Alireza elyasi
Kanalga Telegram’da o‘tish
شاعر 📚آثار: مفردات/تکبیتیها قایقسواری در سراب/سپید اربعینمداری/غزلآیینی سیاهچالگی/غزل کرمچالگی/غزل سپیدچالگی/غزل آدمیزادگاه/غزل سی و صدسالگی/شعری بلند و موزون جهت ارتباط: @Alirezaelyasi71
Ko'proq ko'rsatish234
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-330 kun
Postlar arxiv
کتاب #آدمیزادگاه #علیرضا_الیاسی نامزد پنجمین دورۀ جایزۀ ملی حسین جلالپور
(جایزۀ مستقل غزل)
شد
#جایزه_غزل_حسین_جلال_پور
#جایزه_غزل
#کتاب_غزل
#گناوه
صحبتهای #علیرضا_الیاسی دربارهی #هشت_کتاب #سهراب_ سپهری
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varavg_gardan
#شب_شعر_تهران
#علیرضا_الیاسی
اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/alireza__elyasi
تلگرام:
@alirezaelyasipoems
صحبتهای #علیرضا_الیاسی دربارهی کتاب #عزاداران_بَیَل از #غلامحسین_ساعدی
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varagh_gardan
بعد از نامزدی در بخش کتاب،#علیرضا_الیاسی در جمع نامزدهای بخش ترانهی سومین دورهی دوسالانهی
جایزه ملی غزل حسین منزوی
قرار گرفت.
اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/alireza__elyasi
تلگرام:
@alirezaelyasipoems
📚#سپیدچالگی #علیرضا_الیاسی در جمع نامزدهای سومین دورهی دوسالانهی
جایزه غزل حسین منزوی (جایزه ملی غزل)
قرار گرفت.
اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/alireza__elyasi
تلگرام:
@alirezaelyasipoems
صحبتهای علیرضا الیاسی درباره کتاب شعرهای دریایی
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
#یدالله_رویایی
#شعرهای_دریایی
#علیرضا_الیاسی
@varagh_gardan
Repost from باشگاه کتابخوانی ورقگردان
باشگاه کتابخوانی ورقگردان به جلسهی سیام رسیده و اینبار به «شعرهای دریایی» یدالله رؤیایی میپردازد؛ مجموعهای منتشرشده در ۱۳۴۴ که آغاز تجربههای جدی او با فرم و نقطهی عطفی در حرکت بهسوی شعر حجم بود. تلاش میکنیم زبان موجساز رؤیایی را بهتر بشناسیم و ببینیم شعر چگونه میتواند مثل دریا، مدام شکل عوض کند. 🌊📚
🗓 زمان: سهشنبه ۴ آذر – ساعت ۱۸
📍 مکان: خیابان انقلاب، خیابان موسوی، پلاک ۳۱، عمارت آفرید
با احترام
محمد بهرادنیا، علیرضا الیاسی، شکوفه وادیگرد
#ورقگردان #یدالله_رؤیایی #شعرهای_دریایی #شعرنو #شعر_حجم #ادبیات_معاصر #باشگاه_کتابخوانی
@varagh_gardan
غزلی از 📚#سپیدچالگی/نشر ایهام/۱۴۰۱
با عنوان: اخوانِ ثالث
آه دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم...
مثل مسعود سعد سلمان شد
زیرِ هر سقف رفت، زندان شد
روی شاعر، به زندگی خندید!
توی شاعر، گلولهباران شد
آب شد هرچه داشت از گریه...
استخوان آرد کرد تا نان شد
ذهنِ شاعر پرنده بار آمد!
شعر، قالیچهی سلیمان شد
بیدلِ دهلوی تخیّل کرد...
شرحِ یک مصرعش، دو دیوان شد
مثلِ سیمرغ قصّهی عطّار
راهیِ هفت شهر عرفان شد
در قصیده به سمت یُمگان رفت...
در غزل، منزوی زنجان شد
مثلِ یک مارِ پیر در همدان
پوست از تن درید و عریان شد
چشم خود را به وقتِ شعر، نبست
بر سر برجکش، نگهبان شد!
سقف شک شد، ستونِ ایمان شد
کفر ورزید تا مسلمان شد
روحِ او در بدن گروگان بود...
بدنش در کفن گروگان شد!
هرچه را خواب دید، باور کرد...
هرچه را چشم دید هذیان شد!
به قوانینِ زندگی زل زد!
شاعر از حیرتش، فیزیکدان شد
سینه را سربُرید با سرطان
غدّهی تازهای نمایان شد...
شاعر از شعرِ خود فراری بود
مادر از تولهاش گریزان شد
زنده رفت و جنازهاش برگشت
موجی از شعر بود...طوفان شد!
تیغ، از بس که تیزدندان شد
کوسهماهیِ داخل وان شد
بر کفِ آبدیدهی حمّام
قطرهی خونِ او فراوان شد
پیکرِ خونی امیرکبیر
کفِ حمّامِ فینِ کاشان شد
جسدش هدیه بود و برکفنش
گِرِهِ بند، شکلِ روبان شد
داشت بوی بهار میآمد...
اخوان خواند تا زمستان شد
در ادامه کلاغ قصّهی ما
پشت ابری سیاه پنهان شد
آنقدر ناله کرد، صاعقه زد!
آنقدر گریه کرد، باران شد!
بین آتش به دور خود چرخید
از خودش نیش خورد، بریان شد
"نیشِ عقرب نه از ره کین است"
اقتضای طبیعتش آن شد...
صحبتهای علیرضا الیاسی درباره #فروغ_فرخزاد
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varagh_gardan
صحبتهای علیرضا الیاسی درباره نادر نادرپور
#نادرنادرپور
#علیرضا_الیاسی
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varagh_gardan
