3 383
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kun
-2830 kun
Postlar arxiv
3 382
ما برای جبران خلاءهای یه زندگی عادی،
به چیزهای عجیبی پناه میبریم:
حیوون خونگی، ورزش، کتاب، موزیک، سیگار، الکل، کوه...
و دیگه فهمیدیم که آدمها زیاد پناه مناسبی نیستن،
چون هرکسی در رنج خودش تنهاست...
@gitmit
3 382
فیلترشکن تضمینی 30 گیگ 100 تومن
برای تمام اینترنتها و گوشی ها
با تضمین کانال حرف دل
خرید : @mamad905
3 382
حتما نباید که زخمِ شمشیر خورده باشی، دندههات شکسته باشه
یا در خون دست و پا بزنی تا بتونی بگی دیگه کم آوردی
در عین حال که لبخند میزنی، چایات را مینوشی،
حال دیگران را میپرسی و برای خنداندنشان تلاش میکنی
میتوانی از درون مُـرده باشی...
برای همین است که اینروزها “خوبی؟” سوال مناسبی نیست،
چه میکنیها” به جای خوبی ختم نمیشوند
و هزار “مراقب خودت باش” هم کفافِ دلِ آدم را نمیدهند...
اینکه چه چیزی میتواند میان اینهمه بیپناهی، پناه آدمی شود،
نمیدانم... شاید بگویی آغـوش...
اما امتحان کردنِ آغوش و نتیجه ندادنش،
آدم را بیشتر از امتحان نکردنش از پا درمیآورد!
بگذار آغوشهایمان دست نخورده باقی بماند،
بگذار آدم خیال کند آغوش همیشه جواب بوده و هست،
باور کن داشتن و جواب ندادنش آدم را بی پناهتر میکند...
به خصوص بعضی آغوشها که جایشان هم روی تنِ آدم میماند...
@gitmit
3 382
ممنونم از آدمهایی که در زندگیم
چه اونا که باعث لبخند شدند، چه آنها که باعث بغض شدند
ممنونم از آدمهایی که حرف هایشان زخم بر دلم گذاشت
تا یاد بگیرم هرکسی ارزش هم صحبت شدن را ندارد
و آدمهایی که بی حرف، وجودشان از بایدهای زندگی بود
ممنونم از آدمهایی که از دردهایم مرحمی ساختند برای خودشان
تا یاد بگیرم آنقدر لبخند بزنم، تا خودم هم دردهایم را فراموش کنم
من از تمام آدمهای زندگیام ممنونم
آنها هر طور که بودند منِ امروز را ساختند
منِ امروزی که یاد گرفته به دنبال آرزوهایش برود
دست آدمهای واقعی زندگی را بگیرد
و دور شود
و دور شود
و دور شود...
@gitmit
3 382
نه اینکه فقط چیزی از جوانی نفهمیده باشیم،
ما سالهاست که چیزی از زندگی نفهمیدیم،
ما همیشه اضطراب داشتیم،
اضطراب «جنگ» ، گشت ارشاد، گرانی، ناامنی،
نا عدالتی، بیکاری، نوشیدنی الکلدار، بوسیدن معشوق،
سقوط ریال، نبودن دارو، هواپیما، سکه، جهیزیه،
آبرو، سرکوب، ازدواج، بیماری، کرونا، و....
ما هیچ چیز از زندگی نفهمیدیم!
نه تنها نسل مادران و پدران ما، بلکه نسل ما، نسل فرزندان ما نسل سوختهاند...
@gitmit
3 382
من چقدر به خودم ظلم کردم!
جاهایی که به آدمهای سمی زندگیام محبت کردم!
جاهایی که دلم شکست، غمگین شدم
ولی بغضم رو قورت دادم و سکوت کردم.
جاهایی که کسی را دوست داشتم
ولی دوست داشته نشدم...
و برای موندن آدمها اصرار کردم!
من چقدر به خودم ظلم کردم، خدای من! چقدر...!
@gitmit
3 382
آنهایی که ما را همانگونه که هستیم میپذیرند
و تلاش میکنند لبخندهایمان عمیقتر
و آرامشمان طولانیتر باشد،
همانهایی هستند که ماندگار میشوند....
@gitmit
3 382
من آدمیم که ذاتاً خیلی تو ی رفتارم با آدمای اطرافم صبورم،
حتی وقتی حرکتی هم ازشون میبینم به روشون نمیارم،
ولی متاسفانه اونا اینجور برداشت میکنن
که من نفهمیدم و به کارشون ادامه میدن
اما خبر ندارن که ذره ذره خودشون
با کاراشون و رفتاراشون، خودشونُ از چشمم میندازن
و این میتونه بهترین حالت سم زدایی برای یک زندگی آروم باشه…
@gitmit
3 382
وقتی شروع به بهتر شدن میکنیم
طبیعیه که غمگین یا عصبانی بشیم.
چون متوجه میشیم که فرصتهای زیادی رو از دست دادیم ،
نسبت به رفتارهای اشتباهی که دیگران با ما داشتن آگاه میشیم
و میفهمیم که نسخه جوان تر ما لیاقت زندگی بهتری داشت.
به همین خاطرِ که سوگواری برای گذشته
یکی از مراحل مهم بهبود یافتن و رشد کردنه..
@gitmit
3 382
پول مهمه، قیافه مهمه، رابطه جنسی مهمه،
خانواده مهمه، اخلاق مهمه، ولی ولی ولی...!
در کنار همه اینا حواستون باشه کسی رو پیدا کنید
که باهاش دید مشترک، حرف مشترک، هدف مشترک
و حتی نفرت مشترک داشته باشین...
کسی که بتونین از همه چی باهم حرف بزنین
وقتی که آخر شبا از همه دنیا فارغ تو تاریکی اتاق به سقف زل زدین…
@gitmit
3 382
میدانی چرا آراماند؟
توقعشان از خودشان زیاد نبوده، آرزوهای بزرگ نداشتهاند
و به هرآنچه که داشتند، قانع بودند.
میدانی چرا آراماند؟
زیاد فکر نکردند، زیاد توضیح ندادند و زیاد وابسته نبودهاند،
به هیچ چیز، به هیچکس!
میدانی چرا آراماند؟
چون به خودشان سخت نگرفتند!
چون سقف آرزوهاشان را بلند نچیدند،
چون فراتر از توان و نیازشان نخواستند...
@gitmit
3 382
من آدمیم که ذاتاً خیلی تو ی رفتارم با آدمای اطرافم صبورم،
حتی وقتی حرکتی هم ازشون میبینم به روشون نمیارم،
ولی متاسفانه اونا اینجور برداشت میکنن
که من نفهمیدم و به کارشون ادامه میدن
اما خبر ندارن که ذره ذره خودشون
با کاراشون و رفتاراشون، خودشونُ از چشمم میندازن
و این میتونه بهترین حالت سم زدایی برای یک زندگی آروم باشه
@gitmt
3 382
آدمیزاد تو یه سنی، یه قبر میکنه،
آرزوهاشو میریزه توش و میشینه به نگاه کردن.
باور کنید حال سوگواریام نداره.
بهتزده به مرگ آرزوهاش زل میزنه.
گیج و منگ. میدونه هم که دیگه نمیشه.
به قول فروغ؛ «چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست...
@gitmit
