uz
Feedback
حــرفــــ دل

حــرفــــ دل

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
3 504
Obunachilar
-324 soatlar
-127 kunlar
-6730 kunlar
Postlar arxiv

تمام خیال من تویی که بیخیال من شدی... @gitmit

. مهمان روزهای آخر است... همان پاییزی که بودنش چنگی به دل نزد... پادشاه زیبایی ها بود و هزاران بهانه داشت برای قرارهای عاشقانه مان... میتوانست برگ ریزان خیابان هایش، بهانه ی قدم زدن هایمان باشد... و باران های بی هنگامش بهانه ی زیر یک چتر ماندن... میتوانست سرمایش بهانه ی در آغوش کشیدنمان باشد و عصرهای دلگیرش بهانه ی دو قهوه و حرف های ناتمام... اما آنقدر سرد بر روزهایمان تابید... آنقدر بی رحمانه نبودن ها را به رخ تنهاییمان کشید، که حالا در آخرین روزهای بودنش، هزاران آدم، با هزاران "امید جامانده در پاییز"، چشمهایشان را روی تمام درهای آمدن، و برای همیشه ماندن میبندند... @gitmit

در این روزهای رو به انتهای آذر، در این سوز و سرمای فصل ِ برگ‌ریزان، و در میانِ تمام درختانی که زمستان ِ پیش رو را با سپیدی ِ
در این روزهای رو به انتهای آذر، در این سوز و سرمای فصل ِ برگ‌ریزان، و در میانِ تمام درختانی که زمستان ِ پیش رو را با سپیدی ِ رخسارشان می‌شناسند، لبخند هایمان چه گرم تر می‌گردند... اگر که تنها یک دلیل، برای دوستیمان، برای کنارهم بودمان، و برای تپیدن ِ قلب هایمان، وجود داشته باشد... ‌ @gitmit

بزن بشکن منو راحت رفیقیم دیگه... @gitmit

. همه ما یک عذرخواهی به احساس خود بدهکاریم، زمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه پافشاری کردیم! آن زمان که دروغ شنیدیم و سکوت کردیم... جایی که باید می رفتیم اما ایستادیم! از هیچ و پوچ رؤیا ساختیم و ذوق کردیم! برای فرار از حقیقت لج کردیم و لج کردیم و لج کردیم...! خاموش کن فانوس وابستگی ات را، گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتن مان به آدمها ! معرفت های بیجایمان ، مهربانی های الکی مان، تلاشهای بی مورد برای حفظ رابطه هایمان...! وقتی برای بعضی آدم های امروزی، خوبی و بدی یکسان است.... @gitmit

من آرامم و دلتنگ... میدانی آدم، دلتنگ باشد و آرام یعنی چه؟ یعنی رفتنت را باور کرده... یعنی آدم شده، منطق قاطی جنونش شده... می
من آرامم و دلتنگ... میدانی آدم، دلتنگ باشد و آرام یعنی چه؟ یعنی رفتنت را باور کرده... یعنی آدم شده، منطق قاطی جنونش شده... میدانی آدمِ مجنونِ منطقی کیست؟ کسی که خاطره ها را ته یک کمد قایم کرده، میدانی یک کمد پر از خاطره های تلخ شده یک آدمِ آرامِ منطقیِ مجنونِ دلتنگ یعنی چه...؟ یعنی کسی که یک بمب ساعتی بسته به خودش، تمام روزهای نبودنت را انتحاری سر کرده @gitmit

اصلا منو ولش رو سرم ریخته دردای عالم... @gitmit

. آذر، ماهِ خوبِ من، تمام نشو! تویی که مفهومِ حقیقیِ پاییزی... تویی که بیشتر از هر ماه، و هر فصل، و هر زمان، خاطره انگیزی...! بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را بلد نیست، و نبضِ تمامِ خاطره ها بدونِ عطرِ حضورِ تو می ایستد! تو می روی، من می مانم و زمستان، من می مانم و بارانی ترین ابرها...! من می مانم و سرمایِ نحسی، که هیچ حرفی برایِ گفتن ندارد...! تو می روی و من جا می مانم... دلم برایِ ثانیه هایِ خاطره انگیزت، دلم برایِ حال و هوایِ بی نظیرِ تو، تنگ می شود... ماهِ من! @gitmit

آذر یادش رفته که پاییز است! نمیبارد، فقط یخ میزند، به گمانم کسی به طرز فجیهی تنهایش گذاشته...!! وگرنه اینگونه ماتش نمیبرد...
آذر یادش رفته که پاییز است! نمیبارد، فقط یخ میزند، به گمانم کسی به طرز فجیهی تنهایش گذاشته...!! وگرنه اینگونه ماتش نمیبرد... @gitmit

رگ خواب من توی دستت بود قلبمو داشتی و همین بستت بود نفهمیدم چی باعث ترست بود شکست من شکستت بود... @gitmit

. پاییز جان حالا که تنها چند روزِ دیگر مهمان ما هستی، باید بگویم، تو تقصیری نداشتی... ما آدم ها خیلی چیز ها را خراب کردیم، ساده و حواس پرت بودیم، آنجا که باید وا نمی دادیم وا دادیم، آنجا که باید رها می کردیم سخت گرفتیم... ما در لحظه زندگی کردن را بلد نبودیم، امروز را در دیروز گذراندیم، و فردا را قبل از امروز دلشوره گرفتیم... ما رویا داشتیم اما شجاعتِ جنگیدن برای رویاهایمان را نداشتیم... ما خودمان را دوست نداشتیم و دوست داشتنِ دیگری را بلد نبودیم، ما بندبازی بودیم که تعادل نداشتیم... ما رفیق می خواستیم اما رفاقت را چرتکه انداختیم... ما همراه می خواستیم اما با هم بودن را به تکرار و عادت آلوده کردیم... ما به دنبال عشق بودیم اما اطرافمان را خوب نگاه نکردیم... ما قول دادیم اما دل به قول هایمان ندادیم... ما عاشق شدیم اما نگهدارِ عشق نبودیم، ما عشق را بازیچه کردیم... ما ماندن بلد نبودیم و از رفتن هیچ نمی دانستیم... ما حرف داشتیم اما قهر کردیم، ما گفتگو را بلد نبودیم... ما حق داشتیم اما جراتِ باز پس گرفتنش را نداشتیم... ما زیاده خواه بودیم و قدر شناس نبودیم... ما فراموشکار بودیم، به جای درس گرفتن از اشتباهاتمان آن ها را هر روز و هر ماه و هر سال تکرار کردیم، فصل ها را بهانه کردیم تا ضعف هایمان را بپوشانیم... پاییز جان تو همیشه زیبا و شکوهمند و پُر تب و تاب بودی این ما بودیم که تو را دلگیر کردیم... ‌ @gitmit

آذر، زنی است، که گریه هایش را کرده، غصه هایش را خورده، حالا چشمهایش هم از اشک خالیست، عوضش قلبش پر از سردیست... آنقدر که هرکس
آذر، زنی است، که گریه هایش را کرده، غصه هایش را خورده، حالا چشمهایش هم از اشک خالیست، عوضش قلبش پر از سردیست... آنقدر که هرکس که، نزدیکش شود هم یخ میزند... کدام آدمی را دیدی قلبش یخ زده باشد، و آتش عشقش تو را گرم کند؟ @gitmit

کیفیت موبایل ❤️

ســــريال : آقازاده 🔺 قسمت : 25 ✅ کیفیت 1080 #آقازاده @gitmit

ســــريال : آقازاده 🔺 قسمت : 25 ✅ کیفیت 720 #آقازاده @gitmit

ســــريال : آقازاده 🔺 قسمت : 25 ✅ کیفیت 480 @gitmit