uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
481
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
در این غروب جمعه، در آخرین روز تابستان، با هوایی مثل پاییز، توی محوطه پر از برگ های در حال زرد شدن، دلتنگتیم. برگرد، بی تو همیشه جهندم است.

غروب جمعه که میگن اینه هااا. [لباس فرمش را اتو میکند]

ترم یکیا باختن. هم از ترم بالاییا تیکه میشنون هم اینکع زمونه عوض شده دبیرستانیا دریده ن الان نمیشه بهشون تیکه انداخت.

آدم وقتی تنهاس به اون دوتا کفتری که دارن دعوا میکنن سر چارتا گندم هم حسودی میکنه.

ولی ناموسن بچه کیریه. شاید بگید تو خودتم بچه یک نفریااا، باید بگم بله منم کیریم.

این موقع شب آرزوت نکنیم جواب دلمونو کی بده؟

یه روز میرم ادلو بغل میکنم بهش میگم با وجود شما همه ی بغض هام به گریه بدل شد.مرسی که هستی ^-^

یجوری طلبکارین انگار قرارداد بستم همیشه حلال مشکلاتتون باشم. برو تو صف باو من خودم کل هیکلم مشکله. -.-

اصلن حسین جنس غمش فرق می‌کند...

به آدمایی که راحت لباس میخرن حسودیم میشه.

ینی میخوام بگم از ما تباه ترم هست.
ینی میخوام بگم از ما تباه ترم هست.

جوان ایرانیییییی صبحت به جهندممممم.

مثل جیغ آرشه روی سیم ویولن دوست دارم.

مثل جعد موهات دوست دارم.

مثل بوی کتابای نو دوست دارم.

مثل عطر قهوه های خونگیمون دوست دارم.

مثل موهای پریشون سر صبحت دوست دارم.

مثل صدای گرفته ت بعد سیگار دوست دارم.

مثل صدای گنجشکا سر صبح دوست دارم.

حضرت عشق، شما که ناراحتید ما میمیریم.