uz
Feedback
مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر

مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر

Kanalga Telegram’da o‘tish

✔️ مُنبثّات ( انْبَثّ : تفرَّق وانتشر ، فهو مُنْبَثٌّ) 🖌 پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر هادی معصومی زارع @Mhmasoumi84

Ko'proq ko'rsatish
6 824
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+397 kunlar
+6630 kunlar
Postlar arxiv
💢 اگر در طول جنگ ۴۰ روزه به جای آسیب زدن به زیرساخت و کوبیدن در و دیوار، جنازه روی دست‌ ترامپ گذاشته بودند امروز این روانی زنجیری نشسته در اتاق بیضی به جای تهدید به حمله و خط و نشان کشیدن برای زدن زیرساخت‌های کشور امروز هزاران بار از ایران تشکر می‌کرد که خلبان‌هایش زنده مانده‌اند. اما چه سود که برخی به دلیل ضعف‌هایشان نتوانستند و برخی به دلیل دنیایشان نخواستند. وقتی در جنگی با آن عظمت و آن همه موشک و پهپاد تلفات دشمن به ۲۰ نفر هم‌ نمی‌رسد باید منتظر این روزها باشی دیگر. تا دشمنت راست برود و بیاید و پوزخند بزند که ایران را بدون هیچ تلفاتی درهم کوبیده است.

💢 اگر در طول جنگ ۴۰ روزه به جای آسیب زدن به زیرساخت و کوبیدن در و دیوار، جنازه روی دست‌ ترامپ گذاشته بودند امروز این روانی زنجیری نشسته در اتاق بیضی به جای حمله به ایران و خط و نشان کشیدن برای زدن زیرساخت‌های کشور امروز هزاران بار از ایران تشکر می‌کرد که خلبان‌هایش زنده مانده‌اند. اما چه سود که برخی به دلیل ضعف‌هایشان نتوانستند و برخی به دلیل دنیایشان نخواستند. وقتی در جنگی با آن عظمت و آن همه موشک و پهپاد تلفات دشمن به ۲۰ نفر هم‌ نمی‌رسد باید منتظر این روزها باشی دیگر. تا دشمنت راست برود و بیاید و افتخار کند که ایران را بدون هیچ تلفات قابل توجهی درهم کوبیده است.

💢 امروز در یادداشتی در Middle East Eye درباره نحوه بازسازی سازمان رزم حزب الله برای یک جنگ فرسایشی در برابر ارتش رژیم اسرائیل نوشتم. 📝 How Hezbollah rebuilt itself for a war of attrition with Israel 🖌 Hadi Masoumi Zare 🕗 8 June 2026

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌ونهم: در باب حمله موشکی امشب به اسرائیل 🕧 ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ نکته: این متن را اجمالا در گروهی تخصصی نوشتم. در این‌متن از انگیزه ایران برای حمله و درستی یا اشتباه بودن آن چیزی نگفته‌ام از الگوی رفتاری اسرائیل از فردای بحران سوریه برای فهم پاسخ احتمالی آن به ایران صحبت کرده‌ام. ✅ لااقل از ۲۰۱۳ به این سمت اسرائیل اجازه نداده هیچ قاعده و معادله‌ای از سمت ما وضع و تثبیت بشود. به طور معین از ترور تیم جهاد مغنیه و شهید الله‌دادی هم شروع کرد. علی‌المبنا تن دادن اسرائیل به شکل‌گیری و تثبیت معادله ضاحیه در برابر سرزمین‌های اشغالی توسط ایران تهدید موجودیتی برای رژیم هست که قبلا هم به آن تن نمی‌داد تا چه رسد به امروز و شرایط پس از ۲۰۲۴. ❇️ با این تفسیر پاسخ اسرائیل در راه خواهد بود. فکر می‌کنم با تمرکز بر زیرساخت‌های انرژی و برق. مگر اینکه ترامپ به هر دلیلی (مثلا تهدید معتبر از سوی ایران در تنگتین هرمز و باب المندب) مانع بشود. (این تحلیل بر فرض آن است که حمله به ضاحیه بدون اطلاع و رضایت ترامپ بوده و اساسا تله خود ترامپ نبوده است.) ✳️ ولی اگر واقعا ترامپ عملا مانع بشود شاید و می گویم شاید نشانه آن باشد که شرایط برای ترامپ خیلی جالب نیست و به هر شکلی به یک توافق با ایران نیاز دارد و جنگ جدید را مضر یا لااقل بی‌فایده می‌داند. شاید هم هدف امریکایی‌ها فریز کردن جنگ سخت برای استمرار فرسایش اقتصادی ایران باشد. والله عالم. ❎ مشکل اما آن‌جاست که نتانیاهو هم مشکلات خاص خودش را دارد. نتانیاهو در آستانه انتخابات زودهنگام است و عدم پاسخ به ایران، ضربه شدیدی به پایگاه رای او خواهد زد. بماند که تن دادن به خواسته احتمالی ترامپ ممکن است موجب خواسته‌های بیشتر امریکایی ها در پرونده‌های جنگ با لبنان و ایران شود. لذا بعید است نتانیاهو تن به فشار امریکا بدهد. مگر آن که فشار واقعا سنگین باشد و به سطح ممانعت عملی برسد. ولی این ممانعت زور خیلی زیادی می خواهد که در تخصصم نیست که در شرایط کنونی ترامپ دارد یا خیر. #جنگ_رمضان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat

💢نفت، مذاکره و مسابقه‌ی تاب‌آوری | آیا تعلل ایران در مذاکرات باعث نزدیک شدن احتمال بحران انرژی در آمریکا خواهد شد؟ 🔸پادکست
💢نفت، مذاکره و مسابقه‌ی تاب‌آوری | آیا تعلل ایران در مذاکرات باعث نزدیک شدن احتمال بحران انرژی در آمریکا خواهد شد؟ 🔸پادکست تمام‌رخ با موضوع مروری بر آخرین وضعیت ذخایر نفت جهانی، بازارهای انرژی، اوراق و سهام آمریکا و تحلیل اثرات بسته ماندن تنگه هرمز بر آن به همراه ارائه پیشنهادات به تیم مذاکره‌کننده ایرانی ♨️گفتگو با سیدمجتبی بقائی؛ کارشناس بازارهای مالی و پژوهشگر اندیشکده مرصاد 🔸به میزبانی میلاد سالمی؛ کارشناس اقتصادی 📆تاریخ ضبط و انتشار: 15 اردیبهشت 1405 🕰مدت زمان: 38 دقیقه 🔗سوقنا؛ کانال گروه بازارهای اندیشکده مرصاد: t.me/suqona ✅حمایت مالی از تمام‌رخ: donito.me/tamamrokhmedia 🔗تماشا فیلم کامل گفتگو در آپارات: aparat.com/v/heaoi20 🔗تماشا فیلم کامل گفتگو در یوتیوب: youtu.be/AURTXC_qSwo @TamamRokhMedia

📣 شماره پنجم هفته‌نامه رصدی «اندیشکده مرصاد» و «مرکز رسانه‌ای سیاق» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: 🔹عراق تحرکات مقتدی صدر و تغییر وضعیت «سرایا السلام» شکاف راهبردی میان گروه‌های مقاومت 🔹لبنان ارتقای تهدید پهپادها به سطح استراتژیک 🔹سوریه ادغام نظامی در استانداردهای ناتو با محوریت ترکیه انتخابات پارلمانی در شمال شرق و چالش یکپارچگی 🔹ترکیه امنیتی‌سازی بحران اپوزیسیون تهدیدات امنیتی در دریای سیاه 🔹ارمنستان انتخابات ۲۰۲۶ و فشار حداکثری مسکو 🔹آذربایجان اختلاف ۱.۲ میلیونی در آمار واجدان رای 🔹پاکستان انفجار قطار در کویته؛ ضربه خردکننده ارتش آزادی‌بخش بلوچ 🔹افغانستان مشروعیت‌یابی و دیپلماسی دفاعی در مسکو 🔹خلیج فارس دیپلماسی «اجبار» ترامپ و فرسایش انسجام عربی عربستان و چتر امنیتی اسلام‌آباد 🔹یمن استقرار نیروهای پاکستانی در مرزهای جنوبی عربستان افول حزب اصلاح و برآمدن جریان‌های سلفی نفوذ «الشباب» سومالی به یمن بازخوانی رویکرد تقابلی حزب اصلاح یمن در جنگ رمضان 🔹بازار وضعیت ذخایر نفتی و پیامدهای تورمی آن 🔹دین جنگ رمضان، حب اهل‌بیت(ع) و تشدید رقابت‌های مذهبی در مصر ©️@mersadcss🔷🔷🔷

. 🎁 | بسته ویژه کتاب‌های دکتر هادی معصومی زارع در آستانه‌ی نمایشگاه مجازی کتاب همین حالا می‌تونید بسته کتاب سه جلدی از تالیف
. 🎁 | بسته ویژه کتاب‌های دکتر هادی معصومی زارع در آستانه‌ی نمایشگاه مجازی کتاب همین حالا می‌تونید بسته کتاب سه جلدی از تالیفات دکتر هادی معصومی زارع رو با تخفیف ویژه (و با امکان خرید قسطی) از سایت آذردُخت تهیه کنید. این بسته شامل کتاب‌های زیر می‌باشد: 1- جان‌ور قندهار (سفرنامه به امارت دوم طالبان در سال 1401) 2- بوی انار و انتحاری (روزنوشت‌های نبرد با داعش در حویجه عراق در سال 1396) 3- از فرانکفورت تا رقه (مجموعه گفتگوهای نویسنده با اعضای داعش و القاعده در عراق) 🔻 جهت سفارش کتاب‌ها: ▪️ #خرید_قسطی ( در ۴ قسط) از سایت انتشارات (لینک) ▪️پیام به ادمین در پیام‌رسان ایتا :‌ @Azarbook 🆔 @azardokhtpub 🆔 @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهشتم: مذاکرات و اهمیت تعادل میان‌ خواسته‌‌ها و توانسته‌ها 🕤 ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅ پیش‌تر هم نوشتم‌ که در خصوص ماهیت مذاکرات نظری ندارم و چیزی نخواهم نوشت. به گمانم دلایلش برای مخاطب منبثات روشن باشد. اجمالا آن‌چه در فهم‌ نویسنده بود و گفتنش به صلاح در نوشته بیست‌ویکم انتشار یافت. ❇️ چیزی که با توجه به تحولات این روزها می‌خواهم اضافه کنم آن است که قاعده اساسی در هر مذاکره‌ای آن است که هر طرف یا باید توان و ظرفیت نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی‌اش را به اندازه خواسته‌هایش بالا ببرد یا خواسته‌ها و مطالباتش را به اندازه توان و ظرفیت در دست‌رس‌اش پایین بیاورد. تعادل میان‌ برایند خواسته‌ها و توانسته‌ها پیش‌شرط (و ضرورتا نه شرط کافی) در موفقیت یک مذاکره و به سرانجام رسیدن هر توافقی است. مگر که هدف، وقت‌کشی و زمان‌خَری باشد. ❎ بیش‌برآوردی یا کم‌برآوردی از توان خود و دشمن و بیش‌خواهی یا کم‌خواهی در حوزه خواسته‌ها و مطالبات خودی، مذاکرات را یا از پیش، بی‌نتیجه و عقیم می‌سازد یا در پس، خسارت‌بار خواهد کرد. #هادی_معصومی_زارع #جنگ_رمضان #مذاکرات #منبثات @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در ‎لبنان 🕗 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش سوم ❇️ متاثر از چنین وضعیتی است که علی‌رغم محبت کم‌نظیر جمهور مقاومت نسبت به شخصیت سیدحسن نصرالله و اعتماد ‏کامل به تدابیر وی، اما توقع شیعیان در لبنان از اولین سخن‌رانی وی پس از طوفان‌الاقصی بیش‌تر از آن ‏چیزی بود که ارائه شد؛ چه آن‌که عموما بدنه مردمی آن روز بیش از هر چیز تصور اعلان جنگ تمام‌عیار از سوی حزب‌الله را داشت‎.‎ بماند که در چنددهه گذشته این خصلت از حالتی فرهنگ و روانی به چارچوبی تشکیلاتی مبدل شده و یک نظام اجتماعی و اقتصادی ‏درهم‌تنیده خاص خود را پدید آورده که عدول از آن و جای‌گزینی آن با الگویی دیگر (حتی اگر ممکن باشد) مستلزم صرف چنددهه ‏زمان است‎.‎ ✳️ با توجه به چنین واقعیت‌هایی است که حتی اگر حزب‌الله نیز سلاح خود را بر زمین بگذارد دیری نخواهد پایید که از دل طائفه شیعه و ‏مردم جنوب، جریان یا جنبش جدیدی ظهور خواهد کرد و امر مقاومت را تصدی خواهد کرد. با این‌ کار تنها نتیجه‌ای که حاصل خواهد شد، ‏بسته‌شدن پرونده تشکیلاتی حزب‌الله و از دست رفتن پایگاه مردمی آن خواهد بود‎.‎ ❎ اصحاب این دیدگاه معتقدند که آن‌ها که صادقانه نگران سرنوشت طائفه شیعه هستند باید بدانند که در ذیل محوربندی‌های موجود ‏داخلی و منطقه‌ای، حزب‌الله به طور‌ خاص و طائفه شیعه به شکل عام میان تسلیم سلاح و بازگشت به زندگی عادی مخیر نخواهد ‏بود. چه آن‌که تسلیم سلاح مستقیما به معنی آغاز سرکوب سیستماتیک و خشن طائفه شیعه از سوی دیگر بازیگران داخلی و منطقه‌ای ‏خواهد بود. در چنین شرایط خطرناکی، سلاح حزب‌الله به نوعی تضمینی برای حفاظت از موجودیت طائفه در برابر تهدیدات ‏غیراسرائیلی نیز خواهد بود‎.‌‏ در نتیجه آن سوی تسلیم سلاح و ترک پروژه مقاومت، آرامش و عادی‌شدن وضعیت جامعه شیعی نیست. ‏تغییر جبهه است. انتخاب طرف مواجهه است. باز کردن دست طرف‌های معین داخلی و منطقه‌ای برای سرکوب و کشتار شیعیان (از ‏جنس کشتارهای ایوبیان، ممالیک و عثمانی) و تغییر دموگرافیک قسری لبنان (از جنس تلاش‌های بحرین و افغانستان و اینک رفته‌رفته ‏کویت و امارات) خواهد بود. در نتیجه حتی با منطق رئالیستی نیز نابودی شیعیان توسط رژیم (در فرض امکان) لااقل از حیث هویتی ‏و ارزشی هزاران بار بر نابودی در یک جنگ طائفه‌ای داخلی و منطقه‌ای ارجحیت دارد. هم عزت‌مندانه‌تر است و هم عامل بیداری ‏تاریخ خواهد شد‎.‌‏ این فداکاری پیروزی هویتی را به دنبال خواهد داشت که اثرات مثبتش در بلندمدت به سود تشیع است. شیعه می‌رود ‏اما ارزش‌های حقیقی مذهب تشیع تثبیت می‌شود و از آن به عنوان نماد ایستادگی بر مبانی و صداقت در گفتار و رفتار یاد خواهد شد‎.‌‏ تمام این‌ها مبتنی بر آن است که شکست کامل مقاومت مفروض پنداشته شود. این در حالی است که پنجره‌ فرصت برای پیروزی هنوز ‏به طور کامل بسته نشده است. بهبود قابل‌توجه عمل‌کرد حزب‌الله در عرصه میدانی، ناکامی ترامپ در تحمیل خواسته‌های خود بر ایران ‏و سيطره شبه‌مطلق ایران بر تنگه هرمز، نگرانی ترک‌ها و سوری‌ها و حتی مصری‌ها و سعودی‌ها از توسعه‌طلبی رژیم در فردای ‏بدون حزب‌الله و ایران، اختلافات داخلی کشورهای عربی (مانند اختلافات امارات و سعودی) و هم‌راهی نسبی برخی طرف‌های مسیحی ‏و دروزی با مقاومت یا لااقل ترس ایشان از فردای بدون حزب‌الله و امکان هیمنه مجدد سوریه بر مقدرات لبنان از جمله عواملی است ‏که بارقه‌های امید برای امکان جمع میان بقای طائفه و هویت مقاومت در لبنان را کماکان زنده نگه داشته است.‏ ❎ این گروه مدعی است که از واقعیت‌های میدانی منسلخ نیست و می‌فهمد که وضعیت کنونی به‌شکل بی‌سابقه‌ای خطرناک است. نسبت به ‏قدرنشناسی طرف‌ مقابل نیز واقف است اما در عین معتقد است که راه‌حل در زمین‌گذاشتن سلاح و واگذاشتن مقاومت نیست که در ‏تلاش بی‌امان برای ساختن پیروزی به هر قیمتی است.‏ ❎ هرچه هست این روزها در محافل نخبگانی جامعه شیعه لبنان، در خصوص وضعیت آینده طائفه و جمع میان دوگانه «مصلحت طائفه» ‌‏«ضرورت مقاومت» بحث‌های داغی در جریان است‎.‌‏ مشاهدات و گفت‌وگوهای نویسنده با اصحاب هر دو طیف اما حکایت از آن دارد ‏که اکثریت مطلق نخبگان شیعی (حتی از جنبش امل) نیز به نظریه دوم گرایش و ایمان دارند. این روزها و تا این مرحله در میان نخبگان شیعی لبنان تقریبا شبه‌اجماعی وجود دارد که در شرایط ‏کنونی نه امکانی برای تفکیک طائفه-مقاومت از یک‌دیگر وجود دارد و نه مصلحت چنین اقتضا می‌کند‎.‎ با این حال تحولات میدانی و دستاوردسازی یا بی‌دستاوردی مقاومت می‌تواند در آینده بر کم و کیف وزن هر یک از دو دیدگاه اثر جدی ‏بگذارد. چه آن‌که عموما و در بستر تاریخ از زمان کنفوسیوس تاکنون بیش از هر چیز، این عامل قدرت بوده که در عرصه اجتماعی ‏وزن هر ایدئولوژی یا باوری را تعیین کرده است. پایان @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در ‎لبنان 🕘 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش دوم ✳️ این‌گونه بود که رفته‌رفته اقلیت تنها ماند و خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه مسئولیت اکثریت را بر عهده گرفت. در این فضا ‏شیعیان باری را به دوش کشیدند که از اساس خارج از تحمل شانه‌های نحیف ایشان بود. و این درست در شرایطی بود که بخش مهم و ‏موثری از طیف اکثریت (به ویژه در لایه‌های نخبگانی و حاکمیتی) در تمام این چنددهه نیز خود به بخشی از ماشین تضعیف و تنور ‏خصومت با مقاومت تبدیل شدند‎.‌‏ از دید ایشان داستان شیعیان در این چنددهه داستان غول سنگی انیمیشن «داستانی درباره حرکت و ‏اینرسی»‏ ‏ به کارگردانی کامرون گیتس است که تلاشش برای حفاظت از امّت در برابر تهدید وجودی اسرائیل به جای استقبال و تشکر ‏با خنجرهایی از پشت پاسخ داده می‌شود. در شرایطی که در تمام دنیا اقلیت با طرف خارجی علیه اکثریت داخلی می‌بندد، این جا در ‏لبنان اکثریت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) با طرف‌های خارجی علیه اقلیت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) زدوبند کرده است.‏ از نگاه این دسته در شرایط کنونی واگذاشتن ماموریت مقاومت به همان اکثریت و تلاش برای حفظ موجودیت طائفه عاقلانه‌ترین ‏سیاستی است که باید دنبال شود. چه آن‌که شیعه نه می‌تواند و نه به مصلحت است که به تنهایی و به نیابت از سایر امّت بجنگد. البته این ‏به معنی تطبیع نیست. به معنی پذیرش واقعیت‌های تلخی است که بی‌توجهی به آن می‌تواند فراتر از سازمان مقاومت، جمهور شیعه را ‏نیز به مسلخ نابودی ببرد. توجه دادن به مالایطاق بودن تکلیف است‎.‌‏ ‏ از دید ایشان در چنین شرایطی حزب‌الله باید انعطاف نشان داده و از فاز نظامی به فاز سیاسی و فرهنگی مقاومت گذار کرده و صرفا ‏زمانی که کشورها و قوای عربی سنّی خود پیش‌قراول مقاومت و مبارزه با رژیم شدند، به کمک ایشان برود. طائفه شیعه به مثابه یک ‏اقلیت نمی‌تواند و نباید پرچم‌دار جنبش مقاومت باشد. اکثریت چنین چیزی را برنمی‌تابد و بالطبع به جای تشکر از مقاومت، این ‏پرچم‌داری را خطری هویتی برای خود تلقی می‌کند و با آن همان رفتاری را می‌کند که مردم شهر با غول سنگیِ داستانی درباره حرکت ‏و اینرسی. کما این‌که تاکنون همین‌طور رفتار کرده است. چه آن‌که برای ایشان رقابت‌های مذهبی-ژئوپلیتیکی درون‌دینی بر مبارزه با ‏رژیم اولویت دارد.‏ ایشان معتقدند که اصرار حزب‌الله بر مقاومت پس از جنگ ۶۶ روزه‎ ‌‏ دیگر نه با منطق قدرت و بر اساس معادلات رئال‌پالیتیک که ‏صرفا با الهیات شرافت و ایدئولوژی قابل خوانش است‎.‌‏ این در حالی است که در شرایط کنونی مساله اصلی شیعیان باید خروج از ‏وضعیت محاصره و فشار چندبعدی کنونی باشد‎.‌‏ هزینه‌های مقاومت یا باید بر روی دوش همه سرشکن شود یا بگذار سیل همه را با هم ‏ببرد.‏ 2️⃣ دیدگاه دوم اما ضمن رد تضاد ذاتی میان بقای طائفه و هویت مقاومت (حتی در شرایط کنونی) معتقد است که فارغ از روی‌کرد ‏هویتی و ایدئولوژیک و با همان نگاه رئالیستیِ دسته نخست نیز، عزت و قدرت طائفه شیعه لبنان در چنددهه گذشته بیش از هر چیز ‏محصول صداقت آن در قبال مساله فلسطین و مبارزه فداکارانه‌اش با رژیم اسرائیل بوده است. و گرنه تا پیش از دهه هفتاد میلادی و ‏ورود شیعیان به مقاومت تشکیلاتی مستقل (ابتدا در قالب جنبش امل و سپس حزب‌الله) طائفه شیعه لبنان در معادلات سیاسی داخلی و ‏منطقه‌ای اساسا محلی از اعراب نداشت‎.‌‏ در نتیجه حتی با نگاه سوداگرانه و تاجرانه نیز دست کشیدن از مقاومت بیش از هر چیز به ‏بی‌منزلتی و زوال قدرت طائفه شیعه منتهی خواهد شد‎.‎ ❇️ این گروه پا را فراتر از این می‌گذارد و می‌گوید اساسا در ادوار مختلف حیات تشیع، هویت این طائفه با مفاهیمی هم‌چون عدالت، ‏ظلم‌ستیزی، شهادت‌طلبی، انقلاب و مقاومت گره خورده است و اگر مفهوم نخست دالّ مرکزی گفتمان تشیع به حساب آید، مفاهیم دیگر ‏ستون فقرات سبک زندگی و مدل زیست تاریخی آن را شکل داده‌اند. در نتیجه تصور «تشیع غیرمقاوم» در رده مفاهیمی همچون ‏روغن غیرچرب یا آب خشک است. به نوعی انتزاع و پوست‌کندن ذاتی‌ یک موجود زنده از آن است.‏ ✳️ اضافه بر این و فارغ از بُعد مذهبی، مقاومت نه یک پروژه سیاسی وارداتی که به گواه تاریخ، خصلت ذاتی مردم جبل‌عامل بوده است. ‏در نتیجه تصدی پروژه مقاومت از سوی ایشان نه صرفا به دلیل شیعه‌بودن یا حمایت بیرونی که پیش و بیش از آن به دلیل خصلت ‏مقاوم بودن مردم ساکن در این خطّه بوده است.‌‎ ‌‏ درست به دلیل همین خلصت تاریخی و وراثتی است که جوانان شیعه حتی پیش از ‏شکل‌گیری امل و حزب‌الله نیز ستون‌فقرات گروه‌های مقاومت چپ یا وطنی (ملی) را تشکیل می‌دادند. یا حتی چنددهه پیش از آن ‏پیش‌قراول مبارزه با استعمار فرانسه بودند‎.‌‏ در نتیجه به صورت تاریخی، التزام به گزینه مقاومت در میان شیعیان جبل‌عامل ریشه‌دار و ‏متجذّر است‌. @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در ‎لبنان 🕗 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش دوم ✳️ این‌گونه بود که رفته‌رفته اقلیت تنها ماند و خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه مسئولیت اکثریت را بر عهده گرفت. در این فضا ‏شیعیان باری را به دوش کشیدند که از اساس خارج از تحمل شانه‌های نحیف ایشان بود. و این درست در شرایطی بود که بخش مهم و ‏موثری از طیف اکثریت (به ویژه در لایه‌های نخبگانی و حاکمیتی) در تمام این چنددهه نیز خود به بخشی از ماشین تضعیف و تنور ‏خصومت با مقاومت تبدیل شدند‎.‌‏ از دید ایشان داستان شیعیان در این چنددهه داستان غول سنگی انیمیشن «داستانی درباره حرکت و ‏اینرسی»‏ ‏ به کارگردانی کامرون گیتس است که تلاشش برای حفاظت از امّت در برابر تهدید وجودی اسرائیل به جای استقبال و تشکر ‏با خنجرهایی از پشت پاسخ داده می‌شود. در شرایطی که در تمام دنیا اقلیت با طرف خارجی علیه اکثریت داخلی می‌بندد، این جا در ‏لبنان اکثریت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) با طرف‌های خارجی علیه اقلیت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) زدوبند کرده است.‏ از نگاه این دسته در شرایط کنونی واگذاشتن ماموریت مقاومت به همان اکثریت و تلاش برای حفظ موجودیت طائفه عاقلانه‌ترین ‏سیاستی است که باید دنبال شود. چه آن‌که شیعه نه می‌تواند و نه به مصلحت است که به تنهایی و به نیابت از سایر امّت بجنگد. البته این ‏به معنی تطبیع نیست. به معنی پذیرش واقعیت‌های تلخی است که بی‌توجهی به آن می‌تواند فراتر از سازمان مقاومت، جمهور شیعه را ‏نیز به مسلخ نابودی ببرد. توجه دادن به مالایطاق بودن تکلیف است‎.‌‏ ‏ از دید ایشان در چنین شرایطی حزب‌الله باید انعطاف نشان داده و از فاز نظامی به فاز سیاسی و فرهنگی مقاومت گذار کرده و صرفا ‏زمانی که کشورها و قوای عربی سنّی خود پیش‌قراول مقاومت و مبارزه با رژیم شدند، به کمک ایشان برود. طائفه شیعه به مثابه یک ‏اقلیت نمی‌تواند و نباید پرچم‌دار جنبش مقاومت باشد. اکثریت چنین چیزی را برنمی‌تابد و بالطبع به جای تشکر از مقاومت، این ‏پرچم‌داری را خطری هویتی برای خود تلقی می‌کند و با آن همان رفتاری را می‌کند که مردم شهر با غول سنگیِ داستانی درباره حرکت ‏و اینرسی. کما این‌که تاکنون همین‌طور رفتار کرده است. چه آن‌که برای ایشان رقابت‌های مذهبی-ژئوپلیتیکی درون‌دینی بر مبارزه با ‏رژیم اولویت دارد.‏ ایشان معتقدند که اصرار حزب‌الله بر مقاومت پس از جنگ ۶۶ روزه‎ ‌‏ دیگر نه با منطق قدرت و بر اساس معادلات رئال‌پالیتیک که ‏صرفا با الهیات شرافت و ایدئولوژی قابل خوانش است‎.‌‏ این در حالی است که در شرایط کنونی مساله اصلی شیعیان باید خروج از ‏وضعیت محاصره و فشار چندبعدی کنونی باشد‎.‌‏ هزینه‌های مقاومت یا باید بر روی دوش همه سرشکن شود یا بگذار سیل همه را با هم ‏ببرد.‏ 2️⃣ دیدگاه دوم اما ضمن رد تضاد ذاتی میان بقای طائفه و هویت مقاومت (حتی در شرایط کنونی) معتقد است که فارغ از روی‌کرد ‏هویتی و ایدئولوژیک و با همان نگاه رئالیستیِ دسته نخست نیز، عزت و قدرت طائفه شیعه لبنان در چنددهه گذشته بیش از هر چیز ‏محصول صداقت آن در قبال مساله فلسطین و مبارزه فداکارانه‌اش با رژیم اسرائیل بوده است. و گرنه تا پیش از دهه هفتاد میلادی و ‏ورود شیعیان به مقاومت تشکیلاتی مستقل (ابتدا در قالب جنبش امل و سپس حزب‌الله) طائفه شیعه لبنان در معادلات سیاسی داخلی و ‏منطقه‌ای اساسا محلی از اعراب نداشت‎.‌‏ در نتیجه حتی با نگاه سوداگرانه و تاجرانه نیز دست کشیدن از مقاومت بیش از هر چیز به ‏بی‌منزلتی و زوال قدرت طائفه شیعه منتهی خواهد شد‎.‎ ❇️ این گروه پا را فراتر از این می‌گذارد و می‌گوید اساسا در ادوار مختلف حیات تشیع، هویت این طائفه با مفاهیمی هم‌چون عدالت، ‏ظلم‌ستیزی، شهادت‌طلبی، انقلاب و مقاومت گره خورده است و اگر مفهوم نخست دالّ مرکزی گفتمان تشیع به حساب آید، مفاهیم دیگر ‏ستون فقرات سبک زندگی و مدل زیست تاریخی آن را شکل داده‌اند. در نتیجه تصور «تشیع غیرمقاوم» در رده مفاهیمی همچون ‏روغن غیرچرب یا آب خشک است. به نوعی انتزاع و پوست‌کندن ذاتی‌ یک موجود زنده از آن است.‏ ✳️ اضافه بر این و فارغ از بُعد مذهبی، مقاومت نه یک پروژه سیاسی وارداتی که به گواه تاریخ، خصلت ذاتی مردم جبل‌عامل بوده است. ‏در نتیجه تصدی پروژه مقاومت از سوی ایشان نه صرفا به دلیل شیعه‌بودن یا حمایت بیرونی که پیش و بیش از آن به دلیل خصلت ‏مقاوم بودن مردم ساکن در این خطّه بوده است.‌‎ ‌‏ درست به دلیل همین خلصت تاریخی و وراثتی است که جوانان شیعه حتی پیش از ‏شکل‌گیری امل و حزب‌الله نیز ستون‌فقرات گروه‌های مقاومت چپ یا وطنی (ملی) را تشکیل می‌دادند. یا حتی چنددهه پیش از آن ‏پیش‌قراول مبارزه با استعمار فرانسه بودند‎.‌‏ در نتیجه به صورت تاریخی، التزام به گزینه مقاومت در میان شیعیان جبل‌عامل ریشه‌دار و ‏متجذّر است‌. @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در ‎لبنان 🕘 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵‏ 🌍 بیروت بخش اول ✅ بازگشت مجدد حزب‌الله به میدان نبرد و آغاز حملات مجدد به اراضی اشغالی پس از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ‏ایران بسیاری از تحلیل‌گران و ناظران سیاسی (و می‌توان ادعا کرد که حتی خود رژیم) را غافل‌گیر کرد. به ویژه پس از آن‌که رژیم در ‏دوره پانزده ماهه پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۴ با سکوت کامل حزب‌الله در برابر صدها تجاوز و ترور بیش‌تر از ۴۰۰ عضو این گروه ‏مواجه شده و خیالش دیگر از بابت پیش‌دستی مقاومت اسلامی لبنان راحت شده بود. با این حال و فراتر از اسباب و عواملی که منجر به ‏بازسازی حزب الله و بازگشت اعتماد به نفس به این گروه در دوره اخیر شده است (که در نوشته بیست‌وپنجم به آن اشاره شد) در برخی ‏از محافل نخبگانی شیعی لبنان پس از طوفان الاقصی و به طور مشخص پس از خسارت‌های سنگین ناشی از جنگ ۶۶ روزه و جنگ ‏کنونی بحثی داغ درگرفته است که با مختصات کنونی لبنان و منطقه، مقاومت را تا کجا می‌توان ادامه داد و یا اصلا در فرض توان تا ‏کجا مصلحت است ادامه داد؟ در نتیجه این جا سوال هم از مقوله توان است و هم از عنصر مصلحت.‏ ❇️ برای فهم به‌تر زمینه‌ها و عوامل خلق این پرسش می‌بایست ابتدا به شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی جامعه شیعی لبنان توجه کرد‎:‎ ‏۱‌‎. ‌‏در حوزه نظامی طائفه شیعه و مقاومت برای چنددهه و به تنهایی از جنوب با رژیم اسرائیل در حال مواجهه است‎ ‌‏ و حالا پس از ‏سقوط نظام اسد هر آن نگران هجوم غافل‌گیرانه دولت جدید سوریه از مرزهای شرقی به دره بقاع نیز هست.‏ ‏۲. در حوزه سیاسی و در عقبه جبهه، درگیر جنگ سیاسی تمام عیاری است که از سوی ائتلافی از نیروهای سنّی-مارونی با هدف ‏عادی‌سازی روابط با رژیم و خلع‌سلاح مقاومت آغاز شده است‎.‎ ‏۳‌‎. ‌ در حوزه اقتصادی نیز تخریب‌های گسترده و هدف‌مند از سوی رژیم و آواره‌شدن صدهاهزار آواره فشار بی‌سابقه‌ای را بر منابع ‏مالی مقاومت و جامعه شیعی لبنان وارد می‌کند‎.‌‏ آن‌هم در شرایطی که دولت لبنان تقریبا هیچ مسئولیتی را در قبال این وضعیت قبول ‏نکرده است.‏ ✳️ این فشارهای بی‌سابقه به موازات شبه‌اجماع داخلی، منطقه‌ای و بین المللی علیه مقاومت و تلاش برای سازش با اسرائیل منجر به آن ‏شده است تا حزب‌الله به طور خاص و جامعه شیعی لبنان به طور عام برای نخستین‌بار، هم‌زمان وارد جنگی تمام‌عیار در چندجبهه شود. ‏در تعامل با متغیرها و دینامیک‌های نگران‌کننده جدید هم اینک در محافل نخبگانی بیت شیعی لبنان دو نگاه و روی‌کرد مشاهده می‌شود: 1️⃣ دیدگاه اول با روی‌کردی رئالیستی و ژئوپلیتیکی و برآمده از واقعیت‌های موجود، بقای طائفه را مقدم بر هر چیز می‌داند. از نگاه ‏این دسته اساسا تصدی مقاومت از سوی بیت شیعی از دهه هفتاد بدین سو بیش از هر چیز مرتبط با امر واقعی به نام مجاورت ‏جغرافیایی و افول یا زوال آلترناتیوهای مقاومت فلسطینی و چپ بوده است. الگوی فلسطینی مقاومت به دلایل متعددی از جمله ‏بدرفتاری با ساکنان بومی جنوب و نیز مبدل شدن به ابزار رقابت میان محورهای عربی عملا توان مبارزه موثر با رژیم را به تدریج ‏از دست داد. کشورهای حامی اهل‌سنت نیز به جای تلاش برای مبارزه با رژیم اسرائیل، درگیر جنگ نفوذ در لبنان بودند. ستاره ‏گروه‌های چپ نیز با آغاز افول شوروی و درگیر شدنش در جنگ افغانستان و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رفته رفته رو به افول ‏رفت. شکل‌گیری یک مقاومت سازمان‌یافته شیعی مرهون چنین شرایطی بود.‏ با این حال از همان نقطه آغاز تصور بنیان‌گذاران شیعی مقاومت (چه سیدموسی صدر و چه موسسان حزب‌الله) آن بود که الگوی جدید ‏مقاومت جنوبی‌ها رفته رفته با هم‌راهی و هم‌دلی سایر طوائف لبنان و کشورهای عربی مواجه شده و پروژه مقاومت توسعه خواهد ‏یافت‎.‌‏ با این حال تجارب بعدی نشان داد که این تصور بسیار خوش‌بینانه بوده است. درست برای عکس این تصور چنددهه گذشته جریان‌های خوش‌خیم ‏طوایف دیگر در داخل و خارج لبنان پروژه سیاسی را بر مقاومت ترجیح دادند و مقاومت مسلحانه را به شرایطی حواله دادند که اساسا ‏ساختنی بود و نه یافتنی. بخش بدخیم این طوائف نیز فراتر از این رفته و اساسا اولویت‌شان را مبارزه با ایران و محور تازه‌برخاسته ‏مقاومت تعریف کردند‎.‌‏ @Monbathat

💢جنگ رمضان: نوشته بیست‌وششم: اعدام‌ها، منطق موقعیت و عفو از موضع قدرت 🕗 ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅ این روزها در کنار مسائلی مانند آینده جنگ و مذاکرات و تورم افسارگسیخته، بخشی از افکار عمومی #ایران کمابیش درگیر مساله إعدام‌های اخیر نیز شده است. ❇️ بر اساس آن‌چه تاکنون در رسانه‌ها انتشار یافته، محکومین به اعدام در سه دسته‌ طبقه‌بندی می‌شوند: ۱. افرادی که به صورت سازمان‌یافته درگیر جاسوسی، تخریب و ناامن‌سازی محیط عمومی بوده‌اند. صدور هر حکمی برای این عده مادام که مطابق قانون و البته با تبیین ادله اثبات جرم در افکار عمومی باشد، کم‌تر چالش‌ ایجاد خواهد کرد. ۲. آن‌ها که در اتفاقات دی‌ماه دست‌شان به خون آلوده شده است. داستان این‌ها طبیعتا با اولیای دم است. در این موارد کار باید به ولی دم واگذاشته شود و اگر دست‌گاه قضایی تسهیل‌گر عفو نیست می‌بایست لااقل مشوق قصاص نباشد. که در سنّت دینی، گذشت بر قصاص اولویت دارد. ۳. جوانانی که از سر احساسات و عواطف و هیجانات یا خشم و نفرت (و نه سازمان‌یافته) به خیابان آمده و جرم‌شان نهایتا در حد تخریب اموال عمومی است. نوشته از این‌جا به بعد صرفا در خصوص این‌ دسته صحبت می‌کند. ✳️ در خصوص این دسته عاقلانه و اقرب به صواب آن است که یا حکم غیرقابل بازگشتِ اعدام صادر نشود یا اگر صادر شده به احکام دیگری تخفیف یابد یا لااقل فعلا در اجرای آن عجله‌ نشود. کمی تعلل شود تا بلکه فرجی شود؛ حتی اگر صدور این احکام، حدّی نیز باشد باز حاکم شرع این اختیار را دارد که برای رعایت مصلحت جامعه، آن را لغو کند. که جانِ رفته از بدن چونان آب رفته به جوی، بازنمی‌گردد. جبران‌ناپذیر است. کما آن‌که آن ۳۰۰۰ هزار جان، دیگر به تن بازنخواهند گشت. شرط اول حکم‌رانی بهره‌گیری هوش‌مندانه و حداقلی از قدرت در داخل است. باید فرق باشد میان حکم‌رانی مدبرانه و بلندنظر و سیاست‌ورزی واکنشی و عاطفی. ✳️ در چنین مواردی که پای جان در میان است، باید حتی‌الامکان شرایط مخفّفه جرم را درنظر گرفت. تفسیر مضیق از قانون برای چنین مواردی لحاظ شده است دیگر. وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور در سال‌های اخیر و قصور یا تقصیر جبهه خودی در پدافند ادراکی و اقناعی در برابر تحریکات رسانه‌های جبهه مقابل، نقشی اساسی در شکل‌گیری فرایند روحی و روانی مشوق حضور اکثریت این جوانان در خیابان داشته است. بد نیست یک‌بار انگیزه و عمل‌کرد این‌ دسته از جوانان (و نه اقلیت سازمان‌یافته مسلح) را با منطق موقعیت (Situational Logic) بازخوانی کرد. این‌گونه شاید بسیاری از این جوانان را قربانی سیاست‌ها یا سوءحکم‌رانی خود یافتیم. شاید خشم و ناراحتی آن‌ها را به‌تر درک کردیم. و اگر این‌گونه دیدیم شاید پذیرفتیم که گاه نباید با قربانی از موضع انتقام که از موضع رأفت و بازپروری رفتار کرد. ❇️ واقعیت آن است که افراد در شرایط سیاسی و اجتماعی مختلف و در حالت‌های روحی و روانی متفاوت، رفتارهای متضادی از خود نشان می‌دهند. قاضی این را باید در صدور هر حکمی درنظر داشته باشد. نشان به آن نشان که کم ندیدیم جوان‌هایی که در شب و روزهای جنگ چهل‌روزه در کف خیابان پای کار کشور بودند اما در آن دو روز سیاه و لعنتی هم کف خیابان حاضر بودند و شعار دادند و حتی این‌جا و آن‌جا را به آتش کشیدند. ❇️ گذشت از موضع قدرت چیزی است و از موضع ضعف چیزی دیگر. آن‌چیزی که نتیجه عکس دارد این دومی است نه اولی. بماند که بدون توجه به ریشه خلق و استمرار چنین خشم و نفرتی، هیچ اعدامی بازدارنده که نخواهد بود برعکس تحریک‌کننده‌تر نیز خواهد بود. به گمانم به‌تر است نظام تصمیم بگیرد تا به شکرانه انسجام اجتماعی پدیدآمده پس از جنگ اخیر و تا پیش از آن‌که ترامپ و رسانه‌های ترامپ‌لیس این پرونده‌ را دست‌مایه فشار مذاکراتی کرده و آزادی آن‌ها را به نام خود سند بزنند، برای افرادی که جرم‌شان فراتر از تخریب مادی نبوده و نیز برای زندانیان سیاسی که در این سال‌ها کارشان چیزی فراتر از انتقاد صرف نبوده عفو عمومی صادر شود. ✳️ با این وضعیت اقتصادی و حکم‌رانی معلق و نصف‌ونیمه، دور نخواهد بود که موج جدیدی از شورش‌های خیابانی معیشت‌پایه در کشور با قربانیانی چندبرابر موج قبلی روی دست‌مان باشد. چنان اعدام‌هایی جدای از بُعد شرعی‌ و قانونی‌شان از حیث سیاسی و ادراکی نیز می‌تواند حکم بنزین روی آتش این اتفاقات را داشته باشد. ممانعت از درگرفتن شورش‌های جدید بخشی‌اش منوط به تدابیر اقتصادی حمایت‌گرانه دولت است و بخش دیگر مشروط به تدابیر سیاسی و اجتماعی. برای مثال با اعلان عفو عمومی از این عده و یا الغای سیاست‌های مخالف‌پروری مانند قطع یا طبقه‌بندی اینترنت بین‌الملل که بیش از ۶۰ روز است بی‌هیچ منطقی ادامه دارد. @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وپنجم: حزب‌اللهی که بود؛ حزب‌اللهی که هست 🕤 ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت ✅ با گذشت ده روز از حضور در لبنان و بر اساس ترکیبی از مشاهدات مستقیم و گفتگوهای متعدد به وضوح و فارغ از پروپاگاندای رسانه‌ای، می‌توان مدعی شد که امروزه مقاومت از جهت میدانی و سازمانی در شرایط بسیار مطلوب‌تری نسبت به جنگ ۶۶ روزه به‌سر می‌برد. به طور مشخص، عمل‌کرد میدانی #حزب‌الله در رویارویی اخیر نشان‌دهنده نوعی بازتنظیم درون‌سازمانی و عبور از برخی الگوهای پیشین (فراتر از سطح تجهیزات یا تاکتیک‌های جزئی) است: 1⃣ در حوزه کنترل و فرماندهی، تداوم عملیات در چند محور و فقدان وقفه‌ در عمل‌کرد میدان و نیز تداوم ارتباط میان ستاد و میدان، بیان‌گر آن است که سازوکارهای ارتباطی و تصمیم‌گیری نسبت به جنگ ۶۶ روزه بسیار کارآمدتر شده‌اند. درست به همین دلیل است که حتی در بدترین شرایط، زنجیره فرماندهی توانسته انسجام خود را حفظ کرده و مانع از فروپاشی سازمان رزم شود. وضعیت کنترل و فرماندهی چنان قابل قبول است که برخلاف جنگ قبلی، کماکان جای‌گزینی نیروهای میدانی در بازه‌های زمانی مشخص و بر اساس جدول‌های از پیش‌تعریف شده و به سهولت صورت می‌گیرد. در وضعیت جدید منطق جای‌گزینی نیروها، نه صرفاً پر کردن خلأ عددی، بلکه حفظ سطح تعریف‌شده‌ای از کارایی رزمی است. یکی از اصلی‌ترین دلایل این موفقیت، سیاست دبیرکل جدید در متمرکزسازی فرماندهی نظامی و میدان‌دادن به فرماندهان جوان و باانگیزه است. 2⃣ در سطح سازمان رزم، نشانه‌هایی از حرکت به‌سوی ساختارهای منعطف‌تر دیده می‌شود. به‌نظر می‌رسد تجربه جنگ ۶۶ روزه، فرماندهان مقاومت را به سمت کاهش نقش ستاد در اتخاذ تصمیمات و افزایش آزادی عمل واحدهای میدانی سوق داده است. این تغییر به‌ویژه در شرایطی که فشارهای عملیاتی بالا بوده، امکان تداوم #نبرد_موثر را بدون وابستگی مطلق به ستاد فرماندهی جنگ فراهم کرده است. 3⃣ ترجیح کیفیت بر کمّیت در هر دو بعد انسانی و تسلیحاتی از دیگر درس‌های حزب‌الله از جنگ قبلی است: ترجیح نیروی ویژه و سلاح کیفی و موثر بر سیاهی‌لشکر و آتش انبوه؛ تمرکز بر ِعداد به جای #تعداد. حزب‌الله در جنگ قبلی با عقلیه و الگوی جنگ سوریه وارد نبرد شد که نتایج تلخی را در پی داشت. این تغییر رویه اما نقشی اساسی در کاهش شهدای خودی و افزایش تلفات در جبهه دشمن داشته است. این روزها با تعداد زیادی از رزمندگان مقاومت برخورده‌ام که با وجود پافشاری‌شان اما با گذشت دو ماه از آغاز جنگ هنوز با حضورشان در خطوط مقدم موافقت نشده است. اینک تنها بخش اندکی از یگان‌های تخصصی مقاومت در میدان نبرد حاضرند و اکثریت نیروها در وضعیت احتیاط و در عقبه هستند. 4⃣ تحول مهم دیگری که در سطح دکترین رزمی حزب‌الله اتفاق افتاده است‌: فاصله گرفتن از الگوی "دفاع از زمین به هر قیمت" و محوریت‌بخشی به "تحمیل هزینه به دشمن به هر روش". این رویکرد، که بر فرسایش تدریجی و افزایش تلفات دشمن متمرکز است، نشان‌دهنده نوعی بازتعریف از مفهوم موفقیت و پیروزی در میدان نبرد است. در این‌ معنا ممانعت از تثبیت، مهم‌تر از ممانعت از اشغال زمین خواهد بود. بر اساس این دکترین احتمالا حزب‌الله این‌گونه می‌اندیشد که حتی سقوط منطقه جنوب لیتانی نیز (که متصور هم هست) دیگر شکست تلقی نخواهد شد. چنین اتفاقی اگرچه تلخ است اما فارغ از آن‌که تقویت‌کننده مشروعیت اجتماعی و سیاسی مقاومت بوده و کاهش فشار داخلی از روی حزب را به دنبال خواهد داشت، با افزایش پتانسیل تلفات‌گیری (به ویژه با بهره‌گیری از الگوی ریز‌پرنده‌ها) در نهایت اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. ولو در بازه زمانی بلندمدت و چندساله؛ مانند وضعیت دهه هشتاد و نودمیلادی. 5⃣ در کنار تحولات فوق‌الذکر، روحیه جمهور مقاومت و نیروهای میدانی آن نیز به طرز ملموسی افزایش یافته است. به طور معین انباشت حس تحقیر ناشی از ناکارآمدی در جنگ اِسناد و جنگ ۶۶ روزه، سرخوردگی ناشی از شهادت صدها عضو حزب‌الله در دوره آتش‌بس بدون شلیک حتی یک گلوله از این سمت، خشم و غضب برآمده از ترور آیت‌الله خامنه‌ای و در نهایت نتایج مثبت بازسازی سازمان رزم در میدان (به ویژه با انتشار فیلم ریزپرنده‌ها) از مهم‌ترین دلایل بهبود انگیزه و افزایش روحیه و تاب‌آوری دوگانه #جمهور_سازمان مقاومت است. ❎ با این همه، چالش و تهدید اصلی حزب‌الله در این مقطع نه لزوماً در میدان، بلکه در تحولات محیط داخلی لبنان است. بحران پناهندگان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و هم‌چنین تلاش برخی بازی‌گران داخلی برای تشدید تنش‌های سیاسی و طائفه‌ای، عواملی هستند که می‌توانند بر عمل‌کرد مقاومت در میدان تأثیر منفی بگذارند. در نتیجه با وجود نشانه‌های آشکار از بهبود کارایی و سازگاری در میدان نبرد، اما تداوم این وضعیت بی‌تاثیر از نحوه مدیریت چالش‌های داخلی لبنان نخواهد بود. @Monbathat

💢 عملیات رمضان: نوشته بیست‌وچهارم: حزب‌الله، ریزپرنده‌ها و نسل جدید جنگ‌ها 🕗 ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ بیروت ❇️ تنها چندماه پس از آغاز هجوم روسیه به اوکراین، پارادایم جنگ‌ها به طرز آشکاری تغییر کرده و قدرت آتش انبوه جایش را به نبرد ربات‌ها (با دو ویژگی هوش‌مندی و اشباع) داد. برخلاف پیش‌بینی‌ها، اوکراینی‌ها با خلاقیتی مثال‌زدنی و تکمیل مسیری که داعش سال‌ها قبل آن را ابداع کرده بود، با ارزان‌ترین قیمت موفق شدند یکی از قدرت‌مندترین ارتش‌های جهان را از طریق انبوهی از ریزپرنده‌ها، زمین‌گیر کرده و در مدت زمانی کوتاه تلفاتی قابل‌توجه به روس‌‌ها وارد سازند. ✳️ از روزهای آغازین طوفان‌الاقصی دل‌سوزانی به حزب‌الله پیشنهاد کردند تا عطف به تجربه جنگ اوکراین، به‌روزرسانی سازمان‌ رزم خود بر محور اولویت‌دهی به ریزپرنده‌ها را در دستور کار فوری قرار دهد. پیشنهادی که به دلیل هیمنه نسل قديم فرماندهان و فربگی نامتوازن پارادایم موشک و پهپاد در ذهنیت ایشان متاسفانه مورد بی‌توجهی محض قرار گرفت و متعاقب آن جنگ اسناد و ۶۶ روزه با ذهنیت جنگ ۳۳روزه و تجربه سوریه اداره شد و در نهایت شد آن‌چه نباید می‌شد. ❇️ برخلاف تصور رایج، ریزپرنده‌ها بیش‌تر از آن‌که یک ابزار یا یک «تجهیز» باشند یک «منطق» و یک پارادایم هستند. ساخت آسان و کم‌هزینه، قدرت پراکندگی و استتار بالا، دشواری ره‌گیری، قدرت اشباع هوش‌مندانه آسمان و رعب‌افکنی بی‌نظیر در نبرد نزدیک، از جمله ویژگی‌هایی است که به ریزپرنده‌ها کمک کرد تا الگوی جنگ‌ نزدیک را متحول سازند. ✳️ با گذشت ۱۵ ماه از ناکامی حزب‌الله در دو جنگ اسناد و ۶۶ روزه و با فروپاشی هیمنه نگاه‌های بخشی (موشکی و پهپادی) حالا نشانه‌های سرمایه‌گذاری حزب‌الله بر ریزپرنده‌ها در سازمان رزم خود به وضوح دیده می‌شود. دیر اما قابل ستایش. با این حال چیزی که مقاومت باید درک کند آن است که ریزپرنده‌ها صرفا یک ابزار تاکتیکی الحاقی موقت نیستند که بتوان آن را به یک ساختار قدیمی و منسوخ سنجاق کرد. این‌ها ابزاری راه‌بردی و تغییردهنده بازی (Game Changer) هستند که باید به سرعت به روح سازمان رزم و منطق مسلط بر آن تبدیل شوند. ❇️ پیروزی رزق کسانی است که مستمرا خودشان را بازطراحی و به‌روز می‌کنند؛ نه آن‌ها که (ولو با ابزار جدید اما) با منطق و پارادایم قدیمی می‌خواهند جنگ را ادامه دهند یا از خود دفاع کنند. بزرگ‌ترین درسی که از شکست‌های جنگ ۶۶ روزه باید گرفت آن است که تأخیر در فهم پارادایم، خود یک شکست است؛ حتی پیش از آن که جنگ شروع شده باشد. درگرفتن جنگ، تنها آن شکست پیشینی را نمایان می‌سازد. ❇️ طبیعا رژیم هم بی‌کار نخواهند نشست. این قوم خداوندگاران درس گرفتن از اشتباهات و اصلاح خطاها و عقب‌ماندگی‌های تاکتیکی و تکنولوژیک هستند. در نتیجه پنجره برتری ضرورتا همیشه به روی مقاومت باز نیست. فرصت کوتاه‌تر از آن چیزی است که بتوان فکرش را کرد. پس تا می‌توان می‌بایست بر توسعه و تحقیق بر ریزپرنده‌ها و ضدریزپزنده‌ها سرمایه‌گذاری کرده و سازمان رزم را بر مبنای آن بازسازی کرد. در یک‌سال‌ونیم گذشته در گفت‌گوهایم با اصحاب فن بارها گفته‌ام که در حوزه تاکتیکی (جدای از مسلح نکردن زمین) ما سوریه را دست بالا به چندده ریزپرنده باختیم. پس درست با همین الگو می‌توان جنوب را نیز به قتل‌گاه اسرائیلی‌ها تبدیل کرد. گیرم که رژیم تمام قلم‌روی جنوب لیتانی را اشغال و مانند جولان الحاق هم بکند (که طرح محتوم اسرائیل همین است و نابودی زیرساخت‌ها را با همین هدف انجام می‌دهد) در دنیای ریزپرنده‌های ارزان‌قیمت، نگه‌داشت بی‌/کم‌هزینه زمین تا چه زمانی ممکن است؟ برای حزب‌الله امروزه اف.پی.وی حکم استشهادهای دهه‌های هشتاد و نود میلادی را دارد؛ با همان میزان رعب‌افکنی اما با دست‌رسی به مراتب آسان‌تر به حتی عقبه دشمن. ❇️ این روزها در لبنان با هرکس که می‌نشینم نمی‌تواند شوروشعف خود نسبت به کارآمدی ریزپرنده‌ها را مخفی کند. این ابزارهای ارزان‌قیمت اما موثر اگر درست و در حد انبوه استفاده شوند می‌توانند نتایج جنگ را تغییر دهند. کما این‌که تاکنون فضای رسانه و روح جمعی را به شدت تحت‌تاثیر قرار داده‌اند. این روزها گاه حسرت می‌خورم که کاش در فاصله زمانی اکتوبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۴ فرماندهان شهید حزب‌الله با مساله ریزپرنده‌ها کمی منعطف‌تر برخورد می‌کردند و مثلا به جای آماده‌سازی هزاران استشهادی برای فتح الجلیل به ۶۰۰ ریزپرنده انتحاری فکر می‌کردند. این‌طور شاید کار به این‌جا نمی‌کشید. ✳️ ما در ایران نیز نیاز به این تحول ادراکی و پارادایمی داریم؛ هم در ادراک و هم در سازمان رزم. تمرکز بر نسل قبلی سلاح‌ها و آموزش‌های مرتبط با آن، چیزی جز تلفات بیش‌تر، کارآمدی کم‌تر و هزینه مادی بیش‌تر را به‌دنبال نخواهد داشت. امروز از نان شب واجب‌تر، تجهیز سازمان رزم به منطق، الگو و ابزار ریزپرنده‌هاست. مُنبثّات @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وسوم: جنگِ تعلیق؛ زندگی در شرایط بی‌تصمیمی 🕚 ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ❇️ پس از چهل روز دفاع، ایران دوباره در یک وضعیت خاکستری قرار گرفته است؛ نه صلح و نه صلح. و خطر دقیقاً همین‌جاست: جایی که کشور هم هزینه جنگ را می‌دهد و هم هزینه صلح را، بی‌آن‌که از نتایج هیچ‌کدام بهره‌ای برده باشد. در چنین وضعیتی، «بی‌عملی» خودش یک تصمیم است؛ اما از جنس آن تصمیم‌هایی که بیش‌ترین هزینه‌ها را تولید می‌کند اما هیچ‌کس مسئولیت نتایج و پیامدهایش را گردن نمی‌گیرد. چنین وضعیتی نشان‌دهنده استمرار سیاست فرسایش کنترل‌شده از سوی طرف مقابل است. و فرسایش، دیر یا زود کشور را به نقطه‌ای می‌رساند که دیگر انتخاب‌ها روی میز نیستند، بلکه تحمیل‌ها تصمیم می‌گیرند. ✳️ محاصره دریایی تحمیلی نه یک رخداد دفعی و واکنشی از سوی ایالات متحده که امتداد همان منطق فرسایشی تحریم‌های پانزده سال گذشته است. تنها تفاوتش تغییر سطح فشار است، نه تغییر ماهیت بازی. در چنین چارچوبی، هر مسیر موازیِ تنفسی (حتی اگر در ظاهر از جنس گشایش‌های لجستیکی یا تجاری باشد، مانند تقویت کریدورهای شرقی از مسیر پاکستان و بندر گوادر) ضرورتا نه از سر حسن نیت که می‌بایست به مثابه معماری فشار و عامل تثبیت‌کننده محاصره دریایی درنظر گرفته شود. با چه هدف؟ تا ایران  به جای اعلان جنگ تلقی کردن این اقدام امریکا را همانند تحریم‌ها به مثابه امر واقع پذیرفته و دست‌بالا به دنبال راه‌های دور زدن آن بیفتد. وگرنه حکومت ISI پاکستان کجا جرات دارد این‌چنین آشکار و بدون اجازه امریکا راه دور زدن محاصره این کشور علیه ایران را تسهیل کند. ✳️ اگر به هر دلیلی مسیر تقابل قابل استمرار نیست، باید تصمیم روشنی گرفته و مردم و جامعه و به ویژه هسته سخت هوادار نظام را برای آن آماده کرد. در مقابل اگر تقابل (با صرف نظر از جزئیات اجرایی آن) با هزینه‌ای معقول قابل استمرار هست، باید هزینه‌اش را شفاف پذیرفته و از پرداخت آن نهراسید. مرگ یک‌بار و شیون یک‌بار. ❎ خطرناک‌تر از دو حالت قبل اما زیستن در شرایطی است که در آن «تصمیم گرفته نمی‌شود». بی‌تصميمی نقطه مقابل حکم‌رانی است و تاریخ، با کسانی که روی مرز بی‌تصمیمی می‌ایستند مهربان نبوده و نخواهد بود. استمرار وضعیت تعلیق و بی‌تصمیمی کشور را (بار دیگر و باز بار دیگر) به مسلخ جنگ داخلی و وضعیتی به مراتب خونین‌تر و مرگ‌بارتر از ۱۸ دی خواهد رساند. 🖌 مُنبثّات | پراکنده‌ها و شطحیات یک پژوهشگر @Monbathat

💢جنگ رمضان: نوشته بیست‌ودوم: مقاومت عراق و آزمون یک نظریه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ بغداد ✅ قریب به شش سال از انتشار گزارش راهبردی جمهوری اسلامی و جنبش‌های اسلام‌گرای شیعی: ماهیت ضدسیستمی- نقش‌آفرینی سیستمی (تجربه ۱۷ ساله عراق) در اندیشکده مرصاد گذشت. ایده مرکزی آن گزارش این بود که اساسا تلاش برای جمع میان هویت ضدسیستمی و نقش‌آفرینی سیستمی از سوی گروه‌های (موسوم به) مقاومت در جامعه‌ای با مختصات عراق تا جایی شدنی است و در نهایت از جایی به بعد تعارض کارکردی میان این دو، اثرات خود را بر کارکرد دولت و مقاومت نشان خواهد داد و سرانجام کار به جایی خواهد رسید که دیگر نه مقاومت، مقاومتی حقیقی آن وجود خواهد داشت نه دولت، دولتی در معنای رایج آن. حالا و با عمل‌کرد عینی گروه‌های موسوم به مقاومت در عراق در دو جنگ دوازده‌روزه و چهل‌روزه می‌توان بن‌مایه‌های سیاسی و جامعه‌شناختی این گزارش (به ویژه در بخش مرتبط با عمل‌کرد مقاومت) را به بوته نقد و بررسی گذاشت. ❇️ بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که برخلاف دوره اشغال عراق و علیرغم تجهیز به تسلیحات موثرتر و کیفی‌تر خلال یک دهه اخیر، اما این گروه‌های در دو جنگ یک ساله اخیر (و علیرغم شلیک قریب به هزار موشک و پهپاد در جنگ اخیر) در مجموع فاقد قدرت تاثیرگذاری بر روند تحولات بوده‌اند. ✳️ به طور معین ادعا آن است که این ناتوانی نه صرفا ناشی از ضعف تکنولوژیک یا اطلاعاتی که بیش‌تر از آن متاثر از تلاش (آگاهانه/عامدانه؟) این گروه‌ها برای حفظ هم‌زمان توازن با ایران (به‌عنوان حامی اصلی) و امریکا (به‌مثابه تاج‌بخش حقیقی) است. برای همین است که این گروه‌ها از سویی وارد #بازی_جنگ می‌شوند تا مقابل ج‌اا و جمهور حامی خود حفظ وجهه کنند و از طرفی دیگر به گونه‌ای #اداره_آتش می‌کنند که منجر به بروز تلفات به امریکایی‌ها و فوران خشم #تاج‌بخش نشود. (حساب عمل‌کرد آن اقلیتی که وارد فاز سیاسی نشده‌اند جداست.) از قضا درست همین دوزیستی و تلاش برای خوابیدن در وسط لحاف منجر به آن شده تا در عراق نه مقاومت در معنی حقیقی آن (مانند لبنان) شکل بگیرد و نه این دوستان مبدل به دولت‌مردانی حقیقی و شایسته شوند. این وضعیت منجر به آن شده تا ایشان متحمل تبعات و مضرات هر دو روی‌کرد شده اما از فواید حقیقی هیچ‌کدام بهره‌ چندانی نبرند. اگر هم تاکنون برده‌اند زین پس دوامی نخواهد داشت. (حمله عشایر ناصریه به شخصیتی چون هادی العامری درست از همین‌ زاویه قابل خوانش است.) ❇️ چه باید کرد؟ ج‌اا برای حفظ نفوذ خود در کشوری که آن را عمق استراتژیک خود می‌داند، نیازمند بازبینی اساسی و جوهری در رویه‌های سابق است. رویه‌هایی که ممکن است برای گذشته مفید بوده اما استمرار بخشی از آن‌ها زین‌پس حتی می‌تواند خسارت‌بار باشد.  1⃣ در گام نخست به نظر می‌رسد بیش از هر چیز نیازمند تحولی اساسی در مدیریت پرونده عراق و دست‌کم انتقال آن از دست‌گاه امنیتی به حوزه مدیریت مستقیم ره‌بری نظام باشیم. با توجه به وجود و نقش بنیادین حوزه نجف در معادلات سیاسی و اجتماعی عراق و کاسته‌شدن از حساسیت‌های امنیتی سابق در عراق، نیاز به تعامل #غیربخشی و #راه‌برانه در قبال پرونده عراق بیش از هر زمانی ضروری به نظر می‌رسد. 2⃣ در گام دوم باید از بازی #دوزیست_بودگی دست برداشت. باید پذیرفت که جمع میان آن هویت و این نقش‌آفرینی (حتی در میان‌مدت نیز) شدنی نیست. پس تغییر ریل ضروری است. اشکالی ندارد در عراق گروه‌هایی عهده‌دار #امر_مقاومت باشند. از قضا خوب هم هست. اما برون‌سپاری انحصاری آن به فصائلی معین و مشخص (سازمانی‌کردن انحصاری امر مقاومت) و به موازات آن ورود همان فصائل به #بازی_تاج_و_تخت یا بازی سیاست و بیزینس (حتی به بهانه حفظ مقاومت) به وضعیت کنونی مبدل می‌شود. از سال‌ها پیش به مسولان امر هشدار داده می‌شد که این رویه عملا به اخته‌شدن مقاومت در عراق منتهی خواهد شد. تجربه لااقل یک‌ساله اخیر به خوبی نشان داد که برای عمده ره‌بران گروه‌های موسوم به مقاومت در عراق، نگه‌داشت قدرت بر پاس‌داشت هویت ارجحیت داشته است. 3⃣ در سومین‌گام در عین حفظ روابط حسنه با تشکل‌های سیاسی، برای پیش‌برد امر مقاومت می‌بایست بیش از هر چیز بر ظرفیت‌ عشایر و #شبکه_داوطلبی و در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز بر شبکه‌‌ای از نخبگان جوان غیرحزبی سرمایه‌گذاری کرد. میدان دادن به این دو ظرفیت، در عین هزینه اندک آن، می‌تواند ثمرات حقیقی زیادی به همراه داشته باشد. در هر دو دوره عسر و یسر. 4⃣ در نهایت پیشنهاد اساسی آن است پس از سال‌ها تاخیر، تهران و نجف وارد گفتگوهایی صریح، عمیق و مستقیم شده و روابط تهران و قم با مرجعیت و حوزه نجف بار دیگر ترمیم شود. داستان عراق با لبنان و یمن از اساس متفاوت است. آن‌کس که حوزه نجف و نقش آن در معادلات سیاسی و اجتماعی عراق را نفهمد و نتواند با آن باب تعاملی حقیقی باز کند، شایسته سکان‌داری پرونده عراق نیست. @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌ویکم: مذاکرات؛ ناموسی‌سازی و ناموس‌زدایی 2⃣ بخش دوم 🕑 ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۵. صادقانه اگر بخواهیم صحبت کنیم بخش مهمی از اعتراضاتی که گاه در خیابان یا رسانه‌ها به اصل مذاکره یا نیت مذاکره‌کنندگان می‌شود ناشی از خطوط‌قرمزی است که نظام و ره‌بری نظام خود در ابتدای جنگ یا پیش از آن وضع کرده‌اند. مسائلی مانند انتقام و مجازات دشمن، بسته‌ماندن تنگه هرمز و خط‌قرمز تلقی‌شدن دانش هسته‌ای و چرخه سوخت در دوره ره‌بری فقید از این جمله‌اند. در نتیجه طبیعی است که وقتی اخبار مذاکرات منتشر می‌شود، #خیابان که بیش‌از ۵۰ روز زیر بمباران و در سرما و گرما بی‌هیچ تردیدی پشت #میدان ایستاده، اقناع نشود که از #دیپلماسی نیز به همان میزان حمایت کند. چون تصورش این است که احتمالا مذاکره‌کنندگان سرخود و بدون مجوز از مقامات عالیه نظام (به طور مشخص شخص ره‌بری) در حال مذاکره و بلکه فراتر از آن کودتا علیه #اهداف_اعلانی_جنگ هستند. خیابان در این‌جا یک پارادوکس می‌بیند: تعارض میان #شعارهای_پیشینی و #رفتار_پسینی. از خیابانی که کسی با آن صحبت نمی‌کند و صرفا از دریچه اخبار رسانه‌های خارجی و گاه معاند به اخبار (راست یا دروغ) دست پیدا می‌کند نباید انتظار داشت که واکنشی غیر از این داشته باشد. این‌جاست که می‌بایست از ره‌بری نظام خواست که مستقیم با مردم کف خیابان صحبت کند. چه‌آن‌که زیرساخت فکری و معرفتی و انگیزشی این بخش از مردم اساسا به گونه‌ای است که تنها ره‌بری نظام را مرجع فکری و رفتاری خود می‌بینند و از هیچ یک از مسئولان و نهادهای مسئول به ویژه آن‌جا که احساس تعارض با خطوط ترسیم‌شده و الگوی فکری ره‌بری دارند، حرف‌شنوی ندارند. در نتیجه اگر اصل مذاکرات با تأیید ره‌بری و مذاکره‌کنندگان مورد‌حمایت ایشان هستند به آن تصریح کنند تا خیابان تکلیف خودش را بداند و هیات مذاکره‌کننده نیز دچار چالش‌هایی بیش‌تر از این نشود. اگر ره‌بری کنونی با اصل یا تیم یا مفاد مذاکره مساله‌ای دارند، با حفظ مصلحت، باز هم می‌بایست به نوعی با مردم صحبت‌ شود که مردم بدانند مسئولیت مذاکرات با چه کسی است و شکست یا پیروزی آن را به پای چه کسی بنویسند. مقام #ره‌بری با #مسئولیت گره خورده است. و صحبت‌کردن با مردم یکی از این مسئولیت‌های خطیر است. اگر خیابان و مردم حقیقتا برای ج‌اا اهمیت دارد می‌بایست رفتاری متفاوت درپیش گیرد‌. با مردم نمی‌توان رفتار قیم‌مآبانه و ارباب-رعیتی داشت. نمی‌توان از ایشان خواست در شدت و سختی در خیابان باقی بمانند و بعد به مذاکرات که می‌رسد آن‌ها را موی دماغ و نامحرم تلقی کرده و سر به تحقیرشان برداشت. در هر صورت نظام باید تکلیفش را با خودش مشخص کند. این خیابان اگر بد است زودتر آن را جمع کند. و البته در بحران‌های بعدی نیز توقعی برای حضور نداشته باشد و اگر خوب است آن را باید با همین ویژگی‌ها پذیرفت و کوشید تا بعدها آن را ارتقاء داد. و این ارتقاء به این سادگی‌ها و آسانی‌ها میسر نیست. ۶. در پایان اما نظر نامحبوب من آن است که امریکا مذاکرات را صرفا برای #تسلیم_محض طراحی کرده است. ادامه خطی که ترامپ از ۲۰۱۸ تاکنون دنبال کرده است. تاکنون نیز هیچ نشانه‌ای بر کوتاه‌آمدن یا آمادگی برای اعطای (ولو غیرتضمینی) کم‌ترین امتیازی از ترامپ دیده نشده که در همین دوره دوهفته‌ای آتش‌بش شاهد افزایش فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی علیه ایران بوده‌ایم. (البته که این به معنی مخالفت با مذاکره نیست. توجه‌دادن به نیت حقیقی طرف مقابل از ورود به فاز مذاکراتی است.) برای تیم ترامپ و نتانیاهو، این توقف دو یا چندهفته‌ای جنگ یا منتهی به تسلیم کامل ج‌اا می‌شود که سود خالص است یا فرصتی برای بارگیری مجدد ماشین جنگی‌شان و غافل‌گیر کردن ایران برای سومین بار در پای میز مذاکره است که این نیز سود است. مذاکرات هر #نتیجه‌ی_غیرتسلیمی که داشته باشد، مجددا و پس از چندماه سایه جنگ را بر سر کشور خواهد آورد. مگر آن‌که جنگ/مذاکرات به گونه‌ای مدیریت شود که طرف مقابل احساس درد کند. حالا من نمی‌دانم توان سخت‌افزاری‌اش نیست یا اراده سیاسی‌اش یا چه. @Monbathat

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌ویکم: مذاکرات؛ ناموسی‌سازی و ناموس‌زدایی 2⃣ بخش دوم 🕑 ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ۵. صادقانه اگر بخواهیم صحبت کنیم بخش مهمی از اعتراضاتی که گاه در خیابان یا رسانه‌ها به اصل مذاکره یا نیت مذاکره‌کنندگان می‌شود ناشی از خطوط‌قرمزی است که نظام و ره‌بری نظام خود در ابتدای جنگ یا پیش از آن وضع کرده‌اند. مسائلی مانند انتقام و مجازات دشمن، بسته‌ماندن تنگه هرمز و خط‌قرمز تلقی‌شدن دانش هسته‌ای و چرخه سوخت در دوره ره‌بری فقید از این جمله‌اند. در نتیجه طبیعی است که وقتی اخبار مذاکرات منتشر می‌شود، #خیابان که بیش‌از ۵۰ روز زیر بمباران و در سرما و گرما بی‌هیچ تردیدی پشت #میدان ایستاده، اقناع نشود که از #دیپلماسی نیز به همان میزان حمایت کند. چون تصورش این است که احتمالا مذاکره‌کنندگان سرخود و بدون مجوز از مقامات عالیه نظام (به طور مشخص شخص ره‌بری) در حال مذاکره و بلکه فراتر از آن کودتا علیه #اهداف_اعلانی_جنگ هستند. خیابان در این‌جا یک پارادوکس می‌بیند: تعارض میان #شعارهای_پیشینی و #رفتار_پسینی. از خیابانی که کسی با آن صحبت نمی‌کند و صرفا از دریچه اخبار رسانه‌های خارجی و گاه معاند به اخبار (راست یا دروغ) دست پیدا می‌کند نباید انتظار داشت که واکنشی غیر از این داشته باشد. این‌جاست که می‌بایست از ره‌بری نظام خواست که مستقیم با مردم کف خیابان صحبت کند. چه‌آن‌که زیرساخت فکری و معرفتی و انگیزشی این بخش از مردم اساسا به گونه‌ای است که تنها ره‌بری نظام را مرجع فکری و رفتاری خود می‌بینند و از هیچ یک از مسئولان و نهادهای مسئول به ویژه آن‌جا که احساس تعارض با خطوط ترسیم‌شده و الگوی فکری ره‌بری دارند، حرف‌شنوی ندارند. در نتیجه اگر اصل مذاکرات با تأیید ره‌بری و مذاکره‌کنندگان مورد‌حمایت ایشان هستند به آن تصریح کنند تا خیابان تکلیف خودش را بداند و هیات مذاکره‌کننده نیز دچار چالش‌هایی بیش‌تر از این نشود. اگر ره‌بری کنونی با اصل یا تیم یا مفاد مذاکره مساله‌ای دارند، با حفظ مصلحت، باز هم می‌بایست به نوعی با مردم صحبت‌ شود که مردم بدانند مسئولیت مذاکرات با چه کسی است و شکست یا پیروزی آن را به پای چه کسی بنویسند. مقام #ره‌بری با #مسئولیت گره خورده است. و صحبت‌کردن با مردم یکی از این مسئولیت‌های خطیر است. اگر خیابان و مردم حقیقتا برای ج‌اا اهمیت دارد می‌بایست رفتاری متفاوت درپیش گیرد‌. با مردم نمی‌توان رفتار قیم‌مآبانه و ارباب-رعیتی داشت. نمی‌توان از ایشان خواست در شدت و سختی در خیابان باقی بمانند و بعد به مذاکرات که می‌رسد آن‌ها را موی دماغ و نامحرم تلقی کرده و سر به تحقیرشان برداشت. در هر صورت نظام باید تکلیفش را با خودش مشخص کند. این خیابان اگر بد است زودتر آن را جمع کند. و البته در بحران‌های بعدی نیز توقعی برای حضور نداشته باشد و اگر خوب است آن را باید با همین ویژگی‌ها پذیرفت و کوشید تا بعدها آن را ارتقاء داد. و این ارتقاء به این سادگی‌ها و آسانی‌ها میسر نیست. ۶. در پایان اما نظر نامحبوب من آن است که امریکا مذاکرات را صرفا برای #تسلیم_محض طراحی کرده است. ادامه خطی که ترامپ از ۲۰۱۸ تاکنون دنبال کرده است. تاکنون نیز هیچ نشانه‌ای بر کوتاه‌آمدن یا آمادگی برای اعطای (ولو غیرتضمینی) کم‌ترین امتیازی از ترامپ دیده نشده که در همین دوره دوهفته‌ای آتش‌بش شاهد افزایش فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی علیه ایران بوده‌ایم. برای تیم ترامپ و نتانیاهو، این توقف دو یا چندهفته‌ای جنگ یا منتهی به تسلیم کامل ج‌اا می‌شود که سود خالص است یا فرصتی برای بارگیری مجدد ماشین جنگی‌شان و غافل‌گیر کردن ایران برای سومین بار در پای میز مذاکره است که این نیز سود است. مذاکرات هر #نتیجه‌ی_غیرتسلیمی که داشته باشد، مجددا و پس از چندماه سایه جنگ را بر سر کشور خواهد آورد. مگر آن‌که جنگ/مذاکرات به گونه‌ای مدیریت شود که طرف مقابل احساس درد کند. حالا من نمی‌دانم توان سخت‌افزاری‌اش نیست یا اراده سیاسی‌اش یا چه. @Monbathat