Echoes
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 084
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
-1330 kunlar
Postlar arxiv
1 084
تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
برو که عشق و غم او نصیب ماست بخسب
ز آفتاب غم یار ذره ذره شدیم
تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب
به جست و جوی وصالش چو آب میپویم
تو را که غصه آن نیست کو کجاست بخسب
طریق عشق ز هفتاد و دو برون باشد
چو عشق و مذهب تو خدعه و ریاست بخسب
ز کیمیاطلبی ما چو مس گدازانیم
تو را که بستر و همخوابه کیمیاست بخسب
من از دماغ بریدم امید و از سر نیز
تو را دماغ تر و تازه مرتجاست بخسب
لباس حرف دریدم سخن رها کردم
تو که برهنه نهای مر تو را قباست بخسب
#مولانا
@e_choes
1 084
«پیلی را آوردند بر سرِ چشمهای که آب خورَد، خود را در آب میدید و میرمید. او میپنداشت که از دیگری میرمد! نمیدانست که از خود میرمد.
همهی اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر چون در توست نمیرنجی؛ چون آن را در دیگری میبینی، میرمی و میرنجی.»
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@e_choes
1 084
اینجا مقصد نیست. آغاز هم نیست. فقط گریزیست برای حرف زدن با خودم، با خودش. با کسی که همواره در من است و با من نیست، و از این روست که "او" خطابش میکنم.
تکهای هستم جدا شده از چیزی که نمیشناسمش. تبعید شدهام به زمین انسانها. سیارهام مدتهاست که فراموشم کرده است. لااقل بر من بتاب، تا بیتابیهایم را در تابش خودت ببینی
زمین انسان ها
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@e_choes
1 084
بیا گلخونه کن ، ایام سرده ، وسط این همه تابستون قلب الاسد
یادمون دیگه رفته اون های و هوی و نعره مستانمون
چن وقتیه دیگه کسی دندونامون و ندیده
قدیما بیش از این اندیشه عشاق میکردی
چن وقتیه خسیس شدی
یهو شدی
رفتی دیگه سر نزدی
انگار یادت ما رو رفته باشه
ما اما هنوزم از یادت کم نکردیم
نباش خسیس
تو بیا ...
#رادیو_چهرازی
@e_choes
1 084
"اغلب از خود می پرسم که چرا ترس بر شب حکومت می کند؟ فکر می کنم که شب زاییده ی تاریکی نیست. شب همواره هست، فقط در نور روز قابل رویت نیست! من آدم های زیادی را دیده ام که از خودشان متنفرند و با مطبوع جلوه دادن خود در نظر دیگران، آن را (تنفر را) جبران می کنند. فقط در این صورت می توانند نسبت به خود مهربان باشند". جالب اینجاست که در سخن نیچه "تنفر از خود" جای شب را می گیرد و "مطبوع جلوه دادن خود"، جای روز را و آن وقت... این جمله را دوباره باید خواند: "شب همواره هست، فقط در نور روز قابل رویت نیست"
وقتی نیچه گریست
#آروین_د_یالوم
@e_choes
1 084
جایی خوانده بودم که آدم بالاخره زمان را گم میکند. اما وقتی این را خوانده بودم معنایش را خیلی نفهمیده بودم. نفهمیده بودم چطور روزها میتواند در آنِ واحد هم کوتاه باشند هم طولانی. بیتردید طولانی برای گذراندن. اما آنقدر کشدار که دست آخر با هم قاطی میشوند و دیگر اسم ندارند. تنها کلمه هایی که برایم معنایی داشتند، دیروز و فردا بودند.
بیگانه
#آلبرکامو
@e_choes
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
