uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Kanalga Telegram’da o‘tish

ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ analitikasi

آرشیو کافه دڪلمه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ (@ejazeseda) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 190 obunachidan iborat bo'lib, Musiqi toifasida 6 883-o'rinni va Eron mintaqasida 29 306-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 190 obunachiga ega bo‘ldi.

04 Dekabr, 2025 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -336 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 0% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining N/A% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 0 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 0 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬, دࣸڪــلۙمۘه࣬, اٰڪــاٰدࣸمۘݺ࣮, gap, دࣸڪلۙمۘه࣬ kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“ܭߊ‌ܝ‌ܢ̣ܝ‌ߊ‌ܔ ܭَܝ‌ߊ‌ܩܨ با توجـہ بـہ برخے مشکلات زیرساختے ܢ̣ܘ ܭߊ‌ܝ̇ߺߊ‌ܠܙ ܥܼܥ‌‌یܥ‌‌ ܩߊ ܢ̣ܝ݆ߺیوܝ̇ߺܥ‌‌یܥ‌‌ https://t.me/ejazeseeda https://t.me/+AGDoffM0NQcxNzBk ܭَܝ‌وܘ ܩߊ https://t.me/joinchat/gRUKnJLUqiA1OWU0”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 05 Dekabr, 2025 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Musiqi toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

11 190
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-787 kun
-33630 kun
Postlar arxiv
منتخب اول غرق یک خاطره باشی و به آخِر برسی به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب سر این رابطه اینبار به باور برسی عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای! آنقَدَر دیر ، دم رفتن او سر برسی باخدا عهد ببندی و بگوید باشد دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی آرزوهای محال دل بی تو یعنی لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی #پويا_جمشيدي✨ منتخب دوم به او که فکر می کردم، ناخودآگاه عطری خنک و گیرا در ذهنِ مشامم می پیچید. هر جا بوته ی یاسی را از دیواری آویخته می دیدیم؛ او مجسم می شد. بارها پیش آمده بود که با دیدن زیبایی های دخترکان، او را ببینم. همه ی زیبایی ها شبیه او بود و او خودش شبیه هیچ کس نبود. این اولین بار بود که در زندگی ام با این احساس مواجه می شدم و سر گیجه ای عمیق و لذت بخش را مدام، نه تنها در سرم که در تمام تنم حس می کردم. هر صبح اولین موضوع برای فکر کردنم او بود و هر شب با فکر او خواب به استقبالم می آمد. یقیناً انتخاب خدا برای هر کسی از جایی شبیه همینجا شروع می شود. از جایی شبیه اینجا که کسی را هر لحظه در کنار خودت ببینی، بی آنکه کنارت باشد. در خستگی ها و آزردگی هایت با او حرف بزنی و آرام بگیری، بی آنکه با او حرف زده باشی و دلداری ات داده باشد. پایت را کج نگذاری که مبادا برنجانی اش، بی آنکه او حتی این امکان را داشته باشد که کج روی هایت را ببیند. او داشت خدایی می کرد، بی آنکه بخواهد خدایی کند... #محسن_انشایی✨ منتخب سوم . تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدینسان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شب تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند، آنگاه چه آتش ها که در این کوه برپا میکنم هر شب تماشاییست پیچ و تاب آتش، آه خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا چگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو که این یخ کرده را از بی کسی،ها میکنم هرشب تمام سایه ها را می کشم در روزن مهتاب حضورم را زچشم شهر حاشا میکنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی! که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب #محمدعلى_بهمنی✨ منتخب چهارم هیچوقت از فیزیک خوشم نمیومد... هنوزم نمیاد! از اون همه جزوه وکلاس، فقط یه چیز یادم مونده... یادمه سال یازدهم، یه دبیر داشتیم که وقتی شروع به حل مسئله میکرد، به جای اینکه بگه میتونی تانژانتِ هر زاویه ای از این مثلث رو که مِیلِت میکشه حساب کنی، میگفت «تانژانت هر زاویه ای که دلته رو بگیر»... منظورش اونی نبود که من فکر میکردم ولی قشنگیش به همین بود... من از فیزیک یاد گرفتم که هر وقت و هرجا اسمت اومد، نگم دوسش دارم... نگم میخوامش... نگم خاطرخواهشم! یاد گرفتم بگم دلمه...! الانم به خودت میگم که بدونی وقتی بهت میگم «دیوونه! تو، دِلمی...» نه اینکه اونی باشی که میخوامااا... نه... من فقط میگم «دِلمی»، چون تو واقعا خودِ خودِ دلِ منی...! #فاطمه_حیدری✨ منتخب پنجم من از هجوم وحشی دیوار خسته ام از سرفه های چرکی سیگار خسته ام دیگر دلم برای تو هم پر نمی زند از ان نگاهِ رذلِ طمع دار خسته ام اشعار من محلل بحران کوچه نیست زین کرکسانِ لاشه به منقار خسته ام از بس چریده ام به ولع در کتاب ها از دیدن حضور علفزار خسته ام چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد از واژه ی دو وجه ایِ تکرار خسته ام از قصه های گرم و نفس های سرد شب از درس و بحث خفته در اشعار خسته ام هر گوشه از اطاق بهشتی ست بی نظیر از ازدحامِ آدم و آزار خسته ام اینک زمانِ دفن زمین در هراس توست از دست های بی خس و بی کار خسته ام از راز دکمه های مسلط به عصرِ خون از این همه شواهد و انکار خسته ام قصد اقامتی ابدی دارد این غروب از شهرِ بی طلوعِ تبهکار خسته ام من در رکابِ مرگ به آغاز می روم از این چرندیات پُر آزار خسته ام من بی رمق ترین نفسِ این حوالی ام از بودنِ مُکررِ بر دار خسته ام من با عبور ثانیه ها خُرد می شوم از حمل این جنازه ی هُشیار خسته ام #اندیشه_فولادوند✨

⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜ 📣 مژده مژده 📣 🍂دوستان همراه آکادمی کافه دکلمه🍂 ❄️💧 کارگاه؛ 🎼 صداپیشگی 🎼 💧❄️ ❄️ :#جلسه_سی_هشتم 🎼❄️:
⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜  📣    مژده              مژده         📣 🍂دوستان همراه آکادمی کافه دکلمه🍂 ❄️💧 کارگاه؛ 🎼 صداپیشگی 🎼 💧❄️ ❄️ :#جلسه_سی_هشتم 🎼❄️:#مدیرهمراه؛#جناب_سیدحمید_حجازیان 🎼🎙تاریخ روز :#پنج_شنبه1402/12/4 دوستان عزیز برنامه آموزشی ویس کال داخل خود کانال برگزار میشه 🎙🎼#ساعت22 🔴باما همراه باشید.شعرهای منتخب برای راحتی 🔺 دوستان به انتخاب جناب حجازیان 🔺 پیوست شده لطفا عزیزان متن انتخابی را 🔺 تمرین ودکلمه بفرمایند. 🦋دوستانی که علاقمندبه نقدهستند، حتماذکربفرمایندکه نقدشود🙏                           ❃ ⃟░⃟‎‌‌‌‌‎‌   🌼❃ ⃟░⃟‎‌‌‌‌‎‌ ❃ ⚠️نکته:دوستان باتوجه به شرایط موجود این برنامه وهمه برنامه های ویسکالی وآنلاین تنها درصورت یاری  نت دوستان ادمین ومدیریت واساتید امکان پذیر می‌باشد. قبلا از صبوری شما سپاسگزاریم🙏 دوستان شعرهای منتخب پیوست شده را حتما تمرین کنید 👇👇👇           🎼 باتشکر        مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎤    »»————-❁ - ❁————-««     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️    »»————-❁ - ❁ ————-««

💛درود و احترام یاران همیشگی کافه دکلمه💛 ❌از ارسال پست و محتوا تا پایان ویسکال خودداری کنید❌ اسامی دوستان برای نظم بهتر در گروه ثبت میشود:

💛درود و احترام یاران همیشگی کافه دکلمه💛 ❌از ارسال پست و محتوا تا پایان ویسکال خودداری کنید❌ اسامی دوستان برای نظم بهتر در گروه ثبت میشود:

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#استاد_محمدفولادیان #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#یگانه_حق_پرست 🎙❄️گوينده:#جناب_حامد_زکیان وشبـــــ   لعنٺےٺرین بُعد زمان اسٺ آنجا ڪه هے ڪلنجار میروے نسخه‌هایے را ڪه براے فراموشے پیچیده‌اے با یڪ دلٺنگے بہ باد ندهے... امان از این دلٺنگےهاے شبانه،، ڪه پاے اراده‌اٺ را میلرزاند... و میفهمے یڪ نفر هسٺ ڪه روزهاي نبودنش ،، ڪه شب‌هاے نداشٺنش.. "عادٺ نمےشود ڪه نمیشود."...❈ #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#آوا_الناز 💫☀️✨💫☀️✨💫☀️✨💫☀️✨💫☀️✨ فکر می‌کردم اگر "فلان اتفاق" بیُفته، میمیرم، فلان اتفاق افتاد و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر "فلان دوستم" با من قطع ارتباط کنه، میمیرم، فلان دوستم با من قطعِ ارتباط کرد و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر "فلان رشته" قبول نشم، میمیرم، فلان رشته قبول نشدم و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر "فلان شرکت" مصاحبه‌ی منو قبول نکنه و استخدام نشم، میمیرم، فلان شرکت استخدامم نکرد و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر از مادرم، پدرم، خواهرم و بهترین دوستم، "فلان حرف" رو بشنوم، میمیرم، از تک‌تکِ این آدما، فلان حرفو شنیدم و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر "بی‌پول" باشم، میمیرم، از همیشه بی‌پول‌تر شدم و نَمُردم. فکر می‌کردم اگر "فلان عشق" از یادم بره، میمیرم، عشق فراموشم شد و نَمُردم. رفیق! سختیِ زندگی تورو نمیکُشه، ریشه‌ی زندگیتو وسطِ خاکِ اصالت، محکم میکنه؛ طاقت بیار؛ #سبز میشی... #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#اسرافیل 🎙❄️گوينده:#جناب_اسرافیل #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#محدثه_بهفرنیا 🎙❄️گوينده:#یانو_رزا تا حالا جلو آینه وایستادی به خودت بگی مرسی که صبح تا شب واسه هرچی که خواستم دویدی و خسته نشدی!؟ تا حالا شده، شده جلو آینه دست بکشی رو صورت خودت بگی منو ببخش واسه این چشایی پف کرده که نذاشتم خوب  بخوابی! شده موهاتُ جلو آینه شونه که میکنی، به خودت بگی اگه کمتر بهت میرسم به دل نگیر! میشه فراموشش کنی؟! اصلن این حرفا چیه! تا حالا شده جلو آینه باشی و از خودتو تموم داراییت تعریف کنی و بگی: تو چقدر به من میای! چقدر قشنگی ، چقدر خنده‌هات حال منو خوب میکنه! تا حالا شده تشکر کنی از این همه قوی بودنش؟!🤍 ببینم بلدی خودتُ محکم بغل کنی؟ مهربونی با خودتُ بلد باش جاناااا #صدای_آشنا »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#بانو_ندا #دکلمه #صدای_ماندگار #ارسالی_مخاطبین #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

              ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   📝❄️به قلم:#🦋 🎙❄️گوينده:#جناب_علی_خردمند این صدای خسته ی من که پر از یه دنیادرده خنده ها به لب نشونده توی سینه گریه کرده #دکلمه #صدای_ماندگار #ارسالی_مخاطبین #آنچه_شما_خوانده_اید »»————-❁ - ❁————-«« ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

‍ ‍ ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   باعرض سلام وارادت خدمت همراهان عزیز کافه دکلمه . جلسه چهلو پنج ویسکال  #فن_بیان وگویندگی باحضور #استادهدی احمدی عزیز#1402/11/23 انجام شد ،.   رکوردشده  جلسه را در اختیار عزیزان علاقمند قرار میدهیم. باتشکراز همه عزیزان و ب امید حضورگرم عزیزان در جلسات بعد... #فن_بیان      #آموزش     🎼 باتشکر        مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎤    »»————-❁ - ❁————-««     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️    »»————-❁ - ❁ ————-««

       ‌‌‌‌  ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   🎤🎧خواننده:#احمد_مجنون    بازخوانی اهنگ کی اشکاتو پاک میکنه »»————-❁ - ❁————-««   ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️ »»————-❁ - ❁ ————-««

‍ ‍ ⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜   باعرض سلام وارادت خدمت همراهان عزیز کافه دکلمه . جلسه چهلو چهارم ویسکال  #فن_بیان وگویندگی باحضور #استادهدی احمدی عزیز#1402/11/23 انجام شد ،.   رکوردشده  جلسه را در اختیار عزیزان علاقمند قرار میدهیم. باتشکراز همه عزیزان و ب امید حضورگرم عزیزان در جلسات بعد... #فن_بیان      #آموزش     🎼 باتشکر        مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎤    »»————-❁ - ❁————-««     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️    »»————-❁ - ❁ ————-««

منتخب اول غرق یک خاطره باشی و به آخِر برسی به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب سر این رابطه اینبار به باور برسی عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای! آنقَدَر دیر ، دم رفتن او سر برسی باخدا عهد ببندی و بگوید باشد دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی آرزوهای محال دل بی تو یعنی لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی #پويا_جمشيدي✨ منتخب دوم به او که فکر می کردم، ناخودآگاه عطری خنک و گیرا در ذهنِ مشامم می پیچید. هر جا بوته ی یاسی را از دیواری آویخته می دیدیم؛ او مجسم می شد. بارها پیش آمده بود که با دیدن زیبایی های دخترکان، او را ببینم. همه ی زیبایی ها شبیه او بود و او خودش شبیه هیچ کس نبود. این اولین بار بود که در زندگی ام با این احساس مواجه می شدم و سر گیجه ای عمیق و لذت بخش را مدام، نه تنها در سرم که در تمام تنم حس می کردم. هر صبح اولین موضوع برای فکر کردنم او بود و هر شب با فکر او خواب به استقبالم می آمد. یقیناً انتخاب خدا برای هر کسی از جایی شبیه همینجا شروع می شود. از جایی شبیه اینجا که کسی را هر لحظه در کنار خودت ببینی، بی آنکه کنارت باشد. در خستگی ها و آزردگی هایت با او حرف بزنی و آرام بگیری، بی آنکه با او حرف زده باشی و دلداری ات داده باشد. پایت را کج نگذاری که مبادا برنجانی اش، بی آنکه او حتی این امکان را داشته باشد که کج روی هایت را ببیند. او داشت خدایی می کرد، بی آنکه بخواهد خدایی کند... #محسن_انشایی✨ منتخب سوم . تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدینسان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شب تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند، آنگاه چه آتش ها که در این کوه برپا میکنم هر شب تماشاییست پیچ و تاب آتش، آه خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا چگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو که این یخ کرده را از بی کسی،ها میکنم هرشب تمام سایه ها را می کشم در روزن مهتاب حضورم را زچشم شهر حاشا میکنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی! که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب #محمدعلى_بهمنی✨ منتخب چهارم هیچوقت از فیزیک خوشم نمیومد... هنوزم نمیاد! از اون همه جزوه وکلاس، فقط یه چیز یادم مونده... یادمه سال یازدهم، یه دبیر داشتیم که وقتی شروع به حل مسئله میکرد، به جای اینکه بگه میتونی تانژانتِ هر زاویه ای از این مثلث رو که مِیلِت میکشه حساب کنی، میگفت «تانژانت هر زاویه ای که دلته رو بگیر»... منظورش اونی نبود که من فکر میکردم ولی قشنگیش به همین بود... من از فیزیک یاد گرفتم که هر وقت و هرجا اسمت اومد، نگم دوسش دارم... نگم میخوامش... نگم خاطرخواهشم! یاد گرفتم بگم دلمه...! الانم به خودت میگم که بدونی وقتی بهت میگم «دیوونه! تو، دِلمی...» نه اینکه اونی باشی که میخوامااا... نه... من فقط میگم «دِلمی»، چون تو واقعا خودِ خودِ دلِ منی...! #فاطمه_حیدری✨ منتخب پنجم من از هجوم وحشی دیوار خسته ام از سرفه های چرکی سیگار خسته ام دیگر دلم برای تو هم پر نمی زند از ان نگاهِ رذلِ طمع دار خسته ام اشعار من محلل بحران کوچه نیست زین کرکسانِ لاشه به منقار خسته ام از بس چریده ام به ولع در کتاب ها از دیدن حضور علفزار خسته ام چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد از واژه ی دو وجه ایِ تکرار خسته ام از قصه های گرم و نفس های سرد شب از درس و بحث خفته در اشعار خسته ام هر گوشه از اطاق بهشتی ست بی نظیر از ازدحامِ آدم و آزار خسته ام اینک زمانِ دفن زمین در هراس توست از دست های بی خس و بی کار خسته ام از راز دکمه های مسلط به عصرِ خون از این همه شواهد و انکار خسته ام قصد اقامتی ابدی دارد این غروب از شهرِ بی طلوعِ تبهکار خسته ام من در رکابِ مرگ به آغاز می روم از این چرندیات پُر آزار خسته ام من بی رمق ترین نفسِ این حوالی ام از بودنِ مُکررِ بر دار خسته ام من با عبور ثانیه ها خُرد می شوم از حمل این جنازه ی هُشیار خسته ام #اندیشه_فولادوند✨

⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜ 📣 مژده مژده 📣 🍂دوستان همراه آکادمی کافه دکلمه🍂 ❄️💧 کارگاه؛ 🎼 صداپیشگی 🎼 💧❄️ ❄️ :#جلسه_سی_هشتم 🎼❄️:
⚜❀ °ڪافہ دڪلمہ°❀⚜  📣    مژده              مژده         📣 🍂دوستان همراه آکادمی کافه دکلمه🍂 ❄️💧 کارگاه؛ 🎼 صداپیشگی 🎼 💧❄️ ❄️ :#جلسه_سی_هشتم 🎼❄️:#مدیرهمراه؛#جناب_سیدحمید_حجازیان 🎼🎙تاریخ روز :#پنج_شنبه1402/12/4 🎙🎼#ساعت22 🔴باما همراه باشید.شعرهای منتخب برای راحتی 🔺 دوستان به انتخاب جناب حجازیان 🔺 پیوست شده لطفا عزیزان متن انتخابی را 🔺 تمرین ودکلمه بفرمایند. 🦋دوستانی که علاقمندبه نقدهستند، حتماذکربفرمایندکه نقدشود🙏                           ❃ ⃟░⃟‎‌‌‌‌‎‌   🌼❃ ⃟░⃟‎‌‌‌‌‎‌ ❃ ⚠️نکته:دوستان باتوجه به شرایط موجود این برنامه وهمه برنامه های ویسکالی وآنلاین تنها درصورت یاری  نت دوستان ادمین ومدیریت واساتید امکان پذیر می‌باشد. قبلا از صبوری شما سپاسگزاریم🙏 دوستان شعرهای منتخب پیوست شده را حتما تمرین کنید 👇👇👇           🎼 باتشکر        مدیریت آکادمی کافه دکلمه〰️🎤    »»————-❁ - ❁————-««     ❄️❀°@ejazeseda°❀❄️    »»————-❁ - ❁ ————-««