uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Kanalga Telegram’da o‘tish

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Ko'proq ko'rsatish
802
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-1230 kun
Postlar arxiv
"توجه"وسیله ای است که با آن میزان محدودی از اطلاعات را از میان حجم عظیم اطلاعاتِ حواس، حافظه ذخیره شده و سایر فرایندهای شناختی، به صورت فعال پردازش می کنیم. توجه چهار کارکرد عمده دارد. روان شناسان شناختی به طور خاص به مطالعه توجه توزیع شده، ردیابی علامت، جستجو و توجه گزینشی علاقمند هستند. ابتدا به توصیف توجه گزینشی می پردازیم. ما دائما انتخاب می کنیم که به کدام محرک توجه کنیم و کدام محرک را نادیده بگیریم ما با نادیده گرفتن یا حداقل تأکید نکردن بر برخی از محرکها به طور خاص محرکهای برجسته را مورد تاکید قرار می دهیم. توجه متمرکز برخی از محرکهای اطلاعاتی، توانایی ما را در دستکاری آن محرکها برای سایر فرایندهای شناختی مانند درک کلامی یا حل مسئله تقویت می کند. به عنوان مثال ما ممکن است توجه خود را به خواندن کتاب درسی یا گوش دادن به سخنرانی متمرکز سازیم و محرکهایی مانند صدای رادیو یا تلویزیون یا ورود افرادی را که با تأخیر به سخنرانی می ایند نادیده بگیریم. از کتاب روان شناسی شناختی از رابرت استرنبرگ به ترجمه ی دکترسیدکمال خرازی و دکتر الهه حجازی https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0

یکی از وظایف درمانگر، افزایش احساس اطمینان و تسلط بیمار است. اینکه فردی بتواند رویدادهای زندگی ما را توضیح دهد و آن ها را به شیوه ای منسجم و قابل پیش بینی طبقه بندی کند، کار کم اهمیتی نیست. با نامیدن چیزی و تعیین جایگاهش براساس سلسله مراتب علی؛ تجربه تحت کنترل درآوردن آن را می آغازیم. پس از این مرحله، دیگر تجربه یا رفتار درونی مان ترساننده، بیگانه یا خارج از کنترل ما نیست؛ به جای آن چیزی که نامیده ایم یا شناسایی اش کرده ایم، دلیل رفتارمان( یا تجربه درونی خاص که از سر میگذرانیم) می شود. این (( دلیل))، تسلط ( یا احساس تسلطی که از لحاظ پدیدار شناختی معادل تسلط است) را برای فرد به ارمغان می آورد. معتقدم احساس قدرتی که در پی دانستن می آید، حتی در موقعیت اگزیستانسیال بنیادینمان هم صدق می کند: هر یک از ما کمتر احساس بیهودگی، درماندگی و تنهایی میکنیم حتی اگر از قضای روزگار، بر این واقعیت واقف شویم که از اساس در مواجهه با بی تفاوتی کائنات، تنها و درمانده ایم. دکتر اروین. دیوید. یالوم✍ روان درمانی اگزیستانسیال📕 دکتر سپیده حبیب https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0

انسان در طول تاریخ چند صدهزار سال زیستش در کره زمین  به تدریج اهلی شده است بر اساس دیدگاه های روانشناسی تکاملی، یکی از مهمترین دلایل بقا و سازگاری گونه فعلی انسان (هموساپینس)با طبیعت به دلیل  شکل زندگی جمعی است و یکی از مهترین دلایلی که انسان توانسته به صورت جمعی زندگی کند، کنترل خشونت و پرخاشگری بین فردی بوده است. برطبق شواهد باستان شناسی 10% انسان های اولیه غار نشین توسط همنوعانشان  یعنی توسط انسان های دیگر کشته می شدند(آثار روی اسکلت نشان دهنده مرگ به دست انسان بوده است - آثار نیزه یا گرز). این عدد امروز در سال 2020 حدود 30 نفر در 100هزار نفر است یعنی 0.03% از مرگ انسانها امروزه ناشی از قتل، جنگ و خشونت است. هرچند وضعیت خشونت و قتل و جنگ هنوز در دنیا ایده ال نیست. اما این میزان در طول تاریخ بسیار کاهش یافته است. مدارا ، تحمل یکدیگر، همکاری، فرهنگ تجمعی و مهربانی صفاتی هستند که لازمه زیست جمعی انسان و دلایل بقا انسان هستند. بدین منظور بشر در طول تاریخ میزان و شکل خشونتش را کم کرده است. فروید می گوید: تمدن از آنجایی شروع شد که بشر موقع خشم به سمت همنوعش به جای سنگ، کلمه پرت کرد. https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0

🌱#جابجایی یکی از انواع  #مکانیسم_دفاع_روانی است  و به معنای تغییر جهت دادن فکر یا احساس است. یعنی فرد یک احساس، هیجان یا فکر منفی را از منشا آن به جهت دیگری که به نظر کم خطر تر می رسد تغییر جهت دهد.: مثلا رییس اداره به من بی احترامی می کند، پدرم یا شوهرم به من زور می گویند من را خشمگین و ناراحت می کنند من که  زورم به آنها نمی رسد و  از آنها می ترسم این هیجان خشم رو سر بچه ام ، آبدارچی یا خدمتکار اداره، سر راننده تاکسی یا عابر خیابان که کم خطر تر به نظر می رسد و احتمالا زورم به آن ها می رسد، خالی می کنم. یعنی جهت خشم از یک نفر که زورم به او نمی رسد به کسی که  کم خطرتر است  تغییر می کند و این داستان زنجیره وار ادامه پیدا می کند. رییسم از دست همسرش عصبانی است  به من توهین می کند، من خشمم رو سر همسرم خالی می کنم، او سر بچه ام، بچه ام سر خواهر و برادر کوچکتر و یا همکلاسی اش. http://telegram.me/ehsasekhooob

🌱مکانیسم #واکنش_سازی یا #وارونه_سازی یعنی تبدیل کردن یک فکر و احساس به معکوس آن. مثلا فردی چیزی را دوست دارد اما چون به آن نرسیده است بگوید آن را دوست ندارد. مصداق ضرب المثل گربه دستش به گوشت نمی رسدمی گوید بو می دهد. شکل اسطوره ای این هم یک داستان یونانی است روباه دستش به انگور نمی رسد میگوید حتما انگورش ترش است. یعنی فرد اعتراف به حس دوست داشتن را چون برایش ناخوشایند و یادآور ناکامی است را وارونه می کند به دوست نداشتن. خیلی وقتها  توصیفاتی که در مورد ثروت می شود ناشی از این نوع مکانیسم ها است. توصیفاتی که در بی ارزش دانستن ثروت است. مانند پول چرک کف دست است، پول خوشبختی نمی آورد اونهایی که پول دارند خواب آرام ندارندو‌ از این قبیل توصیفات. این افراد حس منفی ناکامی و احتمالا حسادت خود را با  پول خوشبختی نمی آورد  آرام میکنند (مانند گوشت بو میده انگور ترش است) یعنی آن چیزی که نداریم و تو ناخودآگاه اتفاقا خیلی دوستش داریم بگویبم نه خیلی هم چیز تحفه ای نیست و حس مان رو وارونه کنیم و بگوییم دوستش نداریم. #مکانیسم_دفاع_روانی http://telegram.me/ehsasekhooob

🌱#فرافکنی عبارت است از نسبت دادن آنچه در درون می‌گذرد به دیگران یا به محیط. فرافکنی فرد را در مقابل یک نوع اضطراب حفظ می‌کند اضطرابی که در اثر اعتراف به کاستی ها و نقص ها به وجود می آید. کسی که فرافکنی می‌کند ماهیت شخصی خود را به دیگران نسبت می دهد. احساسات، نقصها، یا آرزوهای غیرقابل قبول خود را در دیگران می‌بیند. فرافکنی یعنی انگشت اتهام به سوی دیگران گرفتن. مثلا من از کسی بدم می آید اما می گویم اون با من مشکل دارد یا من از فلان درس یا استاد خوشم نمی آید  می گویم استادش با من مشکل دارد. فردی کارش رو دوست ندارد می گوید رییسم یا همکارانم با من مشکل دارند. فرافکنی یعنی مشکلات رو گردن دیگران انداختن ، مسوولیت هیچ رفتاری رو قبول نکردن. فروشنده ای که در باطن طماع و حریص است و همکارها و جو بازار را  مسبب  رفتار غلط خودش بداند و خودش را پاک فرض کند.یعنی همه مقصر هستند به جز من، همه بد هستند جز من. علت ناکام و ناموفق بودن من دیگران هستند نه خود من. فرافکنی  برای نپذیرفتن مسئولیت حس ها و رفتار خودمان یکی از رایج ترین #مکانیسم_دفاع_روانی است. http://telegram.me/ehsasekhooob

🌱مکانیسم دفاعی #انکار یعنی وجود یک حقیقت را به دلیل دردناک، رنج آور و تلخ بودن انکار کنیم. افراد در مواجهه با اخبار خیلی بد وارد فاز انکار می شوند. مثلا افرادی که مبتلا به بیماری مهم یا بدخیم می شوند گاهی نمی خواهند این واقعیت دردناک را بپذیرند و واقعیت رو انکار می کنند.   افرادی که این روزها کرونا را جدی نمی گیرند، پذیرش اینکه کرونا یک بیماری مهم و خطرناک و جدی است و همه در معرض ابتلا هستیم را انکار می کنند، چون قبول این واقعیت ترسناک و اضطراب برانگیز است. انکار می تواند کلامی باشد و فرد به زبان بگویید کرونا را باور ندارد یا می تواند عملی باشد به زبان کرونا را انکار نمی کند، اما در رعایت نکات بهداشتی سهل انگاری می کند.یا در مثال قبلی درمان بیماری خود را جدی نمی گیرد. ضرب المثل مثل کبک سر  را زیر برف کردن نشان دهنده آشنا بودن این مفهوم در فرهنگ عامه است و مصداقش این است  که بعضی افراد در مواجهه با وقایع دردناک ترجیح میدهند فقط واقعه را نبینند مکانیسم دفاعی انکار جزو خام ترین نوع دفاع هاست که غیرانطباقی است و در صورت تداوم استفاده مضر و آسیب رسان است .http://telegram.me/ehsasekhooob

🌱وقتی بدن انسان در معرض وجود میکروب ها  و یا جراحتی قرار می گیرد، بدن به طور خودکار  شروع به دفاع در برابر آن میکند که به آن "سیستم دفاعی" بدن می گوییم. سیستم دفاعی مشابهی هم در روان ما وجود دارد تا در مواجهه با حوادث و رویدادهای ناگوار زندگی از فشار روانی ما کم کند. روان ما در در مواجهه با هیجانات منفی و نامطلوب  از سازوکار مقابله ای استفاده می کند.هیجانات نامطلوب شامل ترس خشم شرم اضطراب و غم و حسادت و... است  وقتی فرد با این هیجانات مواجه می شود.روان فرد برای  مواجهه با این فشار روانی و ترمیم این ضایعه به فرایندی دست می زند که به آن "مکانیسم دفاع روانی" می گوییم. اگر این مکانیسم های دفاعی نباشند روان انسان در مواجهه با هیجانات منفی و ناخوشایند قوی دچار فروپاشی می شود و سازماندهی و تمرکز و انسجام روان و تفکر به هم می ریزد. پس روان انسان شگردهای خاصی دارد تا با راندن احساسات ناخوشایند  از حیطه ی خودآگاه به ناخودآگاه به دفاع از خودش در مقابل هیجانات منفی  بپردازد. یعنی ذهن انسان مکانیسم های رو ابداع می کند که شخص از مواجه شدن و آگاه شدن از هیجانات نامطلوب دور کند. http://telegram.me/ehsasekhooob

هاینز کوهوت می‌گوید: «نشانه یک ازدواج خوب زمانی است که فقط یکی از دو نفر در آن واحد دیوانه می‌شود!» این جمله کوهوت به عمق پیچیدگی‌های روانی و عاطفی در ازدواج اشاره دارد. در یک ازدواج سالم، معمولاً یکی از طرفین می‌تواند در مواقع بحرانی احساسات شدید را تجربه کند، در حالی که دیگری قادر است آرامش خود را حفظ کند. این تعادل در احساسات به ایجاد فضایی امن و حمایتی کمک می‌کند. وقتی فقط یکی از طرفین به سمت دیوانگی می‌رود، به معنای این است که طرف دیگر توانسته است به‌خوبی وضعیت را مدیریت کند و حمایت عاطفی لازم را ارائه دهد. این امر به هر دو نفر این امکان را می‌دهد که با چالش‌ها روبه‌رو شوند و از یکدیگر حمایت کنند. بنابراین، این جمله نشان‌دهنده اهمیت همدلی و ظرفیت پذیرش در یک رابطه است. در شرایط بحرانی، اگر یکی از طرفین بتواند با قدرت و صبر عمل کند، این می‌تواند به حفظ سلامت رابطه و جلوگیری از تنش‌های بیشتر کمک کند. در نهایت، این تعامل می‌تواند به رشد و پایداری رابطه منجر شود. http://telegram.me/ehsasekhooob

❌منِ قدیم / ✔️منِ جدید ✅منِ قدیم با قدم‌های بزرگ و برنامه ریزی‌های سخت می‌خواستم خیلی سریع به اهدافم برسم ✅منِ جدید با قدم‌های کوچیک و پیوسته، هم به درس و برنامه ام میرسم در نتیجه رشد میکنم و هم به تفریحات و استراحتم میرسم ✅منِ قدیم اگه روزی ۲۰ بار بگم که من میتونم و من میرسم به هر رشته و دانشگاهی که می‌خوام میرسم ✅منِ جدید در کنار باور داشتن به خودم نیازه که تلاش کنم و زحمت بکشم تا به هدفم نزدیک و نزدیک تر بشم ✅منِ قدیم صرفا فقط و فقط با یه کله خوندن میتونم به هدفم برسم ✅منِ جدید نیاز به برنامه ای دارم که تمام جنبه‌ها و نیازهای من رو در نظر بگیره، تایم مطالعه، زمان استراحت، ایستگاه‌های جبرانی و .... که بازدهیم بیشتر بشه! http://telegram.me/ehsasekhooob

💭سعی کنید که بیشتر با آدم‌های «مسئولیت‌‌پذیر» کار کنید تا با آدم‌هایی که فقط وظیفه‌شان را انجام می‌دهند. چرا که آدم‌هایی که فقط به وظیفه‌ خود عمل می‌کنند، هیچ تاثیری بر پیرامون خود نمی‌گذارند. 🗯اما افراد مسئولیت‌‌پذیر، اثرگذارند؛ آن‌ها علاوه بر کاری که وظیفه‌ خود می‌دانند به کارهایی دست می‌زنند که حال خود و دیگران را بهتر کنند. http://telegram.me/ehsasekhooob

✍همه می‌دانند که زندگی رنج‌های زیادی به همراه دارد: همه ما شکست، یأس، از دست دادن، هدر رفتن و درد را به شیوه‌های متفاوت و در شکل‌های مختلف تجربه می‌کنیم. اما به ندرت پیش می‌آید که فکر کنیم چرا اوضاع این‌گونه است. ولی اگر بخواهیم بفهمیم که چطور به شیوه‌ای سازنده نسبت به ناملایمات واکنش نشان دهیم، بهتر است اول به این فکر کنیم که اصلا چرا زندگی انسان همواره با رنج همراه است. این نکته را خاطرنشان کنم که از رنج نمی‌توان اجتناب کرد؛ هیچ‌کاری از دستمان برنمی‌آید تا بتوانیم کاملا از آنها فرار کنیم. ولی این حقیقت نه تنها تفکری منفی و بدبینانه نیست، بلکه فوق‌العاده رهایی‌بخش است. چون امکانی فراهم می‌کند تا چشم‌اندازی واقع‌گرایانه نسبت به خودمان پیدا کنیم و خیلی منطقی فکر کنیم و ببینیم واقعا چه کاری از دستمان برمی‌آید تا رنج‌های زندگی را درک کنیم و در جهت درست مورد استفاده قرار دهیم. 📕 چگونه رنج بکشیم 👤کریستوفر همیلتون ✍همه می‌دانند که زندگی رنج‌های زیادی به همراه دارد: همه ما شکست، یأس، از دست دادن، هدر رفتن و درد را به شیوه‌های متفاوت و در شکل‌های مختلف تجربه می‌کنیم. اما به ندرت پیش می‌آید که فکر کنیم چرا اوضاع این‌گونه است. ولی اگر بخواهیم بفهمیم که چطور به شیوه‌ای سازنده نسبت به ناملایمات واکنش نشان دهیم، بهتر است اول به این فکر کنیم که اصلا چرا زندگی انسان همواره با رنج همراه است. این نکته را خاطرنشان کنم که از رنج نمی‌توان اجتناب کرد؛ هیچ‌کاری از دستمان برنمی‌آید تا بتوانیم کاملا از آنها فرار کنیم. ولی این حقیقت نه تنها تفکری منفی و بدبینانه نیست، بلکه فوق‌العاده رهایی‌بخش است. چون امکانی فراهم می‌کند تا چشم‌اندازی واقع‌گرایانه نسبت به خودمان پیدا کنیم و خیلی منطقی فکر کنیم و ببینیم واقعا چه کاری از دستمان برمی‌آید تا رنج‌های زندگی را درک کنیم و در جهت درست مورد استفاده قرار دهیم. 📕 چگونه رنج بکشیم 👤کریستوفر همیلتون http://telegram.me/ehsasekhooob

■دشمنان جنبش لادایت که این جنبش آخرالزمانی را «فرقه بی‌سوادان ناامید» می‌نامیدند، انتظار نداشتند آنها موفق شوند آن باورهای افراطی فناوری‌هراسی (Technophobia) را در طول تاریخ به نسل‌های بعد منتقل کنند. از جنبش لادایت ۲۰۰ سال می‌گذرد، ولی همچنان با وجود پیامدهای مثبت رشد فناوری، رویکردی خصمانه نسبت به فناوری‌های نو در بسیاری از مردم مشاهده می‌شود. به همین دلیل اقتصاددانان این نوع تفکر یعنی تفکری را که در آن فناوری مقصر اصلی افزایش بیکاری قلمداد می‌شود نوعی خطای ذهنی تحت عنوان «خطای لادایت» می‌نامند. □بیش از دو قرن است که سرعت نوآوری، مکانیزه شدن و خودکارسازی با روندی بی‌سابقه در حال افزایش است و مشاهدات و مستندات نشان داده است که هراس مردم از فناوری بیشتر به توهم نزدیک بوده تا تحلیل‌های منطقی یک ذهن واقع‌بین. برخلاف تصور افراد فناوری‌هراس، بعد از ورود فناوری‌های جدید دنیا به ویران‌شهری مملو از فقر و بیکاری تبدیل نشد که در آن ماشین‌آلات جایگزین انسان‌ها شده باشند. در عوض نوآوری‌ها دنیا را به مکانی سالم‌تر، پیشرفته‌تر، ثروتمندتر و خلاق‌تر تبدیل کرد. همان‌طور که مارک تواین گفته بود، شایعات مربوط به مرگ شغل و پایان مفید بودن انسان تا حد زیادی اغراق‌شده بود. ●آنچه در محاسبات لادایت‌ها از قلم افتاد مزایایی بود که افزایش بازدهی تولید به همراه می‌آورد. ماشین‌آلات جدید در صنعت نساجی با سرعت بیشتر بافندگی، می‌توانستند شبانه‌روز کار کنند. افزایش بهره‌وری به معنی محصولات ارزان‌تر و باکیفیت‌تر بود که به افزایش تقاضا در بازار منجر می‌شد. افزایش تقاضا در بازار یعنی بالا رفتن تولید و احداث کارخانه‌های بزرگ‌تر که پیامد آن استخدام کارگران بیشتر برای تولید ماشین‌آلات جدید، تعمیرات و نگهداری آنها و بازار کاری پررونق و ایجاد مشاغل جدید بود. ○همزمان با پیشرفت فناوری مردم به انواع دیگر مشاغل که از تاثیر فناوری دور مانده است روی می‌آورند. وقتی نوآوری یک نوع خاص از شغل را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلافاصله مشاغل جدید در حوزه‌های جدید خلق شده و موقعیت‌های نو در بازار کار به وجود می‌آید. ماشین‌آلات از ما انسان‌های آزادتری می‌سازد و موقعیت‌هایی ایجاد می‌کند که سبک زندگی خلاقانه‌تر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشیم. ■الگوی پیشرفت همیشه بدین گونه بوده است که ما را از کارهایی که به فعالیت بدنی، قدرت عضلانی و تکرار بی‌فکر نیاز دارد، به سمت کارهایی که مستلزم توانایی‌های شناختی و ذهنی بیشتری هستند سوق دهد. اقتصاددانان با همین استدلال که در طول تاریخ هیچ فناوری و نوآوری موجب بیکاری عظیم انسانی نشده است، نوع تفکر لادایت‌ها را بیشتر یک خطای ذهنی می‌دانند تا یک ترس منطقی. *منبع:* هفته نامه تجارت فردا. http://telegram.me/ehsasekhooob

*مقاومت لادایت: چرا در برابر نوآوری مقاومت می‌شود؟*  🖊الهام حمیدی ■اوایل قرن نوزدهم بود و تعداد زیادی از کارگران صنعت نساجی از کار بیکار شده بودند. مدتی بود صاحبان این صنعت، ماشین‌آلات بافندگی خودکار را جایگزین کارگران کرده بودند و چشم امید به تولید محصولاتی با قیمت پایین‌تر داشتند. این ماشین‌ها می‌توانستند کار چندین کارگر را به طور همزمان انجام دهند و به همین دلیل کارخانه‌ها به تعدیل نیروی کار خود روی آوردند. این نوآوری به خطری جدی برای گذران زندگی کارگران تبدیل شده بود و همین آنها را بر آن داشت که مبارزه‌ای را برای نابودی این ماشین‌آلات آغاز کنند. این مبارزه که با خرابکاری و شکستن و خرد کردن این دستگاه‌ها در حملاتی مخفیانه همراه بود، نام جنبش «لادایت» را به خود گرفت. □لادایت‌ها در واقع خود را پیروان «ند لاد» می‌دانستند. ند لاد کارگر نساجی بود که گفته می‌شد در سال ۱۷۷۹ و به دنبال انتقاداتی از نحوه کار کردن او، دو دستگاه بافندگی را شکسته و خرد کرده بود. در دهه ۱۸۱۰ که جنبش لادایت شکل گرفت «ند لاد» به شخصیتی فولکلور با مایه‌های افسانه‌ای تبدیل شده بود که ناخواسته لقب پادشاه لود یا ژنرال لود را به عنوان رهبر و بنیانگذار تخیلی جنبش لادایت یدک می‌کشید. ●هر چند خود او هیچ نقشی در این اعتراضات نداشت، اما برای مدتی دولت انگلستان به دنبال رهبری به نام ند لاد بود که نیزه‌ای در دست دارد و مانند رابین هود در جنگل‌های شروود زندگی می‌کند. ○لادایت‌ها چه کسانی بودند؟ جنبش لادایت در اوج بحران اقتصادی حاصل از جنگ‌های ناپلئونی و در حالی شکل گرفت که شرایط کاری در کارخانه‌های بافندگی هر روز دشوارتر می‌شد. لادایت‌ها ورود ماشین‌آلات به کارخانه‌های نساجی را تهدیدی جدی برای مشاغل و زندگی خودشان می‌دانستند. حتی ملکه الیزابت نیز از این هراس جمعی از فناوری بی‌بهره نبود. او حق ثبت اختراع یک ماشین جوراب‌بافی را که ویلیام لی ساخته بود رد کرد، زیرا می‌ترسید این فناوری جایگزین جوراب‌بافان سنتی شود. ■اولین اعتراضات این جنبش در سال ۱۸۱۱ در منطقه ناتینگهام شروع شد و در طول دو سال بعد به همه نقاط انگلستان سرایت کرد. با وجود اینکه این اعتراضات با بحران اقتصادی در انگلستان همزمان شده بود ولی حمایت قابل توجهی از جانب قشر متوسط و متوسط به بالای جامعه دریافت نکرد و در عمل فقط این قشر کارگر بودند که در این اعتراضات شرکت می‌کردند، ازاین‌رو ارتش موفق شد همه اعتراضات را به شکل خشونت‌باری سرکوب کند. □لادایت‌ها در تمرینات شبانه و مخفیانه خود به انجام مانورهایی برای چگونگی نابود کردن ماشین‌های بافندگی می‌پرداختند. این ماشین‌ها تهدیدی جدی برای منافع صنعتی در هر منطقه محسوب می‌شدند. برای مثال در میدلندز، این دستگاه‌های تولید پارچه‌های توری بود که کارگران زیادی را بیکار کرده بود، ولی در منطقه شمال غرب، لادایت‌ها به دنبال حذف ماشین‌های بخاری بودند که در تجارت پنبه مورد استفاده قرار می‌گرفت. در اعتراضات این جنبش علاوه بر خرد و خاکشیر کردن ماشین‌آلات نساجی، تظاهرات زیادی نیز ترتیب داده می‌شد و انبوهی نامه برای مقامات دولتی و صاحبان صنعت ارسال می‌شد. لادایت‌ها در نامه‌های خود از دلایل خرد کردن ماشین‌آلات می‌گفتند و هشدار می‌دادند که این خرابکاری‌ها تا زمان شنیده شدن صدای اعتراضات آنها ادامه خواهد داشت. ●آنها چندین درگیری با ارتش انگلستان و چندین کشته نیز داشتند و شاید به همین دلیل هم بود که این جنبش به‌تدریج روی خشن‌تری به خود گرفت. کار به جایی رسید که تعدادی از صاحبان کسب‌وکار در خانه‌های خود اتاق‌های مخفی برای در امان بودن از حملات احتمالی لادایت‌ها ساخته بودند و نیروهای مسلح از کارخانه‌ها و کارگاه‌ها حفاظت می‌کردند. جان هیتکوت، یکی از مخترعانی بود که به‌شدت نگران خشم لادایت‌ها بود. او مخترع ماشین نساجی بود که در سال ۱۸۱۱ به وسیله طرفداران جنبش لادایت خرد شد و از بین رفت. ○تقریباً ۲۰۰ سال بعد، در سال ۲۰۰۶، زمانی که در حال بازسازی خانه‌ای که متعلق به جان هیتکوت در لافبرا انگلستان بودند، در زیر آن یک دالان و چند اتاق بسیار کوچک پیدا کردند که تصور می‌شود زمانی مخفیگاهی برای در امان بودن او از حملات لادایت‌ها بوده است. البته تندروهای این جنبش در نهایت جان یکی از صاحبان کسب‌وکار را گرفتند. قربانی آنها مالک یک آسیاب بود که دشمنی زیادی با طرفداران جنبش لادایت داشت. محاکمه متهمان این قتل به همراه حدود ۶۰ متهم به همکاری با جنبش لادایت در سال ۱۸۱۳ و احکام اعدام و حبس‌های طولانی‌مدت برای آنها جنبش را به‌تدریج بی‌رمق و کم‌توان کرد. علاوه بر این احکام در نهایت دولت انگلستان به کمک ۱۲ هزار سرباز توانست این جنبش را سرکوب کند.

به همین زیبایی …
به همین زیبایی …

ثروت چیست؟ *هر چیزی که به شما اضافه می‌شود و اضافه شدن آن وضعیت موجود شما را بهتر می‌کند،" ثروت" نامیده می‌شود*. *پس برخلاف تصور عموم مردم، ثروت "فقط پول" نیست "درک شما" ، "حس شما" ، "آرامش و آسایش" شما، "سلامتی شما،" "ارتباطات خوب شما" ، خانواده‌ی "شاد و موفق شما" ، "حس خوب دیگران درباره‌ی شما" ،"دلشادی" دیگران از دیدار شما، "دلتنگی" دیگران در غیاب شما، احساسات غرورانگیز از یادآوری "خاطرات شیرین و قهرمانانه" شما،" احساس لذت در گفتگو با دوستان قدیمی و یکدل"،" اعتماد و مشاوره دیگران "با شما و نظایر آن،* *" ثروت‌های ارزشمند* *زندگی‌تان" هستند.* *اگر به حساب کارتی شما "پول،" به حساب مغزی شما "علم و آگاهی"، به حساب اجرایی شما "کردار نیک" و "انسان‌دوستانه "و به زندگی شما "فرصت کمک به دیگران،" اضافه شود...* *شما یک انسان:* *"ارزشمند و ثروتمند" هستید*.

《 *معنای زندگی!*》 فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش درپاسخ سوال زندگی یعنی چه همزمان که تکه آینه شکسته ای را از کیفش بیرون میاورد ومیگوید : «موقعی كه بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌كردیم، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم. بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ ، گِردش كردم. همین آینه‌ای كه حالا در دست من است و ملاحظه می‌كنید. سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندنِ نور خورشید به هر سوراخ و سُنبه و دَرز و شکافِ كمد و صندوق خانه و تاریک ترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمی‌رسید. از این كه با كمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط در اجسام و مکان‌های مختلف را نورانی كنم به‌ قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است. در واقع، بازتاباندن نور به تاریک ترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود. آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار می‌شدم آن را از جیبم در می‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم. بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود، بلکه استعاره‌ای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.» بعدها دریافتم كه من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است. تنها در صورتی تاریک ترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم. من تکه‌ای از آینه‌ای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم. با وجود این، هرچه كه هستم، می‌توانم نور را به تاریک ترین نقاط عالم، به سیاه ترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم. سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم. شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند. به‌ طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی من است. دکتر بعد از پایان درس، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن می‌تابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت؛ «به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم. به جایی که امید نیست، امید ببریم. به جایی که دروغ هست، راستی ببریم. به جایی که ظلم هست، عدالت ببریم. به جایی که کدورت هست، مهر ببریم. به جایی که جنگ هست، صلح ببریم. به جایی که پر از هیاهو و داد و بیداد است، آرام و قرار ببریم. به جایی که سستی و تنبلی است، شور و شوق و نشاط ببریم. به جایی که پر رویی و بی ادبی حاکم است، مرام و معرفت و ادب ببریم. به جایی که بیسوادی و بی هنری سیاهی ایجاد کرده، سواد و مهارت ببریم. به جایی که یادگیری مرده است، دانایی و کارایی و زیستن و باهم زیستن را به ارمغان ببریم..... 《این معنای زندگی است.》

۲۷ جمله مثبت که هر والدینی باید به کودک خود بگوید ۱. از تو ممنونم این عبارت به افزایش عزت نفس او کمک می‌کند ۲. از وقت گذراندن با تو لذت می‌برم به فرزندتان کمک می‌کند تا احساس کند خواستنی است و شما پذیرای او هستید. ۳. همه ما اشتباه می‌کنیم شکست را برای فرزندتان عادی کنید. اشتباهات اتفاق می‌افتند و این به معنی وجود چیزی ذاتاً منفی در ما نیست ۴. تو برایم خاص هستی ۵. به تو اعتماد دارم ۶. داری در … بهتر می‌شوی گفتن این جمله به فرزندتان نشان می‌دهد که به او توجه می‌کنید. ۷. روز خوبی داشته باشی ۸. بگذار درباره‌اش فکر کنم این عبارت جایگزینی برای «نه» گفتن مستقیم است ۹. اینجا چه اتفاقی افتاده؟ به فرزندتان اجازه دهید مهارت‌های صداقتش را تمرین کند و آنچه را که اتفاق افتاده به طور خلاصه بیان کند. ۱۰. متاسفم وقتی برای چیزی مقصر هستید، خوب است که آن را بپذیرید و در ازای آن یک عذرخواهی واقعی بکنید. ۱۱. تمرین‌هایت دارد نتیجه می‌دهد ۱۲. چطور این کار را کردی؟ پرسیدن این سوال به کودک کمک می‌کند که متوجه شود تنها رسیدن به هدف مهم نیست و توجه به فرآیند انجام کار نیز مهم است. ۱۳. امروز چه اتفاق جالبی در مدرسه افتاد؟ جویا شدن در مورد زندگی فرزندتان نشان می‌دهد که به او اهمیت می‌دهید و روی او سرمایه‌گذاری کرده‌اید. ۱۴. امروز برای چه چیزی سخت تلاش کردی؟ ۱۵. مطمئنم که می‌توانی انجامش بدهی ۱۶. تو تصمیم بگیر! با گفتن این عبارت کودک را مسئول قرار می‌دهید. ۱۷. در این مورد چه احساسی داری؟ ۱۸. من آماده شنیدنم ۱۹. دوستت دارم ۲۰. تو باعث می‌شوی که بخندم ۲۱. نظرت مهم است ۲۲. حق با تو بود ۲۳. سوال خوبی است ۲۴. تو را همان‌طور که هستی می‌پذیرم ۲۵. تو عضو مهمی از این خانواده هستی ۲۶. من به تو ایمان دارم ۲۷. دیدم که خیلی تلاش کردی اذعان به اینکه فرزندتان سخت تلاش می‌کند می‌تواند به او کمک کند که دیده شود. اگرچه ممکن است در کاری عالی نباشد، اما اینکه اجازه بدهید ارزش تلاش کردن را بداند به ساخت روحیه انعطاف‌پذیر در او کمک می‌کند. http://telegram.me/ehsasekhooob