Altın Ay
Kanalga Telegram’da o‘tish
457
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-430 kunlar
Postlar arxiv
457
و حالا، در اين لحظههای پايانى، به تمام روزهايى كه گذراندم فكر مىكنم. روزهايى كه با ياد تو سپری شد و هر كدامشان داستانى را روايت مىكند. عشق ما، هرچند ناتمام و دور از دسترس، همچنان در قلبم زنده است. شايد نتوانستم به تو برسم، اما ياد تو همچنان در زندگیام جارى است.
به ياد تمام لحظاتى كه با هم داشتيم، حتى اگر هرگز به واقعيت نپيوستند. به ياد خندهها و اشکها، به ياد آن روزهاى آفتابى و شبهاى بارانى كه در خيالاتم با تو گذراندم.
عشق من به تو، نه فقط يک احساس، بلكه يک سفر بود! سفرى به دنياى احساسات و آرزوها، دنيايى كه هرچند واقعى نبود, اما برايم معنادار بود.
من آموختم كه عشق مىتواند در اشكال مختلف وجود داشته باشد. گاهى اوقات, عشق يعنی رها كردن، يعنى درک اينكه بعضى از داستانها به انتهاى خوش نمىرسند. اما اين پايان، به معناى فراموشى نيست. عشق من به تو، مانند ستارهاى در آسمان شب باقى خواهد ماند! دور، اما روشن.
شايد روزى برسد كه دوباره همديگر را ببينيم و بتوانيم از تمام آنچه كه نگفتهايم بگوييم. اما تا آن روز، من اينجا میمانم و ياد تو را در قلبم نگه مىدارم. اين داستان ماست؛ داستانى كه هرگز فراموش نخواهد شد. و با اين كلمات، قلم را برمىدارم و صفحه را مىبندم. اما داستان عشق ما، هرگز بسته نخواهد شد.
457
آنها معذرت میخواهند ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همهی موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
- آگوتا کریستوف
457
حتی اگر هزار بار دیگر تو را نبینم،
احتیاج دارم بدانم جایی در این شهر کثیف ترسناک، در گوشهای از این جهنم سیاه، تو هستی و مرا دوست داری.
#ارنستو_ساباتو
457
نشست و با صدای بلند
برای تمام اتفاقات سخت و غمانگیز زندگیاش گریه کرد، و بعد از آن گریهی طولانی احساس کرد که به آدم دیگری تبدیل شده است..
457
خودش باید میدانست کسیکه تَرک میکند، دردی ندارد. کسی که تَرک میکند، صحبت نمیکند، زیرا حرفی برای گفتن ندارد. کسی که ترک میکند، آماده است. دردِ بزرگ این است. کسی که تَرکش میکنند، نیاز دارد تا ابد صحبت کند. و همهی این صحبتها تلاشی است برایِ گفتنِ اینکه دیگری اشتباه کرده است.
- لنا آندرشون
457
دوستی یعنی اینکه من بیهیچ تردیدی تو را شایستهی آن میدانم که امانتدارِ بخشی از آبروی من باشی.
- احمد خالد توفیق
457
که همصحبتی با تو لذتبخش بود
و نگاه کردن به تو
در جدیترین تصمیمها نیز
گـِرِه از بـندِ کفشهایم وا میکرد…
- حسین صفا
457
قبل از آشنایی با تو آدم تنهایی بودم و اگر تو طردم کنی، از آن هم تنهاتر میشوم.
- فرد اولمن
457
اصلاً ربطی به غرور نداره
من وقتی احساس نادیده گرفته شدن یا ناخواسته بودن کنم، فاصله میگیرم ازت. جدا از اینکه چقدر صمیمی و نزدیک بودم باهات!
457
میخواهم بدانی كه ديوانه نشدهام. تصميمات مهمم را گرفتهام و با اينكه بعضیها را رنجاندم، ترک كردنشان بهترين و محبتآميزترين كاری بود كه میتوانستم انجام دهم!
- سهگانه نیویوک/پل استر
