SevenHells
Kanalga Telegram’da o‘tish
484
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
484
کاش یک قطار وجود داشت که ریلاش مشخص نبودن، مقصدشم مشخص نبود. هر وقت خسته میشدی زندگیتو جمع میکردی، میچپوندی توش و میرفتی.
484
دلم میخواد من مری باشم و یه دونه مکس پیدا کنم و همیشه برای هم نامه بنویسیم و با دست خط خودمون حرفای احمقانه ای که به هیچکس نمیگیم رو بگیم. نبود؟
484
« توی چشم های بی علاقه اش نگاه کردم: تا حالا دلتنگ شدی؟ سرش را تکان داد. گفتم تا حالا عاشق شدی؟ تا حالا دلت برای پیچش تک و توک موی سفید لای ریش یک نفر رفته؟ تا به حال صرف وجود داشتن یک نفر تو را به وجد آورده؟ به زل زدن ادامه داد تا ببیند چقدر بیشتر از این دیوانه میشوم. رفتم جلویش نشستم، دست هایش گرفتم و گفتم اصلن تا به حال شده به یک نفر فکر کنی و ناخودآگاه زیرلب بخوانی جان من است او؟ آب من است او؟ نان من است او؟ توی چشم هایم عمیق تر نگاه کرد، بعد از یک مکث طولانی دست هایش را از دستم کشید، دمش را تکان داد و میوکنان رفت روی بام خانه ی همسایه. من ماندم و چایی یخ کرده ام و جای خالی تو. »
484
یه خاصیت خیلی بدی که دارم اینه که هیچوقت هیچیو در راه چیز دیگه ای قربانی نمیکنم. با یک سری اموال مشخص که هر چند وقت یه بار آسیب میبینن و کم میشه ازشون، نشستم تو خونه و گریه میکنم که چرا دنیا دیگه هیچ چیز جدیدی بهم هدیه نمیده.
484
به طرز عجیبی همیشه میتونم زندگیمو طوری مدیریت کنم که توی موقعیت های حساس گند بزنم. یعنی چنان گند بزنم که سه چار سال بیفتم عقب. مثلن الان منفی سی و دو سالمه.
484
نوشته «در واقع میتوان هورمون عشق را تولید کرد». راست میگه. مثلا من خودم یه نمونه ی زنده ی تولیدکننده ی هورمون عشقم. از هر سمت نیم نگاهی بهم انداخته بشه درجا هورمون عشق تولید میکنم.
484
ببینید... اینکه اطلاعات خیلی خصوصی زندگیتونو هرجا میخواید پخش میکنید رفتاریه که از شما سر میزنه و به من مربوط نیست. اینکه از من انتظار دارید اون جزئیات رو دنبال کنم و بهشون اهمیت بدم رفتاریه که به من مربوطه کاملن و اذیتم میکنه. بنابراین وقتی میگم برام مهم نیست، از من ناراحت نشید چون شما قربانی این بازی کثیف نیستید لعنتیا.
484
همینقدر که این پست آبکی است، من هم هستم. رسم زندگی این است. آدم هیچ وقت توی اوج نمیماند.
484
« به او گفتم دیگر نمیخواهم بزرگ شوم. چون دیگر نمیدانم وقتی بزرگ شوم میخواهم چکاره بشوم. دست هایم را توی دستش گرفت و با مهربانی گفت عشق تنها چیزی است که زندگی ات را رنگ خواهد کرد. به چه چیزی عشق میورزی؟ همان را انجام بده. آدم باید کاری را آنقدر عاشقانه انجام بدهد که حتی اگر سودی هم نکند باز هم از آن دست نکشد. توی چشم هایش نگاه کردم و گفتم ولی من فقط عاشقانه تو را دوست دارم. خندید و گفت حق داری. خندیدم و توی دلم به دنبال راهی برای کسب درآمد از دوست داشتنش بودم. »
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
