uz
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali جمع مدیران نامدار ایران analitikasi

جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 27 610 obunachidan iborat bo'lib, Biznes toifasida 2 286-o'rinni va Eron mintaqasida 12 234-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 27 610 obunachiga ega bo‘ldi.

26 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -178 ga, so‘nggi 24 soatda esa -9 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 22.01% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.10% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 6 079 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 788 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent مدیر, جا, آقا, وقت, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 27 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Biznes toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

27 610
Obunachilar
-924 soatlar
-317 kunlar
-17830 kunlar
Postlar arxiv
چهارشنبه ۱۰ می (۲۱ اردیبهشت) و ۵۱ ماهواره ی دیگر استارلینک ✍️محمدرضا اسلامی 🔷 چند دقیقه پیش ۵۱ ماهواره ی دیگر استارلینک در مدار قرار گرفت (لینک توئیت). عملا شرکت اسپس اکس باعث شده که پرتاب موشک برای ارسال ماهواره به فضا در حدی چیزی شبیه به اسنپ گرفتن و تپسی گرفتن، عادی شود! هر یک از این پرتابها اگر که قرار بود توسط ناسا انجام شود، چقدر بروکراسی اداری باید طی می شد؟! در هر نوبت از پرتاب، چند ده ماهواره در مدار زمین قرار می گیرد. چند ده ماهواره که «هر یک از آنها» به تنهایی با سرعت 27000 کیلومتر بر ساعت جابجا می شود! و می تواند دیتا را به خانه ای کوچک در گوشه یک مزرعه در سرزمینی دورافتاده، با سرعت بیش از 100 مگابیت بر ثانیه ارسال کند. پروژه استارلینک مرحله به مرحله در حال تکمیل است. تا پایان امسال قرار است چهار هزار(!) ماهواره کوچک در مدار LEO زمین قرار داده شوند. نکته قابل تامل این است که شاید اگر که این سلسله اتفاقات در گذشته ها و در ایام قدیم بود می گفتیم: اینها اتفاقاتی ست که دارد «خاموش و بی صدا» در دنیای پیرامون ما رخ می دهد. ولی مسئله این است که در دنیای امروز این روَند اصلا خاموش و بی صدا نیست . اسپیس اکس قدم به قدمِ کارهایش را توئیت می‌کند و برای هر پرتاب پخش زنده توئیتری می گذارد. بر خلاف تفکر عمومی که گمان می شود در این پروژۀ استارلینک اصالت به بحثِ «هوا-فضا» ی ماجراست، ولی موضوع چیز دیگری است . قسمت شگفت آور ماجرا این است که این همه کارهای هوا-فضا، موشک به هوا فرستادن ... و مسایل مرتبط به آن، صرفا قسمت «لجستیک یک پروژه» محسوب می شود! 🔷 سوال اینجاست که چرا تا قبل از ایلان ماسک کسی این کار را نکرد؟ پاسخِ ساده این است که «نادر شاه»ی باید پیدا می شد تا اینهمه تخصص و فنآوری به هم زنجیر شوند و «اتفاق» رخ بدهد. ولی اگر بخواهیم از سطح یک پاسخِ ساده بالاتر برویم باید چنین گفت: انجام چنین کارهایی، فراتر از ظرفیتِ دولتهاست. بخش دولتی، به لحاظ ساختار بروکراتیک توان انجامِ چابک چنین پروژه های چند وجهی ای را ندارد. هرگز سازمان ناسا در آمریکا نمی توانست چنین کند. «بخش خصوصیِ سنتی» هم فاصله معناداری با انجام چنین پروژه هایی داراست چون که از جنونِ لازم برای دست زدن به این میزان از ریسک فاصله زیادی دارد. «بخش خصوصی سنتی» عادت دارد به جدول ضرب و چهار عمل اصلی. به این معنا که مثلا: این تعداد واحد آپارتمان/ساختمان می سازم و این قدر سود می کنم. این تعداد خودرو می سازم و برای هر خودرو اینقد دلار سود می کنم. فلان مِلک را می خرم، سه سال بعد می فروشم و فلان مقدار سود . چهار عمل اصلی! اینکه بخش خصوصی سنتی مانند تویوتا، هوندا، شرکت سافت بانک ژاپن و … درگیر کاری چندوجهی و در چنین مقیاسی نشدند، دلیلش این است که برای آنها این میزان از «صرف انرژی» بر یک فنآوری «کاملا جدید» در یک ساختارِ غیرسنتی، بی مفهوم بود. برای مثال مدیرعامل سافت بانک ژاپن فردی ایده پرداز تلقی می شود. از سالها قبل در حوزه مخابرات سرمایه گذاریهای شگفت کرد؛ حتی او «اولین فرد غیرآمریکایی» بود که بعد از انتخابات ۲۰۱۶ بلند شد و به نیویورک رفت و در آپارتمان دونالد ترامپ با او دیدار کرد و درباره تجارت سافت بانک در آمریکا با او گفتگو کرد (یک فرد ژاپنی تا این حد چابک). ولی سافت بانک (به عنوان مثال) هرگز حتی به "انجام" پروژه ای با یک دهم ریسکهای اسپیس اکس و استارلینک فکر هم نکرد! در تمام مصاحبه هایش هرگز حتی یک جمله یا یک گفتگو درباره چنین افق فکری ای سخن نگفت… فعلا فضای داخل کشور ما اینقدر درگیر مباحث مختلف است که بحث و صحبت درباره استارلینک (و ابعاد مختلفش) یک دغدغه دست چندم تلقی می شود (متاسفانه). یک روز بحث شاسی بلند هست و روز دیگر قصه ای دیگر. ولی این پروژه تا سالها منبع الهام خواهد بود برای جوانان جسور و رویاپرداز نسلهای آینده، مبنی بر اینکه چطور می شود نادرشاهی پیدا بشود و آن کند که تویوتا و سونی و سامسونگ و… نتوانستند حتی تجسم کنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چالش‌های تجارت با آمریکای شمالی ۲۷ اردیبهشت برابر با ۱۷ مه روز جهانی ارتباطات فرصتی است تا در یک وبینار دور یکدیگر باشیم و به
چالش‌های تجارت با آمریکای شمالی ۲۷ اردیبهشت برابر با ۱۷ مه روز جهانی ارتباطات فرصتی است تا در یک وبینار دور یکدیگر باشیم و به بررسی راهکارهای ارتباط محور در مدیریت چالش‌های تجارت با آمریکای شمالی بپردازیم. ورود در این وبینار برای اعضای انجمن بازرگانی ایران و کانادا رایگان است، اما بدیهی است که به دلیل محدودیت ظرفیت اولویت با ثبت نام کنندگان است. جهت رزرو روی لینک زیر کلیک کنید: https://canadairan.ca/product/trade-challenges-with-north-america/ 🇨🇦🇮🇷 @canadairanca

#تبلیغات

فرق جمهوری اسلامی با سوئد و ژاپن در چه هست؟ ✍️مهدی سلیمی شهردار استکهلم بخاطر اینکه کیف پولش را خانه جا گذاشته و از کوپن دولتی برای بنزین خوردو شخصی خودش استفاده کرده بود مجبور به استعفا شد و از  حزب سیاسی که رییس آن بود هم کنار گذاشته شد. داشته ییم موارد زیادی از این دست که جنجال برپا کرده مواردی مثل استفاده از تلفن محل کار برای ارتباط با خانواده و موارد بسیاری از این دست در کشور ما اما نماینده ماشین شاسی بلند رشوه می گیرد و بعد هم بر مردم می تازد که چرا به این چنین چیزی گیر می دهند و نماینده ای که در برابر بیکاری و فقر افراد جامعه مسئول است به آنها طعنه میزند. اما فرق ما با سوئد و فنلاند و ژاپن و .. چه هست؟ نخست- در این کشورها آزادی بیان وجود دارد و رسانه های مستقل کوچکترین تخلف را آشکار و رسوا می کنند اما اینجا حتی شبکه های اجتماعی اینترنتی هم فیلتر می شوند دوم- در این ممالک قانون حاکم است و دستگاه قضایی هم مستقل است که بدون توجه به موقعیت افراد آنها را بارخواست می کنند اما در این سرزمین قانون آن چیزی است که مطلوب ولی باشد و در برابر فساد عظیم منتقدین را لجن پراکن بداند سوم- در این سرزمین ها احزاب هستند که هسته قدرت را تشکیل می دهند و هم دولت دستش جلو مردم دراز است و هم احزاب به رای آنها برای در دست گرفتن قدرت نیاز دارند اما اینجا ثروت هم در انحصار ولی است و به هر کس هر چه بخواهد می دهد و دلیل اصلی قدرت گرفتن هم نزدیکی به ایشان و مراکز قدرت است با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد. ✍️ ناصر دانشفر مدیر کل بیمه های اجتماعی وزارت کار برکنار شد. اما چرا؟ به گمانم دو علت اصلی داشت، اول آنکه بسیاری از مردم حرفش را درست متوجه نشدند و با برداشت خود موجبات عزلش را فراهم آوردند، اما دلیل دوم همان است که خود پس از اخراجش از پست مدیرکلی توئیت کرده است. آری مسئولان نظام نه تنها صداقت او را دوست نداشتند که از هر آنکه راست بگوید و حقایق را برملا کند، هراس دارند. ما مردم شوربختانه در برخی از مواقع حاضر نیستیم به اندازهٔ لازم در مورد سخن گوینده تأمل نماییم و بسیار اتفاق می افتد که استنباط خود را مطابق قصد قائل گرفته و به او می تازیم. سید سجاد پادام نگفت که من قرار است قشم را بفروشم، از فروختن کیش و واگذاری خوزستان گفت، اما نه به دست خود، که داشت فریاد می کرد ایهاالناس این حاکمیت با این راهبردهای اقتصادی فاجعه بار برای تأمین مخارج این سازمان چاره ای جز این ندارد و این حرف کاملاً با واقعیت همخوانی دارد. او برای اثبات حرفش فکت ارائه می کند و مدعی است علیرغم دروغ اختصاص ۱۰۵ درصدی بودجهٔ عمرانی سال گذشته، رقم واقعی یک پنجم آن هم نمی باشد و دولت محرومان برای تأمین منابع این امر از بودجهٔ امور زیربنایی زده است و با افزایش طبیعی بودجهٔ سازمان تأمین اجتماعی دولت در سالهای آتی حتی با فروش نفت هم از پس این مشکل برنمی آید. یک آدم بیسواد مثل من تنها با یک نگاه به بودجهٔ کشور متوجه می شود که نظام تنها برای گذران امور کشور البته بدون تبعات اجتماعی، تقریباً همهٔ دارایی های خود یعنی قریب ۷۰ درصد آن را هزینهٔ پرداخت حقوق و دستمزد و تنها نزدیک به پانزده درصد منابع را در صورت تحقق، خرج عمران می نماید. البته بدیهی است که منابع مالی در اختیار قوهٔ مجریه، همان است که پس از کسر هزینه های مورد نیاز رهبری برای ادارهٔ میدان و سایر ریخت و پاشهای در اولویت نظام، در اختیار او قرار می گیرد. بگذریم که  نظام برای زدن دولت روحانی، از دههٔ گذشته با صفت رکود مطلق یاد می کند و از رشد اقتصادی پس از انعقاد معاهدهٔ برجام به ویژه رشد ۱۴/۲ درصدی سال ۹۵ تغافل می نماید، اما صرف نظر از چرایی این مسئله باید اذعان کرد که حداقل در چهار سال آخر دولت پیشین و دو سال اخیر موضوع رکود کاملآ منطبق مطابق با واقعیت است. این گویای صحت و درستی مطالب مدیر معزول اما صادق این نظام می باشد، چرا که در این شرایط دولتها چاره ای جز خرج دارایی های مملکت برای پرداخت حقوق و دستمزد ندارند و شاهد دم دستی آن به فنا دادن اموال مردم توسط هیئت هفت نفرهٔ کذایی می باشد. وضعیت درآمدی مستمری بگیران تأمین اجتماعی به خصوص بازنشستگان نیاز به شرح و تفسیر ندارد که طبق استانداردهای همین نظام همگی زیر خط فلاکتند. سال به سال هم که دریغ از پارسال، این را هم که دولت مجبور است با گران کردن شیر مرغ تا جان آدمیزاد، از جمله دلار و سکه با بدبختی تمام تأمین نماید و بدون تردید این معضل تنها با خرج منابع فوق الذکر به سرانجام نمی رسد‌ و دولت ناچار است که از بودجهٔ عمرانی کشور کاسته و آن هزینهٔ این امر نماید. خب حالا شما بگویید آیا دورانداز این راهبرد و سیاستگذاری نظام،  جز آنچه که جناب پادام گفته اند، می باشد؟ در این مملکت برای ماندن در جرگهٔ مدیران تنها باید به بهبه و چهچه اکتفا نمود، آمارهای کذب منتشر کرد و کلامی از واقعیات حاکم بر امور کشور نگفت. جناب پادام دل غمین مدار که در این دیار راستگویی هزینه دارد و باید برای صداقت تاوان داد. عزت زیاد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

تیپاکس گزارش فعالیت‌های سال ۱۴۰۰ خود را منتشر کرد. در این گزارش مطالبی همچون روند رشد مشتریان، فرستنده و گیرنده های بسته، زیر
تیپاکس گزارش فعالیت‌های سال ۱۴۰۰ خود را منتشر کرد. در این گزارش مطالبی همچون روند رشد مشتریان، فرستنده و گیرنده های بسته، زیرساخت عملیاتی، پراکندگی و رشد نمایندگی، ناوگان لجستیک و ... برای اطلاع عموم چاپ و منتشر گرديد. براى مطالعه نسخه كامل اين گزارش، به لينك زير مراجعه فرماييد. https://b2n.ir/report1400t-23 @tipaxco

#تبلیغات

🔺نمایندگان مجلس ✍فرهاد قنبری 🔰فریدون عباسی نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به انتقادات رسانه ها از واگذاری خودروهای رانتی به نمایندگان گفته است: «چرا باید این گدابازی‌ها را درآوریم و به ماشین شاسی بلند گیر بدهیم؟ مگر قیمت ماشین شاسی بلند چقدر است؟»** ♈️به شخصه تصور نمی کنم در هیچ برهه از تاریخ صد و بیست ساله ای که از نهضت مشروطه می گذرد جایگاه مجلس و نماینده مجلس در این حد سقوط کرده باشد. ♈️مجلس ملقب به مجلس انقلابی که بیش از سه سال پیش با شعار احیای اقتصاد و نجات معیشت مردم خود را به صندلی های اصلی ترین نهاد قانوگذاری کشور رساند، کارش به جایی رسیده است که حالا به اعتراض مردمی در قبال رانتخواری [که به لطف قانوگذران روز به روز ارزش دارایی خود را از دست داده اند] متلک می گوید و آنها را به گدامنشی متهم می کند. ♈️اما برای فهم و شناخت بهتر چرایی این میزان سقوط نهاد قانوگذاری کشور باید روزهای قبل از انتخابات و فرآیند تبلیغات و چگونگی انتخاب شدن این افراد به عنوان نمایندگان ملت را به‌خاطر آورد. ♈️شورای نگهبان طی دوره های اخیر تقریبا هر کاندیدی که موضع سیاسی مشخصی در قبال مسائل مختلف داشت و نمایندگی مجلس را با کارمندی [آن هم با مزایای خوب] اشتباه نگرفته بود رد صلاحیت کرد. ♈️شورای نگهبان آگاه بود که هر چه بیشتر کاندیداهای صاحب فکر را [به ویژه در کلانشهرها] ردصلاحیت کند باعث شکل گیری انتخاباتی کم رونق خواهد شد و نمایندگانی با رای حداقلی راهی مجلس خواهند شد. این مسئله یک نتیجه مهم در پی داشت و آن اینکه وقتی نماینده ای از شهر تهران یا اصفهان و شیراز و تبریز با دویست هزار و صدهزار رای راهی مجلس می شود به خوبی به پایگاه مردمی خود آگاه است و این نمایندگی را نه لطف و رای مردم بلکه هدیه شورای نگهبان می داند و طبیعتا برای قدرشناسی هم که شده به جای نمایندگی مردم سعی در نمایندگی شورای نگهبان خواهد داشت. ♈️در سوی دیگر شورای نگهبان هر چه در تایید صلاحیت کاندیداهای تهران و سایر کلان شهرها وسواس به خرج داده و کاندیدهای دارای گرایش و فکر سیاسی را حذف می کرد، در شهرستانهای کوچک با دست و دلبازی کامل عمل می نمود. ♈️ این شورا به خوبی به رقابتهای قومی-قبیله ای شهرهستانهای کوچک آگاه بود و می دانست که تایید صلاحیت بیشتر کاندیدها در این مناطق به معنای مشترکت حداکثری مردم و بالا رفتن میزان کل مشارکت در کشور است و فرد پیروز انتخاباتی هم که از این شهرستانها می آید فرد پرت از دنیایی است که یا به امور حوزه انتخابیه خود پرداخته و کاری امورات کشوری ندارند و یا دنبال منافع خود و اقوام خویش است. ♈️(ایام تبلیغات نامزدهای انتخابات مجلس را به‌خاطر بیاوریم که کاندیدایی زیر برف خوابیده و می‌گفت به من رأی بدهید، دیگری ساعت‌ها زیر برف ایستاده و می‌گفت من رکورد ایستادن در برف را دارم به من رأی بدهید. دیگری سوار گرده یکی شده و بالا و پایین می‌پرید و می‌گفت به من رأی بدهید. آن دیگری هر شب چلوکباب می‌داد، دیگری خود برای طرفدارانش جوجه سیخ می‌کرد. گروه دیگری با بیل و کلنگ از خجالت هم در می‌آمدند. یکی حنا‌بندان راه انداخته بود، یکی با بلندگوهای سبزی‌فروشی و باندهای حسینیه در خیابان دنبال طرفدار می‌گشت. یکی با ماشین های خارجیِ اقوام و نزدیکانش اردوکشی خیابانی راه انداخته بود. دیگری مراسمی شبیه افتتاحیهٔ المپیک را هدایت می‌کرد. یکی می‌گفت پول بدهید کنار می کشم، دیگری می‌گفت پول هم بدهید کنار نمی‌کشم، یکی با زنش ایستاده و روی عکس خانوادگیش سرود برنامه‌های عمو پورنگ می‌خواند، یکی شبیه گنگسترهای فیلمهای اسکورسیزی با تیراندازی و رگبار اعلام وجود می‌کرد. یکی وعدهٔ ارضاء جنسی حلال می‌داد، دیگری وعدهٔ یارانه یک میلیون تومانی سر می‌داد. یکی با موتور تک چرخ می‌زد و..) ♈️این مجلس نتیجه و ماحصل چنین وضعیتی است و طبیعی است که نماینده ای که به این طرق به مجلس راه یافته دنبال دریافت خودرو و پیگیری امورات شخصی باشد و مردم معترض را هم به گدابازی متهم نماید.

🔴 همشهری و سردار رادان: کارکرد کاریکاتور چیست؟ 🔸 سال ۸۷ موسسه‌ی گل‌آقا برای آخرین بار تلاش کرد که چراغ نشریات طنز خود را روشن نگه دارد اما انتشار هفته‌نامه‌اش فقط ۲۰ شماره دوام آورد و تعطیل شد. از جمله مواردی که در آن زمان به تعطیلی این نشریه انجامید انتشار کاریکاتور احمدی‌نژاد رئیس دولت وقت بود. 🔸 صفار‌هرندی که آن روزها وزیر ارشاد بود ( و البته ادعای مطبوعاتی بودن هم داشت!) صراحتا گفت که در کدام کشور با کشیدن کاریکاتور رئیس‌جمهور او را مسخره می‌کنند؟ بگذریم از اینکه او نمی‌دانست که کشیدن کاریکاتور مقامات سیاسی از جمله رئیس‌جمهور چقدر در رسانه‌های دنیا مرسوم و عادی است؛ موضوع مهم این بود که تعریف او از طنز و کاریکاتور، توهین و تحقیر بود! معلوم بود که با این نگاه انتشار نشریه‌ی طنز سیاسی ناممکن بود. 🔸 اما واقعیت این است که طنز به طور عام، که کاریکاتور هم زیرمجموعه‌ی آن است الزاما معنای تمسخر ندارد. کاریکاتور، هنری است که با بزرگنمایی و تاکید بر موضوع یا مفهومی خاص، تحلیلی تصویری از آن می‌دهد. اما در کشور ما چنین تعریفی به رسمیت شناخته نمی‌شود. در واقع قدرت در نگاه بسیاری، همراه خود هاله‌ای از تقدس هم می‌آورد که با کاریکاتور و طنز و شوخی شکسته می‌شود! 🔸 بر همین مبناست که امروز هم می‌شنویم که انتشار کاریکاتوری از فرمانده‌ی نیروی انتظامی به صدور کیفرخواست برای مدیرمسئول همشهری منجر شده است. حالا اگر پرسیده شود که واقعا چه توهینی به سردار رادان شده، هیچ پاسخی جز این وجود ندارد که کشیدن کاریکاتور، تحقیر و تمسخر است! 🔸 گذر از این وضع و رسیدن به این باور که اولا قدرت، تقدس نمی‌آورد؛ و ثانیا نقد و طنز و کاریکاتور، توهین و تمسخر نیست و کسی را ضعیف نمی‌کند، بلکه او را در معرض قضاوت عام قرار می‌دهد و در جایگاه واقعی و عرفی می‌نشاند، آرزویی است که امیدوارم روزی به آن برسیم.  🖋 محمدحسین روانبخش با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴🔴🔴وزارت آموزش و پرورش ماه ها است که با موضوعی به نام رتبه‌ بندی ، معلمان را سر کار گذاشته ، شاعری منتقد و طناز با الهام از شعر پروین اعتصامی این موضوع را به نقد کشیده است: روزی گذشت معلمی از گذرگهی فریاد حزن بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی از اهالی محل کاین رتبه چیست که دایم در رسانه هاست؟! آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت بازنشسته ای گوژپشت و گفت این مکر و حیله ای ز مسئولین شماست ما را به آب و تاب رتبه بندی فریفته اند این گرگ سالهاست که با گله آشناست گویند که آموزش و پرورش گداخانه است لیک آنکس که مال معلم خورد گداست بر قطره سرشک معلمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست پرویز به کجروان سخن ز راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 شخصی میگفت اکثر معلمان ایرانی عاقبت به خیرند. گفتم چطور؟ گفت وقتی به بازنشستگی میرسند اگه ازشون بپرسی که: خونه ی شخصی داری؟ میگن خیر ماشین مدل بالا داری؟ میگن خیر دخترت را شوهر دادی؟ میگن خیر پسرت را داماد کردی؟ میگن خیر مکه یا سفر خارجی رفتی؟ میگن خیر و... واقعا درست میگن که معلم های ایرانی عاقبت به «خیر» اند! روز معلم مبارک با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 او یک کارگر بود! ✍️رحیم قمیشی نوجوان بود که پدرش مُرده بود. خودش مانده بود و خواهرانش. چهار کلاس بیشتر نخوانده بود که مجبور شد برود کار کند. و از همان وقت پدرم شد یک کارگر. کودک کار! کارگری هم دنیای خودش را دارد. کار می‌کرد و خوشحال بود که دستش به طرف هیچ غریبه‌ای کشیده نیست. قیل از سال ۵۷ کارگران را روز کارگر می‌بردند جاوید شاه بگویند، او نمی‌رفت. خیلی بدش می‌آمد. بعد از ۵۷ کارگران را می‌بردند برای روز کارگر، باز نمی‌رفت! پدرم یک کارگر بود! نان بازوی خودش را می‌خورد، ماه‌های رمضان همیشه روزه بود، خانه که می‌آمد آنقدر عرق ریخته بود که نرسیده می‌پرید حوض کوچک خانه‌مان و در آبش دراز می‌کشید. من کودک بودم، برادرانم می‌گفتند سرت برود زیر اب روزه‌ات باطل می‌شود. او می‌خندید. چه حرف‌ها!! دم غروب با رادیوی خانه ور می‌رفت کدام موج اذان را زودتر می‌گوید تا پارچ آب یخ را سر بکشد و سیگارش اُشنویش را روشن کند. ما می‌خندیدیم؛ - این که اذان اهواز نبود. او کاری نداشت! - اذان، اذان است... پدرم یک کارگر بود! از سیاست‌بازی چیزی نمی‌دانست، از تصمیمات مهم کشوری هم، اما جنگ که شد حتی یک روز اهواز را ترک نکرد، بمب می‌آمد و‌خمپاره و گلوله، اما حاضر نبود برود. می‌گفت رزمنده‌ها به امید ما می‌جنگند، ما کجا برویم!؟ پدرم یک کارگر بود! وقتی پنج پسرش هم‌زمان جبهه بودند، دم برنیاورد. نگفت پس دیگران چه؟ نگفت فرزندان مقامات کجایند! او یک کارگر بود. می‌دانست اگر همه بگویند پس آن دیگری، هیچ‌کاری پیش نمی‌رود! کار برای کارگران است، بقیه بیمارند! آن‌وقت خوزستان می‌افتاد دست عراقی‌ها پدرم یک کارگر بود! وقتی پسرش در عملیات کربلای چهار مفقود شد، و گروه‌هایی آمدند برای تبریک گویی شهادتش، همه را از خانه بیرون کرد. - اگر تبریک دارد خودتان بروید شهید شوید. پسرم تا پیکرش نیاید برایم زنده است. تحملش چند ماه بیشتر طول نکشید، پسرش را ندیده و رفت. دلش به او دروغ نگفته بود. وقتی رفت دست‌هایش هنوز بوی گونی‌های برنجی را می‌داد که هر روز باید جابه‌جا می‌کرد. یک بار هم سراغ بنیاد شهید نرفت. او یک کارگر بود. شرافتش اجازه نمی‌داد. پدرم یک کارگر بود! درآمد اندکش را صرف تحصیل بچه‌هایش می‌کرد، همه را فرستاد دانشگاه تا مثل خودش با زحمت و رنج بزرگ نشوند. تا مثل خودش ندوند دنبال کارهای سخت جانفرسا. پدرم یک کارگر بود! از مملکت‌داری همین را می‌دانست، که اگر فرمانروایان خوب باشند وضع مملکت خوب می‌شود، و اگر بد باشند وضع مملکت بد! برای همین هیچوقت آنها را قبول نداشت. نمازش را تند می‌خواند، او برای نمایش نماز نمی‌خواند، می‌دانست خدا نماز تند تند او را قبول‌تر می‌کند. پدرم یک کارگر بود! کف دست‌هایش زمخت بود. چین‌های پیشانی‌اش زیاد، صورتش آفتاب خورده، صبح تا شام سر کار بود و کم می‌دیدمش. اما به او افتخار می‌کردم. او نان حلال برایمان می‌آورد. عرقش هم خوشبو بود، خِر و پُف کردنهای شبانه‌ خوابش هم، دل‌نشین! پدرم یک کارگر بود! عمرش کوتاه بود. اما با عزت زندگی کرد. او زیاد نماند. نماند تا ببیند روزی به او می‌گویند تو از مسائل پیچیده کشور چه می‌دانی! نماند تا ببیند اگر بگوید می‌خواهم کشورم حاکمانی با نظر من داشته باشد، به او خشم می‌گیرند؛ کارگر را چه به این حرف‌ها... برخی به‌جایت تصمیم می‌گیرند. آنها بهتر می‌دانند! نماند تا ببیند همان فرزندان تحصیکرده‌اش که در زمان جنگ جبهه بودند و بعضی ترکش خوردند و بعضی مفقود، می‌شوند ناخودی، متهم می‌شوند به تحت تاثیری اجانب!! متهم می‌شوند به عدم درک اسلام... پدرم یک کارگر بود! از حقه‌بازی‌های سیاسی چیزی نمی‌دانست! از دروغگویی برای قدرت چیزی نمی‌فهمید. ولی ذاتش به او گفته بود، پولدارها همه حقه‌بازند. نمی‌شود‌کسی ده خانه داشته باشد و دزد نباشد! هر چقدر هم ریش و تسبیح داشته باشد. می‌دانست قدرتمندان همه دغلبازند. فقط دروغ می‌گویند تا بیشتر چپاول کنند. شاید او یک کمونیست بود، و خودش نمی‌دانست! پدرم یک کارگر بود! و من می‌دانم، کارگران خیلی خوب می‌فهمند. هم پیچیدگی‌های دروغگویان را هم نافهمی متظاهرین را... اگر او بود شک ندارم می‌گفت اینها که فکر می‌کنند خیلی می‌فهمند از نادان‌ترین آدم‌ها هستند فقط خودشانند که نمی‌فهمند! روز کارگر به همه کارگران وطنم مبارک دست‌های آنها چه بوسیدنی است! من باور دارم کارگران از همه بیشتر می‌فهمند. آنها آزادگی و راستگویی و دردها و حقایق مردم را خوب می‌دانند. فقط کارگرها می‌دانند تورم یعنی چه! فقط کارگرها می‌دانند ظلم یعنی چه. نداشتن چه طعمی دارد! و داشتن شرافت چه لذتی! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️ آلیسون پارجتر 🖊 نتیجه ۴۲ سال اشتباه قذافی برای لیبی چه بود؟ ▪️قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه بود. با این جمعیت کم و این پول هنگفت می‌شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی راه غلط را انتخاب کرد و اگر تاریخ ۴۲ سال حکومتش بر لیبی را مرور کنیم کلکسیونی از اشتباهات قذافی را می‌بینیم. ▪️قذافی یک دوران کارآموزی ۴۲ ساله را در لیبی گذراند، مردم لیبی موش آزمایشگاهی قذافی بودند. شاید بتوان گفت هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی یک کشور را زیر و رو نکرد. این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می‌شد جز مصیبت و فاجعه، هیچ دستاورد دیگری نداشت. یکی از همین آزمون و خطاهای قذافی قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود زندانیانی که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند. سال ها بعد، دادخواهی خانواده‌های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد. ▪️اشتباه دیگر قذافی، حمایتش از تروریسم بین الملل بود که بمب گذار هواپیمای پان آمریکن را تحویل نداد کسی که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود همین‌کار باعث شد لیبی تحریم بین‌المللی را تحمل کند. تحریم‌هایی که حدود ده سال طول کشید و نتیجه آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی‌ها بود. اعتراضات و نارضایتی‌ها که بالا گرفت، قذافی فهمیده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی‌کند برهمین اساس به جناح اصلاح طلب اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می‌گذاشت و نهایتا هم بساطشان را کاملا جمع کرد و با این کار نارضایتی عمومی تشدید پیدا کرد. قذافی بعد از چهل و دو سال حکمرانیِ اشتباه، حالا با مردمی روبرو شد که علیه او دست به اعتراضات زده بودند. قذافی تصمیم به سرکوب معترضین گرفت و اینطور ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلیس بخاطر تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نمی‌شوند، پس می‌تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند. اما محاسبات دیکتاتور کاملا غلط از آب درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد، ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد. مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی‌ها توانستند قذافی را از تخت حکومت پایین بیاورند. قذافی از بین رفت و دیکتاتور سقوط کرد ولی لیبی هنوز بعد ازسال‌های سال، نتوانسته رنگ آرامش و صلح را به خود ببینید، نکته اینجاست که تاوان اشتباهات کارهای قذافی به قدری فجیع بود که حتی بعد از مرگش هم مردم بیگناه در حال پرداخت تاوان آن اشتباهات هستند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‌ وقتی که داده‌ها از دست می‌روند! 🫣🧩 📣 وبینار رایگان تحلیل و بررسی نقش High Availability در SQL Server 🗓زمان برگزاری: چها
وقتی که داده‌ها از دست می‌روند! 🫣🧩 📣 وبینار رایگان تحلیل و بررسی نقش High Availability در SQL Server 🗓زمان برگزاری: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت 🔅 ساعت ۱۱ صبح 👨🏻‍💼ویژه مدیران عامل و مدیران ارشد سازمانی 👩🏻‍💼مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات و متخصصین پایگاه داده 🎤 سخنــران: مهندس مسعود طاهری 🖥 موضوعات وبینار: 🔸 آشنایی با مفهوم High Availability 🔸 دلایل نیاز به High Availability در کسب و کار 🔸 چه کسب و کارهایی در ایران از HA استفاده می‌کنند؟ 🔸 کدام کسب و کارها به علت عدم وجود HA زیان دیده‌اند؟ 🔸 نقش High Availability در هنگام کار با Databaseها 🔸 آیا نسخه پشتیبان جایگزین High Availability می‌باشد؟ 🔸 بررسی زیر‌ساخت‌های مورد نیاز برای پیاده‌سازی HA 🔸 بررسی راهکارهای SQL Server برای پیاده‌سازی HA 🔸 برنامه‌های کاربردی چگونه با HA تعامل می‌کنند؟ 🔸 هزینه پیاده‌سازی High Availability در SQL Server چقدر است؟ 👀 کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام رایگان 💸 👇👇👇 🔗 لینک ثبت‌نام 🟣@nikamooz

#تبلیغات

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کودکان کنسروی و توسعه دکتر محمدرضا اسلامی ویدئویی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد که یک مدرسۀ ابتدایی ژاپنی را نشان می دهد که بچه ها خودشان مدرسه و کلاسِ درسشان را تمیز می کنند. همچنین نشان می دهد که کودکان مدرسه ابتدایی بعد از عبور از خیابان، بر می گردند و به سمت ماشینهایِ ایستاده در خیابان (با احترام) تعظیم می کنند. این ویدئو با «تحسین» مخاطبان مواجه شد. به شخصه جزء کسانی بودم که از اوایل ورود به ژاپن، اینهمه نظم و سیستم را تحسین می کردم. مطالب مختلفی هم در این خصوص نوشتم (مثلا این و این). حتی زمانی که در آزمایشگاه فولاد دانشگاه کوبه، روز آخر سال بچه های دانشجوی ارشد و کارشناسی، «خانه تکانی (اوسوجی)» می کردند، متنی نوشتم و این رفتارها را تحسین کردم. گویا زمان لازم بود تا چند سال بگذرد و متوجه بشوم که چقدر این سیستم بیمار است و چقدر بهداشتِ روانی و روحی انسان را خراب می کند. آقای دکتر محمود گلزاری (به عنوان یک روانشناس مبرّز و با تجربه) معتقد است که مدارس اسلامی (مذهبی) بهداشت روحی کودک را خراب می کنند. این را کسی می گفت که خودش مذهبی و متدین است ولی دانشِ روانشناسی به او آموخته بود که عمدۀ آنچه در مدارس مذهبی ما (در تهران) رخ می دهد، در کوتاه مدت، ظاهرا عالی، ولی در بلندمدت، ویرانه است. همین ماجرا به شکل بدتر و گسترده تر در سیستم آموزشی ژاپن برقرار است. 🔹 آن بچۀ کلاس سوم ابتدایی که بعد از عبورِ از خیابان بر می گردد و «تعظیم» می کند (و رو به ماشینهای خیابان که قبل از خطِ عابر متوقف شده اند) احترام می گذارد، او «کودکی» (به آن مفهومی که دکتر محسن رنانی می گوید) ندارد، بلکه او را در اوج سنینِ پرطراوت کودکی، در چنان «قوطیِ کنسِرو» تنگ و صلبِ از بایدها و نبایدها کرده اند، که ثمره اش در بزرگسالی می شود انسانی پر وسواس، خجالتی، (بعضا) همراه با انواع تیک های عصبی، و مقداری از خمیر مایۀ خشم. این مانند همان دختر نوجوانی است که در اوج سنین با طراوت کودکی و نوجوانی، او را در چادر مشکی قرار می دهیم و بعد افتخار می کنیم که ببین، چقدر تربیتِ نظام مند و ارزشمندی را انتخاب کرده ایم! امتداد و ادامۀ آن کودکی و آن نوجوانی را باید در سی و شش/هفت سالگی دید که ثمره اش چه می شود؟ 🔹در دانشگاه کیوتو، به دفتر ریاست مرکز مطالعات زلزله دانشگاه رفته بودم. این مرکزی است که جزء برترین مراکز مطالعات زلزله در دنیا محسوب می شود و برترین اساتید دانشگاههای آمریکا، دورۀ فرصت مطالعاتی خود را به این مرکز می آیند. در دفتر ریاست مرکز جلسه ای بود. بعد از جلسه (وقتی که همه رفته بودند) رئیس مرکز زلزله پرسید: وضعیت پیشرفتِ پایان نامه ات چطور است؟ چه زمانی فارغ التحصیل می شوی؟ توضیحاتی دادم و همزمان گلایه کردم که استاد راهنمایم قدری بد اخلاق است و این بد اخلاقی هایش، گاه باعث کند شدنِ مسیر پایان نامه می شود. گفت بداخلاقی؟! دست بردار. بعد به گوشه اتاق اشاره کرد و گفت: اینجا را می بینی؟ من دانشجویان دکترایم را می آورم اینجا و چنان می بندمشان به رگبار سوال و فریاد و چنان تحت فشاری قرارشان می دهم که همین گوشه می ایستند و گریه می کنند (یعنی که برو آقا جان بداخلاقیِ استاد که چیزی نیست!) این «امتدادِ» همان مسیر بیمار است که در بالا اشاره شد. اینکه تصوّر کنی در گوشۀ آن اتاق مجلل مرکز پژوهشی، دانشجویِ دکترا ایستاده و گریه می کند. مسلّم است که همان دانشجوی دکترا، وقتی که استاد شد، بلایی بر سر دانشجوی دکترایش می آورد، که آن بدبخت هم بایستد و گوشه ای گریه کند. همین خطا ممکن است در مورد آمریکا نیز رخ دهد: الگوی آمریکایی که بیشتر بر خلاقیت، فردگرایی و انعطاف و آزادی تاکید دارد. نکته همین است که باید دید «امتدادِ» آن رفتارِ کودکی (مثل امتدادِ تعظیمِ به ماشین و چادر در ده سالگی) به کجاها می رسد؟ وگرنه «در لحظه دیدنِ» امور و تحسین کردن، که هُنری نیست. درد از اینجا آغاز شد که ما همیشه در دیدنِ «اکستریم» ها (چه ژاپن باشد و چه آمریکا و چه هر کشور دیگری)، به وجد می آئیم. حکایتِ همان گزارشِ بازدید آقای حدادعادل از مدرسه ابتدایی ژاپنی (که در کتابهای دورۀ دبیرستانِ ما چاپ شده بود) و حکایت همان دو/سه مقاله خودم که در سالهای نخست تحصیلم در ژاپن، به «تحسین» از سیستم آموزشی نوشته بودم. دقت کنیم که ما نیز اگر در جستجوی توسعه هستیم باید در مدارس خود سخت کوشی، انضباط، کار گروهی و خلاقیت، انتقادگری و انتقادپذیری... را پرورش دهیم و می دانیم که آن نظم ژاپنی (با معایبش) بهتر از بی سیستمی و بی نظمی و شلختگی است، اما خاطرمان باشد که وقتی به تحسین از یک «رفتار» یا یک «ساختار» می پردازیم، همۀ وجوه ماجرا را دیده باشیم و ببنیم «امتدادِ مسیر» قرار است به کجاها ختم شود؟ از ژاپن الهام بگیریم اما لزوما کپی-پیست (Copy-Paste) راه حل نیست.

۱۰ پیش بینی برای اقتصاد جهان در سال ۱۴۰۲ کاهش حداقل ۱% رشد اقتصاد جهان کاهش حداقل ۵% تورم اقتصاد جهانی در بین ۱۳۵ کشور جهان تنها اقتصادهای مطرح جهان که پیش بینی رشد مثبت اقتصادی نسبت به سال قبل دارند چین ، هنگ کنگ و تایلند هستند همه کشورهای غربی و اقتصادهای مطرح شرقی مانند هند و ژاپن پیش بینی کاهش رشد اقتصادی دارند مبارزه با تورم جهانی یا بحرانهای بانکی به یک بحران اقتصادی مانند 2008 منتهی نخواهد شد و ما شاهد یک فرود آرادم خواهیم بود غذا و انرژی که مهمترین عوامل رشد تورم بودند به آرامی فرود خواهند آمد

🔴 تبلیغات مجانی با پلمب بی حجابی ✍️ رضا غبیشاوی ♈️رستوران "باب البحر" در مرکز خرید "بام لند" تهران متعلق به علیرضا منصوریان است. بهاره رهنما هم رستوران دارد. رستوران‌های چیلای و زئوس در پارک نهج البلاغه تهران هستند. "اُ پال" مرکز خرید بزرگ و زیبایی در شمال غربی تهران است. رضا رشیدیان مجری سابق صداوسیما در کیش رستوران شیکی به نام تایم لپس دارد. علی دایی، قلعه نوعی و گلزار هم در تهران رستوران دارند. ♈️حالا به لطف مسوولان، جمعیت زیادی در تهران و  کشور و خارج از ایران، با این رستوران ها و مراکز خرید آشنا یا آشناتر شده اند زیرا خبر و عکس و فیلم پلمب آنها به دلیل بی حجابی به طور گسترده و بی سابقه در همه رسانه ها منتشر شده است.  این تبلیغات مجانی برای این مراکز است فقط با پلمب آنها به دلیل ححاب زنان و دختران. ♈️پلمب فروشگاه ها،‌ رستوران ها، مراکز خرید و ... به دلیل بی حجابی،‌ نه تنها مجازات نیست بلکه به شیوه ای برای تبلیغات رایگان و گسترده آنها تبدیل شده است. به ویژه که با عکس و فیلم و توضیحات زیاد همراه می شود و بسیاری از رسانه های اصولگرا و حتی صداوسیما هم پوشش می دهند. ♈️فقط فکر کنیم هر ثانیه تبلیغات در صداوسیما یا شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور چقدر هزینه دارد. تازه تبلیغات داخلی ها در شبکه های فارسی زبان خارجی ممنوع است. کافی است فکر کنیم هرکدام از این رستوران ها یا مراکز خرید اگر می خواستند در همه سایت ها و شبکه های اجتماعی و رسانه ها خود را معرفی و فیلم و عکس خود را منتشر کنند چقدر باید هزینه می کردند؟ اما حالا به لطف مسوولان این اتفاق به رایگان می افتد. ♈️این حجم از تبلیغات، بی سابقه و در حالت عادی، غیرممکن است. نه تنها تبلیغات است بلکه تبدیل یک کسب و کار به برند یا تقویت برند هم اتفاق می افتد. "برندینگ مجانی" هم دیگر هدیه مسوولان به آنهاست. ♈️به دلیل تقاوت و تضاد ارزشی و هنجاری میان دو طرف ماجرا،‌ آنچه که از نگاه یک طرف، منکر و بد شناخته می شود از نظر طرف مقابل اینگونه نیست. آنچه که از سوی یک طرف ماجرا،‌ مجازات و وارد کردن ضربه تلقی می شود از سوی طرف مقابل،‌ با واکنش هایی متفاوت، جبران می شود. ♈️به عنوان مثال اگر یک رستوران به دلیل عدم رعایت بهداشت از سوی ماموران اداره بهداشت پلمب و خبر و فیلم آن در رسانه ها منتشر شود آبروی  رستوران می رود و با بدنامی و کاهش شدید مشتریان و تحریم آنها روبه رو می شود. ♈️اما اگر رستورانی به دلیل موضوع بی حجابی،‌ پلمب شود و خبر آن با جزئیات و فیلم و عکس در رسانه ها منتشر شود داستان متفاوت و عکس خواهد بود. در شرایط فعلی شاید این نوع پلمب به سود آنها باشد چرا که علاوه بر تبلیغات رایگان انبوه و بی سابقه، ارزش افرینی و تقویت برند را با کمترین هزینه،‌ نصیب شان می کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 دفن شدن زیر زمین یکی دو ماه پس از اعتراض‌های اجتماعی سال 1401 با یکی از دوستان بحثی مفصل درباره آینده جامعه و اقتصاد ایران داشتیم. آن روز تلقی ما این بود که بخش کوچکی از سیاستمداران که فرمان قدرت را در اختیار دارند، هرگز حاضر نمی‌شوند پیام تحولات جامعه را بشنوند. پیش‌بینی این بود که با این روند، به احتمال زیاد بخش بزرگی از جامعه که در چند دهه گذشته انتخاب‌ها و کنش‌هایش سیاسی نبوده، به سمت سرخوردگی بیشتر می‌رود و امورات خود را جدا از دستورات رسمی و بایسته‌های سیاسی پیش می‌برد. اساتید سرشناس در این زمینه پیش‌بینی‌های دقیقی داشتند. ابراهیم فیاض احتمال افزایش خودکشی را پیش‌بینی کرد، علینقی مشایخی تشدید مهاجرت و مسعود نیلی سرخوردگی جوانان را متحمل دانستند و محمدمهدی بهکیش از احتمال زیرزمینی شدن سیاست سخن گفت. محمد فاضلی و عباس عبدی هم درباره تشدید شکاف میان حاکمیت و مردم ابراز نگرانی کردند. اکنون به نظر می‌رسد همه آن پیش‌بینی‌ها به شکلی در حال محقق شدن است. جوانان سرخورده، ناامید و بی‌انگیزه شده‌اند، مهاجرت به اوج رسیده، پیرمردها دوست دارند زودتر از دنیا بروند و جوانان سرخورده، ناامید از اصلاح و ترمیم خرابی‌ها، مسیر خود را از سیاست‌های رسمی جدا کرده‌اند. این روزها آن‌چه در خیابان‌های رسمی می‌بینیم در کوچه‌های غیر رسمی مشاهده نمی‌کنیم. همان‌ها که در محیط‌های رسمی، مبادی برخی آداب و بایسته‌های سیاسی و مذهبی هستند، در کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها، زندگی دیگری دارند و به شکلی دیگر سخن می‌گویند. قبلا آدم‌ها دو نوع زندگی داشتند که یکی رسمی بود و دیگری غیر رسمی. یعنی در محیط‌های رسمی و اداری سعی می‌کردند حداقل استانداردهای حکومتی را رعایت کنند اما در زندگی شخصی، رویه‌های مورد علاقه خود را دنبال می‌کردند. یعنی زندگی روز و شب‌شان کاملا متفاوت بود. این رویه چند دهه ادامه داشت اما امروز مخفی‌کاری‌های فردی به مخفی‌کاری‌های جمعی تبدیل شده است. یعنی اگر تا دیروز آدم‌ها زندگی شخصی خود را از چشمان حکومت دور نگه می‌داشتند، امروز فعالیت‌های گروهی و اجتماعی خود را از چشم حکومت دور نگه می‌دارند. نمونه این اتفاق را در موسیقی به وضوح مشاهده می‌کنیم. محدودیت‌های زیاد باعث شکل‌گیری موسیقی زیرزمینی شد و آثار تولید شده به طرق مختلف به گوش مردم رسید. بعدها جوانانی که سال‌ها در بازار غیر رسمی فعالیت می‌کردند، ویدئوها و کلیپ‌های زیادی در داخل کشور تولید کردند که از طریق ده‌ها شبکه ماهواره‌ای پخش شد. وزارت ارشاد که حیطه نظارت خود را هر روز محدود می‌دید، به دادن مجوز رسمی برای انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت بسنده کرد اما همین محدودیت هم دیگر کاربرد ندارد و این روزها در اغلب ساختمان‌های بزرگ که سالن اجتماعات دارند، کنسرت‌هایی برگزار می‌شود که دور از چشم ناظران ارشاد است. بنابراین امروز دیگر کاری از دست سیاستگذار این حوزه برنمی‌آید و جوانان علاقه‌مند هم، زیر زمین بازاری تشکیل داده‌اند که دست مقام رسمی به آن نمی‌رسد. این روند کم‌کم به سینما و تئاتر کشیده شده و شنیده‌ام؛ گروه‌های زیر زمینی موسیقی و تئاتر تشکیل شده و مثل دهه 20 و 30 انجمن‌های مخفی هنری و سیاسی در حال شکل‌گیری است. یکی از دوستان دعوتنامه یک گروه تئاتر زیرزمینی را نشانم داد که قرار است در سالن اجتماعات یکی از ساختمان‌های مسکونی نمایشنامه‌ای را اجرا کنند. دیگری هم درباره برگزاری یک کنسرت به شیوه‌ای مشابه برایم نوشت. پیش از این کالاهای ممنوعه مثل مشروبات الکلی و مواد مخدر، بازار زیرزمینی داشت اما امروز فعالیت‌های عادی هنری و گعده‌های سیاسی و اجتماعی هم دور از چشم حکومت برگزار می‌شود. تاریخ به ما می‌گوید که این اتفاقات نشانه خوبی برای حکمرانی نیست. در شوروی، پیش از آن‌که همه چیز به هم بریزد، بازارهای غیر رسمی زیادی شکل گرفته بودند. بازارهایی که در واکنش به محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها به وجود آمده بودند و حکومت مرکزی هرچه تلاش کرد موفق به برچیدن آنها نشد. شاید بخش عمده مشکلات ما هم ناشی از این باشد که بخش کوچکی از سیاستمداران که فرمان قدرت را در اختیار دارند، حاضر نمی‌شوند پیام تحولات جامعه را بشنوند. آنها می‌دانند زیر پوست جامعه چه می‌گذرد؟ ☑️محسن جلال‌پور با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o