روانشناسی-احساس خوب
Kanalga Telegram’da o‘tish
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Ko'proq ko'rsatish577
Obunachilar
-724 soatlar
-587 kun
+15030 kun
Postlar arxiv
یکی از اشتباههای مهم افراد این است که تصور میکنند که هر چه پول بیشتری داشته باشند، جایگاه آنها بین مردم، دوستان و نزدیکان بالاتر میرود. این در حالی است که یک قانون مهم به نام 20/40/60 وجود دارد. بر اساس این قانون وقتی در 20 سالگی قرار داریم، همیشه به این فکر هستیم که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند. وقتی به 40 سالگی میرسیم میگوییم دیگران هر فکری که میخواهند بکنند. اصلاً اهمیتی ندارد بلکه فقط خودم هستم که اهمیت دارم. وقتی به سن 60 سالگی میرسیم به این نتیجه میرسیم که دیگران اصلاً به ما فکر نمیکردهاند. بنابراین باید در جوانی بدانیم که کسی به ما فکر نمیکند.
#هنر_خوب_زیستن
#رولف_دوبلی
Repost from جهان فرزانگان
🌾
«قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!
یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند. و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند!
باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد! اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند!
قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند! دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند!! قفلها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!
در واقع تمام آدمها، پتانسیل کجروی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!
نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است:
او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد!! و به گونهای تظاهر میکندکه حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است! برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!
در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند و به نوعی بی احترامی میکند! در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است!
وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند!
این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد؛
مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی حکومت ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند!
در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و ناهنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ حکومتها با مردم بازمیگردد! رفتار دولتها بشدت روی شکلگیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و بهسادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند!
در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و ... در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!
@Farzaneh_3dr
دن اریلی
زندگی؛ مانند یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا میکشید، انگشت شستتان بیرون میزند
آن را پایین میکشید شانههایتان از سرما میلرزد
آدمهای وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند
و زندگی را نمیفهمند!
ولی آدمهای شاد؛
زانوهای خود را کمی خم میکنند
و شب راحتی را سپری میکنند...
#ماریون_هاوارد
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
والدین همیشهحاضر،طوری عمل میکنند که فرزندانشان در طول زندگی هرگز دچار دردسر نشوند.
این والدین باور دارند که فرزندانی که هیچوقت طعم شکست و مشکلات را نچشند، به موفقیت همیشگی عادت میکنند و در آینده هم به احتمال قوی فردی موفق و درخشان خواهند شد!
تا همین اواخر، گرایش اکثر بزرگسالان ایفای نقش قربانی بوده است. بسیاری از بچهها جوری بار میآمدند که باور کنند خودشان نمیتوانند از پس چالشهای زندگی برآیند. والدین سخت کارمیکنند تا دوران کودکی فرزندانشان در رفاه و به دور از هر مشکلی سپری شود. آنها حتی بر بازیهای کودکانشان نظارت میکنند غافل از اینکه این کودکان از فرصت کسب مهارت برای واکنش درست به مشکلات محروم میشوند، آسیبی که تا روزی که خانه را ترک نکنند با واقعیتِ آن مواجه نخواهند شد.
بچههایی که در بزرگسالی تبدیل به کسانی میشوند که رفتار و گفتار سایرین آنها را به سرعت آزرده و خشمگین خواهد کرد و کوچکترین چیزی را که خلاف میل آنها باشد، رخدادی آزاردهنده تلقی خواهند کرد.
این بچهها هرگز از انعطافپذیری کافی در مواجهه با مشکلات و موانع برخوردار نخواهند شد و متاسفانه انعطافپذیری خصیصهای ژنتیک و موروثی نیست.
Repost from جهان فرزانگان
🌾
در این کشور همه احساس می کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابراین فکر می کنند که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند..
@Farzaneh_3dr
روح_پراگ
ایوان_کلیما
•آسیبهایی که خیانت به جان خانواده میاندازد:
خیانت به همسر عوارض و پیامدهای متعددی را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد هم بر خانواده و هم بر جامعه تاثیر میگذارد. بیوفایی یکی از عمدهترین دلایل ذکر شده برای طلاق است. همچنین نتایج مطالعات زیادی نشان داده است واکنش فرد به خیانت همسر، شبیه علائم استرس پس از ضربه روانی، همچون علائم شوک، سردرگمی، خشم، افسردگی، آسیب دیدن عزت نفس و کاهش اعتماد به نفس است.
نتایج پژوهشهای دیگر حاکی از آن است که پس از افشای خیانت همسر، خانوادهها با مسائلی نظیر بحران زناشویی، تضعیف عملکرد در نقشهای والدینی و مشکلات شغلی روبه رو میشوند. از دیگر پیامدهای خیانت همسر میتوان به مسائلی نظیر ضرب و شتم، قتل همسر و اقدام به خودکشی اشاره کرد.
همچنین از دست دادن اعتماد و اعتبار نزد همسر، اذیت کردن و آسیب رساندن به خود و خانواده، از دست دادن وجهه و احترام خود نزد همسر و دیگران از عمدهترین آسیبها و مشکلاتی است که متوجه فرد خاطی میشود. هنگامی که ما در مسیر خطا قدم برمی داریم، همیشه احساس اضطراب و ترس خواهیم داشت و آرامش درونیمان از بین خواهد رفت.
آموزش مباحث فوق در گروه سوپرویژن دانشجویان روانشناسی
https://t.me/+XkkVIq9PZYplMDA8
Repost from توییتر فارسی
بچه گم شده، ترسیده و گریه میکنه. مرد بچه رو روی شونههاش میذاره، از گروه موسیقی میخواد که پشت میکروفن پدر بچه رو صدا کنند و از مردم میخواد که همراهی کنند، گروه موسیقی و مردم با آهنگ و خوندن ادواردو رو صدا میزنند تا بیاد و پسرش رو پیدا کنه.
یه تروما رو تبدیل به خاطره میکنه.
》Carbon《
@OfficialPersianTwitter
پاپ از میکل آنژ پرسید "راز نبوغت را بگو. چگونه مجسمه داوود، شاهکار تمام شاهکارها، را ساختی؟"
جواب میکل آنژ این بود "ساده است. هرچیزی را که داوود نبود تراشیدم."
بیا صادق باشیم. ما به درستی نمیدانیم چه چیزی عامل موفقیت ماست. نمیتوانیم به دقت بگوییم چه چیزی خوشحالمان میکند. ولی با قطعیت میتوانیم بگوییم چه چیزی موفقیت و شادی ما را نابود میکند. این درک با وجود سادگیاش، بسیار اساسی است: دانستن منفی(شناخت نبایدها) بسیار قدرتمندتر از دانستن مثبت(شناخت بایدها) است.
#هنر_شفاف_اندیشیدن
#رولف_دوبلی
Repost from 🛑آکادمی روانکاوی دکترابراهیمی
✅روانکاوی نسل طغیانگر:
جامعه ایرانی به سرعت در حال پوست اندازی است. نوع نگرشها، اعتقادات و سلیقه ها دستخوش دگردیسی عجیبی شده است.
رشد تکنولوژی متحول در دسترس همگان، دنیا را تبدیل به دهکده کوچکی نموده است، آنچنان آینده برای ساختارهای بسته و ایدئولوژیک و نامتحول ترسناک شده که به قیمت گزاف هجوم برای بقا را انتخاب نموده اند. رویای پوتین با حمله به اوکراین نه کشورگشائی که حفظ وضعیت موجود و پیشگیری از سقوطی محتمل در سالیان آتی نزدیک است.
بعنوان یک روانکاو، این تغییر در ارکان فکری و ذهنی جامعه ایرانی را نه تنها در نوع و کمیت که در کیفیت مشکلات آنها نسبت به گذشته می بینم. دغدغه های این مردم مثل قدیم در آسیبهای کلاسیک و مشغله های یک جامعه سنتی خلاصه نمیشود. اطلاعات از انحصار خارج شده است، قاطبه ملت با سرعت و دقتی شگرف به سمت یکدستی ذهنی مبتنی بر آگاهی به پیش می روند. اقلیت جامانده، در گیجی و آشفتگی دردناکی دست و پا می زنند و بر ریزش آنها افزوده می شود.
تنها راه برای صاحبان قدرت مسدود سازی جریان آزاد آگاهی است، که آنهم غیرممکن به نظر می رسد.
دکتر محمد رضا ابراهیمی
رواندرمان-روانکاو
۲۹مرداد۱۴۰۱
🆔@DrEbrahime
Repost from روانشناسی-احساس خوب
🍁🌺🍁🌺🍁🌺🍁🌺🍁🌺
🌺
🍁مراحل طلاق عاطفی
مراحل مزبور در دوران طلاق عاطفی به شرح زیر طبقه بندی شده است:
مرحله اول؛ سرزنش:
در مرحله اول، شروع کننده تمرکز خود را متوجه همسر می کند و او را در تمام اتفاق های گذشته، حال و آینده مقصر می داند. در این مرحله فرد دارای یک تصویر بد و نامناسب نسبت به خود است و ممکن است به راحتی آسیب ببیند. شروع کننده در بیشتر موارد افسرده و غمگین است و احساس کمبود انرژی می کند و در نظر دوستان و خانواده هم بسیار آشفته به نظر می رسد. خصوصیات و واکنش های رفتاری فرد در مرحله اول، با توجه به اینکه در زمره افراد شروع کننده یا غیرشروع کننده باشد، فرق می کند. در چنین شرایطی مرد یا زنی که درخواست طلاق داده (شروع کننده) می خواهد از یک زندگی پر از استرس به آرامش برسد چرا که دچار عصبانیت، افسردگی و ترس است ولی سعی می کند همه چیز را عادی جلوه دهد. طرف غیرشروع کننده (کسی که درخواست طلاق نداده) هم در این مرحله شروع کننده را فردی خیره سر و سمج می نامد.
مرحله دوم؛ سوگواری:
در این مرحله غم و اندوه فراوان بر شروع کننده مستولی می شود. به هر اظهار نظری واکنش تند نشان می دهد و به شدت در افکار و احساسات خود غوطه ور می شود. تمرکز حواس خوبی ندارد، به گونه ای که در انجام کارهای روزمره اش با مشکلاتی مواجه خواهد شد. در این مرحله اگر زوج دارای فرزند باشند، به تدریج در انجام مسوولیت هایشان سستی به خرج می دهند و ممکن است یکی از والدین دست روی بچه بگذارد تا شاید همسر از دست داده را دوباره صاحب شود.
مرحله سوم؛ خشم:
هر چند خشم در هر مرحله از مراحل 5گانه تظاهر پیدا می کند ولی از خصوصیات بارز مرحله سوم است، به خصوص نسبت به دوستان و افراد خانواده و بیشترین بخش آن متوجه همسر می شود. با این حال ممکن است مرد به تمام زن ها و حتی زن نسبت به تمام مردها حس خشم داشته باشد. در این مرحله شروع کننده خود را محق می داند که عصبانی شود و همسرش باید تاوان اعمالش را پس دهد و آزار و اذیت شود. حتی گاهی بی دلیل نسبت به فرزندان خود حساسیت های بی مورد دارد و به آنها پرخاش و توهین می کند ولی با این حال در پشت این چهره، ترس های بسیاری نهفته است؛ چگونه می توانم تنها زندگی کنم؟ توانایی گذران زندگی را دارم؟ می توانم از خودم حمایت کنم؟ آیا موفق به پیدا کردن شخص دیگری خواهم شد؟ و...
مرحله چهارم؛ تنهایی:
بسیاری از افراد بعد از دوران بلوغ، احساس می کنند تنها هستند. به تدریج شروع کننده شخصیت خود را طوری تطابق می دهد که دیگر نیازی به همسر ندارد. مرد یا زن سعی می کنند به خود اطمینان پیدا کنند و تصمیم نهایی را بگیرند. آنها در این مرحله خودشان را بازسازی می کنند و تصویرشان از خود، نسبت به مرحله اول خیلی بهتر می شود.
مرحله پنجم؛ بازگشت به زندگی:
ورود مجدد به زندگی آخرین مرحله از فرایند طلاق قانونی است. مرد یا زن احساس می کنند که دوباره کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. در این مرحله فرد می تواند برنامه ریزی درازمدت انجام دهد. اگر هر دو در این مرحله قرار داشته باشند، به ندرت کارشان به محاکم قضایی کشیده می شود و فرایند طلاق قانونی بدون نیاز به دادگاه تکمیل می شود.
https://t.me/ehsasekhooob
#هنر_تحمل_کردن_دیگران
#مهارت_روابط_بین_فردی
برای زندگی کردن در میان آدمیان،باید برای همه ،با هر خصوصیتی که دارند،هر قدر هم نا به هنجار باشد،حق وجود قائل باشیم و فقط می توانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان بر حسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم ؛ اما نه می توانیم امیدی به تغییرشان ببندیم،نه چنان که هستند محکومشان کنیم!
این درست مصداق این مثال است که :« زندگی کن و بگذار زندگی کنند». اما این رفتار آن قدر که درست است،آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان،همیشه در امان باشد.
هنر تحمل کردن انسانها را می توان با تحمل کردن اشیاء بی جان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکی شان با سرسختی سد راه ما می شوند،تمرینی که هر روز میسر است.وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم،می توانیم در مورد انسان ها نیز به کار گیریم.به این منظور،باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بی جان،اگر مانع آزادی و فعالیت ما می شوند،به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند.بنابراین،بر آشفته شدن در برابر چنین انسان هایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان می غلطد و راهمان را سد می کند،خشمگین شویم.
#آرتور_شوپنهاور
📕درباب حکمت زندگی
💟"روابط"ِ آدمها، شبیهِ بازیِ "دومینو" است...
باید مهرههایِ مشابه کنارِ هم قرار بگیرند، وگرنه بازی از همان ابتدای کار، به هم میخورَد...
اصلاً وقتی مهرههای اولِ زنجیره جفت نشده، بازی شروع نمیشود که بخواهد ادامه پیدا کند!
متعجبم از مهرههایِ اشتباهی که مُصِرّانه رویِ همان پلهی اول در جا میزنند و با تمامِ عذاب و سماجت، توقعِ ادامهی مسیری را دارند که مدتهاست، فاتحهی ادامهاش خوانده شده...
چه اِصراری است که حتماً باید کار به جاهای باریک بکشد تا رابطههایِ اشتباهتان را قطع کنید؟!
خُب همان اولش که متوجه شدید وجهِ مشترکی ندارید، خیلی محترمانه فاصله بگیرید...
برایِ یک بار هم که شده بپذیریم؛
آدمهایِ متفاوت، هیچ کدام "بد" نیستند، فقط برایِ هم ساخته نشدهاند، همین!!!
ارتباط، قوانینِ مخصوصِ خودش را دارد...
وقتی ماهیتِ مهرهها با هم سازگار نیست، با هیچ روشی جز تعویضِ مهرهها نمیتوان بازی را ادامه داد...
گاهی باید قوانین را پذیرفت...
گاهی نباید اِصرار کرد...
