uz
Feedback
𝗟𝗼𝗮𝗱𝗶𝗻𝗴...

𝗟𝗼𝗮𝗱𝗶𝗻𝗴...

Kanalga Telegram’da o‘tish
2 166
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kunlar
-3130 kunlar
Postlar arxiv
حالِ من به احوالپرسی تو بستگی دارد تو اگر حالم را بپرسی مگر میشود بگویم بَدم ؟ اصلا مگر میشود تو باشی و من خوب نباشم ؟ تو فقط
حالِ من به احوالپرسی تو بستگی دارد تو اگر حالم را بپرسی مگر میشود بگویم بَدم ؟ اصلا مگر میشود تو باشی و من خوب نباشم ؟ تو فقط باش من اثبات میکنم که بدی در دنیا وجود ندارد 👌👌❤️❤️👌👌 https://t.me/ghalbyakhi735

اگه عاشق یه نفری واسه خوشگلیش این عشق نیست هوسه ، اگه عاشق یه نفری واسه پرانرژی بودنش عشق نیس حس تحسینه ، اگه عاشق یه نفری وا
اگه عاشق یه نفری واسه خوشگلیش این عشق نیست هوسه ، اگه عاشق یه نفری واسه پرانرژی بودنش عشق نیس حس تحسینه ، اگه عاشق یه نفری واسه کمک کردنش عشق نیس حس تشکره ، ولی اگه عاشق یه نفر باشی و ندونی واسه چی عاشقشی اون حس عشقه https://t.me/ghalbyakhi735

🌺🍃میترسم از نبودنت..... و از بودنت بیشتر💕✨ ❤️🍃نداشتنت ویرانم میڪند. و داشتنت متوقفم💕✨ 🌺🍃وقتي نیستي. ڪسي را نمي خواهم💕
🌺🍃میترسم از نبودنت..... و از بودنت بیشتر💕✨ ❤️🍃نداشتنت ویرانم میڪند. و داشتنت متوقفم💕✨ 🌺🍃وقتي نیستي. ڪسي را نمي خواهم💕✨ ❤️🍃ووقتي هستي.. تورا میخواهم💕✨ صبحت بخیرنفسمم💋😘 https://t.me/ghalbyakhi735

شهر در انتظار شب است بانو! گل سرت را باز کن! #ناصر_رعیت_نواز https://t.me/ghalbyakhi735
شهر در انتظار شب است بانو! گل سرت را باز کن! #ناصر_رعیت_نواز https://t.me/ghalbyakhi735

با چشمهایت نمیتوان آدم ماند، نمیتوان یکجا نشست و پرواز را نخواست با چشمهایت نمیتوان گفت که دنیا، هیچ زیبایی دربین نداشت... با چشمهایت چه چیز ها چه وصف ها که نمیتوان گفت #حمید_رها https://t.me/ghalbyakhi735

پیش بیا! این روزها بیشتر از همیشه به این پیشامد نیاز دارم... #کامران_رسول_زاده https://t.me/ghalbyakhi735
پیش بیا! این روزها بیشتر از همیشه به این پیشامد نیاز دارم... #کامران_رسول_زاده https://t.me/ghalbyakhi735

‌ عینِ مرگ است اگر، بی تو بخواهد برود او که از جانِ خودت دوست ترش میداری .. #علیرضا_آذر https://t.me/ghalbyakhi735
‌ عینِ مرگ است اگر، بی تو بخواهد برود او که از جانِ خودت دوست ترش میداری .. #علیرضا_آذر https://t.me/ghalbyakhi735

شب شکنِ صد آینه، با شب من چه می کنی؟ این همه نور داری و صحبت سایه می کنی! وقت غروبِ آرزو ، بُهت مرا نظاره کن  با تو طلوع می کنم، ولوله ای دوباره کن #افشین_یداللهی https://t.me/ghalbyakhi735

وقتی باهات خوب رفتار میکنه حس میکنی کل دنیا دوست داره، وقتیم کمی کم‌توجهی میبینی ازش حس میکنی کل دنیا باهات قهره؛ چیز عجیبیه این دلبستگی! https://t.me/ghalbyakhi735

گاه دلـــــــم ميگيرد ازصداقتـــــم كه نمیدونم لایق کیست... گاه دلــــــــم تنگ ميشودبراي وعــــده هايي كه ميدانستم نيست اما برای دلخوشيم كافــــی بود.... گاه دلــــــــم ميگيرد از سادگـــــي هايم.... گاه دلـــــــم ميسوزد برای وفـــــــاداری هايم... گاه دلـــــم ميسوزد براي اشكهايم..... گاه دلـــــــم ميگيرد از روزگــــــــــاري كه درآنم.... اين نبـــــــــــــــود آنچه درانتظارش بــــــــــــــــودم... https://t.me/ghalbyakhi735

📝به قلم:#🦋 🎙گوينده:#جناب_رهزاد(ریمیکس) دقیقا به هر چی که آدم حسودا میخواستن رسیدن... #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید https://t.me/ghalbyakhi735

📝به قلم:#حسین_منزوی 🎙گوينده:#مریم_عسکری میان غنچه و گل از تو گفتگو شده است... #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید https://t.me/ghalbyakhi735

📝به قلم:#حضرت_حافظ 🎙گوينده:#جناب_چاووش آنان ڪه خـاڪ را به نظر ڪیمیا کنند آیـا بُود ڪه گوشهٔ چشـمی به ما کنند..🍃 #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید https://t.me/ghalbyakhi735

🌴 دکلمــــــه🌴 بابای خوبم... بابایی امروز از تو مینویسم ... از تو که ندارمت ولی هنوز احساس میکنم کنارمی... راستش امروز داشتم به باغچه حیاط نگاه میکردم، درختچه ای که کاشته بودی هر روز بزرگتر و زیبا تر میشه ولی خودت نیستی ببینی ... من هر روز باهاش حرف میزنم ،از تو براش میگم ،از همه ی خوبیات ، مهربونیات ... انگار هر روز ک باهاش از تو حرف میزنم زیباتر میشه ... بابا تو چی بودی که وصف خوبیات هنوز هم همه جارو زیبا میکنه ...؟؟ شاید قبلا نفهمیدم ،شاید نتونستم خوبیات و ببینم ،شاید نتونستم هیچوقت بغلت کنم و بگم چقدر دوست دارم .... نمیدونم شاید خجالت میکشیدم وسختم بود ، ولی من اشتباه کردم ... بابا جونم من به خاطر تمام روزایی که دلت میخواست بغلم کنی و بگی نگران نباش من پشتتم و من بخاطرش خجالت کشیدم معذرت میخوام .... بابا منو ببخش که تا بودی ،بیشتر کنارت نبودم .... منو ببخش که خودت و هیچوقت نه ، ولی جنازه عرق خونتو بغل کردم ... من اونجا دیگه خجالت نکشیدم ... بابایی من اونجا که دیگه نفس نکشیدی مُردَم... من اونجایی که دیگه صدام نکردی عروسک بابا مُردَم... حالا من چیکار کنم بعد تو ؟؟؟ به کجا پناه ببرم بابایی؟؟؟ یه وقتایی تو جاده ها زیر بارون،قدم میزنم ،هی با خودم حرف میزنم ، هی تورو صدات میکنم یهو میبینم کلی از جاده رو اشتباه رفتم و گم شدم تو خیال خودم و پرت شدم از زندگی .... بابا بعد تو من شدم شونه برای گریه های ابجی و درمون دردای مامان ... خیلی بهونتو میگیرن و من مجبورم برای تسکین درداشون محکم باشم ، مجبورم صبور باشم ... راستش خیلی وقتا درد داشتم ولی چون تو یادم دادی برای کسایی که بهت تکیه کردن باید محکم باشی ،بابا من مثل تو تکیه گاه شدم ... نیستی ولی توروخدا پشتم و خالی نکن از همونجا ، اونجا ب خدات بگو بابا بهش بگو من تنهام.... بگو چجوری تنهام گذاشتی ... بگو چقدر پشتم خالیه.... هی...هرچقدر از تو و این قلبم بگم باید کلی بنویسم ،باید هی بنویسم ... رفتی و من معنی واقعی درد و حس کردم ،خیلی درد کشیدم ولی این دختر لوس و بی مسئولیت و خوب بار اوردی بابا ... دوست دارم ،برای همیشه ... مصی✍ https://t.me/ghalbyakhi735