uz
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali جمع مدیران نامدار ایران analitikasi

جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 27 549 obunachidan iborat bo'lib, Biznes toifasida 2 257-o'rinni va Eron mintaqasida 12 333-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 27 549 obunachiga ega bo‘ldi.

12 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -131 ga, so‘nggi 24 soatda esa 4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 30.03% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 5.96% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 8 272 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 642 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent مدیر, جا, آقا, وقت, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 13 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Biznes toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

27 549
Obunachilar
+424 soatlar
-347 kunlar
-13130 kunlar
Postlar arxiv
🔴 مالزی اگر ایران بود چه می کرد؟ ✍️نفیسه قانیان 🔹گردشگری، درخت های پالم، کاکائو و معادن قلع؛ این ها تنها چیزهایی است که منابع در آمدی کشور مالزی را تشکیل می دهد. مالزی هیچ چیز دیگری ندارد. معادن قلع این کشور یک صدم معادن یکی از شهرهای ایران هم نمی شود و درخت های پالم و درخت های کاکائو در این کشور، آوازه جهانی و کیفیت زعفران و پسته ایران را ندارد. 🔸مالزی نه تخت جمشید دارد و نه هزاران رشته صنایع دستی، نه فرش اش در تمام جهان شناخته شده است و نه از آب و هوای چهارفصل ایران برخوردار است. 🔹مالزی یک کشور چند ملیتی است که از تقابل فرهنگی ملیت های مختلف برای رشد گردشگری خود استفاده کرده؛ 🔸پل خواجو نداشته اما در دولت اصلاحات از ایران اجازه گرفته تا 33 درصد از پل خواجوی اصفهان را با همین نام بازسازی کند و این پل و 6 پل بازسازی شده از دیگر کشورها، کپی برداری زیرکانه ای است که سالانه گردشگران زیادی را به این کشور می کشاند. 🔹زمانی "ماهاتیرمحمد" گفته بود اگر یکی از پل های تاریخی اصفهان را داشت، ایران را از درآمد نفت بی نیاز می کرد. دولت مالزی که هم اکنون ادامه دهنده سیاست های نخست وزیر محبوب خود در بخش گردشگری است، ثابت کرده که این گفته ماهاتیر محمد قابل اجرا است. 🔸 85 درصد اقتصاد این کشور در دست چینی ها است. در بخش پزشکی بسیار ضعیف اند و اقتصادی غیرتولیدی و کاملاً وابسته دارند. اقتصادی با سیاست درهای باز؛ اما با گردشگری نفس می کشند و سالانه میلیون ها نفر گردشگر را به کشور خود می آورند. 🔹تعداد توریستهای کشور مالزی در سال ۲۰۱۲ بالغ بر ۲۵ میلیون نفر بوده و درآمد ناشی از این تعداد توریست، بالغ بر ۶۰ میلیارد دلار اعلام شده است. 🔸طبق آمار سازمان جهانی توریسم ملل متحد(UNWTO) کشور مالزی رتبه ۱۰ صنعت توریسم جهان را به خود اختصاص داده است اما باید قبول کردمالزی چیزی جز زرق و برقی بی اصالت نیست. هرچند تقابل فرهنگی و ملیت های مختلف در این کشور شما را با پازلی جذاب روبرو می کند اما کجا معماری مالزی، اصالت و ویژگی های معماری ایران را دارد؟ 🔹این در حالی است که تفاوت آمار گردشگران در ایران و مالزی، تفاوتی نجومی است. 🔸سیاست ها و برنامه ریزی های متفاوت اقتصادی و گردشگری در این دو کشور، تنها چیزی است که درآمدهای اقتصادی مالزی از بخش گردشگری را به این جا رسانده است. 🔹مالزی با 41 آژانس دهها برابر ایران توریست دارد، در حالی که در ایران بیش از 3000 دفتر خدمات مسافرتی دایر است که به دلیل سیاست های کلان دولت و تخصصی نبودن امور در این دفاتر، عملاً راه به جایی نبرده و اقتصاد گردشگری را تکانی نداده اند. 🔸مالزی در طول هشت سال گذشته، در مسیر کامل توسعه یافتگی قرار گرفته و تفاوت های شاخصی با مالزی دهه قبل به دست آورده است. اگرچه هنوز هم در صنعت، تولید و پزشکی، وابستگی و کمبودهای زیادی دارد اما در بخش گردشگری، نمونه بی بدیلی است. مالزی نان تفکرش را می خورد و همین تفکر و درآمدزایی، مردم این کشور را در سطح قابل قبولی از رفاه اجتماعی قرار داده است. 🔹تأثیر درآمد حاصل از گردشگری در دیگر بخش های این کشور را به راحتی می توان دید. سیستم های حمل و نقل، هتل ها، مراکز تفریحی و گردشگری، زیباسازی شهر و امثال آن از جمله مواردی است که هم به مدد ورود بیشتر گردشگران به این کشور مهیا شده و هم خود عاملی برای جذب بیشتر گردشگر محسوب می شود. 🔸این در حالی است که این کشور در بخش توریسم سلامت و اکوتوریسم حرف چندانی برای گفتن ندارد و یا دست کم با ایران قابل مقایسه نیست. کشوری با دو فصل کم باران و پرباران است که چهارفصل بودن ایران را حسرت می خورد اما سرعت توسعه اش در کمتر کشوری دیده شده است. 🔹چشم انداز سال 2020 مالزی می گوید که این کشور در این بازه زمانی به یک کشورکاملاً توسعه یافته تبدیل خواهد شد. چیزی حدود 40 درصد از بودجه عمومی سالیانه این کشور صرف آموزش و پرورش و تربیت نیروی متخصص می شود تا این هدف را محقق سازد. با این همه باید تصور کرد اگر مالزی ایران بود، چه می شد و چه می کرد؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

زمانیکه "مدیریت و برنامه ریزی" پاشنه آشیل مملکتی باشد .../دکتر حامد پاک طینت مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy
زمانیکه "مدیریت و برنامه ریزی" پاشنه آشیل مملکتی باشد .../دکتر حامد پاک طینت مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

🔴هان ای دل عبرت بین ،از دیده عبر کن هان 📌محمدعلی شهابی ✍️سفارت به دست انقلابیون افراطی تسخیر می شود ، به استناد اسناد عادی و ارتباطی که بین دو دولت رد و بدل شده و از انجا که او نماینده ایران در مذاکرات مختلف با امریکایی ها بوده ،امضایش پای اسناد است ✍️با بهانه مشورت سیاسی او را از سفارت ایران در سوئد به تهران فرا می خوانند ✍️قبل از امدن به تهران، وزیر خارجه سوئد با او تماس گرفته و او را از امدن به تهران باز می دارد به او هشدار می دهد که نقشه بدی برایش دارند و نرود. ✍️ او قبول نمی کند و پاسخ می دهد مسایل داخلی کشورش را نمی تواند رها کند ،از وزیرخارجه سوئد اصرار و از او انکار و در نهایت وارد تهران می شود. ✍️بازرگان می گوید چرا به تهران امده و او پاسخ میدهد وزیرخارجه[قطب زاده] تماس گرفته تا برای مشورت برگردد. ✍️با وزارت تماس گرفته و از امدنش خبر می دهد کمال خرازی تلفن را پاسخ داده و میگوید قطب زاده حضور ندارد و قرار ملاقات برای 9 شب تعیین می شود او به وزارت خارجه می رود و از انجا مستقیم راهی زندان می شود. ✍️به اتهام جاسوسی برای امریکا به اعدام محکوم می شود و قرار بر این می شود که دو روز بعد از محاکمه و یک روز قبل از عید اعدام شود ✍️ بازرگان وساطت می کند با ایت الله خمینی دیدار کرده و اعدامش به حبس ابد تبدیل می شود[بعدها از قطب زاده که او هم از پس روزگارراهی زندان می شود،سوال می کند چرا او را با دروغ به تهران فراخوانده وقطب زاده می گوید او اینکار را نکرده بلکه کمال خرازی امضای او را جعل کرده و پای درخواست بازگشت را امضا کرده است] ✍️ او بیست سال در زندان بدون ملاقات روزگار می گذارند.بعدها انقلابیون تسخیرکننده،بازجوها ،قاضی و همه انهایی که در این جنایت بزرگ شریک بودند یکی پس از دیگری به منزل او امده و طلب حلالیت و غفران می کنند،محمدی گیلانی قاضی صادر کننده حکم در بیمارستان از او طلب حلالیت می طلبد،اصغرزاده اصلاح طلب خط امامی و تسخیرکننده سفارت ومحمدجواد مظفر به منزل او رفته وتقاضای بخشش می کنند،عباس عبدی بازجوی اوادعا می کند فردی شبیه به او به نام حسن عباسی بازجویش بوده و حقش 5 سال زندان بوده است نه بیست سال. ✍️او اکنون از زندان ازاد شده ولی در حصر بوده و 37 سال است که اخرین فرزند خود را ندیده است. ✍️انقلابیون تسخیرکننده نمی دانستند روزی فرزندانشان در خاک کشوری زندگی خواهند کرد که اکنون سفارتش را تسخیر می کنند. ✍️حال که بی گناهی اش تقریبا ثابت شده وهمگان از او حلالیت طلبیده اند همسرش می گوید بازرگان گفته است تا زمانی که این ادم متهم به جاسوسی و در زندان باشد دستهای بازرگان از قبر بیرون خواهد ماند . ✍️از دیگر اتهامات او تلاشش برای انحلال مجلس خبرگان و حذف ولایت فقیه از قانون اساسی و حدف روحانیت از ارکان تصمیم گیری بوده و البته همان اوایل انقلاب از اینده کشور و ایران احساس بیم و خطر کرده بود. ✍️اوبعدها، در سال 81 ودر مقاله ای نوشته بود که تنها راه نجات ایران برگزاری رفراندوم و تعیین نوع حکومت است وجز این هیچ راهی برای اصلاح وجود ندارد.او به دلیل نوشتن این مقاله باز هم محکوم شده بود. ✍️ ازشکنجه های روحی و تحقیرهایی که در زندان بر سر او اورده اند می گوید.تا هفت سال اجازه پوشیدن دمپایی نداشته است حتی کفشی که با پتو درست کرده بود را هم از او گرفته بودند ✍️وقتی که او را به بیمارستان سعادت اباد اعزام می کرده اند به همراه دو زندانی دیگر انها را به دم الاغ بسته و الاغ ها را هم به صورت ستونی به یکدیگر بسته تا در خیابان و بین مردم تحقیر شوند غافل از انکه عزت دست خداست و انهایی تحقیر شده اند که اکنون حلالیت طلبیده اند. ✍️اری این است بخشی از سرگذشت معروفترین زندانی سیاسی ایران،مهندس عباس امیرانتظام سخنگوی دولت موقت و سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی که از گفتگوی حسین دهباشی تاریخ پژوه با او استخراج شده است ✍️این گفتگوی ارزشمند و حدودا دوساعته را از این لینک تماشا کنید.گفتگویی غم انگیز همراه با اشک و اه و حسرت.ان را از دست ندهید. بعد از شنیدن صحبت های امیرانتظام بی درنگ اشک ریختم ✍️اگر ارزوی ما این است که اینده ایران مثل گذشته اش نشود باید با تماشای این گفتگو حس انتقام ،کینه و عداوت را کشته و عطوفت و مهربانی را جایگزین کرد و رشد داد ✍️کاری که امیرانتظام در بیمارستان پارس انجام داد و از قاضی صادر کنده حکم که این روزگار را برای او ساخت عیادت کرد و گفت هیچ کینه ای به دل ندارد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅هبه روزانه پانصد میلیون به ژن‌های‌خوب ✍️غلامحسین دوانی 📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی دولت در سه سال گذشته روزانه به بيش از ۷۰۰ صرافي داراي مجوز، حدود ۲۰ ميليون دلار ارز نقدی پرداخت کرده تا با توزيع بين متقاضيان، نرخ ارز را در بازار ثابت نگه دارد. در همان ايام، قيمت دلار در صرافي بين ۲۰ تا ۳۵ تومان ارزانتر از نرخ دلار در بازار بود. مثل هميشه صرافيهاي بانک‌هاي خصوصي که بيشترين ارز را دريافت کرده بودند، همه اين مبالغ را در اختيار مردم قرار نمي‌دادند، بلکه عمده اين ارز در اختيار سهامداران عمده اين بانک‌ها و خواص مرتبط با آنها قرار گرفته بود. به زبان ساده، دولت با اتخاذ چنين روشي، هر روز به گروهي از دارندگان ژن خوب که همه هنرشان ماشين‌سواري و دوردور بود، روزانه ۵۰۰ ميليون تومان هبه مي‌کرد اين سياست از زمان رياست‌جمهوري دکتر مهندس احمدي‌نژاد آغاز شد که ثمره آن، امثال بابک زنجاني بود که از همين پول‌هاي هبه‌شده به آن ثروت عظيم دست يافتند. اين شيوه در دولت آقاي دکتر روحاني بعد از مدتي توقف، دوباره آغاز شد؛ توزيع پول، ثروت و رانت بين گروهي ازجمله فرزندان برخي وزرا و وکلا (اصلاح‌طلب و اصولگرا) که موفق شده بودند با نزديکي به مراکز قدرت، مجوز صرافي بگيرند. در حالي که دولت مي‌توانست همين مبالغ را از طريق سيستم بانکي و با ثبت دقيق اطلاعات متقاضيان توزيع کرده و جريان گردش پول را کنترل کند، اما دولت توزيع و فروش ارز خارج از سيستم بانکي را ترجيح مي‌دهد؛ براي اينکه اولا مقصد پول‌ها و خريداران واقعي ناشناس بماند و ثانيا سفره ريزه‌خواران خالي نماند. اتفاقات دي‌ماه سال گذشته و اعتراضات پس از آن، براي اولين‌بار گروه بزرگي از ثروتمندان و به‌ویژه کساني که با رانت‌خواري، صاحب ثروتهاي بادآورده شده بودند و آن را در معرض خطر مي‌ديدند، به فکر انداخت تا بخش مهمي از پول‌ها را به خارج از کشور و ازجمله به ترکيه، گرجستان، امارات و... منتقل کنند. در نتيجه، ميزان تقاضاي ارز به‌شدت افزايش يافت. از طرف ديگر، تهديد ترامپ به خارج‌شدن از برجام و استقرار مجدد تحريم‌ها، تقاضاي دريافت ارز را چندين برابر کرد. با افزايش سرسام‌آور قيمت دلار انتقادها از دولت بالا گرفت و اسحاق جهانگيري،در اقدامي ضربتي، نرخ دلار را چهارهزارو 200 تومان اعلام کرد. دلار چهارهزارو 200 توماني به صرافي‌ها نيامد اما دولت اعلام کرد به واردکنندگان کالا ، دلار را به همان قيمت تک‌نرخي واگذار مي‌کند. صاحبان ثروت‌ بلافاصله به فکر چاره‌جويي افتادند و شروع به تأسيس شرکت‌هاي بازرگاني و ثبت سفارش کردند. روند تأسيس شرکت و انتشار آگهي در روزنامه رسمي دولت و همچنين ثبت سفارش که در شرايط عادي حدود شش ماه زمان مي‌برد به محض بازشدن درهاي خزانه بانک مرکزي به يک روز کاهش يافت و با صرف‌کردن چند سکه بيشتر میشد تا نيم‌ساعت هم تقليل داد. در شش ماه گذشته به اين ترتيب بيش از ۲۰ ميليارد دلار ارز از خزانه بانک مرکزي به متقاضيان واردات بابت ثبت سفارش کالاهايي که اساسا با افزايش قيمت صوري همراه يا تخصيص ارز به متقاضياني که يا هيچ کالايي وارد نخواهند کرد يا اينکه کالاي وارداتي را با احتساب قيمت آن به ارز آزاد روانه بازار مي‌کنند، اختصاص داده شد. بطور مثال مبلغ ۳۵ ميليون يورو به شرکتي واگذار شده که در اوايل خرداد سال جاري به ثبت رسيده است. اين شرکت مدعي است که با اين پول موبايل لاکچري آيفون ۱۰ وارد کرده است. قيمت امروز آيفون ۱۰ در بازار موبايل گوياي آن است که اين شرکت گوشي‌ها را با قيمت دلار 9هزارتوماني به فروش مي‌رساند و از همين يک بار واردات مبلغ ۴۵ ميليارد تومان سود برده است. اين سود معادل هزينه ساخت ۵۰ کيلومتر راه‌آهن يا ۱۱۰ کيلومتر جاده آسفالت يا دستمزد متوسط ماهانه ۳۰ هزار معلم است. اين‌گونه واگذاري‌ها بعد از آن انجام شد که دولت اعلام کرد براي کالاهاي اساسي مورد نياز مردم ارز ارزان‌قيمت در اختيار واردکنندگان قرار مي‌دهد. به طور نمونه به يک شرکت ارائه‌دهنده تعميرات موبايل ۱۰ ميليون يورو ارز داده شده است. ارز واگذارشده به واردکنندگان اتومبيل ده‌ها برابر اين مبالغ است. از اين 20ميليارددلاري که با قيمت ارزان به واردکنندگان واگذار شد،حتي يک دلار آن به سفره مردم باز نگشت. واقعيت آن است که در نظام سرمايه‌داري خصولتي، هر سياست جديدي که دولت مثلا براي کنترل گراني و رهايي مردم از سه دهه پيش اعمال شده، به انحاي مختلف به نفع يک دهک خاص موسوم به دارندگان ژن خوب بوده و ساير دهک‌هاي اقتصادي از اين سياست‌ها جز تيره‌روزي و کاهش شديد قدرت خريد نصيبي نبرده‌اند.نتيجه اعمال سياست تک‌نرخي‌شدن قيمت ارز صرفا براي رفاه حال کساني است که قصد دارند ثروت‌هاي بادآورده را به خارج منتقل کنند يا بازرگاناني که مورد عنايت خاص قرار دارند. به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید telegram.me/esfahaneconomy

🔴 کشورداری بر اساس اصل غافلگیری! ✍️دکتر محمد فاضلی ✅ جنگ که شروع شد من پنج و وقتی پایان یافت سیزده ساله بودم، اما خوب به خاطر می‌آورم که گوینده اخبار جنگ برخی مواقع چیزی شبیه به این جمله می‌گفت: «رزمندگان اسلام با استفاده از اصل غافلگیری به مواضع دشمن حمله کرده و موفق شدند ...». اصل غافلگیری خوب است اما برای حمله به دشمن و آن هم بعد از این‌که گفت‌وگو و هماهنگی کامل در درون ارتش خودی صورت گرفته است. غافلگیر کردن خودی‌ها فاجعه است. ربط غافلگیری با مشکلات کشور این است که کیفیت سیاست‌گذاری عمومی در کشور پایین و ریشه عمده مشکلات است، و این خیلی جدی با «اصل غافلگیری» ارتباط دارد. ✅ اگر قرار است هر اقدام توسعه‌ای نظیر هدفمندی یارانه‌ها، توسعه کشاورزی، ساخت بیمارستان، تغییر الگوی فضای سبز، سیاست قیمت‌گذاری ارز یا ایجاد سد و شبکه آبیاری صورت گیرد، پیش‌نیاز آن گفت‌وگویی مبتنی بر شاخص‌های قابل سنجش میان همه کسانی است که تحت تأثیر این اقدامات قرار می‌گیرند یا بر سرنوشت این اقدامات مؤثرند. رویه فعلی این است که بوروکرات‌ها و سیاستمداران تحت تأثیر شناخت‌های خود، سلیقه – حتی خیرخواهانه - یا منافع سیاسی و اقتصادی درباره همه این‌ها تصمیم می‌گیرند. اطلاعات درباره افکار، منافع و مقاصد سیاست‌ها و طرح‌ها، ذره ذره و گاه بر اثر نشت اطلاعات و نه حتی قصدی برای انتشار و شفافیت در اختیار ذینفعان قرار می‌گیرد. ذینفعان در غالب موارد «غافلگیر» می‌شوند. گاهی احساس می‌کنم سیاست‌گذاری کشور بر اساس «اصل غافلگیری» بازمانده از دوران جنگ است. ✅ مصادیق غافلگیری را بسیار دیده‌ایم. صنعتگران، تولیدکنندگان، بیماران داروهای خاص و بقیه مردم به یکباره می‌فهمند که قیمت ارز 4200 تومان تثبیت شده است؛ کشاورزان دشت یکباره می‌فهمند که قرار است در بالادست رودخانه سد بسازند؛ مردم شهرها یکباره متوجه می‌شوند که قوانین ساخت‌وساز تغییر کرده؛ و استادان دانشگاه به یکباره خبردار می‌شوند که قوانین ارتقا متحول شده و همین‌طور الی آخر. برخی زرنگ‌تر هستند خودشان را فوری تطبیق می‌دهند مثل آن‌ها که یک‌شبه اساسنامه شرکت‌های‌شان را عوض کردند و ارز 4200 تومانی برای واردات غیرمرتبط با تخصص شرکت‌شان گرفتند؛ و بقیه ذینفعان هم حیران می‌مانند. ✅ نظام سیاست‌گذاری فاقد نظام ارتباطی و گفت‌وگوی مؤثر است؛ و برخی وقت‌ها هم نمی‌خواهد داشته باشد تا سیاست‌ها پنهان بمانند. طراحی فرایند گفت‌وگو با ذینفعان، به اشتراک گذاشتن مستندات کارشناسی درباره منطق تصمیمات، تحلیل هزینه‌های هر تصمیم برای گروه‌های مختلف و متقاعد ساختن گروه‌ها نسبت به منافع و مضار هر اقدام انجام نمی‌شود. ✅ نظام سیاست‌گذاری گاه «غافلگیرانه رادارش روی یک هدف قفل می‌کند.» برای مثال اگر شما 200 میلیارد تومان پول داشته باشید و بخواهید برای مردم منطقه‌ای توسعه، رضایت و رفاه ایجاد کنید، باید بپرسید بین گزینه‌های مختلف نظیر توسعه صنایع کوچک و متوسط (و انتخاب بین همین صنایع)، ساختن جاده، توسعه شبکه آبیاری، ساماندهی زنجیره ارزش محصولات، ساخت سد یا توسعه گردشگری (و چند انتخاب دیگر) کدام گزینه برترین است؛ نه این‌که مثلاً رادار روی ساخت جاده یا توسعه کشاورزی قفل شود. ✅ اعمال اصل غافلگیری، یعنی گفت‌وگو و ارزیابی گزینه‌های مختلف صورت نمی‌گیرد، و ذینفعان از اهداف اطلاع نداشته باشند. یکی از عوارض خطرناک این وضعیت آن است که «به جای آن‌که اهداف، پول‌ها را هدایت کنند؛ پول‌ها، اهداف را تعیین می‌کنند.» این تفاوت خیلی ظریفی است. سؤال برای مثال این است: «آیا می‌خواهیم به هدف الف برسیم و برای آن 200 میلیارد تومان پول می‌خواهیم؟ یا ما 200 میلیارد پول می‌خواهیم و برای آن یک هدف می‌تراشیم؟» اعمال اصل غافلگیری است که «هدف تراشیدن برای پول» به جای «پول برای تحقق هدف» را ممکن می‌سازد. ✅ سیاست‌گذار و به تبع آن مجری سیاست‌ها نباید مردم و ذینفعان را غافلگیر کند. اصل غافلگیری، نظام سیاست‌گذاری را به سمت یکی از خطرناک‌ترین بیماری‌های این کشور می‌برد: پوپولیسم. این بیماری تا حدی محصول وجود ظرفیت اعمال اصل غافلگیری است. پوپولیسم معانی مختلف دارد و باید درباره آن مفصل بحث کرد، اما تعریفی خلاصه از آن چنین است: «سیاست‌گذاری به اسم مردم، بدون حضور خود مردم.» پوپولیست‌ها دائم از این می‌گویند که فلان کار را برای منافع مردم انجام می‌دهند اما نمی‌توانند پاسخ دهند که کجا، چگونه، چه زمانی و با چه کیفیتی درباره این کارها با مردم حرف زده‌اند و به اندازه کافی اطلاعات درباره آن‌ها به مردم داده و آن‌ها را قانع کرده‌اند و درباره گزینه‌های دیگر بحث کرده‌اند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 دهان آمریکا دقیقا کجاست؟ ✍️دکتر مجتبی لشکربلوكي مدت هاست که داریم مشت محکم می زنیم به دهان آمریکا. خیلی هم روی «دهان» آمریکا تاکید داریم. چهل سالگی را در انسان ها، دوران کمال و پختگی می دانند. شاید بتوان آن را به حکومت ها نیز تعمیم داد. نظام ما نیز در آستانه چهل سالگی است. پختگی یک نشانه دارد و آن اینکه چهل ساله ها شروع می کنند به شخم زدن اندیشه ها، باورها، گذشته ها و آینده و سوالات عریان و اساسی از خود می پرسد. بنابراین اجازه می خواهم سه سوال بپرسم. سوالات ممکن است جسورانه باشد اما تماماً از سر دلسوزی است. 1- اینکه دست های گره کرده مان علیه آمریکا را بالا می آوریم اما در جیب مان، گوشی آیفون باشد آیا این مشت به دهان آمریکا است؟ 2- اینکه مستقیم کالایمان را از آمریکا وارد نمی کنیم و با ده درصد هزینه بالاتر و سه ماه زمان بیشتر کالا را وارد می کنیم، این مشت به آنجای آمریکا است؟ 3- چرا فکر می کنیم فقط با رای دادن و تظاهرات می توانیم دهان آمریکا را مورد عنایت قرار دهیم و چرا فکر نمی کنیم که با صرفه جویی در مصرف آب و نان و انرژی می شود رابطه خشونت آمیز با دهان آمریکا داشت؟ کمی به اطرافمان نگاه کنیم: آمریکا تا بن دندان به ما نفوذ کرده است: گوگل آمریکایی تمام اطلاعات ما را دارد می داند چه فیلمی نگاه می کنیم، چه کسانی را دوست داریم با چه کسانی در ارتباط هستیم، تصویرمان چه شکلی است. آیفون ها، میلیون ها دلار از کشور ما خارج می کند. فیلم ها و سریال های هالیوودی ساعت های ما را پر کرده اند. جوانان ما برد پیت و آنجلیناجولی را بیشتر از رستم و تهمینه می شناسند. قیمت دلار آمریکا کابوس شب های کارگزاران ماست. نتیجه انتخابات آن کشور برای ما هیجان انگیزتر از انتخابات وطنی است. در بودجه سالانه مان، تعیین قیمت دلار برایمان یک عدد کلیدی است. تقریبا نیمی از جمعیت ایران، شهروند سرزمین مجازی آمریکایی ها هستند. فقط کافیست تعداد کسانی که عضو شبکه های اجتماعی آمریکایی (فیس بوک، توئیتر و ...) هستند را بررسی کنید. با احتساب شهروندی مجازی، ده ها میلیون دو تابعیتی در ایران داریم! چه باید کرد؟ نسل جوان کنونی که نه پیش از انقلاب را دیده است و نه جنگ را و نه خیانت های آمریکا در قبال این مردم، این سوال را می پرسد که آیا واقعا باید دهان آمریکا برای ما مساله ای باشد؟ من فرض می کنم که یک بار دیگر همه با هم نشسته ایم و به این جمع بندی رسیده ایم که باید با آمریکا در تخاصم باشیم. با این «فرض» پیشنهاد می کنم به این سه نکته بیاندیشیم: 1- مهم ترین روش مبارزه با آمریکا، تمرکز بر فقر و فساد است. هر کارگر فرتوتی که شب سرش را سیر و با آرامش به زمین می گذارد، هر کارگزار فاسدی که پرونده اش به صورت شفاف، غیرسیاسی و کارشناسی بررسی می شود و سزای اعمالش می رسد این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. هر دختر و پسر جوانی که حداقل های زندگی (شغلی آبرومند و مسکنی کوچک ولو اجاره ای) برایش فراهم باشد در سن ازدواج، برود سر خانه و زندگی اش این یعنی مشت محکم به دهان آمریکا. این ها، محتاج افزایش کیفیت حکمرانی (کشورداری) است و کیفیت حکمرانی اصلا در گرو بیشتر تلاش کردن مدیران نیست. بلکه در گرو شجاعت در کنار گذاشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی است که چهل سال آزمودیم و نتیجه نگرفتیم و نگه داشتن تفکرات، روش ها، نهادها و مدیرانی آزمودیم و نتیجه گرفتیم. 2- هر میزان که کالای ایرانی مرغوب می خریم و خریدن آن را تبلیغ می کنیم و آن را جایگزین کالای خارجی می کنیم. سلبریتی های محترم می توانند هر هفته با یکی از محصولات ایرانی تصویر بیاندازند. یک روز خمیر دندان ایرانی، یک روز یک تفریحگاه ایرانی، یک روز شکلات ایرانی. باور کنید فالوئرهایتان کم نمی شود بلکه مانند علی کریمی و علی دایی عزیز مردم می شوید. 3- فضای فرهنگی و فضای کسب وکار را بازتر و بهتر کنیم و نگذاریم سرمایه های حقیقی این سرزمین (نخبگان) به آمریکا و خارج مهاجرت کنند. هر نخبه که نمی رود و هر نخبه ای که باز می گردد، هر ثروتمندی که پولش را از کشور خارج نمی کند و کارخانه اش را در ایران بنا می کند و توسعه می دهد به اندازه صدها مشت گره کرده می ارزد. خلاصه آنکه بهتر است به جای آمریکا، روی کشورداری ایرانی، نخبگان ایرانی، ثروتمندان ایرانی، کالاهای ایرانی متمرکز شویم. شما ممکن است با صورت مساله و تحلیلی که کرده ام موافق نباشید، اما قبل از آنکه شروع کنید به انتقاد، به این فکر کنید که با تجویزها نیز مخالفید؟ اگر مخالف نیستید در هر کجا که هستید و هر میزان که می توانیم به ایران کمک کنیم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 هیولایی به نام ونزوئلایی شدن اقتصاد ! 🔹تورم ۴۰ هزار درصد: با حداقل دستمزد در ونزوئلا چه می‌توان خرید؟ 🔹با پنج میلیون و دویست هزار بولیوار که حداقل دستمزد کارگران در ونزوئلا است تنها می‌توان پنج فنجان قهوه و یا نصف یک همبرگر را خریداری کرد. 🔹در بازار‌های سیاه ارز در ونزوئلا که تنها راه مبادله ارز خارجی در این کشور است، هر ۱/۳ یورو به قیمت پنج میلیون دویست هزار (۵.۲۰۰.۰۰۰) بولیوار خریداری می‌شود. اما این مقدار پول رایج ونزوئلا معادل حداقل دستمزد یک ماه کار در این کشور است. 🔹به نقل از یورونیوز، بر اساس پژوهشی که قیمت‌های اقلام مختلف را طی بیش از یک دهه در ونزوئلا بررسی کرده است، میزان تورم سالانه در این کشور به ۴۰ هزار درصد (۴۰.۰۰۰٪) رسیده و این کشور بدترین بحران اقتصادی تاریخ خود را تجربه می کند. 🔹دور باطل ناشی از «ابرتورم» کمر اقتصاد و ارزش پول ونزوئلا را شکسته است. اصطلاح ابر تورم به وضعیتی اطلاق می‌شود که با افزایش پرشتاب نرخ تورم، ارزش پول رایج به شدت سقوط کند و مردم که می‌خواهند به سرعت از کاهش ارزش پول خود جلوگیری کنند، به خرید و نگهداری ارز خارجی که ارزشی پایدار دارد روی می‌آورند. اما در این صورت قیمت‌ کالاها به سرعت بالا می‌رود و پول رایج هر روز کم ارزش تر خواهد شد. 🔹کارشناسان اقتصادی دلیل بحران ونزوئلا را قیمت بسیار پائین نفت و سیاست‌های اقتصادی نیکولاس مادورو، رئیس جمهوری این کشور می‌دانند. از جمله این سیاست‌ها می‌توان از تعیین قیمت ارزان برای برخی از محصولات بسیار پائین‌تر نسبت به قیمت تمام شده تولید آن محصول نام برد. 🔹نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، مخالفان و بازرگانان تحت حمایت آمریکا را مقصر بحران اقتصادی می‌داند. وی در این مدت کمک‌های بشردوستانه بین المللی را نپذیرفت و تنها به چاپ بیشتر پول نقد و افزایش سقف حداقل دستمزد (دست‌کم هفت بار طی یک سال) و در یک کلام تزریق نقدینگی پرداخت. 🔹اما دلیل این بحران هر چه باشد، این مردم ونزوئلا هستند که رنج می‌برند. بر اساس پژوهش سه دانشگاه در کاراکاس، کمبود مواد غذایی به حدی است که یک چهارم جمعیت این کشور در روز دو وعده و حتی یک وعده غذا می‌خورند. 🔹بازار سیاه تنها جایی است که می‌توان موادی مانند پاستا و برنج یافت؛ و الیته قیمت آن پنج برابر قیمت سوپر مارکت‌هاست. 🔹پیدا کردن مواد غذایی در کاراکاس چقدر وقت می‌گیرد؟ 🔹یک شهروند ساکن کاراکاس به یورونیوز گفت که خرید کردن در این شهر به هیچ‌وجه سریع و آسان نیست. او اضافه کرد: «اگر من بخواهم کیک بپزم باید حداقل به سه سوپرمارکت سر بزنم. ممکن نیست بتوانم آرد، شکر و تخم مرغ را در یک مغازه پیدا کنم.» 🔹برای سیر کردن شکم یک خانواده در ونزوئلا چند نفر باید کار کنند؟ 🔹بر اساس آخرین آمار مرکز اسناد و تجزیه و تحلیل فدراسیون آموزگاران ونزوئلا، هزینه مایحتاج غذایی یک خانواده ۵ نفره در این کشور ۳۰۰ میلیون بولیوار است. این یعنی که برای سیر کردن شکم یک خانواده پنج نفره نیاز به دستمزد ۵۷/۷ کارگر است. 🔹آیا همه محصولات در ونزوئلا گران هستند؟ 🔹همه محصولات در ونزوئلا گران نیستند. مثلا پر کردن باک یک ماشین ۶ برابر ارزان‌تر از یک فنجان قهوه است. یک باک کامل بنزین در کاراکس تنها ۲۰۰ بولیوار تمام می‌شود در حالی که برای یک فنجان قهوه باید ۱۲۰۰ بولیوار پرداخت کرد. 🔹یکی از ساکنان کاراکاس می‌گوید: «من به کارگر پمپ بنزین بیشتر از قیمت بنزین ماشینم انعام می‌دهم. زیرا خجالت می‌کشم که کمتر از آن انعام بپردازم.» 🔹قیمت یک نان باگت در ونزوئلا ۱۵۰۰ برابر یک باک پر بنزین خودرو است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✳️باارزش‌ترین برندهای دنیا 🔹شرکت‌های تکنولوژی محور (به رنگ صورتی) باارزش‌ترین 🔹باارزشترین: اپل ۱۸۲ میلیارد دلار مدیران نامد
✳️باارزش‌ترین برندهای دنیا 🔹شرکت‌های تکنولوژی محور (به رنگ صورتی) باارزش‌ترین 🔹باارزشترین: اپل ۱۸۲ میلیارد دلار مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 آلمان: تکنولوژی و بنز / فنلاند: نظام آموزشی برتر/ برزیل: قهوه و فوتبال ✍️جعفر محمدی ایران من، با چه کلماتی در دنیا شناخته می شود؟! 🔹 "بهتر است کشور من در جهان به چه چیزی شناخته شود؟" به عبارت دیگر" وقتی یک شهروند خارجی، نام کشور مرا می شنود، اولین چیزی که به ذهنش می رسد، کدام کلمه یا کلمات است؟" 🔹این، مهم ترین سؤالی است که همه مدیران یک کشور به ویژه مقامات ارشد آن، باید مدام بدان اندیشه کنند و درباره اش برنامه ریزی و عمل کنند. 🔹مقامات کره شمالی، این کار را کرده اند؛ آنها تصمیم گرفته اند وقتی کسی در دنیا نام کشورشان را می شنود، "بمب اتمی" به ذهنش متبادر شود. در مقابل وقتی نام کره جنوبی در جای جای جهان شنیده می شود، کلماتی مانند سامسونگ، ال جی ، کیا و هیوندایی با آن همراه می شود. 🔹آلمان، نام تکنولوژی و بنز را به ذهن متبادر می کند؛ فنلاند، یادآور "نظام آموزشی برتر" است، برزیل، دو کلمه قهوه و فوتبال را به یاد می آورد، هلند، باغ های گل و دام های برتر، فرانسه، فرهنگ، هنر، مد و توریسم ، افغانستان ، تروریسم و مواد مخدر ، امارات دوبی ، تجارت آزاد و هواپیمایی امارات و قطر، گاز را به ذهن متبادر می کنند و ... . 🔹این نام ها، تصادفی با برند کشورها پیوند نخورده اند؛ هر کدام از این ها محصول عملکرد مدیران و مردم آن کشورها هستند. 🔹حال سؤال این است: آیا مسوولان و مردم کشور ما به کلمه یا کلمات کلیدی که در پی نام "ایران" در ذهن مردم جهان متبادر می شود، برنامه ای دارند یا حتی فکرش را کرده اند؟! 🔹چندی پیش، سفری به بلغارستان داشتم؛ در فرودگاه زنی میانسال از دخترم پرسید: از کدام کشور آمده اید؟ وقتی فهمید ایرانی هستیم، لبخندی زد و با شوق و ذوق و لهجه خاص خودش گفت: "اُاُاُ... اصغر فرهادی!" برایم خوشحال کننده بود که نام کشورم نه با سلاح هسته ای و نقض حقوق بشر و ... که با نام یک هنرمند بزرگ و محبوب همراه می شد. 🔹در روزهای بعد، با یک مرد لهستانی آشنا شدم که تعمیرکار خودرو بود؛ او وقتی نام ایران را شنید، کمی مکث کرد و گفت: آهان! در کشورتان جنگ است؟! برایش توضیح دادم که ایران سه دهه قبل با عراق می جنگید، آن هم در مناطق مرزی و الان 30 سال است که جنگی وجود ندارد. او رابه ایران دعوت کردم و پاسخ داد: شاید در تعطیلات بعدی. 🔹چند سال پیش نیز یک راننده تاجیک در شهر دوشنبه، ایران را به احمدی نژاد می شناخت و او را می ستود که خوب مقابل آمریکا ایستاده است. در ترکیه نیز پیرمردی تا فهمید ایرانی ام، بلافاصله وضعیت زنان در ایران را مورد انتقاد قرار داد. هدف از این خاطره گویی ها این است که یادآور شوم که بالاخره قرار است نام ایران با چه کلماتی همراه باشد؟ شعر و حافظ؟ فرهنگ و تمدن کهن؟ توریسم؟ تروریسم؟ هنر و سینما؟ نقض حقوق بشر؟ منشور کوروش؟ فرش و پسته و گلاب؟ جنگ؟ سرزمین چهار فصل؟ تقابل با آمریکا؟ کُشتی؟ مهربانی و مهمان نوازی؟ موشک؟ یا ... ؟ 🔹برنامه ریزان و مدیران کشور و البته مردم ایران باید هم اندیشی کنند به این سؤالات پاسخ دهند: می خواهیم نام کشورمان با چه کلماتی در ذهن مردم جهان همراه شود؟ برای رسیدن به این هدف راهبردی چه کارهای باید کرد و از چه کارهایی باید دوری گزید؟ همراهی چه کلماتی با نام ایران، آزارمان می دهد؟ چه برنامه ای برای جدا کردن مفاهیم منفی از نام کشورمان باید اجرایی کنیم؟ هر بخش از حکومت و نیز مردم، چه وظایفی برای رسیدن به این اهداف دارند؟ چگونه این روند پایش شود؟ 🔹فراموش نکنیم که دنیا امروز، دنیای برند است و اگر برند ایران با تداعیات زیبا همراه باشد، هم اعتبار و حیثیت چند هزار ساله مان حفظ می شود و هم این همنشینی هدفمند مفاهیم، می تواند تبدیل به قدرت و ثروت برای ملت ایران شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 مائده، اینستاگرام، رقص و اعترافات بغض آلود تلویزیونی ... چه خبر از دزدان بیت المال؟! ✍️ جعفر محمدی ✔️ "مائده" نوجوان 17 ساله ای است که در خانه اش می رقصید و ویدئوی رقص هایش را در صفحه اینستاگرامش منتشر می کرد. رقص های این دختر نوجوان اما چندان ادامه دار نشد؛ پلیس او را شناسایی و دستگیر کرد، صفحه اش را بست و صدا و سیما هم بیکار ننشست و با دوربین سراغش رفت و فیلمی از اعترافاتش(!) گرفت و منتشر کرد. دخترک - که البته در تصویر تلویزیون صورتش معلوم نبود - با بغض و ترس می گفت که از جایی خط نگرفته و فقط می خواسته جلب توجه کند. ✔️ مائده البته تنها فعال اینستاگرام نیست که پلیس سراغش رفته است. دستکم سه نام دیگر نیز در روزهای اخیر به عنوان "شاخ های اینستا" مطرح شده که با رقص، دنبال کننده (فالوور) جذب می کردند و به همین اتهام بازداشت شده اند. ✔️ این که پلیس یک دختر نوجوان -که نه دزدی کرده، نه مرتکب قتل شده، نه کلاهبرداری می کرده، نه مرتکب پولشویی یا اقدامات تروریستی شده و تنها جرمش رقصیدن بوده - را بگیرد و صدا و سیمای کشور نیز تصویر و صدای گریان او را روی آنتن رسانه ملی بفرستد تا درس عبرتی باشد برای مردم که نرقصند و اگر هم رقصیدند فیلمش را منتشر نکنند، حتماً سابقه خوبی برای تاریخ معاصر ایران نخواهد بود. ✔️بله! رقص زن و انتشار فیلم رقص در جمهوری اسلامی ممنوع است و مائده و دیگران نیز باید به عنوان شهروندان این کشور، به قوانین و مقررات آن پایبند می بودند، حتی اگر آنها را قبول نداشتند. اما آیا تمام کسانی که قوانین و مقررات این کشور را نقض می کنند، به این سرعت و قاطعیت دستگیر می شوند و جلوی دوربین های تلویزیون، اشک شان را در می آورند؟ ✔️چگونه است که در ماجرای صندوق های مالی و اعتباری غیر مجاز، هزاران میلیارد تومان از پول مردم توسط چند نفر رسماً و علناً بالا کشیده می شود، خانواده های زیادی به خاک سیاه می نشینند، کار به اعتراضات خیابانی و بزن و بگیر و بنند می کشد ولی حتی یک نفر از مدیران این صندوق ها را کت بسته به تلویزیون نمی آورند و مانند آن دختر نوجوان، اشکش را در نمی آورند که با این همه پول چه کرده ای؟! ✔️چگونه هیچ کس هنوز نمی داند کسانی که دکل های نفتی را دزدیدند، چه کسانی هستند و پشت شان به که گرم است؟ ✔️مردم چگونه شب در تلویزیون اشک های مائده که در گرماگرم نوجوانی و بی تجربگی، رقصیده و در صفحه اش منتشر کرده را ببینند و صبح در روزنامه بخوانند که هزاران خودروی لوکس توسط برخی دولتی ها به طور غیرقانونی ثبت سفارش و وارد کشور شده است و این دو خبر را با هم مقایسه نکنند و نگویند چگونه دختر نوجوان را سکه یک پول می کنید ولی حتی از معرفی اسامی این دزدهای چندهزار میلیارد تومانی خودداری می کنید؟! ✔️چگونه عوامل قاچاق 15 الی 20 میلیارد دلاری در سال، زمین خوارانی که هزاران هکتار از اراضی ملی را تصاحب کرده اند، از ما بهترانی که مجوزهای خاص صادرات نفت گرفتند و معلوم نشد که پولش را چه کردند، دلالانی که با ارز دولتی اختصاص یافته برای دارو خودورهای لوکس وارد کردند، کسانی که با دستکاری در تعرفه قیر، موبایل و خودرو، یک شبه هزاران میلیارد تومان به جیب زدند، آنان که با تأسیس شرکت های چند روزه، قراردادهای میلیاردی با بخش های دولتی بستند و ... معرفی و رسوا نشدند ولی چند دختر و پسر نوجوان و جوان که در برابر آن تبهکاران، بچه هایی بیش نیستند و کاری نکرده اند سوژه برنامه تلویزیونی می شود که آی مردم! بشتابید که چه مجرمانی را گرفته ایم! ✔️این همه مردم گفتند که غارتگران بیت المال را بگیرید و معرفی شان کنید، نتیجه اش این شد که چند دختر و پسر را به جرم رقص بگیرند و در تلویزیون به ملت نشان دهند؟ آیا شنیدن و درک صدای مردم، این قدر سخت است یا تجاهل می کنند؟! ✔️اگر اسلام به خطر می افتد، اگر اخلاق جامعه فاسد می شود، اگر نظام تهدید می شود، اگر منافع ملی آسیب می بیند، اگر فقر در جامعه گسترش می یابد، اگر مردم امید و اعتمادشان را از دست می دهند، اگر دشمان خارجی ایران دندان طمع برای این آب و خاک تیز می کنند، ریشه این ها، رقص فلان دختر نوجوان در صفحه اینستاگرامش نیست علت اصلی اش این است که ما، امور مهم را واگذاشته ایم و به جای پرداختن به موضوعات اصلی کشور و حل بحران هایی که موجودیت مان را تهدید می کنند، دل خوش کرده ایم که چند نوجوان و جوان اینستاگرامی را دستگیر و در برابر مردم، خردشان کردیم، بی توجه به آن که همین رفتار نیز مجدداً حس تبعیض و بی عدالتی را در جامعه گسترش می دهد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 در هفته‌های اخیر سه شایعه در تلگرام گشت، و خیلی هم گشت. ✍️دکتر پویا ناظران ⏺ در چارچوب برجام، به ۲۵۰۰ ایرانی تابعیت آمریکایی داده شده. خبر از ایران شروع شد و به توییتر ترامپ هم رسید. کارکرد این خبر، تضعیف اعتماد جامعه به مسوولان حکومت بود و ترامپ هم این پاس رو زد تو دروازه. روزنامه واشنگتن پست از چند مقام دولتی حاضر و سابق آمریکا سوال کرد و هیچکس از اعطای ۲۵۰۰ تابعیت بخاطر برجام خبر نداشت. بعد واشنگتن پست در داده‌های اداره مهاجرت، تعداد متولدین ایران که در هر سال کارت سبز یا تابعیت آمریکا دریافت کردند رو استخراج کرد. سری زمانی حاکی از اینه که در سال ۲۰۱۵، تعداد تبعه‌های جدید تفاوت معنی داری با ۵ سال قبل، یا حتی سال بعد، نداشته. در نهایت واشنگتن پست هیچ گواهی مبنی بر اعطای ۲۵۰۰ تابعیت در چارچوب برجام پیدا نمی‌کنه. ⏺ همینطور شایعه شد که دلارهای موجود در ایران باطل خواهند شد اولا چنین کاری مسبوق به سابقه نیست و بستر قضایی برای اون فراهم نیست. ثانیا همه ثروت ارزی کشور از جنس ارز فیزیکی نیست که شماره سریال داشته باشه. ثالثا بخشی از ارز فیزیکی همراه مسافر یا قاچاقچی منتقل میشه و GPS نداره که بشه فهمید وارد ایران شده. رابعا، حتی اگر شماره سریال دلارهایی که وارد ایران شده مشخص باشه، چه جوری میشه فهمید کدومشون از کشور خارج شده؟ خامسا، هر گونه تلاش در این جهت با false positive بسیار در سراسر دنیا مواجه خواهد شد که مدیریت عواقبش رو غیرممکن می‌کنه. ⏺ شایعه دیگه مربوط به توقیف ۱۴۸ میلیارد دلار ثروت آقازاده‌ها، ظرف سه ماه آینده، بخاطر امضا نکردن FATF بود. اولا رقم ۱۴۸ میلیارد رقم باورپذیری نیست. ثانیا مفهوم آقازادگی در نظام سیاسی قضایی آمریکا مفهوم شناخته شده‌ای نیست که جرم‌انگاری شده باشه. ثالثا توقیف اموال منوط به حکم قضایی‌ست و پرونده‌های توقیف اموال از آغاز تا نهایی شدن حکم دادگاه سالها طول می‌کشند، نه سه ماه. رابعا، در مورد FATF امضا موضوعیت نداره. بعدا بر صحت این خبر اصرار شد اما مهمترین گواه جعلی بودن خبر اینکه هیچگاه لینک منبع خبر در سایت وزارت خزانه‌داری آمریکا منتشر نشد و کسی هم موفق به پیدا کردن صفحه‌ای در سایت وزارت خزانه‌داری در این مورد نشد. 🖋 خلاصه اینکه همه‌ش بی‌اساس بود. اما اشکال اصلی بی‌اساس بودن این خبرها نبود. اشکال اصلی عطش جامعه تلگرامی برای باور و نشرشون بود. اشکال اصلی اینجاست که ما با یک بحران اعتماد به نظام حکومتی مواجهیم و گردش بالای این شایعه‌ها فقط گواه این بحران اعتماد و حس ناامنی ناشی از اونه. نظرسنجی‌ها هم حاکی از اینه که امید به آینده به پایین‌ترین سطحش رسیده. در این سالها، از اختلاس گرفته تا سوء مدیریت و پرت و پلا گویی، جامعه کم دلیل برای بی اعتماد شدن ندیده. حق داره! اما یادمون باشه، این بی‌اعتمادی می‌تونه مورد سوء استفاده قرار بگیره تا خودمون با دست خودمون سرزمین‌مون رو نابود کنیم. حق دارید بی اعتماد باشید، اما مواظب باشید کسی این بی‌اعتمادی رو علیه آینده خودتون و خانواده‌تون استفاده نکنه. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 به بهانه میزبانی سوئیس از روحانی ✍️امیرعباس زینت بخش رئیس جمهور سوئیس هر سال یکی از 7 عضو "شورای مشورتی فدرال" یا همان "شاخه اجرایی کشور" است و توسط 246 منتخب مردم در "مجلس فدرال" انتخاب می شود. او در مقام برابر، بدون هیچ امتیاز و قدرت بیشتری نسبت به سایر اعضای شورا تنها به مدت یک سال بدون اینکه بتواند برای سال بعدی انتخاب شود؛ ریاست جلسات شورا و انجام برخی امور مهم مملکتی را بعهده می گیرد. این نه رئیس جمهور بلکه شورای مشورتی فدرال است که رئیس مملکت می باشد. الِین بِرست رئیس جمهور 46 ساله سوئیس؛ لیسانس علوم سیاسی و اقتصاد، فوق لیسانس علوم سیاسی و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه نیوشاتل کشور خود اخذ کرده و اکنون حقوق سالانه او خیلی شفاف و بدون کم و زیاد 445163 فرانک است! خانواده وی در روستایی به نام بلفاوکس نزدیک شهر فرایبورگ سوئیس ساکن هستند. 📌نظام حاکم بر سوئیس "کشورگان" یا "کنفدراسیون" است که اتحادیه‌ای مرکب از 26 ایالت یا "کانتون" خودمختار و دارای اختیارات وسیع می باشد (بر خلاف "فدراسیون"؛ "کنفدراسیون" دارای یک قدرت مرکزی نیست که بر شهروندان همه ایالات فرمانروا باشد) و تصمیم گیری در خصوص اکثر امور با رفراندوم و همه پرسی های مختلف انجام می پذیرد. با نگاهی به سایت "شورای مشورتی فدرال" چند نکته جالب دیده می شود: 1️⃣ کلیه وزارت خانه ها در 7 دپارتمان و هر دپارتمان تحت رهبری یکی از اعضای شورا اداره می شود. البته هر کس رئیس جمهور شود، کماکان رئیس دپارتمان خود هم باقی می ماند. 2️⃣امور خارجه، مسکن و فایننس هر کدام برای خود دپارتمان مجزا دارند و تحت نظر یکی از اعضای شورا هستند که الِین در حال حاضر رئیس (وزیر) مسکن سوئیس هم می باشد. به عبارت دیگر؛ روابط عالی با دنیا، سرپناه مناسب برای مردم و اوضاع مالی عالی دارای اهمیت ویژه ای هستند! 3️⃣پلیس و عدالت به عنوان مکمل یکدیگر در یک دپارتمان و امور دفاعی، حمایت مدنی و ورزش هم در یک دپارتمان دیگر هستند. 4️⃣اقتصاد، آموزش و تحقیقات هر سه تحت یک دپارتمان هستند! پیام آن این است که اقتصاد پویا و قدرتمند؛ اقتصادی دانش بنیان و بر آمده از آموزش و پرورش و دانشگاه و تحقیقات پویا و قدرتمند است! 5️⃣این کشور کوچک که حدود یک چهلم مساحت و یک دهم جمعیت ایران را دارد؛ دارای تولید ناخالص داخلی حدود 700 میلیارد دلار (1.7 برابر ایران) و سرانه تولید ناخالص داخلی 80 هزار دلار (16 برابر ایران) می باشد. 6️⃣سوئیس محصور در کوهستان که مرز دریایی ندارد، کاکائو در آن به عمل نمی آید و در آن تنها 4 ماه از سال می توان کشاورزی کرد؛ دارای دومین خطوط مهم کشتیرانی جهان، و تولید کننده بهترین شکلات و پنیر جهان می باشد! 7️⃣ پرچم آن یک "+" بزرگ و در صنعت ساعت؛ شماره یک دنیاست و کل کشور همچون یک شرکت بیزینسی بزرگ؛ خیلی مثبت و عین ساعت کار می کند! 8️⃣ بگذریم! داستان موفقیت های خیره کننده این کشور کوچک اروپایی مفصل و مهمتر از آن فکر کردن به دلایل این همه دستاورد درخشان است! اینکه چرا قدرت یکجا جمع نمی شود و "به ظن ما" سکان دار مملکت که امروز میزبان رئیس جمهور ماست تنها برای یک سال آنهم تحت شدیدترین نظارت های مردمی و در اوج شفافیت و با قدرت بسیار کنترل شده و محدود در سمت خود فعالیت می کند، اینکه کسی نمی تواند به صرف داشتن رابطه و رانت رشد کند و تنها راه آن کار و تلاش جدی است، اینکه حکومت آنها شایسته سالار است و... ناشی از اموری ریشه ای نظیر حکومت و اجرای سفت و سخت قانون اساسی که مرتب توسط خود مردم روز آمد می شود، مسئولیت خواهی و مسئولیت پذیری یک ملت می باشد! 👈اینکه یکی از امن ترین کشورها و گاو صندوق دنیاست، ناشی از اموری ریشه ای نظیر رتبه سه پاک ترین کشور دنیا به لحاظ فساد اداری، اهمیت فراوان حق مالکیت، ممنوعیت مطلق مصادره اموال، تجاوز به ملک و ساختمان خارجی ها و فراهم کردن بالاترین ضمانت ها برای قراردادها می باشد! 👈اینکه... 🔴و سخن آخر رابرت کیوساکی می گوید:" در سال 1977 یك مرد 63 ساله، عقب یك بیوك را از روی زمین بلند كرد تا دست نوه‌اش را از زیر آن بیرون آورد. قبل از آن هیچ چیزی سنگین ‌تر از كیسه بیست كیلویی بلند نكرده بود. او بعدها دچار افسردگی شد‌، می ‌دانید چرا؟ چون در 63 سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته كه باورش نداشته و عمرش را با حداقل‌ها گذرانده!" رایزنی با سوئیس و اروپا و تلاش برای فعال نگه داشتن کانالهای تجارت و دریافت پول نفت کاری درست و ضروری است و ضروری تر از آن؛ همکاری ملت و حکومت برای پیاده کردن اصولی است که این کشور را تبدیل به سوئیس کرده! چرا که در غیر این صورت؛ افسردگی و ناامیدی جمعی ملتی بسیار توانا و مستعد که عمر خود را برای کسب و سرکردن با حداقل ها بگذراند، امری قطعی می باشد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅ خیزش «آگاهی انکار» ✍️ دکتر محمد فاضلی ✅ وضعیت امروز جامعه ایران را چگونه توصیف کنیم؟ چه مفاهیمی برای توصیف و بعد توضیح دلایل و علل بروز این وضع مناسب هستند؟ تحلیل‌گران زیادی برای این کار تلاش می‌کنند و مفاهیم مختلفی را به‌کار می‌گیرند و من هم معتقدم یکی از خصوصیت‌های مهم جامعه امروز ما را می‌توان در مفهوم «آگاهی انکار» وصف کرد. ✅ «آگاهی انکار» وضعیتی است که جامعه اغلب ظرفیت‌های مثبت، تلاش‌ها برای بهبود، حرکت برای امیدواری و امیدآفرینی را انکار و نفی می‌کند. این انکار و نفی هم برآمده از آگاه شدن بر «بخش‌هایی مهم از واقعیت» است که بی‌اعتمادی را به گسترده‌ترین شکل خلق کرده است. ✅ جامعه بر شمار زیاد مسائل، فسادها و ناکارآمدی‌ها آگاه شده و هیچ تحلیل‌گر و ناظر منصفی هم این واقعیات را انکار نمی‌کند؛ و جامعه در چنین وضعیتی – که فقط بخش قابل اعتنا و مهمی از واقعیت و نه همه واقعیت است – تمایل دارد هر نقطه مثبت، هر ظرفیتی برای بهبود و حتی توانمندی‌های فردی برای اثرگذاری بر بهبود زندگی شخصی و کلی را انکار کند. جامعه عامدانه گوش‌ها و چشم‌هایش را بر ظرفیت‌های تغییر می‌بندد. انکار و نفی به کم‌هزینه‌ترین، کم‌زحمت‌ترین و در عین حال رضایت‌بخش‌ترین کار بدل شده است. چند مثال مسأله را روشن‌تر می‌کند. ✅ سیاست‌های آب در گذشته کم‌وبیش نادرست بوده‌اند (نه این‌که هیچ کار درستی انجام نشده است) اما ظرفیت افراد برای کمتر مصرف‌کردن وجود دارد و می‌توان از تشدید وضع نامناسب منابع آب جلوگیری کرد. سیاست‌های اقتصاد انرژی، فناوری لوازم خانگی و اجرای مقررات ساختمان نادرست و ناکارآمد بوده‌اند و امروز کمبود منابع برق داریم؛ اما ظرفیت هر ایرانی برای کاهش مصرف برق که هنوز باقیست. این مثال‌ها را می‌توان در عرصه‌هایی دیگر نظیر کار در ادارات دولتی نیز مشاهده کرد. ✅ ورود به دوران «آگاهی انکار» در درجه اول باید توجه حکومت سیاسی را به خود جلب کند. جامعه‌ای که در این مسیر پیش برود، عاقبت به انکار همه چیز می‌رسد و سرگردان و بی‌جهت اسیر هر تندباد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خواهد شد. «آگاهی انکار» امید را نابود می‌کند. ✅ ورود به دوران «آگاهی انکار» در درجه دوم باید برای روشنفکران، عالمان و فعالان اجتماعی و سیاسی اهمیت داشته باشد. کار فکری و اجتماعی برای خلق امید به بهبود و ایجاد تغییرات واقعی در شرایط و کیفیت زندگی مردم است و «آگاهی انکار» روشنفکر و فعال اجتماعی و سیاسی را خسته و فرسوده می‌کند و دیر یا زود در دریای ناامیدان انکارگر حل خواهد شد. ✅ «آگاهی انکار» باید برای خود مردم نیز مهم باشد. ما برای زندگی بهتر، برای ساختن این کشور و برای هر تغییری که از ایران جامعه، کشور و تمدنی سربلندتر بسازد، نه به انکار قابلیت‌های خود، بلکه به امیدواری، ایمان به توانمندی، در کنار هم بودن و گفت‌وگو با یکدیگر درباره آن‌چه می‌توانیم انجام دهیم، اولویت‌بندی و زمان‌بندی کارها نیازمندیم. آن آگاهی که فقط به ما قدرت بدهد هر نکته مثبت و هر توان و ظرفیتی را انکار کرده و در دریای مشکلات از نظرها پنهان کنیم، عاقبت به نفی و انکار خود ما می‌انجامد. ✅ ما به عوض «آگاهی انکار، نفی و سلب کردن» به «آگاهی ایمان و ایجاد» نیازمندیم؛ آن آگاهی که بخش ناخوشایند و دردناک واقعیت را می‌شناسد اما برای برون‌رفت از این وضع، به توان خود و دیگران ایمان دارد و به ایجاد هر آن‌چه در توانش هست اقدام می‌کند؛ حتی اگر آن‌چه در توان دارد، صرفه‌جویی در مصرف آب و برق، راندن بین خطوط و فقط درست انجام دادن وظیفه‌اش در محل کار باشد. ✅ جامعه در شرایط «آگاهی انکار» هر سخن دروغی را باور می‌کند، هر آدم صالحی را ناصالح می‌نامد، و از تن دادن به هر کار درستی هم طفره می‌رود؛ و حتی برای درست کردن آن‌چه نادرست می‌پندارد نیز به خودش زحمت نمی‌دهد. دست به‌کار شویم برای ساختن «آگاهی_ایمان_و_ایجاد»، وقت تنگ است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ممنون آقای ترامپ حداقل برای این یک مورد! ✍🏻 مصطفی داننده ❇️ به شدت یک سوال جدی ذهنم را درگیر کرده است؛ در این کشور چه خبر است؟ با دلار 4200 تومانی، یک تیم فوتبال تایر خودرو وارد کرده است. به جای دارو، بخارشوی وارد شده است. یک شرکت خودرو سازی، چای وارد کرده یا شرکت واردکننده پارچه، 120 هزار یورو لوبیا چیتی وارد کرده است! ❇️ بالعجب از این سرزمین! کشور با بحران‌های بزرگ و کوچک سرکار دارد و یک عده با سواستفاده از این شرایط در حال چاپیدن مردم و حق آنها هستند. ❇️ اینها تازه بخشی از فهرست بوده و قرار است اسامی جدیدی احتمالا با موارد عجیب و غریب تر در روزهای آینده منتشر شود. ❇️ مشکل اصلی ما نه تنها در خارج مرزهای ایران بلکه در داخل همین سرزمین است. تکلیف آمریکا، عربستان و اسرائیل که با ما روشن است اما کسانی که در داخل با سرمایه‌های کشور در حال غارت ایران هستند به معنای واقعی کلمه دشمن مردم‌اند. ❇️ به مردم توصیه می‌شود که در شرایط بحرانی اقتصادی فعلی، مواظب دخل و خرج خود باشند؛ صرفه جویی کنند و تا جایی که ممکن است ارز را از کشور خارج نکنند بعد یک عده از شرکت‌های دولتی، نیمه دولتی، خصوصی و «حکومتی شبه خصوصی» با ارز دولتی به جای دارو، بخارشوی وارد می‌کنند. ❇️ نهادهای نظارتی دقیقا کجا هستند؟ دولت دقیقا بر چه اساسی به شرکت‌ها ارز دولتی داده است؟ مجلس چرا قوانینی را تصویب نمی‌کند که اینگونه ارز دولتی خرج واردات لوبیا چیتی نشود. ❇️ ارز دولتی اساسا به شرکت‌هایی داده می‌شود که کالاهای اعلام شده را وارد می‌کنند از جمله کالاهایی که مشکلات مردم مانند دارو را حل کنند. در ایران اما گویی داستان، داستان دیگری است. هرکه پارتی‌اش بیشتر، دلار دولتی‌اش بیشتر. ❇️ الان مهم‌ترین انتظار مردم از دستگاه‌های نظارتی و قضایی پیگیری این فهرست‌های منتشره و برخورد قاطع با این شرکت‌هاست. ❇️ باید پرسیده شود چرا به شرکتی که تابلوهای برق وارد می‌کند، ارز دولتی برای وارد کردن ذرت برای خوراک دام داده شده است؟ ❇️ اعلام این فهرست‌ها نشان داده شد که فساد و رانت‌خواری در کشور بیداد می‌کند و سال‌هاست پول این کشور با سواستفاده و عدم مدیریت در حال چپاول است. ❇️ انتظار از دولت این است که فهرست تمام کسانی که ارز دولتی گرفته‌اند را منتشر کند و قوه قضاییه هم به صورت سریع با سواستفاده کنندگان برخورد کنند. ❇️ نه تنها فهرست‌های منتشر شده بلکه می‌شود به لیست‌های سال‌های گذشته نیز ورود کرد و دید آنجا چه بالا و پایین‌های عجیب و غریبی شده است. ❇️ شاید در این یک زمینه باید از ترامپ ممنون باشیم که با اعمال دوباره تحریم‌ها باعث شد فضای اقتصادی ایران به سمت شفافیت حرکت کند. این شفافیت باید به گونه‌ای باشد که فرد و نهادی جرات نکند یک ریال را از آن سو به این سو ببرد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 سابقه سفرهاي خارجي مجاني ✍️لطفعلي بخشي اخيرا برخي آژانس‌هاي مسافري در ازاي دريافت ارز مسافرتي افراد، سفرهاي خارجي مجاني پيشنهاد مي‌كنند. متاسفانه پرداخت هزار يورو به مسافران خارج از كشور و مابه‌التفاوت نرخ آزاد و رسمي يورو، چنين سفرهايي را بسيار جذاب ساخته است كه مثلا يك خانواده ٥ نفري با دريافت پنج هزار يورو ارز مسافري، مي‌تواند سفري مجاني به كشوري دور داشته باشد. اين وضعيت يكي از انگيزه‌هاي افزايش سفرهاي خارجي است كه به مرور به يكي از مصارف مهم ارزي كشور تبديل مي‌شود. با توجه به اطلاعاتي كه از چنين سفرهايي در اوايل انقلاب داشتم لازم ديدم سابقه موضوع را بنويسم تا بدانند اين اولين‌بار نيست كه سفرهاي خارجي مجاني در اين كشور برقرار شده است. در سال‌هاي ٥٨ به بعد تا مدت‌ها داستان سفرهاي خارجي مجاني با ابعاد گسترده‌اي برقرار بود. در همان سال‌ها در سفري به لندن در هتل كوچكي اقامت داشتم و در ظرف چند روزي كه آنجا بودم شاهد بودم كه هر روز عده‌اي ايراني وارد هتل مي‌شوند و معمولا چند نفري در اتاقي مي‌خوابند و فردا هتل را ترك مي‌كنند! چهره‌ها و لباس‌هاي اين افراد نيز با سفر خارجي تطبيق نمي‌كرد. روزي از يكي از آنها سوال كردم شما هم فردا بر مي‌گرديد؟ گفت بله! گفتم فقط براي يك شب لندن آمده‌ايد؟ گفت بله! دليلش را پرسيدم برايم تعريف كرد كه آنها اجير عده‌اي هستند و براي اين سفر حدود ٢٠٠ تومان دستمزد مي‌گيرند و بليت هواپيما و هتل و غذا با صاحبكار است و ارز مسافري دريافتي را به وي مسترد مي‌كنند! مورد ديگري كه شايد ندانيد اين بود كه دولت ايران پول بليت‌هاي فروخته شده در ايران به آژانس‌هاي هواپيمايي خارجي را با نرخ رسمي ارز دولتي به آنها مي‌پرداخت. مابه التفاوت نرخ ارز دولتي و بازار آزاد هم كم نبود! دوستان زرنگ از دفاتر شركت‌هاي هوايي خارجي بليت «فرست‌كلاس» به مقاصدي چون لندن، نيويورك، لس‌آنجلس و بليت بازگشت به تهران مي‌خريدند. اين افراد با بليت فرست‌كلاس به لندن مي‌رفتند و در لندن به آژانس هواپيمايي مربوطه مراجعه و اعلام مي‌كردند از ادامه سفر منصرف شده‌اند و مي‌خواهند با بليت اكونومي به تهران برگردند! كليه پول پرداختي ريالي در تهران براي خريد بليت را با نرخ رسمي به ارز از آن هواپيمايي پس مي‌گرفتند! حتي بسياري خارجيان كه به ايران مي‌آمدند براي خود و خانواده‌شان بليت هواپيماي فرست‌كلاس دور دنيا مي‌خريدند و به قول خودشان با بليت مجاني از ايران دور دنيا مي‌گشتند! سال‌ها طول كشيد تا دولت ايران با از دست دادن ميليون‌ها دلار ارز پرداختي به آژانس‌هاي هوايي، موضوع را بفهمد و پس از آن بود كه روي بليت‌هاي صادره از ايران مهر غيرقابل بازپرداخت در بيرون از ايران (Non Refundable) زده شد و اين مسير بسته شد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 آقای مدیر! فقط فرار کن.. ! ✍️ احسان محمدی ۱- می گویند روزی #مارک_تواین نویسنده آمریکایی به شوخی و به طور ناشناس برای ۱۲ فرد عالی‌رتبه تلگرافی با این مضمون ارسال کرد: «فرار کن، همه چیز را فهمیدند». صبح روز بعد، تمام ۱۲ نفر از شهر خارج شده بودند! ۲- چند روز است دارم فکر می کنم اگر این کار را نه با 12 نفر که با چند صدهزار مدیر ایرانی انجام دهیم، فردا صبح چند نفر از آنها به دفتر کارشان می آیند؟ چه ازدحامی بشود توی فرودگاه ها و لب مرز! ۳- امروز در جلسه ای بودم و حرف از مدیریت ایرانی شد. این حجم از ناامیدی، بی اعتمادی، اعتقاد به زد و بند و رابطه بازی و توجیه گری و فرصت طلبی در میان مدیران ترسناک است. وقتی خود کارکنان یک اداره به مدیران شان باور ندارند چرا انتظار داریم مردم به آنها اعتماد داشته باشند؟ این بی اعتمادی برای من ترسناک تر از بی آبی در خرمشهر، ریزگرد در اهواز، فقر در سیستان و بلوچستان، بیکاری در کرمانشاه و ایلام و لرستان و .... است. خانه خراب کن تر از تحریم آمریکا و تهدید اسرائیل! ۴- مدیران ما از جهنم فرار نکرده اند. اگر سیستم هم تغییر کند قرار نیست یک سری مدیر شیک و قانونمندار از #سوئیس وارد کنیم که کشور را مثل دسته گُل آمده کند و به ما تحویل بدهد. باز هم از میان خودمان، همین آدم های دور و برمان باید برای اداره کشور مدیر انتخاب کنیم. باور کنیم که مدیران کشور از میان خود ما بالا آمده اند و روی صندلی قدرت نشسته اند و کلید گاو صندوق ها را دارند. مریخی نیستند، آنها خود ما هستند. چقدر خود ما گاهی ترسناکیم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

فایل صوتی مصاحبه زنده رادیو اقتصاد با دکتر حامد پاک طینت به مناسبت روز صنعت از دقیقه 23 دنبال کنید مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

اگر در شرایط عادی بودیم برای روز صنعت باید از چگونگی بهبود فضای کسب و کار میگفتم اما امروز شرایط ما عادی نیست روی گلوگاهها مت
اگر در شرایط عادی بودیم برای روز صنعت باید از چگونگی بهبود فضای کسب و کار میگفتم اما امروز شرایط ما عادی نیست روی گلوگاهها متمرکز شوید/دکتر حامد پاک طینت در مصاحبه با رادیو اقتصاد @esfahaneconomy

🔴 ۱۰ نکته درباره کشور و مردم چین رابطه چین و آمریکا: ۱۸.۴ درصد از صادرات چین به آمریکا می‌رود. این یعنی آنها بزرگترین شریک تجاری یکدیگر هستند. اروپا، هنگ‌کنگ، ژاپن، کره‌جنوبی، هند، تایوان و روسیه در رتبه‌های بعدی واردات محصولات چینی هستند . بنابراین این تصور که چینی رابطه تجاری خوبی با ما دارند و هوای ما را خواهند داشت، خیلی آبکی است. تولید ناخالص داخلی: ۱۱.۷ تریلیون دلار است؛ ۴۸ برابر بزرگتر از ایران. جمعیت: یک میلیارد و ۲۷۶ میلیون جمعیت دارد که ۱۶درصد آنان زیر ۱۴سال، ۷۲درصد بین ۱۵ تا ۶۴سال و ۱۲درصد بالاتر از ۶۵سال سن دارند. امید به زندگی در چین ۷۶ سال است. در ایران البته ۷۵ سال است. صادرات: با ۲۰۹۸ میلیارد دلا بزرگترین صادر کننده دنیاست. آمریکا و آلمان رقبای او در صادرات جهانی هستند. نرخ سود بانکی: ۴.۴ درصد است. بالاترین رقم سودی که آنها داشتند ۷.۵ بود که از سال ۲۰۰۸ روند نزولی آن را آغاز کردند و موفق هم بودند. نرخ بیکاری: ۴.۴ درصد است. نرخ تورم در چین معمولا ۵ درصد است. تورم مواد غذایی در چین منفی است. رفاه: با وجود این همه پول و ثروت شاخص رفاه اجتماعی‌ چین چندان تعریفی ندارد و از این نظر چین در دنیا رتبه ۹۰ را دارد. یعنی هم رده السالوادور و نپال است. ارتش: ۲.۳ میلیون سرباز دارد که با همین آمار به بزرگترین نیروی نظامی دنیا تبدیل شده. دانشگاه: دانشگاه‌های چین هم در رتبه‌بندی جهانی جایگاه چندانی ندارند. بهترین دانشگاه آنها در دنیا چهل و هشتم است. سیاست: انتخابات در این کشور سلسله‌مراتبی است. مجالس محلی از میان نامزدهای مورد تایید حزب کمونیست توسط مردم انتخاب می‌شوند و مجالس محلی کنگره سه‌هزارنفره‌ای را تشکیل می‌دهند که فقط می‌تواند درباره نامزد ریاست‌جمهوری چین که از سوی کمیته سیاسی حزب کمونیست معرفی می‌شود، نظر بدهد. با وجود آزادی‌های اقتصادی، آزادی رسانه‌ها به معضلی برای این کشور تبدیل شده. چین را از نظر آزادی رسانه‌ها در کنار کره‌شمالی، اریتره، ترکمنستان و سوریه است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 نمونه پرسشهای مصاحبه در شرکتهای بزرگ و مطرح دنیا شرکت‌های بزرگ دنیا با امتیازاتی چون حقوق ماهیانه‌ی بالا، مزایای فوق‌العاده و رضایت شغلی همراه هستند که افراد زیادی را وسوسه می‌کند تا در این شرکت‌ها مشغول کار شوند اما یکی از چالش‌های مصاحبه‌های شغلی با این شرکت ها، این است که باید انتظار شنیدن هر نوع سوالی را داشته باشیم؛ شما میتوانید با بهره گیری از این سوالات موقع استخدام نامتعارفِ حرفه ای و خلاقانه تر با متقاضیان برخورد داشته باشید. در اینجا با چند نمونه از این سوالات آشنا شوید: 1. اگر مجبور باشید که تا آخر عمر یک آهنگ را گوش دهید، چه آهنگی انتخاب می‌کنید؟؟ استخدام کارشناس استراتژی در فیسبوک 2. اگر این دیوار یک دیوار آجری بود، و شما یک آجر بودید، در کجای این دیوار قرار می‌گرفتید؟؟ انتخاب شما چه تاثیری بر روی کل دیوار دارد؟؟ استخدام شرکت اکسپدیا برای کارشناس بازاریابی 3. برای نابینایان یک قفسه ادویه‌جات طراحی کنید. استخدام مهندس سخت‌افزار در اینتل ‌4. یک شهر را انتخاب کنید و تخمین بزنید چه تعداد تنظیم‌کننده‌ی کوک پیانو در آنجا مشغول به کار هستند؟؟ استخدام مدیر تولید در گوگل 5. هزینه‌ی‌ شستشوی پنجره‌های سیاتل چقدر است؟؟ استخدام کارشناس فروش آنلاین در فیسبوک 6. چرا دریچه‌ی چاه‌های فاضلاب گرد هستند؟؟ استخدام مهندس الکترونیک در مرکز دارویی سنت جود 7. اگر شما را با یک جمله به یاد آورند، آن جمله چه خواهد بود؟؟ استخدام کارشناس استراتژی در شرکت گوگل 8. اگر همین الان یک میلیون دلار پول به شما بدهیم، با آن چه کار خواهید کرد؟؟ استخدام کارشناس استراتژی در گوگل 9. این مداد را بفروشید!! استخدام نماینده‌ی فروش شرکت دارویی فایزر 10. در این مرحله از زندگی، بین کسب درآمد و یادگیری کدام را ترجیح می‌دهید؟؟ استخدام مهندس نرم‌افزار در گوگل با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers