روانشناسی-احساس خوب
Kanalga Telegram’da o‘tish
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Ko'proq ko'rsatish802
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
Repost from روانشناسی-احساس خوب
*چرایی مهمتر است یا چگونگی؟!*
■چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود
□این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمی فهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
●سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد(؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد.
○شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
■بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند.
□در واقع، وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد. به عنوان نمونه:
▪︎چرا فلان اتفاق افتاد؟
▪︎چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
▪︎چرا من آدم موفقی نیستم؟
▪︎چرا اینقدر فقیرم؟ و...
جواب تمام این سوالات در گذشته است.
●واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سئوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند.
○آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
▪︎چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
▪︎چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
▪︎چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟
▪︎چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
■حالا سئوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم:
□همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند. به عنوان مثال، جواب سوال
"چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
▪︎چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....".
●این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
○ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست. مثلا:
▪︎چگونه میتوانم فقیر نباشم؟
▪︎چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..."
■پاسخ دادن به این سئوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و نتیجه هر چه باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.
□متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سئوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم.
●چند وقت پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید:
▪︎چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟
○برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟
■مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود: "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
□خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شد. مسلما پاسخی که به سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" داده میشه با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است.
▪︎پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است.
▪︎پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.
●به بچه هایتان نگویید چرا اینجارو کثیف کردی؟ بگویید چطور میتونی خودت الان اینجارو تمیز کنی؟
https://t.me/ehsasekhooob
رنجها گنجهایی در دل خود دارند ، و دردها آسودگیهایی به همراه ...
برای دیدن باید دیده گشود
برای گشودن باید پردهها را زدود
زخمها چشم میشوند و شکستها درس !
اگر هوشیاری باشد و شکیبایی یارش ، عزیزترین یارانمان در حقیقت ، چالش برانگیزترین لحظاتِ زندگیمان میشوند، و عدو سبب خیر میشود ...
«هیچ آگاه شدنی بدون رنج نیست!»
~ کارل گوستاو یونگ
https://t.me/ehsasekhooob
در مناطقی از غرب آفریقا، وقتی کسی کار ناپسندی انجام می دهد او را به مرکز دهکده می برند و برای دو روز، تمام اعضای قبیله او را احاطه می کنند و درباره ویژگیهای خوب و مثبت آن فرد حرف می زنند. آنها معتقد هستند که هر فرد ذاتا خوب است ولی گاهی هم اشتباهاتی مرتکب می شود که در واقع درخواست کمک است. افراد قبیله کنار هم در این آئین جمع می شوند تا به فرد خوبی ذاتی اش را یادآوری کنند. اعتقاد جمعی این است که این حمایت، از هر نوع تنبیه و خجالت زده کردن فرد بهتر است. آنها این حرکت را اوبونتو به معنی “انسانیت با یکدیگر” می نامند.
https://t.me/ehsasekhooob
🔺دوپامین ارزان Cheap Dopamine
در راستای کم کردن اسکرین تایم به مفهوم جالبی برخوردم و راجع بهش دارم یاد میگیرم و گفتم با شما هم به اشتراک بذارم.
دوپامین ارزان خیلی میتونه تاثیرات مخربی داشته باشه، برای اینکه بهتر بدونیم با چی طرفیم، این رشتو رو مینویسم.
❓ دوپامین ارزان چیه؟
دوپامین ارزان به منابع شادیها و لذتهایی گفته میشه که زودگذر هستن و هیچگونه شادی واقعی و باارزش تولید نمیکنن.
اینگونه لذتها معمولا راهحلهای سریعی تلقی میشن که ازشون برای تحریک مغز برای ترشح دوپامین استفاده میشه.
دوپامین ارزان به شمایل مختلفی تو زندگی ما دیده میشه و هممون دچارش هستیم، از جمله اونها میشه به موارد زیر اشاره کرد:
🌐 فضای مجازی:
اسکرول کردن تو فضای مجازی اعم از توییتر و اینستاگرام، برای گرفتن توجهات مختلف اعم از لایک و کامنت و دیدن پست افراد مختلف، همش دوپامین ارزان تلقی میشه طوری که در لحظه یک جهش دوپامینی رخ میده اما اصلا اثرات بلند نداره.
🍟 فستفود:
خوردن غذاهای چرب و شکری آشغالی، همشون میتونن جز منابع تولیدکننده دوپامین باشن که بسیار زودگذره و اثر بلندمدتی نداره. بعلاوه اینکه سلامت جسمی هم در دراز مدت به خطر میفته.
🛒 خرید:
برای بسیاری از ماها پیش اومده که از بدبختی و احساسات بدمون پناه میبریم به خریدهایی که عموما نیازی بهشون نداریم. در لحظه حس خوبی رو تولید میکنن اما در درازمدت اثرات بدتری حتی دارند.
📺 تیوی و سریال و یوتوب و …
تلف کردن وقت با دیدن یه اپیزود بیشتر، یا یه ویدیوی جدیدتر در لحظه جذاب و شادی آوره اما اثر شادی بخش بلند مدتی توش دیده نمیشه.
دقت کنید که لزوما هر فعالیتی که دوپامین ارزان تولید میکنه بد نیست، به شرطی که ختم به اعتیاد و بر هم زدن نظم زندگی نباشه.
این اعتیاد گاهی اوقات اونقدر میتونه بد باشه که دوری از اون منبع، یه حالت بیتابی رو توی شما ایجاد میکنه.
برای اینکه این سیکل جستوجو برای منابع دوپامین ارزان رو بشکونیم، چندتا راه هست:
۱- اهداف کوتاهمدت و بلند مدت واقعگرایانه بچینید. این اهداف کوتاه مدت باید در خدمت اهداف بلندمدت باشن. برای اینکه یاد بگیرید چطور روی اهدافتون متمرکز بمونید، هزاران منبع آنلاین هست.
۲- زمانتون رو کم کم تخصیص بدید به فعالیتهایی که احساسات شادی اصیل و باارزشی تولید میکنن. دنبال کردن سرگرمیهای شخصی، ورزش، هنر، فعالیتهای داوطلبانه، و گذروندن وقت با افراد باارزش زندگیتون.
۳- تخصیص زمانهای کوتاه روزانه به مدیتیشن و mindfulness، تمرین آگاهی به تنفس و اطراف و زندگی و …
ویدیوهای یوتوب زیادی هست که میتونید باهاشون تمرین کنید.
۴- این یکی خیلی مهمه: لذتها رو عمدا به تاخیر بندازید. این خودش حتی اون منبع دوپامین ارزان رو هم ارزشمندتر میکنه. علاوه بر اون، پرهیز و صبوری رو به شما یاد میده. میتونید با تمرینات کوچیک شروع کنید. مثلا گوشی رو تو یه اتاق دیگه بذارید بمونه و تا دو ساعت بهش دست نزنید. تو اون دو ساعت کارای مختلفتون رو انجام بدید و هی این تمرین رو تکرار کنید.
۵- بودجه دوپامین ارزان تعریف کنید و رفته رفته متعادلش کنید.
مثلا ماهی یک بار خرید الکی، روزی ۳ ساعت کار با گوشی، هفتهای فقط یک بار فست فود.
شاید بگید من که رعایت نخواهم کرد، پس چرا اینکارو کنم؟
اینکار وجدان شما رو کمی بیدارتر میکنه نسبت به این موضوع!
یادتون باشه فرآیند شکستن این چرخه، زمانبره و صبر و تمرین میخواد. من خودم بشدت درگیرشم و تا الان خیلی پیشرفت داشتم.
*چرایی مهمتر است یا چگونگی؟!*
■چند سال پیش یک مطلب از هوسرل بنیانگذار پدیدارشناسی دیدم که گفته بود: "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود
□این مطلب خیلی ذهنم را درگیر کرد و اصلا نمی فهمیدم منظور هوسرل چیه تا اینکه یک ویدئو از استیو جابز دیدم و یاد جمله هوسرل افتادم.
●سوالاتی که استیو جابز در اون ویدئو پرسید هیچکدام با "چرا" شروع نشد(؟!) خیلی برام جالب شد و چند کلیپ و مطلب دیگه از استیو جابز دیدم و جالب بود که هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور" شروع میشد.
○شروع به مطالعه کردم و آثار دیوید برنز و کیوساکی و رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگه که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند را مطالعه کردم و نتیجه برام شگفتانگیز بود که در ادامه توضیح میدهم.
■بشر موجودی تجربهگراست و هنگامی که پدیدهای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیدههای جدید استفاده میکند.
□در واقع، وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد. به عنوان نمونه:
▪︎چرا فلان اتفاق افتاد؟
▪︎چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
▪︎چرا من آدم موفقی نیستم؟
▪︎چرا اینقدر فقیرم؟ و...
جواب تمام این سوالات در گذشته است.
●واقعا حرف هوسرل خیلی درست و جالبه. نکتهای که متوجه شدم اینه که آدمهای تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سئوالهایشان را با "چرا" نپرسیدن که توانستند دنیای ما را تغییر بدهند.
○آنها سوالهایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.
▪︎چگونه میتوانم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
▪︎چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
▪︎چگونه سیاهپوستان به حق و حقوق برابر خواهند رسید؟
▪︎چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....
■حالا سئوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوالهایی که با چرا شروع میشوند با سوالهایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟" در ادامه به این سوال پاسخ میدهم:
□همانگونه که در بالا اشاره کردم جواب سوالهایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان میکنند. به عنوان مثال، جواب سوال
"چرا من اینقدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟" از این دست دلایل است:
▪︎چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....".
●این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم.
○ولی جواب سوالهایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برونرفت یا حقیقتبخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست. مثلا:
▪︎چگونه میتوانم فقیر نباشم؟
▪︎چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..."
■پاسخ دادن به این سئوالها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و نتیجه هر چه باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.
□متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سئوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم.
●چند وقت پیش معلم برادرزادهم یه سوال ازشون پرسیده بود و گفته بود دربارهش تحقیق کنید:
▪︎چرا محیط پارکهای ما پر از آشغال است؟
○برادرزادهم کلی جواب در مورد بیفرهنگی مردم نوشته بود و از من خواست که جوابها را ببینم درسته یا نه؟
■مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری میپرسید بهتر نبود: "چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟" تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچهها یاد دهیم.
□خوشبختانه اون معلم از پیشنهاد من استقبال کرد و خیلی هم خوشحال شد. مسلما پاسخی که به سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" داده میشه با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است.
▪︎پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راههای توانستن است.
▪︎پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.
●به بچه هایتان نگویید چرا اینجارو کثیف کردی؟ بگویید چطور میتونی خودت الان اینجارو تمیز کنی؟
https://t.me/ehsasekhooob
#هرشب_یک_جمله
هر خاطره، تکهای از من است که دیگر از آنِ من نیست، و هر بازگشتی به آن، مرا عمیقتر در شکاف میان بودن و نبودن میبرد. من همان گمشدهای هستم که در آیینهی خاطرات، همواره در آستانهی پیدایی و محوشدن است، در مرزی که هیچگاه به آن نمیرسم، و در جستوجویی که شاید تنها مقصدش، خودِ همین جستوجو باشد.
متن: عباس_ناظری
رویای خانه در روانکاوی معمولا وضعیت روانی و درونیه فرد هست.
این رویا میتونه نشاندهندهٔ عدم احساس امنیت یا ثبات در برخی جنبههای زندگی شما باشه. ممکنه احساس کنید برخی از عناصر مهم در زندگی شما یا درونیات شما نیاز به بازسازی یا توجه بیشتری دارن. این احساس میتونه به مشکلات روانی، یا حتی روابط شخصی و اجتماعی شما مرتبط باشه.
ممکنه این رویا شما رو به بازاندیشی در وضعیت فعلی و انجام تغییرات مثبت برای بازسازی زندگی یا روانتان دعوت کنه. شاید اشارهای به این باشه که احساس میکنید محیط اطراف یا وضعیت فعلی شما در حال تخریبه و نیاز به مراقبت یا توجه بیشتری دارین.
در کل خونه در رویا به گفته فروید و یونگ نمادی از وضعیت درون و روان ماست.
#تحلیل_رویا
#خانه
دکتر ستودگان
من اکثرموقع ها خواب میبینم توی خونه ای زندگی میکنم، که تقریبا میشه گفت خرابه هست،،
واین منو خییلی آزار میده
تعبیرشو هم نمیدونم چرا
*بی ناموس پدرت است!*
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
■ببخشید که عنوان این نوشته بی ادبانه است اما اگر جلو بروید متوجه می شوید که داستان چیست. امروز می خواهم راجع به چالشی بنویسم که خودم مبتلا به آن هستم. اول نوشته کوتاهی را با هم مرور کنیم که باعث شد به این مساله بپردازم
□در شبکه های اجتماعی کسی نوشته بود: توهین، فرصت تأمل و تعامل رو از آدمها میگیره. وقتی به کسی میگویید «بی ناموس! ۲+۲ میشود ۴» نمیگوید بله مطلب درستی است و حق با شماست! خواهد گفت: بیناموس پدرت است!
●این جمله مرا به فکر فرو برد که حرف حق اگر با لحن نابحق گفته شود نتیجه عکس دارد. ما و از جمله خود من چقدر ناتوانیم که با هم محترمانه مخالفت کنیم، مودبانه نقد کنیم و با متانت تعامل کنیم. این مشکل فراگیر است، حتی در بین خبرگان و نخبگان ما.
○به یک نمونه واقعی توجه کنید: دو تن از اساتید دانشگاه این فرصت را پیدا کردند که با یکی از مدیران ارشد کشور گفتگویی اختصاصی و طولانی داشته باشند فرصتی که برای همه حتی نخبگان به این راحتی فراهم نمی شود، در همان ابتدای جلسه جمله ای که گفتند چنین بود: «شما حرف بی ربطی زدید». آن هم با لحنی بد و از بالا به پایین.
■هیچ اشکالی ندارد که شما یک مدیر ارشد کشور را شجاعانه و جسورانه نقد کنید این نشانه استقلال و آزادمنشی شماست اما اینکه نمی توانید آن را به شیوه ای موثر منتقل کنید نشانه چیز دیگری است.
□تحلیل و تجویز کاربردی:
بارها و بارها شنیده ایم که باید هنر گفتگو را بیاموزیم. اما می دانیم که گفتگو که همیشه گل و بلبل نیست. در بیشتر موارد، من یک باور دارم و شما باوری دیگر. چگونه با هم مخالفت کنیم و همدیگر را نقد کنیم که کار به جای باریک نکشد و تیتری که در بالا خواندیم را تجربه نکنیم؟
●همه ما باید این مهارت را بیاموزیم: مهارت مخالفت محترمانه. برای شروع این ۶ نکته را تمرین کنیم:
▪︎جملات را با تو شروع نکنیم! جملاتی که بدون فاعل آغاز می شود یا با من آغاز می شود راهی برای تمرکز بر خود ایده است، نه شخصی که می خواهیم با او مخالفت کنیم. جملاتی مانند «اینجوری به نظر می رسه که یا من اینجوری برداشت می کنم که ...» خیلی کمتر حساسیت برانگیزند به جای آنکه بگوییم «تو/شما گفتی که ...».
▪︎مخالفت های خود را حتی الامکان (یعنی اگه شد) در جمع نگویید. بازخوردهای منفی در حضور جمع تقابل برانگیزند و افراد احساس می کنند که به جای آنکه ایده یا عملکرد آنان را نقد کنید، دارید ترور شخصیت می کنید.
▪︎به جای مخالفت صریح ابتدا ابراز تردید کنید: با طرح سوالات هوشمندانه در خصوص نظراتی که با آن ها مخالف هستید ابراز تردید کنید و سعی کنید به گونه ای این کار را انجام دهید که دیگران را به سمت تردید ببرید و سپس مخالفت خود را اعلام کنید. مثلا اینگونه آغاز کنید: در مورد این ایده یک سری چیزها هست که من نمی دونم و در موردش تردید دارم ....
▪︎مسیر را به سمت راه حل جایگزین کج کنید: به جای اینکه مستقیم یک ایده را نقد کنید، بگویید که در کنار ایده شما، می توانیم ایده دیگری را نیز مطرح کنیم یا از منظر دیگری به آن نگاه کنیم. اینگونه مسیر بحث به جای تقابل به سمت تعامل می رود.
▪︎دیگران را احمق تصور نکنید. مثلا کتابی وجود دارد به نام هنر کنار آمدن با احمقها! خب کسی که این کتاب را می خوانند، تصور می کنند که بالاخره هر کسی می تواند یک احمق بالقوه باشد و آنگاه خود به خود نگاهش به وی از بالا به پایین و غیرمحترمانه خواهد شد.
▪︎جای فرار بگذارید. یک مشکل رایج این است که افراد ایده را مساوی خودشان می گیرند و اگر ایده نقد شد احساس می کنند که شخصیت شان، شعورشان، باهوشی شان و خبرگی شان زیر سوال رفته است. چه باید کرد؟ ایده تان را مساوی شخصیت تان نگیرید. همان ابتدا که ایده خود را مطرح میکنید برای خودتان جای فرار بگذارید. بگویید که این یک ایده ناقص است که فعلا به آن معتقد هستید و اصلا مطرح کرده اید که در معرض نقد و تکمیل قرار بگیرد. خودتان هم به این ایده نقدهایی دارید و در مورد آن تردیدهایی دارید به این ترتیب از این به بعد هر کسی شما را نقد کرد می توانید نقدها را بشنوید و سپس ایده خود را بهبود دهید و ایده کامل تر را ارایه کنید. شما همیشه راه فراری برای بازگشت از ایده و پس گرفتن ایده دارید. در ضمن چون گفته اید که خودتان هم در مورد ایده حرف ها و نقدهایی دارید، با زیرسوال رفتن ایده، زیر سوال نمی روید.
●خلاصه آنکه اگر بیاموزیم چگونه مودبانه دیگران را نقد کنیم و چگونه محترمانه با دیگران مخالفت کنیم، آنگاه کار به تقابل و خصومت کشیده نمی شود. باید تمرین کنیم اول از همه، خودم! توسعه یعنی حل مسایل جمعی. حل مسایل کشور یا سازمان یا استان مدیون کسانی است که می توانند با هم محترمانه مخالفت کنند و به یک جمع بندی متفاوت از موضع اولیه شان برسند.
https://t.me/ehsasekhooob
+1
خلقِ زندگی دلخواهتان شاید کمی
ترسناک بهنظر برسد.
اما میدانید چه چیزی از آن هم
ترسناکتر خواهدبود؟
پشیمانی🌱
"جراتمندي" به معنی پرخاش نیست!
مهارتی بسیار مهم که همه ما به آن نیاز داریم، مهارت جراتمندی است. این مهارت حدفاصل بین منفعل بودن و پرخاشگر بودن افراد است و همه انسانها همیشه در روابط خانوادگی و بینفردی خود نیاز به این مهارت دارند.
بعضیها وقتی انتظارشان برآورده نشده و پاسخ منفی میشنوند، خودخوری میکنند اما هیچ نمیگویند و به دلایل مختلف (ترس از ابراز عقیده و به خطر افتادن منافع و...) معتقدند که «صلاح نیست مخالفت کنم!» یا ممکن است رفتار منفعلانهای بروز دهند. این افراد به نوعی ممکن است درونگرا باشند.
آنها به شدت مستعد اضطراب و دلهره هستند چرا که هیچوقت حرفشان را بیان نمیکنند.
در حقیقت گروه منفعل کسانی هستند که احترام دیگران را نگه میدارند اما احترام خود را نگه نمیدارند.
عده دیگر هم هستند که گاهی حرف دلشان را میگویند اما با پرخاشگری و تندخویی!
یعنی طرف مقابل را کاملا تحت تاثیر، تهدید و تخریب قرار میدهند. این افراد احترام طرف مقابل را به هیچوجه نگه نمیدارند.
گروه سوم، رفتاری مابین دو گروه اول دارند: یعنی عقیدهشان را ابراز میکنند اما با رعایت احترام و ادب.
این اتفاق به شرطی میافتد که فرد تکنیکهای مختلفی را بداند. مثلا بلد باشد با دیگران همدلی کند، طرف مقابل را درک کند اما در نهایت حرف خود را با جراتمندی بیان کند.
#شفقت_باخود
🍃 مهرورزی به خويشتن:
1- به خودتان ایمان داشته باشید
وقتی اوضاع سخت میشود، گاهی بهترین راه این است که فقط به خودتان باور داشته باشید. تلاشهایی که شما را به اینجا رسانده را به یاد بیاورید و بدانید که ایمان به خود، شما را به هر جایی که بخواهید میبرد.
2- جملات تأکیدی مثبت
همان جملاتی که با "من عالی هستم و از پس هر کاری برمیآیم" آغاز و با "از اعماق وجودم اطمینان دارم که واقعیت دارد" تمام میشوند. این جملات نه تنها مسیر شما را تغییر میدهند بلکه حال بدتان را نیز از این رو به آن رو میکنند.
3- دور و برتان را شلوغ کنید
البته با کسانی که به شما انگیزه میدهند و با جملات مثبتی از شما یاد میکنند. نقل قولی از "جیم ران" -کارآفرین، نویسنده و سخنران انگیزشی- هست که میگوید :"شما میانگین پنج نفری هستید که بیشترین وقتتان را با آنها صرف میکنید."
4- قدم بزنید
یک سری به دنیای خارج بزنید. بوها را بو کنید، به صداها گوش دهید و وزش باد را حس کنید. برخی از لذتبخشترین کارها مجانی و کاملاً در دسترس هستند که قدم زدن نیز یکی از آنهاست.
5- به آینه نگاه کنید و از چیزی که میبینید تعریف کنید
میدانید که تعریف و تمجید کردن خیلی مؤثر است. پس به جای اینکه همه آن را نصیب دیگران کنید، یکی را هم رو به آینه بگویید و ببینید که چقدر گل از گل تصویرتان میشکفد.
6- به غریبهای کمک کنيد
با غریبهای به مهربانی رفتار کنید. شاید غافلگیر شوید که همان غریبه، چرخهای که شما آغاز کردهاید را ادامه و محبت شما را به دیگران انتقال خواهد داد.
7- به دوستی زنگ بزنید و به او بگویید که چقدر برایتان ارزشمند است
تصور کنید چه حسی به شما دست میداد اگر کسی که مدتی است با او حرف نزدهاید، با شما تماس بگیرد و بگوید که چقدر شما عالی هستید. حالا تصور کنید که چه حسی به آنها دست خواهد داد اگر شما این کار را در قبال آنها انجام دهید. پس انجامش دهید!
8- به موسیقی، مانتراها یا صداهای طبیعت گوش دهید
یادتان باشد که فقط خودتان میدانید چه آهنگی حالتان را خوب میکند
9- یک چیزی بخوانید
اگر علاقهای به موسیقی ندارید، از دنیا ارتباطتان را قطع کنید و با کتاب مورد علاقهاتان یک گوشه دنج خلوت کنید. همان کتابی که بیش از پنج بار خواندهاید و هر بار که آن را میخوانید، غیرممکن است که بتوانید بگذاریدش کنار. پس آن را بردارید و در دنیایی متفاوت از دنیای فعلیتان غوطهور شوید.
بارها و بارها این پند از گابریل گارسیا مارکز رو خوندم و هربار انگار اولین باره که میخونم :
- در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات
پدران هم.
- در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایدهای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
- در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
- در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛
بلكه چیزی است كه خود میسازد.
- در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست
كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
- در 45 سالگی یاد گرفتم كه ۱۰ درصد از زندگی چیزهایی است كه
برای انسان اتفاق میافتد و ۹۰ درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان میدهند.
- در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.
- در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچک را باید با مغز گرفت و
تصمیمات بزرگ را با قلب.
- در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق میتوان ایثار كرد اما
بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
- در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید
بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
- در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتنِ كارتهای خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.
- در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر میكند نارس است،
به رشد و كمال خود ادامه میدهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت میشود.
- در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
- در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
https://t.me/ehsasekhooob
#دانستنیهای_جنسی
🔴 تفاوت اصلی ژل تاخیری با اسپری تاخیری :
💠 اسپری های تاخیری معمولا حاوی 10 درصد لیدوکائین هستند که نسبتا مقداری زیادی است و برای بی حس کردن هر چیزی ( حتی دندان ! ) می توان از آنها استفاده کرد . این مقدار لیدوکائین برای وقتی مناسب است که فرد در وضعیت حادی از زود انزالی بسر می بره و قصد داره کلا آلت تناسلی را بی حس کنه . خیلی از آقایان بخاطر همین بی حسی شدید ، ترجیح می دهند از ژل های تاخیری استفاده کنند .
💠 اما ژل های تاخیری در بیشتر مواقع حاوی فقط 2 درصد لیدوکائین هستند که بی حسی کمتری نسبت به اسپری ایجاد می کند برای همین میل جنسی فرد تغییری نمی کند.
✅ نحوه استفاده اسپری بی حسی چگونه است؟
بهترین محل برای استفاده از اسپری ناحیه زیر کلاهک آلت است.بهتر است بیست دقیقه قبل از نزدیکی یک یا دو پاف در این محل اسپری نمایید.به مرور زمان هر کس با توجه به وضعیت بدنی میتواند مقدار اسپری مناسب برای بدن خود را پیدا کند. روش استفاده از کرم ها وژل های بی حسی هم مانند اسپری است.
🔴 آیا با وجود آگاهی از عوارض اسپری و ژل تاخیری باز از آن ها استفاده بکنیم؟
استفاده از این اسپریها که به صورت رسمی هم در داروخانه ها به فروش می رسند عوارض ندارند؟ در صورت تایید در هر بار رابطه میشه ازش استفاده کرد یا برنامه خاصی داره؟
💠 اسپری های بی حس کننده، درمان زودانزالی نیستن. اونها شاید برای پورن استارها کاربرد داشته باشن، اما برای مردی که دچار زودانزالیه، نه شما میتونید از کاندوم یا ژل یا اسپری یا قرص استفاده کنید .
1 . تا وقتی اسپری موثره، شما عملا با دست خودتون، اعصاب پوست روی آلت رو از کار انداختین. و این تاثیر دراماتیکی داره روی کاهش لذت جنسی.
2 . مواد روی پوست، وارد واژن همسرتون هم میشن و اونجا رو هم بی حس می کنن. (برای همین توصیه می کنیم اگر اسپری می زنین، حتما از کاندوم استقاده کنین) نتیجه اینکه لذت خانومتون هم کم میشه و ایشون هم دیرتر به ارگاسم میرسه که مشکل زودانزالی شما رو بیشتر به چشم میاره.
3 . تا وقتی اسپری رو استفاده بکنین، ممکنه مشکلی نباشه، اما بعد که قطعش کنین، دوباره همون آشه همون کاسه و احتمالا بدتر از قبل. استفاده از اسپری یا ژل تاخیری درمان زودانزالی نیست. نهایتا یک مسکنه.
✅ درمان یعنی خود شخص بتواند با آمادگی های روحی و روانی روز به روز مدیریت زمان انزال خود را به دست بگیرد و با استفاده از قوه تخیل و نیروی ذهنی خود این موضوع را کنترل نماید .
https://t.me/ehsasekhooob
#دانستنیهای_جنسی
قبل از سـ.ـکس دستشويي برویم یا بعدش :
اگه نمیخواهید عفونت ادراری بگيريد بايد حواستان به اين مساله باشد؛ در طول رابطه جنسی ميكروب ها ميتونن به سمت مجرای ادرار رانده بشن و اين ممكنه منجر به عفونت ادراري و يا حتي عفونت مثانه بشه.
ادرار كردن بعد از رابطه باعث ميشه كه ميكروب ها به همراه ادرار دوباره از بدن خارج بشن، اگه قبل از شروع رابطه مثانه رو خالي كرده باشي، مسلماً بعدش نميتوني دوباره ادرار كني و به باكتري ها اين فرصت رو ميدي كه توي بدن بمونن و به سرعت تكثير بشن. به همين دليل متخصصين زنان هميشه سفارش ميكنن كه حتماً بعد از رابطه ادرار كنين. ا
https://t.me/ehsasekhooob
