روانشناسی-احساس خوب
Kanalga Telegram’da o‘tish
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Ko'proq ko'rsatish639
Obunachilar
-2024 soatlar
+2207 kun
+20830 kun
Postlar arxiv
پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الّا نوعی لجاجت با خود،
و حتی لجاجت در تداوم ِ نوعی عادت.
عجیب ترین خوی ِ آدمی این است که می داند
فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.
هر آدمی ، دانسته و ندانسته،
به نوعی در لجاجت و تعارض با خود بسر می برد،
و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود ِ آدمی نسبت به خودش نیست.
📕 #سلوک
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
http://telegram.me/ehsasekhooob
📌قانون های روابط اجتماعی
✔️ بیشتر از دو بار با کسی تماس نگیر. اگر پاسخ نداده حتما کار مهم تری داره که باید روش تمرکز کنه.
✔️ پول یا وسیله ای رو که قرض گرفتی پس بده قبل از اینکه فردی که ازش اون وسیله رو قرض گرفتی یادت بیاره. این شخصیت و امانت داری تو رو نشون میده.
✔️ همیشه در رو برای نفر بعدیت باز نگه دار. مهم نیست که دختره یا پسر، کوچک تر از تو هست یا بزرگتر، تو با خوب برخورد کردن با دیگران تحقیر نمیشی.
✔️ سوالات بی مورد نپرس مثل: هنوز ازدواج نکردی؟ هنوز بچه نداری؟ چرا خونه نخریدی؟ و... اینا مشکلات تو نیست که دربارشون میپرسی!
✔️ وقتی یه نفر عکسی رو داخل گوشیش بهت نشون میده، دیگه عکس بعد یا قبلش رو نگاه نکن! تو هیچ نمیدونی که ممکنه چی باشه!
✔️ به عقاید مختلف احترام بزار این رو به یاد داشته باش که 6 از یه زاویه دیگه ممکنه 9 باشه عقاید متفاوت به رشدت کمک میکنن!
✔️ هیچ وقت صحبت های دیگران رو قطع نکن. اجازه بده صحبت هاشون تمام شه و با دقت به حرف هاشون گوش کن
http://telegram.me/ehsasekhooob
خودارضایی ذهنی(Mental Masturbation):
"یک راه بسیار مهم برای فقیر ماندن این است که فرض کنیم همیشه حق با ماست."
خودارضایی ذهنی عبارت است از شرکت در گفتگوی ذهنی غیرمولد، بیفایده، لذتبخش، و تکرار شونده برای اجتناب از اقدام سازنده در طی ساعات زندگی روزمره. در واقع، افراد به شکل روانرنجورانهای درگیر این مزخرفات فکری میشوند، زیرا به واسطه آن احساس ارزشمندی یا باهوش بودن را تجربه میکنند. بنابراین، دامن زدن به این رفتار فقط برای ارضای ذهنی خود است نه برای هیچ هدف واقعی. صحبت کردن طولانیمدت با دوستان در مورد زندگی، تجارت و برنامههای جدید؛ به اشتراکگذاری نقلقولهای حفظ شده از کتابهای مطالعه شده؛ معرفی خود به عوان یک متخصص پس از مطالعه چند کتاب یا مقاله؛ پرورش نگرش خودمحورانه و سطحی؛ فرافکنی مشکلات شخصی به دیگران؛ ناتمام گذاشتن ایدههای قبلی و جستجوی جدی ایدههای نوین؛ رنج کشیدن از فقر مالی و در عین حال تبلیغ شیوههای پولدار شدن؛ احساس خستگی پس از یادگیری موضوعات متنوع و ناتوانی در شروع ایدههای جدید از جمله علائمی است که نشان میدهد مشغول خودارضایی ذهنی هستید. بنابراین، افراد مبتلا به این مشکل همیشه در جستجوی لحظه «آها» هستند تا به ارگاسم فکری برسند. در حقیقت، این افراد ترس شدیدی از تجربه شکست دارند و همواره سعی میکنند تا با ایدهپردازی از رفتار عملی و سازنده اجتناب نمایند. راهحل اثربخش این است که شکست را در آغوش بگیرید و این طرز فکر را در نظر بگیرید که «برنده میشوید یا یاد میگیرید». از این رو، تا زمانی که به اهداف خود برسید تلاش عینی رادنبال کنید.
*دیکتاتور درون و انفجار نادانی*
*
■اغلب ما در درون خود یک دیکتاتور داریم که همواره به دنبال برتری جویی است. این دیکتاتور کوچک به دنبال همنشینی با کسانی است که از خودش پایین تر باشند.
□بطور ناخودآگاه در محیط کار و زندگی و دوستان به سراغ افرادی میرود که فاصله زیادی با خودش دارند تا برای این تفاوت، دائم او را تحسین کنند. اینکه انسان در پاره ای موارد مثل مواجهه با جماعت آلوده به اعتیاد، برتری جو باشد امری طبیعی است ولی اگر دیکتاتور درون به غالب شرایط خودآگاه فرد فائق آید، بدین معنی است که فرد دچار بیماری *«برتری جویی»* شده است.
●چنین فردی در هنگام انتخاب زوج زندگی خود، به طور ناخودآگاه فردی بسیار پایین از خود را انتخاب میکند که همیشه بتواند سلطه جویی کرده و روح خود را ارضا نماید. همچنین در اجتماع، اگر چنین فردی در مسند مسئولیت قرار گیرد، در سلسله مراتب سازمانی نیز این اتفاق بروز پیدا میکند و این همان نظریه *«انفجار نادانی»* است. یعنی رئیس دیکتاتور، چند مدیر ناتوانتر از خود را بر منصب میگذارد و این سلسله مراتب تا ردههای پایینتر نیز ادامه دارد.
○افراد درجه دو و پایینتر هم، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، کسانی پایینتر از خود را استخدام میکنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند. برای همین، پس از مدتی کل سازمان با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در اطراف مواجه میشوند که معدود افراد توانمند را هم ناامید میکنند. این نظریه که توسط کاواساکی نظریهپرداز مدیریت و از موسسان شرکت Apple ارائه شد، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان « انفجار نادانی » نام میبرد!
■این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ امّا افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام میکنند.
□این نظریه در همه ابعاد قابل تعمیم است. میتوانیم خودمان را بررسی کنیم. آیا با کسانی دوست هستم که از خودمان باهوشترند و ما را نقد میکنند؟ یا علاقه به دوستی و همنشینی با افراد پایین تر از خود داریم؟ آیا دوستانی دارید که از شما متموّل تر یا زیباترند؟ آیا دوستانی دارید که از شما محبوب ترند؟ و ...
●با خود صادق باشیم. آیا از اینکه من از همه باهوشترم لذّت میبرم یا از اینکه میتوانم از باهوشها بیشترین استفاده را بکنم خوشحالم؟
در پاسخ به این سوالات میتوانید دریابید که تا چه اندازه از نقش دیکتاتور درون خود در عذاب ناخودآگاه هستید.
○اگر پاسخ ها به سمتی باشد که دیکتاتور درون شما بیش از اندازه زمامدار امور زندگیتان است، بدانید که در خطر انفجار نادانی قرار دارید و دیر یا زود آن بخش از زندگی شما که دچار این آفت شده است دچار انفجار و تخریب خواهد شد؛ چرا که این حس برتری، تنها تصوّری غلط است نسبت به محیط مجازی ایجاد شده توسط خودتان. ولی انسان عموماً در فضای حقیقی توسط شخص ثالث نگریسته میشود.
■میزان چیرگی دیکتاتور درون خود بر زندگیتان را دریابید و قبل از آنکه دچار انفجار نادانی و از دست رفتن زندگی اجتماعی، شغلی و یا مراودات خود شوید دست به کار شوید....
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁
Repost from N/a
چگونه تصمیمات کوچک و هوشمندانه در دراز مدت زندگی ما را می سازند.
انیمیشن کتاب "اثرمرکب"
نوشتهی "دارن هاردی"
Repost from N/a
بسیاری از مشکلات و اختلافات
بین فردی بخاطر عدم آگاهی از
اولویت هاست.
اولویت یکی ممکنه
تشنگی باشه
اولویت دیگری
گرسنگی
اولویت یکی
خوابیدن
دیگری
ورزش
آن یک
کار
همچنین ممکنه
اولویت کسی
تفریح
یکی تنهایی
یکی گردش باشه
این اولویت هامونه که رفتارمونو شکل میده
پس
اولویت های من
لزوما اولویت دیگران نیست
رحیمگشتی
امروز روز جهانی ایدزه
میدونستید فرهنگستان زبان و ادب پارسی بهجای واژهی "ایدز" کلمهی "ناکا" را پیشنهاد داده که مخفف "نشانگان اکتسابی کمبود ایمنی" هستش!
+ بنظرم یه "م" هم میزاشتن اخرش تا بشه ناکام،
💠هر از چند گاهی، یکهویی بی مقدمه از همسرتان، فرزندتان، دوستتان یا هر کس دیگری که به نوعی با شما گره خورده است، با آرامش و مهربانی و گردنی کج و لحنی لوس بپرسید: "احساس خوشبختی میکنی؟ کلا خوبی؟"
🔶بعدش دیگر یک کلمه هم نگویید و فقط بگذارید او حرفهایش را بزند. بگذارید رسوبات ته گرفته اش را بیرون بریزد. بگذارید سبک شود. سبکبالی، هم حال او را خوب میکند و هم آیینه ای برای نشان دادن چیزهایی میشود که از آن غافلید.
🔶حتی گاهی از خودتان هم این سوال را بپرسید: هی فلانی! احساس خوشبختی میکنی؟
اگر ندای مثبتی از درونتان بلند شد؛ دو دستتان را بالا کنید و بلند و بی پروا بگویید الاهی صدهزار مرتبه شکرت.
🔶و اگر پاسخی منفی یا شل و تردیدآمیز برخاست، با خودتان بگویید: آخه چرا؟ چرا احساس خوشبختی نمی کنی؟ چه مرگته لعنتی؟ چی کم داری مگه رفیق؟ اگه چی داشته باشی، دیگه احساس خوشبختی میکنی؟ چند وقت دیگه قراره احساس خوشبختی کنی؟ تا کی ...
🌱نگذارید در چرخ دنده های زندگی روزمره، هدف از چرخیدن را گم کنید.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
⬛️ کسانی که احساس خالی بودن میکنند، هرگز با یکی شدن با فرد ناکامل دیگری شفا نمییابند.
دو پرنده بال شکسته که یکی شدهاند تنها پرواز دست و پا شکستهای خواهند داشت.
انتظار پرواز کشیدن بیفایده خواهد بود،
تا زمانی که افراد جدای از هم، زخمهایشان را درمان کنند.
اروین یالوم
از کتاب دژخیم عشق
هدف از روان درماني و مشورت گرفتن از یک روانشناس اين است كه:
تصوير ذهني ما، به واقعيت نزديك تر شود.
تصويري كه از ديگران در ذهن داريم چندان مهم نيست؛
آنچه اهميت دارد اين است كه
چه چيز باعث شده تا اين تصاوير را بسازيم؟
✍️✍️✍️
۸ ساعت خواب شبانه برای داشتن یک حافظه خوب👇🏻
طبق یک پژوهش جدید، خواب خوب شبانه موجب بهبود تمامی انواع حافظه ها می شود.
آیا تاکنون برای شما پیش آمده که به اتاق تان بروید اما فراموش کنید که برای چه آنجا هستید. این اتفاق برای اکثر ما افتاده است. اما این به معنای از دست دادن حافظه یا فراموشکاری شما نیست. این اتفاق صرفاً می تواند به دلیل عدم خواب کافی در شما باشد.
در این مطالعه، محققان بیمارستان بیرگام آمریکا، با بررسی افرادی که در به خاطر آوردن نام و چهره دیگران مشکل داشتند متوجه شدند که در آنها، هشت ساعت خواب شبانه به یادآوری بهتر اسامی و چهره ها کمک می کند.
زمانیکه به شرکت کنندگان این فرصت داده شد تا خواب شبانه کاملی داشته باشند، توانایی شان در تشخیص درست نام مرتبط با هر چهره، به شکل قابل توجهی بهبود یافته بود. همچنین میزان اعتماد به نفس بالاتری هم داشتند.
محققان این مطالعه به این نتیجه رسیدند که یک خواب خوب به مدت ۸ ساعت بعد از فعالیت های جدید یادگیری باعث بهبود حافظه می شود.👌
❌تفاوت شرم و احساس گناه
در زبان روزمره ، اصطلاحات «شرم» و «احساس گناه» غالباً به جای یکدیگر برای توصیف احساساتی استفاده میشوند که مضر تلقی میشوند و بهتر است از آنها دوری گزید .
↩ با این حال تحقیقات زیادی نشان داده است که شرم و گناه احساسات متمایزی هستند و پیامدهای متفاوتی با خود به همراه دارند.
↩ «تجربه شرم مستقیماً به خود مربوط میشود و در آن خود ، کانون ارزیابی است.
با این حال ، در احساس گناه ، خود موضوع اصلی ارزیابی منفی نیست ، بلکه چیزی که روی آن تمرکز میشود عملِ اشتباه است.»
↩ برای مثال فرد شرمساری را در نظر بگیرید که به خاطر مصرف زیاد مشروبات الکلی در شب قبل، به محل کارش دیر میرسد و مورد سرزنش قرار میگیرد. ممکن است او فکر کند: «عجب بدبختی هستم. چرا نمیتوانم خودم را کنترل کنم؟»
↩ در حالی که یک فرد مستعد احساس گناه به احتمال زیاد فکر میکند: «از اینکه دیر حاضر شدم احساس بدی دارم. من باعث ناراحتی همکارانم شدم.»
در حقیقت احساس گناه ناشی از عمل است.
⏹ در احساس گناه ، کسی کار اشتباهی انجام داده و از مجازات میهراسد و از این نظر، اعتراف به گناه آسانتر از شرم است ، چراکه گناه نشاندهنده قدرت و اختیار است ، حتی اگر غیراخلاقی باشد و سرزنش شود. اما اعتراف به شرم به معنی ضعف و ناتوانی خود و حتی معیوب بودن است و ممکن است باعث شرمِ بیشتر شود.
⏹ برخلاف احساس گناه ، شرم مُسری است. درک شرم در دیگری بدون یادآوری تجربه شرمساری خودمان (و چه بسا تجربه مجدد آن) دشوار است.
⚠️ شرمِ شخص دیگر ، احساس شکست، حقارت و بیکفایتیِ ما را به یاد میآورد. اما از آنجایی که رفتار منجر به احساس گناه مختص یک فرد خاص است، معمولاً با تجربه شخص دیگر منعکس نمیشود.
#دکترمحمدرضاحلاج
#روانشناس_بالینی
Repost from N/a
ازدواج یا درمانگاه؟!
همین اول ماجرا تاکید کنم که:
ازدواج درمانگاه ومرد یا زن پزشک و درمانگر درمانگاه نیستند
حالا به این سوال بپردازیم
آیا ازدواج می تواند !!؟؟؟
اعتیاد
اخلاق بد
انحراف اخلاقی
عصبانی بودن
بیماری های روانی
حسادت
شک و سوظن
تنبلی
خشم
و...
را درمان کند؟
پاسخ خیلی کوتاه است.
هیچ کدام با ازدواج درمان نمی شوند
ازدواج درمانگاه نیست و هیچ پزشکی نمی تواند چاره بیماری ها و اختلالات یک فرد را در ازدواج کردن او ببیند. ازدواج نیاز به بلوغ و آمادگی روانی و شخصیت سالم دارد. شاید آرامش حاصل از ازدواج بتواند تاثیرات مثبتی روی روحیات فرد بگذارد اما کسی را تغییر نخواهد داد و اگر تغییری هم دیده شود موقتی و سطحی است.
ازدواج از یک فرد سالم مرد و زنی قوی تر می سازد اما هرگز یک فرد بیمار و مشکل دار را سالم نخواهد ساخت.
اینکه گفته شود اگر کسی بیمار است ازدواج کند خوب می شود
یا اینکه برایش زن بگیرید یا بگذارید شوهر کند،حالش خوب می شود
یک باوره اشتباه و غلط است.
ازدواج درمانگاه بیماری نیست.
رویش آرامش
📌"چرا توی خونه بد اخلاق و عصبانی رفتار می کنیم در حالی که بیرون خونه خوش برخوردیم؟"
💭یکی از علمی ترین و جالب ترین مقالات در این مورد، مقاله دکتر Richardson استاد دانشگاه جورجیا آمریکاست
📌ریچاردسون معتقده ما سه نوع پرخاشگری داریم:
۱) پرخاشگری مستقیم(مثل داد و فریاد کردن)
۲) پرخاشگری غیر مستقیم( خراب کردن روابطمون با اون آدم)
۳) پرخاشگری منفعل (محل ندادن بهش)
💭برخلاف باور کلیشه ای که وجود داره، تحقیقات ریچاردسون نشون داد که جنسیت هیچ ربطی به پرخاشگری نداره
این تصور که زن ها ضعیف و منفعل هستن و مردها پرخاشگر فقط تصورات ذهن های جنسیت زده هست وگرنه میزان پرخاشگری مرد ها و زن ها یکیه ...🚶🏻♂️
💭اما چی باعث میشه که با اعضای خونواده یا آشناهامون بداخلاق باشیم و بیرون خونه خوش برخورد؟!
.
📌بررسی نتایج پرسشنامه هایی که به دانشجوهایی که توی این تحقیق شرکت کرده بودن نشون داد، " ما نسبت به اونهایی که بیشتر دوستشون داریم بی رحم تر میشیم"🫠
💭چرا وقتی کسی رو بیشتر دوست داریم، زود تر ازش ناراحت میشیم؟!
📌چون انتظاراتمون از اونها خیلی بیشتر از آدماییه که مارو نمیشناسن و راحت تر می تونیم پیششون احساس واقعیمون رو ابراز کنیم!
📌دلیل دیگه ای که وجود داره اینه، چون رابطه طولانی با والدین یا بقیه اعضای خونواده داریم، ممکنه کارها و رفتارهای گذشته اونها
.
باعث شدت عصبانیت ما حتی از یه کار کوچیک اونها بشه!
📌به بودن اونها کنار خودمون باور داریم و میدونیم نشون دادن احساسات واقعیمون باعث نمیشه طردمون کنن
.
ما توی خونه نقاب کمتری داریم و احساساتمون رو سانسور نمی کنیم
خلاصه کلام
خیلی وقت ها عصبانیت ما نسبت به آدمایی که میشناسیم از روی دوست داشتن و مهم بودنشون برامونه، وگرنه بی تفاوت رفتار می کردیم...
فرزندان شما
فرزندان شما فرزندان شما نیستند. آنها پسران و دخترانِ تمنّایی هستند که زندگی از خویش دارد.
آنها به واسطۀ شما میآیند، اما نه از شما! و با آن که با شما هستند، از آنِ شما نیستند.
شما میتوانید مِهرِ خود را به آنها بدهید، اما نه اندیشههای خود را؛ زیراکه آنها اندیشههای خویش را دارند.
شما میتوانید تنِ آنها را در خانه نگاه دارید، اما نه روحشان را؛ زیراکه روحِ آنها در خانۀ فرداست که شما را حتی در خواب به آن راه نیست.
شما میتوانید بکوشید تا مانند آنها باشید، اما مکوشید آنها را مانندِ خود سازید؛ زیراکه زندگی واپس نمیرود و در بندِ دیروز نمیماند.
شما کمانی هستید که فرزندتان مانند تیری از چلّۀ آن بیرون میجهد. کمانگیر است که هدف را در مسیر نامتناهی میبیند، و اوست که با قدرتِ خود، شما را خَم میکند تا تیر او را تیزپر و دوررس به پرواز درآورید. بگذارید که خم شدنِ شما در دست کمانگیر از روی شادی باشد؛ زیراکه کمانگیر، هم به تیری که میپرد، مهر میورزد، هم به کمانی که در جا میماند.
(پیامبر و دیوانه، جبران خلیل جبران، ترجمۀ نجف دریابندری، صص ۴۶ - ۴۵، با اندکی تصرف در ترجمه)
