uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
484
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
کلمه ی دل‌خراش کلمه خیلی مناسبی برای توصیف بعضی احساس هاست. مثلن مادری که نطفه ی توی شکمش را از بی پولی و ترس میکشد، حس میکند یک نفر توی سینه اش نشسته و دارد ناخن میکشد روی دهلیزهای قلبش. مثل کسی که دارد روی تخته سیاه ناخن میکشد. مثلن گنجشکی اگر بچه اش را توی سرما یخ زده ببیند، احساس میکند قلبش را دارند روی سطحی با اصطکاک بالا میفرسایند. مختصر، این ها را گفتم که به تو بگویم نبودنت برای من دلخراش است. اگر یک روز نباشی، حس میکنم یک نفر نشسته توی قلبم و دارد ذره ذره ی وجودم را زیر ناخن های چرکینش میخراشد، تا وقتی که تمام شوم. نبودنت مرا تمام میکند. نرو... بمان.

از لحاظ صرفه جویی در مصرف آب🤓
از لحاظ صرفه جویی در مصرف آب🤓

احساس میکنم همین حالا که در آستانه ی ورود به دوران جوونی ام، همه ی چیز های محشر دنیا به پایان رسیده و من هرگز نمیتونم حس و حال آهنگ هایی رو که برای بیست و چند سالگی خونده شده درک کنم. این حس یک نوجوونه که اصولا باید سرشار از انگیزه برای ادامه ی زندگیش باشه. این بود زندگی؟ دست شما درد نکنه.

photo content

چجوریه که میگن اعتیاد یه بیماریه ولی از آدمی که به بغل معتاده مواظبت نمیکنن؟ هان هان؟ بابا یکم حواستون به مریضتون باشه دیگه لعنتیا‌.

photo content

ایشون درست میگه : https://t.me/favania/989

مسئول عزیز، اگر خارجکی ها اینقدر سگ پدر هستند و اینقد اح اح هستند و به همه تجاوز میکنند و ریده اند توی مملکتشان، زن و بچه ی خودتان آنجا چه میکنند؟ عایا خارجکی ها فقط برای عوام الناس خطرناکند؟ برای شما نیستند؟

photo content

میپرسم پس هستم. - شعار عمه ها در روز اعلام نتایج کنکور -

photo content

فی الواقع، برای ترسیم بهتر شرایط باید گفت، چنان به گای سگ رفتیم که گای سگ هم خودش باورش نمیشه. یعنی نقاطی از گای سگ وجود داشتن که خود گای سگ ازشون خبر نداشته تا اینکه ما بهشون رفتیم.

چنان با شیب ناملایمی رفت تویمان که خواستیم داد بزنیم. دهانمان را گرفتند گفتند منافق ها فریاد نمیزنند. ما حتی سرکرده آن خدانشناس ها را هم نمیشناختیم. پی یک لقمه نان بودیم که بی سگدو بدست بیاوریم. گفتند می افتیم زندان، بگا میرویم. ما هم نشستم تا این دفعه با شیب ناملایم تا دسته تویمان برود.

photo content

اینکه یهو پلی لیستی که پس از مدت ها اندیشه و آزمون و خطا انتخاب کردینو دوست نداشته باشین، میدونین چه قد ناراحت کننده س؟

photo content

پس کی زمانش میرسه که با دوست پسر انگلیسیم قهوه ی ترک سفارش بدیم و همونطور که داریم به یه آهنگ زیبای فرانسوی گوش میدیم، با شادی زایدالوصفی در نگاه همدیگه غرق شیم؟ :(

کشتی نوح یه سریا رو نگه داشت بقیه رو گذاشت غرق شن. حس میکنم قضیه ما برعکسه. یه کشتی هست فقط مارو سوار کرده که از بالای آبشار پرتمون کنه پایین.

لبنیات گرون شده، بنزین قراره گرون شه، دلار ممکنه تا ۲۵ هزار تومن بره بالا، خونه گرون شده، برق قطع میشه، آب کمه، تحریمارو برنمیدارن، هیچ جا اجازه نداریم بریم، فرهنگمون بگا رفته، تاریخمون بگا رفته، کار نیست، خیلیا غذاشونم به زور دارن، تسهیلات نیست، واسه یه دندونپزشکی باید وام برداری، طلا گرون شده، سن ازدواج بالاعه، آمار طلاق بالاعه، آزادی نداریم، پولمونو بالا کشیدن، پسرامون به زور میرن سربازی، دخترامون به زور حجاب دارن، هر چند وقت زلزله بگامون میده، اون بگامون نده پراید همیشه بگامون میده، با این وجود هنوزم زنده ایم. ناموسن دیگه مارا به سخت جانی خود این گمان نبود!

« دخترکم، بزرگ شدن برای بعضی ها پروسه ای است که در آن از همه جهات رشد میکنی و برای بعضی ها پروسه ای است که در آن فقط منطقت رشد میکند و احساست را میدهی هاپو بخورد. تقریبن تمام آدم بزرگ های دنیا توی دسته دوم هستند. آن ها برایشان مهم نیست چه احساسی داری، هرکار میخواهند میکنند - ولو فقط با منطق خودشان کار کند - و برایشان مهم نیست چقدر عذاب میکشی. حتی بعضی هاشان میخواهند به زور هم که شده احساس تو را هم بدهند هاپوی سیاه افسردگیشان بخورد تا راحت بتوانند منطق فضاییشان را پیاده کنند. احساست را بردار و فرار کن. از من به تو نصیحت. »