسئله ساختاری، و نیازمند مدیرانی آشنا با فوتبال دادهمحور، دیپلماسی ورزشی و نظم مالی تفکر بینالمللی. بازگرداندن فردی با ذهنیت دهه قبل، کسی که در دوران خود حتی مفهوم ارتباط میان مدیریت با بازیکن را نمیدانست، نوعی بازگشت به عقب است. اگر درس و تجربه قرار بود راهنما باشد، تجربه نژاد فلاح خود بهترین هشدار است: فوتبال را نمیشود با جملات شاعرانه درباره ذهن مربی و واگذاری مسئولیت هزینه درمان به بازیکن اداره کرد. باشگاهی چون پرسپولیس نیازمند تصمیم بزرگ و نگاه مدرن است، نه تکرار آدمهایی که مدیریت را به خاطره تبدیل کردهاند. بزرگتر و حرفه ای تر باید نگاه کرد.
9 683
چند صدایی مخرب در هیئت مدیره پرسپولیس
به انتخاب خودتان احترام بگذارید
از همان لحظهای که هیأتمدیره باشگاه پرسپولیس با پذیرش استعفا و پایان دوره مدیریتی درویش، پیمان حدادی را به عنوان سرپرست باشگاه برگزید، تمامی اعضا گویا گوشی به دست آمادهاند تا به نخستین تماس رسانه رسمی یا غیررسمی پاسخ دهند و در هر مصاحبهای از جزئیات مذاکرات، وضعیت اوسمار، مبلغ قراردادها و هزار داستان دیگر گفتوگو کنند. این رفتار بیضابطه و پراکنده، چهره مدیریتی باشگاه را نه تنها بزرگ نمیکند، بلکه آن را در سطح گفتوگوهای روزمره و هیجانی فرو میکاهد. اگر حدادی سرپرست شماست و با اعتماد هیأتمدیره برگزیده شده، پس شأن تصمیم جمعی ایجاب میکند که تنها او پاسخگوی تصمیمها و روابط رسانهای باشد.
مدیریت بزرگ در هیاهو چهره نمییابد؛ در سکوت حرفهای و آرامش سازمانی شکل میگیرد. آنچه امروز از برخی اعضا دیده میشود، نه همافزایی مدیریتی بلکه رقابت کودکانه برای دیده شدن است. اینانلو با تکرار وعدههای درویش و گفتارهای طوطیوار، بیشتر تداعیکننده دوران گذشته است تا مجری دوره تازه، و میرزایی با سیل بیامان گفتوگوها گویی سد شکستهای است که میخواهد همه مصاحبههای عمر خویش را یکجا خرج کند.
باشگاهی مانند پرسپولیس، مهدِ مدیریت کوچک نیست؛ جایگاه تصمیمهای بزرگ و رفتار سنجیده است. سکوت و تمرکز بر کار، بنیاد مدیریتی را استوار میسازد، نه رقابتهای بیحاصل برای حضور در رسانه. مدیری که هر صبح منتظر زنگ تلفن خبرنگار است، هرگز فرصت اندیشیدن به آینده باشگاه را نمییابد. امروز وقت آن است که هیأتمدیره، شأن تصمیم خود را پاس دارد و بپذیرد: مدیریت، میدان گفتوگوهای پراکنده نیست؛ عرصه نظم، اعتماد و کار سامانیافته است.
9 683
استقلال نسبت به هفتههای گذشته ساختار منسجمتری در انتقال توپ و گردش بازی از کنارهها نشان داد و در فاز تهاجمی روانتر عمل کرد. نظم در پاسهای کوتاه، جابجایی سریع میان خطوط و حضور فعالتر هافبکهای میانی باعث شد مالکیت توپ در بیشتر دقایق بازی در اختیار آبیها باشد. با این حال، مشکل اصلی همچنان در نیمهی خودی و هنگام تغییر فاز به دفاع پابرجاست؛ جایی که مدافعان استقلال در تصمیمگیری اولیه و دفع توپ دچار تأخیر میشوند و بعضاً در معرض پرس ناگهانی حریف قرار میگیرند.
در نیمه دوم، الوحدات با بالا آوردن خطوط خود و شروع بازیسازی از عقب زمین، عملاً ریتم استقلال را برهم زد و با کنترل توپ در نیمهی میدان، جریان بازی را به سود خود تغییر داد. استقلال در این دقایق فاصله منظم خطوطش را از دست داد و به جای پرس سازمانیافته، بیشتر در پی تخریب بازی حریف بود. تنها ضعف الوحدات در نداشتن مهاجم زهردار باعث شد این فشار به گل منجر نشود. این استقلال ترسناک نیست، زیر فشار حریفان مقتدرتر، می شکند.
9 683
ساپینتو از وقتی کاپیتان های ادایی تیمش را گذاشته کنار تیمش راه افتاده.
وقتشه رامین رضاییان نیم فصل بره تراکتور دست راستش را ببره بالا و قسم یاد کنه ...
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
