Echoes
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 086
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kunlar
-1830 kunlar
Postlar arxiv
1 086
آدم هایی توی این دنیا هستن که دیگه هیچی براشون باقی نمونده و هیچی ندارن به غیر از آرزوهای محالی که هر روز توی رؤیاهاشون بهش می رسن، می دونن محاله، می دونن غیر ممکنه که اتفاق بیفته ولی هر روز و هر روز و هر روز، بهش فکر می کنن و میرن توی رؤیا، چون همین رؤیاهاست که اونها رو زنده نگه داشته، می خوان به زور این رؤیاها زنده بمونن و نفس بکشن. معمولا مچشونو می گیری وقتی الکی دارن با خودشون لبخند می زنن، توی اون لحظه حتما آرزوی محالشون رو به آغوش کشیدن و تمام حرف های دلشون رو دارن باهاش می زنن.
اینقدر توی رؤیاهاشون غرق میشن
که حتی دیگه نمی فهمن دور و برشون چی می گذره،
ولی مثل سیندرلا که ساعت دوازده شب
دوباره به حالت خاکستر نشینی خودش برگشت
و یکی یکی همه ی چیزهای خوبشو از دست داد،
با صدای بابا یا مامان گفتن بچشون،
یا داد و فریاد همسرشون
یا صدا کردن مغازه داری که از مغازه بیرون اومده
و بهشون میگه: آقا یا خانم بقیه ی پولتون رو
جا گذاشتین، از اون رؤیاها میان بیرون، آرزوی محالشون از آغوششون پر می کشه
و مثل سیندرلا به زندگی عادیشون بر می گردن
با همون دغدغه ها، سختی ها، پستی ها و بلندی ها...
اما هنوز یه امید دارن، اونم صبح فرداست که باز هم می تونن توی رؤیاهاشون به آرزوهای محالشون برسن، خوشحالن و خداروشکر می کنن که این رؤیابافی های شیرین تنها چیزیه که هیچکس نمی تونه ازشون بگیره، و تنها چیزیه که می تونن به تنهایی باهاش عشق کنن، زنده بمونن و نفس بکشن...
#زینب_تاراس
@e_ches
1 086
استر خودش باید میدانست کسی که ترک میکند، دردی ندارد. کسی که ترک میکند، صحبت نمیکند، زیرا حرفی برای گفتن ندارد. کسی که ترک میکند، آماده است. درد بزرگ این است. کسی که ترکش میکنند، نیاز دارد تا ابد صحبت کند. و همهی این صحبتها تلاشی است برای گفتن اینکه دیگری اشتباه کرده است. اگر فقط متوجه ماهیت واقعی همهچیز میشد، این انتخاب را نمیکرد و در عوض، او را دوست میداشت. مفهوم صحبت کردن که صاحب سخن مدعی است، روشن ساختن نیست، بلکه متقاعد کردن و قانع کردن است.
#لنا_آندرشون
تصرف عدوانی
@e_choes
1 086
وقتی بار عاطفی رابطه به تنهایی روی دوش توست، يعنی مدت هاست پايان شكل گرفته و تو بیخودی درگير ماندهای.
انگار كه از يک سراشيبیِ تند با كلی ذوق بالا بروی و وقتی نفست گرفت،
ببينی كه به هيچ جای مشخصی نرسيدهای.
آن وقت نفرت و خستگی را جایی ميان قفسهی سينه و شكم احساس میكنی.
چيزی شبيه به یک دل بهم خوردگی.
حق داری كه دلت بخواهد راهِ رفته را بازگردی كه لااقل در ناكجاآباد گم و گور نشوی.
یکی از سختترين قسمتهای بعضی ماجراهای احساسی همين فاجعهی افتادن بار عاطفی روی دوش یک نفر است.
يا بايد كوله پشتی نفر مقابل هم پر باشد و يا به كل بیخيالِ ماجرا شد و بدون سرزنش، پايان را پذيرفت.
سخت است اما سخت ترش زمانی ست كه میبينی بخاطر هيچ، مدتها خودت را از خيلی چيزها محروم كردهای.
از ديدن مهربانی و لذت همنشينی با ديگران محروم شدهای.
از لحظه های شاعرانه ای كه هر كدام خاطره ای میساختند،
دور ماندهای.
و هيچ چيز بدتر از سرخوردگی در رابطه نيست.
كه نتيجه اش میشود،
یک دلمردگیِ تهوع آورِ غم انگيز.
حواست باشد مبادا انرژی عشق را برای رابطهای كه تمام شده،
هدر بدهی.
#شیما_سبحانی
@e_choes
1 086
روزی میرسد که نسبت به همه چیز بیتفاوت میشوی. نه از بدگوییهای دیگران میرنجی و نه دلخوش میکني به حرفهای عاشقانهی اطرافت. به آن روز میگویند: پیری!
آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشتهاند فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد. این دیگر بستگی به چگونه تا کردن زندگی با انسانها دارد.
#گابریل_گارسیا_مارکز
سفرخوش، آقای رئیس جمهور
@e_choes
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
