SevenHells
Kanalga Telegram’da o‘tish
484
Obunachilar
-324 soatlar
-47 kunlar
-1330 kunlar
Postlar arxiv
484
این فاز «از محصولات/خدمات این شرکتهای رانتی استفاده نکنید» رو نمیفهمم. ته هر چیزی که توی این مملکت بزرگ شده رو بگیری میفهمی با رانت بزرگ شده. از مرغداری و گاوداریهای معروف، با محصولات استاندارد، بگیر تا کارخونهها و حتی خود خود بانکها. همهشون رانت میگیرن و میخورن. چیکار کنه آدم؟زندگیش با زندگی در دهکورههای دو قرن پیش فرق نکنه؟ دیوانه شودم از دستت ایرانی.
484
از رفتار خارجیا با برنج راضی نیستم. فرق کته و دمی رو نمیفهمن. فرق برنج پاکستانی و هندی و ایرانی رو نمیفهمن. حتی فرق برنجای هندی با هم رو هم نمیفهمن. دیگه راجعبه برنج کامل و نیمدونه و لاشه/سرلاشه و اینا هم هیچی نمیگم. بعد با اعتمادبهنفس هم میآن گند میزنن به برنج و بهعنوان بهترین متد پختن برنج به بقیه قالبش میکنن. همهٔ کامنتا رم میخونی یا گفتن مرحبا، یا گفتن برنج اینجوری نیست. اه. نکبتای کوننشور.
484
الان یادم اومد من عروسی نگرفتم. تا اومدم غمگین بشم یادم اومد عروسی بگیرم کلا بیستوپنج نفر شاید دعوت کنم که ۱۸ تاشون خانوادهٔ درجهیکم هستن. :)))) در عروسی رویاهام که کلا باید ۱۰ نفر دعوت کنم که هیچکدوم خانوادهم نیستن. 🧌
کلا برام عجیبه که میشه عروسی گرفت، اونم دقیقا همونجوری که میخوای. در ذهنم نمیگنجه.
484
از روزی که این حرف رو زدم، هر دفعه میرم اینستاگرام یک چیزی چک کنم، اولین چیز یک آقای قدبلند چهارشونه نشونم میده. :)))))))))))))
484
مونتویا پورفاوورررر
عشق ابدی اینه. هر موقع صد متر رو زیر ده ثانیه واسه عشقشون زیر بارون، توی ساحل، با جردادن لباس، دوییدن بهم خبر بدید منم ببینم. 😔🙏
484
اعتراض شاید جهان را تغییر ندهد، اما سهم کوچک خود در تغییر را ایفا می کند. نادرست است که چشممان را بر این فواید ببندیم. ما همین خطا را مرتکب میشویم وقتی به بهانهٔ اینکه دیگران رنج بیشتری از ما متحمل میشوند، شفقت و دلسوزی نسبت به خودمان را نادیده میگیریم. شما خودْ کسی هستید و بر زندگیتان حقی دارید. شما نسبت به رنج خودتان هم حقی دارید.
چطور میتوانیم به موسیقی گوش بدهیم یا درباب پرسشهای نظریِ فلسفه و علم کار کنیم وقتی سیارهمان میسوزد؟
درست است که کنش سیاسیْ فوری و ضروری است، اما تنها چیزی نیست که ارزشمند است. درواقع نمیتواند اینطور باشد. اگر بهترین کاری که میتوانیم بکنیم این است که بیعدالتی و رنج بشری را تقلیل بدهیم، پس زندگی هم آنقدرها بد نیست که حاوی هیچ نکته و ارزشی نباشد. اگر زندگی انسانی اشتباه نیست، پس باید چیزهایی باشند که ارزش دارند، نه به این خاطر که مسئلهای را حل میکنند یا نیازی را برآورده میکنند، بلکه به این خاطر که زندگی را خوب میسازند.
این چیزها یحتمل همان چیزی را دارند که اسمش را «ارزش وجودی» میگذارم. هنر، علم محض، فلسفهٔ نظری: اینها ارزشهای اینچنینی دارند. ایضاً فعالیتهای پیشپاافتادهای هم هستند که چنین شأنی دارند: تعریفکردنِ قصههای بامزه، نقاشیِ آماتور، شناکردن یا آشپزی، خلاصه همان چیزهایی که زنا هیتزِ فیلسوف اسمشان را «خردهریزهای انسانی» گذاشته بود.
شأن وجودیِ آنها این نیست که صرفاً بهشان نیاز داریم تا چنان تجدید قوا کنیم که دوباره بتوانیم به کار برگردیم، بلکه آنها مقصودِ زندهبودناند. آینده بدون هنر یا علم یا فلسفه، یا بهطور کلی بدون خردهریزهای انسانی، تماماً بیروح خواهد بود. ازآنجاکه این امور باقی نخواهند ماند مگر اینکه ما آنها را پرورش دهیم، پس نسبت به آنها هم مسئولیت داریم.
زندگی دشوار است
نوشتهٔ کِیرن ستیا
ترجمهٔ حامد قدیری
484
حالا اینجاش خیلی خوشگل میشه.
اینجا که رسیدیم، یهو کانال نویسنده عوض میشه و برمیگرده به اون حرفی که میگه تا وقتی بیعدالتی هست، زندگی معنایی نداره و میگه نه آقا من مخالفم. در مورد این توضیح میده که هر انسانی «حق» داره خوشحال باشه، حق داره زندگی کنه و لذت ببره، حق داره اگر در توانش نیست چیزی رو تغییر بده، بچسبه به زندگی خودش و حال خودش رو خوب کنه. این خودش نوعی عدله که انسانی که محق خوشبختی است، خودش رو خوشبخت و خوشحال کنه؛ این اسمش خودخواهی نیست و خود عدالته.
بنابراین، از لحاظ فلسفی، یکی از کارهایی که برای برقراری عدالت در این دنیا میتونیم بکنیم خوشبختکردن خودمونه. اینجوری یک نفر رو از بدبختی نجات دادیم! :)
خوشگل نبود؟
یک تکه از متن رو توی پست بعدی میآرم. البته مجبور شدم یکم خلاصهش کنم.
484
یکی از فصلای کتاب راجعبه بیعدالتی در جهانه. نویسنده اول توضیح میده که خیلی از فیلسوفها گفتن که تا وقتی بیعدالتی هست، زندگی اصلا معنایی نداره. به این منظور که بگن باید آدم تمام سعیش رو برای رفع بیعدالتیها بکنه.
بعد، نویسنده توضیح میده که چنین چیزی که ممکن نیست چون ما هرگز نمیفهمیم خب تا کجا؟ تا کی این کار کافیه. و میگه خیلی.ها با دیدن اوضاع و اینکه میفهمن با وجود کلی اعتراض و دویدن، تغییر چندانی ایجاد نکردهن پس ناامید میشن.
بعدتر، توضیح میده که این ناامیدی از تغییرْ دیدگاه اشتباهیه. شما جون یک نفر از دو نفر رو نجات بدید یا جون یک نفر از یک میلیون نفر رو، همچنان جون یک نفر رو نجات دادید. پس نمیشه گفت حالا که جهان پر از بیعدالتیه من کاری نکنم پس. ما همیشه باید دنبال عدالت باشیم.
484
ترجمان یک کتاب خیلیییییی قشنگ داره به اسم «زندگی دشوار است». درمورد اینه که فلسفه چه کمکی میکنه به ما که بهتر زندگی کنیم.
توی پست بعدی راجعبه یکی از فصلاش میگم که به خودم خیلی چسبید.
484
من تازه امسال فهمیدم چقدر دلم میخواست خانوادهم باهام صمیمیتر میبودن. کاش خواهرام هر هفته بهم زنگ میزدن. کاش مامانم هر روز بهم زنگ میزد. کاشکی حداقل یکنفرشون بود که همینجوری به هم زنگ بزنیم و راجعبه این حرف بزنیم که ناهار چی پختیم. که پنیر جدیدی که میخریم خوشمزهست. که خانوم همسایه چی گفته. انزوا واقعا سخته. خیلی سخته.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
